نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین همه مسئولان یکصدا معتقدند با آمریکا در هیچ سطحی مذاکره نخواهد شد | کارهای کشور را نباید ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین همه مسئولان یکصدا معتقدند با آمریکا در هیچ سطحی مذاکره نخواهد شد | کارهای کشور را نباید ... منبع (ادامه مطلب): http://qaem14.blog.ir/1398/... #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است ...

۵ ساعت پیش
10K
#پارت76: با یه دست اسلحه و ارمیا رو گرفت و با دست دوم سریع سوئیچ رو از روی زمین برداشت. در حالی که عقب عقب می رفت ارمیا رو سمت صندلی راننده پرت کرد و ...

#پارت76: با یه دست اسلحه و ارمیا رو گرفت و با دست دوم سریع سوئیچ رو از روی زمین برداشت. در حالی که عقب عقب می رفت ارمیا رو سمت صندلی راننده پرت کرد و خودش سمت در شاگرد دوید و سوار شد . در حالی که اسلحه رو سمت ...

۵ ساعت پیش
11K
#پارت76: با یه دست اسلحه و ارمیا رو گرفت و با دست دوم سریع سوئیچ رو از روی زمین برداشت. در حالی که عقب عقب می رفت ارمیا رو سمت صندلی راننده پرت کرد و ...

#پارت76: با یه دست اسلحه و ارمیا رو گرفت و با دست دوم سریع سوئیچ رو از روی زمین برداشت. در حالی که عقب عقب می رفت ارمیا رو سمت صندلی راننده پرت کرد و خودش سمت در شاگرد دوید و سوار شد . در حالی که اسلحه رو سمت ...

۵ ساعت پیش
12K
پاییز آمد در میان درختان لانه کرده کبوتر از تراوش باران می گریزد خورشید از غم با تمام غرورش پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می نشیند من با قلبی به سپیدی صبح با امید ...

پاییز آمد در میان درختان لانه کرده کبوتر از تراوش باران می گریزد خورشید از غم با تمام غرورش پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می نشیند من با قلبی به سپیدی صبح با امید بهاران میروم به گلستان همچو عطر اقاقی لابه لای درختان می نشینم باشد روزی به ...

۵ ساعت پیش
5K
نوشتی از همان اول برایم ... دوستت دارم علی رغم همه ، دل شوره هایم ، دوستت دارم نوشتم اینکه بعد از تو ، جهان دلتنگی محض است نوشتم اینکه من هم مبتلایم ، دوستت ...

نوشتی از همان اول برایم ... دوستت دارم علی رغم همه ، دل شوره هایم ، دوستت دارم نوشتم اینکه بعد از تو ، جهان دلتنگی محض است نوشتم اینکه من هم مبتلایم ، دوستت دارم! تو می خندی و دنیا ، بر مدار خنده ات شاد است چنان حیران ...

۵ ساعت پیش
9K
پارت۴۴ تهیونگ:میچا داشت بهم با عصبانیت نگاه میکرد اخه من الان چجوری اینو قانع کنم لبامو از هم فاصله دادم و گفتم:میچا تو داری اشتباه میکنی اینا همش توهمه. میچا:اوم من دارم اشتباه میکنم ببین ...

پارت۴۴ تهیونگ:میچا داشت بهم با عصبانیت نگاه میکرد اخه من الان چجوری اینو قانع کنم لبامو از هم فاصله دادم و گفتم:میچا تو داری اشتباه میکنی اینا همش توهمه. میچا:اوم من دارم اشتباه میکنم ببین کارت به کجا رسیده که واسه راحت کردن خودت میگی من توهم زدم یکی بیاد ...

۵ ساعت پیش
11K
سوزِ دلی دارم که می گیرد قرارت را شاید به این پاییز بسپاری بهارت را بوی تو در پیراهنم جا مانده می ترسم یک هرزه باد از من بگیرد یادگارت را آیینه، شد صد تکه ...

سوزِ دلی دارم که می گیرد قرارت را شاید به این پاییز بسپاری بهارت را بوی تو در پیراهنم جا مانده می ترسم یک هرزه باد از من بگیرد یادگارت را آیینه، شد صد تکه اما باز هر تکه از یک دریچه رنگ زد نقش و نگارت را بر شانه ...

۵ ساعت پیش
5K
این طور بی مقدمه از من جدا مشو تازه رسیده ای بنشین زود پا مشو ای آرزوی تا ابدِ من! کمی بمان در ابتدای راه چنین بی وفا مشو اما نه! دل سپردن و کندن ...

این طور بی مقدمه از من جدا مشو تازه رسیده ای بنشین زود پا مشو ای آرزوی تا ابدِ من! کمی بمان در ابتدای راه چنین بی وفا مشو اما نه! دل سپردن و کندن طریق نیست دل را بگو که این همه سر به هوا مشو از قول من ...

۵ ساعت پیش
5K
#پارت۴۴ همه به کل کل ما دو تا می‌خندیدن اِلا اهورا که فکرش یه جای دیگه بود! ملیحه جون با لبخند گفت: ماهرخ جان عزیزم از خودت پذیرایی کن، اصلا هم تعارف نکن. بهش لبخند ...

#پارت۴۴ همه به کل کل ما دو تا می‌خندیدن اِلا اهورا که فکرش یه جای دیگه بود! ملیحه جون با لبخند گفت: ماهرخ جان عزیزم از خودت پذیرایی کن، اصلا هم تعارف نکن. بهش لبخند زدم و گفتم: ـ من تعارفی نیستم، ممنون. ملیحه جون لبخندی زد و مشغول صحبت ...

۵ ساعت پیش
15K
#پار۴۳ ـ جناب سالار من پرستار خانم بزرگم و صلاح می‌دونم خانم بزرگ توی هوای آزاد باشن، درضمن من به کارایی که می‌کنم کاملا مطمئنم! اهورا فنجونش رو به سمت دهنش برد و در همون ...

#پار۴۳ ـ جناب سالار من پرستار خانم بزرگم و صلاح می‌دونم خانم بزرگ توی هوای آزاد باشن، درضمن من به کارایی که می‌کنم کاملا مطمئنم! اهورا فنجونش رو به سمت دهنش برد و در همون حین گفت: از من گفتن بود. چشم غره‌ای بهش رفتم و مشغول نوشیدن قهوم شدم، ...

۵ ساعت پیش
11K
• کاش این تو بمیری از آن تو بمیری ها نبود.می زدم به سیمِ آخر و برای همیشه

• کاش این تو بمیری از آن تو بمیری ها نبود.می زدم به سیمِ آخر و برای همیشه "هر روز بیشتر دوست داشتنت" را تمام می کردم. همان وقت که چشم به چشمم می دوختی و با لبخند می گفتی عزیزم چیزی شده؟ تمام آن فکرهای لعنتی که مدام توی ...

۵ ساعت پیش
15K
خوب گوش کن! غرشهای شیری است این نزدیکیها، شیری تنها که به یالشهایش نمی نازد به نر بودنش هم نمی نازد، او هرگز نمی نازد، به هیچ نمینازد، حتی به زنده بودنش هم نمی نازد، ...

خوب گوش کن! غرشهای شیری است این نزدیکیها، شیری تنها که به یالشهایش نمی نازد به نر بودنش هم نمی نازد، او هرگز نمی نازد، به هیچ نمینازد، حتی به زنده بودنش هم نمی نازد، او شیری است تنها رو به پرتگاهی که پشت بیشه یِ اوست، او پشت به ...

۶ ساعت پیش
8K
بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم ... برای همین تابستون که می شد ، مادرم لواشک آلو واسم درست می‌کرد, منم همیشه یه گوشه وایمیستادم و نگاه می کردم... سخت ترین مرحله ،‌ ...

بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم ... برای همین تابستون که می شد ، مادرم لواشک آلو واسم درست می‌کرد, منم همیشه یه گوشه وایمیستادم و نگاه می کردم... سخت ترین مرحله ،‌ مرحله ی خشک شدن لواشک بود... لواشک رو می ریختیم تو‌ سینی و می ذاشتیم ...

۶ ساعت پیش
15K
⭕ ️در سرزمین لاکچری.. ▪ ️عینک 9میلیون، عطر 5میلیون و 500، یک شکلات‌خوری نقره جمع‌وجور 100میلیون، یک قلم روان‌نویس 30میلیون... . اشتباه نکنید؛ این اعداد به ریال نیست! به تومان است که برای به‌دست آوردن ...

⭕ ️در سرزمین لاکچری.. ▪ ️عینک 9میلیون، عطر 5میلیون و 500، یک شکلات‌خوری نقره جمع‌وجور 100میلیون، یک قلم روان‌نویس 30میلیون... . اشتباه نکنید؛ این اعداد به ریال نیست! به تومان است که برای به‌دست آوردن یک جنس خاص قیمت‌گذاری شده. ▪ ️اینجا مجتمعی در شمال تهران است که با وجود ...

۶ ساعت پیش
4K
همه دخترا بارها و بارها عاشق شدن ! اولین بار واسه اون پسر بچه لاغر با موهای چتری نا مرتب و چشم و ابروی مشکی که هم بازی بچگیت بوده و دست به دست هم ...

همه دخترا بارها و بارها عاشق شدن ! اولین بار واسه اون پسر بچه لاغر با موهای چتری نا مرتب و چشم و ابروی مشکی که هم بازی بچگیت بوده و دست به دست هم تمام کوچه پس کوچه های محله رو دویدی و جیغ زدی و یه روز ول ...

۶ ساعت پیش
15K
🕊 🌷 عشق بود و جبهه بود و جنگ بود عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد مادری فرزند خود را هدیه کرد در شبی که اشکمان چون رود ...

🕊 🌷 عشق بود و جبهه بود و جنگ بود عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد مادری فرزند خود را هدیه کرد در شبی که اشکمان چون رود شد یک نفر از بین ما مفقود شد آنکه که سر دارد به سامان می ...

۶ ساعت پیش
6K
رمان قهوه قجری پارت۴۶: نوا که دید حرفم درسته و گله‌ای نداره نفس عمیقی کشید و گفت: -نمی‌دونم والا خودت بهتر می‌دونی چیکار کنی، فقط حواست به دانیال هم باشه. -حواسم هست، دانیال درکم می‌کنه ...

رمان قهوه قجری پارت۴۶: نوا که دید حرفم درسته و گله‌ای نداره نفس عمیقی کشید و گفت: -نمی‌دونم والا خودت بهتر می‌دونی چیکار کنی، فقط حواست به دانیال هم باشه. -حواسم هست، دانیال درکم می‌کنه تو چه شرایطی هستم و ناراحت نمی‌شه. -امیدوارم، منم پاشم برم بخوابم دیگه. بلند شد ...

۷ ساعت پیش
16K
بعضی احساس ها کلمه نمیخواهد... صدا میخواهد،لحن میخواهد... مثل دوست داشتن… بعضی حرف ها را نباید نوشت... نباید تایپ کرد،مثل دوستت دارم… دوست داشتن را باید کنار گوشش زمزمه کرد... و دوستت دارم را با ...

بعضی احساس ها کلمه نمیخواهد... صدا میخواهد،لحن میخواهد... مثل دوست داشتن… بعضی حرف ها را نباید نوشت... نباید تایپ کرد،مثل دوستت دارم… دوست داشتن را باید کنار گوشش زمزمه کرد... و دوستت دارم را با بوسه نشانش داد... چرا نسلی شدیم که لب هایمان را از یاد برده ایم... و ...

۸ ساعت پیش
4K
#عشق_باطعم_تلخ #part102 آروم و نامنظم نفس می‌کشید. - پرهام؟ صدام خوبه‌خود می‌لرزید... هیچی نمی‌گفت، دلم می‌خواست تمام حرف‌های دلم رو بهش بگم بدون مکث، دلم می‌خواست از دلتنگیم بگم، از این‌که منم دوستش دارم، از ...

#عشق_باطعم_تلخ #part102 آروم و نامنظم نفس می‌کشید. - پرهام؟ صدام خوبه‌خود می‌لرزید... هیچی نمی‌گفت، دلم می‌خواست تمام حرف‌های دلم رو بهش بگم بدون مکث، دلم می‌خواست از دلتنگیم بگم، از این‌که منم دوستش دارم، از این‌که حسم بهش همون حسیِ که اون بهم داره؛ اما لال شده بودم! - سلام... ...

۸ ساعت پیش
13K
#عشق_باطعم_تلخ #part101 در انجام گذاشتنeng بودم که فهمیدم فرحان اومده استیشن، از صدای خنده‌هاش فهمیدم خودشِ... اومد سمتم منم کارم تموم شده بود و در حال جمع کردن وسایل بودم. - سلام خانم دکتر خسته ...

#عشق_باطعم_تلخ #part101 در انجام گذاشتنeng بودم که فهمیدم فرحان اومده استیشن، از صدای خنده‌هاش فهمیدم خودشِ... اومد سمتم منم کارم تموم شده بود و در حال جمع کردن وسایل بودم. - سلام خانم دکتر خسته نباشی. با لبخند جوابش رو دادم وسایل رو گذاشتم سر جاهاشون و بقیه رو توی ...

۸ ساعت پیش
12K