نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت سیزدهم ●○•° ادامه نامه کوکی ) یادت باشه من همیشه به یادتم تو هم به یادم باش ..... دوست دارم خیلی زیاد ♡♡♡ از طرف جونگ کوک :) *وی : نامه رو به قلبم ...

پارت سیزدهم ●○•° ادامه نامه کوکی ) یادت باشه من همیشه به یادتم تو هم به یادم باش ..... دوست دارم خیلی زیاد ♡♡♡ از طرف جونگ کوک :) *وی : نامه رو به قلبم چسبوندم و گریه کردم دلم میخواست داد بزنم ..... همش ...همش تقصیر اون جیمین عوضیه ...

۷ ساعت پیش
29K
مرا باور کن پارت ۷۸ دلبر ..........اقای........ارسلان تاج الدین میشه خودتون رو نشون بدین............ این دختره.....چی میگه این‌‌‌‌‌......این ریاء اس........من مطمئنم........برگشتم به آرین نگاه کردم با این نور کم می تونستم صورتشو ببینم......صورتش تو هم ...

مرا باور کن پارت ۷۸ دلبر ..........اقای........ارسلان تاج الدین میشه خودتون رو نشون بدین............ این دختره.....چی میگه این‌‌‌‌‌......این ریاء اس........من مطمئنم........برگشتم به آرین نگاه کردم با این نور کم می تونستم صورتشو ببینم......صورتش تو هم بود.....که همون ارسلان.....خودشو نشون داد و همه چراغ ها دوباره روشن شدن........که آرمان.....با صدای بلندی ...

۱۳ ساعت پیش
25K
پارت ۱۳ فیک درد عاشقی تقریبا نصف آشغال هارو جمع کرده بودن و توی یه عالمه بشکه ریخته بودن . بورا به شدت خسته شده بود و میخواست یه جا بشینه ولی همه نشسته بودن ...

پارت ۱۳ فیک درد عاشقی تقریبا نصف آشغال هارو جمع کرده بودن و توی یه عالمه بشکه ریخته بودن . بورا به شدت خسته شده بود و میخواست یه جا بشینه ولی همه نشسته بودن و جایی نمونده بود . اومد روی یکی از بشکه ها بشینه که تا نشست ...

۱۴ ساعت پیش
48K
#دوقلوهای_شیطون #پارت8 چان بعد از صحبت با آنیسا منتظر بودیم ببینیم واقعا حرفایی مدیر درسته یانه که ماشین کمپانی مورد نظرمون پارک کرد و آیسان اومد پایین ازش سهون:فک کنم یکم قیافش گرفته اس با ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت8 چان بعد از صحبت با آنیسا منتظر بودیم ببینیم واقعا حرفایی مدیر درسته یانه که ماشین کمپانی مورد نظرمون پارک کرد و آیسان اومد پایین ازش سهون:فک کنم یکم قیافش گرفته اس با تعجب رومو به سمت سهون گرفتم من:چیشده رو چهره یکی اینقدر زوم کردی هان؟ بکهیون:لازم ...

۱۴ ساعت پیش
34K
#رویای_غیرممکن #پارت9 داور شروع کرد به خوندن اسم ها؛ در نهایت فقط من مونده بودم که اسمم رو نخونده بود؛ و در کل فقط 2 نفر تونسته بودن قبول بشن. داور ها نگاهی به من ...

#رویای_غیرممکن #پارت9 داور شروع کرد به خوندن اسم ها؛ در نهایت فقط من مونده بودم که اسمم رو نخونده بود؛ و در کل فقط 2 نفر تونسته بودن قبول بشن. داور ها نگاهی به من انداختن و بعد اون آقایی که اسم هارو میخوند نفس عمیقی کشید و گفت : ...

۱۶ ساعت پیش
45K
#دلنوشته✅ میدونین؟یه سری مردا هستن …‬‎‫ساده تیپ میزنن.‎‫اودکلن خاص ، مثل یاتاقان یا لالیک میزنن.‎‫‎‫قهوه رو بدون شیر و شکر میخورن…‬عاشق قهوه اسپرسوی تلخن... مردایی که سوارماشین میشن و ساعت دوی شب تنها تو خیابونا ...

#دلنوشته✅ میدونین؟یه سری مردا هستن …‬‎‫ساده تیپ میزنن.‎‫اودکلن خاص ، مثل یاتاقان یا لالیک میزنن.‎‫‎‫قهوه رو بدون شیر و شکر میخورن…‬عاشق قهوه اسپرسوی تلخن... مردایی که سوارماشین میشن و ساعت دوی شب تنها تو خیابونا رانندگی میکنن در حالی که یه آهنگ خاص ، مثلا پینک فلوید و اسکورپیونز رو ...

۱ روز پیش
45K
خسرو به لشگریان گفت :

خسرو به لشگریان گفت : " همه شما به فرماندهی توس و گودرز به کاسه رود در توران بروید ، برادرم فرود و مادرش جریره در کلاتی در نزدیکی آنجا زندگی می کند. به آن ها آسیبی نرسانید و به سراغ تورانیان بروید ." توس و لشکریان به سوی کاسه ...

۱ روز پیش
21K
#پارت_پنجاه_و_سوم #من_و_تنهایی ارسلان تو سالن بود.... ما بدونِ هیچ سلام و احوال پرسی همون موقع رفتیم طبقه ی بالا ارسلان : سلام چیشده ؟ امیر : هیچی الان حاضر شیم بریم بابل ؟ ارسلان : ...

#پارت_پنجاه_و_سوم #من_و_تنهایی ارسلان تو سالن بود.... ما بدونِ هیچ سلام و احوال پرسی همون موقع رفتیم طبقه ی بالا ارسلان : سلام چیشده ؟ امیر : هیچی الان حاضر شیم بریم بابل ؟ ارسلان : اره بریم... من و میترا و مهرناز حاضر شدیم و اومدیم طبقه ی پایین وسایلمون ...

۲ روز پیش
68K
تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست ...

تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست شده بودم و همینطور هر روز قرار بعد مدرسه و قدم زدن تو کوچه پس ...

۲ روز پیش
148K
بیاین برگردیم به گذشته ها، یک سال،نه دوسال‌، نه چهارده سال؛چهارده سال گذشت... چهارده سال پیش همین موقع ی اتفاق افتاد یه اتفاق بزرگ، ی اتفاق بزرگی که هنوزم میتونی حسش کنی، الان میخام از ...

بیاین برگردیم به گذشته ها، یک سال،نه دوسال‌، نه چهارده سال؛چهارده سال گذشت... چهارده سال پیش همین موقع ی اتفاق افتاد یه اتفاق بزرگ، ی اتفاق بزرگی که هنوزم میتونی حسش کنی، الان میخام از اون اتفاق بگم،15تا ستاره؛15تافرشته باهم یه گروهو تشکیل دادن که اسمشو گذاشتن سوپر جونیور،یعنی جوانان ...

۲ روز پیش
71K
پارت یازدهم ~~~~قسمت اول نامجون: جیمین میبینی اعصبانی..گمشو بیرون ببینم چشه.. (جیمین رفت ) وی در حال گریه کردنه ** نامجون : گریه نکن بگو ببینم چی شده وی : ولم کن میخوام برم......وایسا ببینم ...

پارت یازدهم ~~~~قسمت اول نامجون: جیمین میبینی اعصبانی..گمشو بیرون ببینم چشه.. (جیمین رفت ) وی در حال گریه کردنه ** نامجون : گریه نکن بگو ببینم چی شده وی : ولم کن میخوام برم......وایسا ببینم کوکی کجا رفت ؟؟؟ نامجون : اون رو یه دفعه مدیر عامل خواست ..اونم رفت ...

۲ روز پیش
61K
#پارت_73 . تـــــــپـــــــش......کجـــــایـــــی لعنــــتـــــی؟.... . بغض به گلویش بدجوری فشار می اورد...بزرگ و بزرگ تر میشد و او با قورت دادن اب دهانش سعی در پس زدنش داشت... .اما نشد....به یک باره شکست...و او صورتش ...

#پارت_73 . تـــــــپـــــــش......کجـــــایـــــی لعنــــتـــــی؟.... . بغض به گلویش بدجوری فشار می اورد...بزرگ و بزرگ تر میشد و او با قورت دادن اب دهانش سعی در پس زدنش داشت... .اما نشد....به یک باره شکست...و او صورتش را میان دستانش پنهان کرد تا حتی خورشید هم نبیند غرور له شده اش و ...

۳ روز پیش
94K
🔴 🆕 زمانی که روحانی تحت فشار روحی شدید استراتژی ماههای پیش رو را لو داد! ℹ امواج دستگیریها و رسیدگی به پرونده رانت خواران و اختلاس گران چنان گسترش یافته است که در وهله ...

🔴 🆕 زمانی که روحانی تحت فشار روحی شدید استراتژی ماههای پیش رو را لو داد! ℹ امواج دستگیریها و رسیدگی به پرونده رانت خواران و اختلاس گران چنان گسترش یافته است که در وهله اول برادر روحانی و در مراحل دیگر ممکن است دیگر مدیران ارشد و میانی دولت ...

۳ روز پیش
32K
♡پارت سی و سه♡ لب زد: میخوای بریم خونه و فردا بریم پیشه آقاجون؟ سرمو به معنی آره تکون دادم. حتی اگه بگه رئیسمه.. دله بی کسم به بودنش عجیب خوش بود. راوی: (جلوی آیینه ...

♡پارت سی و سه♡ لب زد: میخوای بریم خونه و فردا بریم پیشه آقاجون؟ سرمو به معنی آره تکون دادم. حتی اگه بگه رئیسمه.. دله بی کسم به بودنش عجیب خوش بود. راوی: (جلوی آیینه به دو گوی مشکی که از عصبانیت و فشار به قرمزی میزد نگاه کرد. دنیای ...

۳ روز پیش
75K
نام فیک:برایه من وتو این اخرش نیست کاپل ها:چانبک،هونهان،کایسو،شیوچن، سولی،تاعوریس. ژانر:رمنس،اسمات،خون اشامی،ماورایی،دارای صحنه های خشن *************£*******£*******£****£**£*******£*****£******£******£***** #پارت اول #برایه من وتو این اخرش نیست -هی...لو...کجاموندی؟ لوهان درحالی که نفس نفس میزد خودشو به بکهیون رسوند ...

نام فیک:برایه من وتو این اخرش نیست کاپل ها:چانبک،هونهان،کایسو،شیوچن، سولی،تاعوریس. ژانر:رمنس،اسمات،خون اشامی،ماورایی،دارای صحنه های خشن *************£*******£*******£****£**£*******£*****£******£******£***** #پارت اول #برایه من وتو این اخرش نیست -هی...لو...کجاموندی؟ لوهان درحالی که نفس نفس میزد خودشو به بکهیون رسوند روزانوهاش خم شد -چقدر تند میری...صبرکن...منم بیام. -تو تنبلی من چیکار کنم دوساعته منتظرتم. اینو ...

۴ روز پیش
60K
#پارت_چهل_و_نهم #من_و_تنهایی نوشته های نامه : به نام خدا سلام میترا جونم تولدت مبارک عزیزکم....ایشاالله در تمام موقعیت های زندگیت موفق و پیروز باشی...تمام سختی هات تموم‌ شن...تمومِ آرزو هات بشن یه خاطره....به هرچی که ...

#پارت_چهل_و_نهم #من_و_تنهایی نوشته های نامه : به نام خدا سلام میترا جونم تولدت مبارک عزیزکم....ایشاالله در تمام موقعیت های زندگیت موفق و پیروز باشی...تمام سختی هات تموم‌ شن...تمومِ آرزو هات بشن یه خاطره....به هرچی که میخوای برسی...راستش یه چیزی رو میخواستم بهت بگم...البته خیلی وقت بود که میخواستم بهت بگم ...

۵ روز پیش
131K
یک قانون فیزیکی میگه که: هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است. 🌺 🍃 انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است. 🌺 🍃 اگر به چیز ...

یک قانون فیزیکی میگه که: هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است. 🌺 🍃 انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است. 🌺 🍃 اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره. 🌺 🍃 خیلی وقت ...

۵ روز پیش
124K
#پارت_71 . از هر حرکتش خبر میبرد....و و و و و .... . اشغال هرزه....میدونم باهات چکار کنم... . هنوز سرم پایین بود و نگاهم خیره به پرونده...که حس کردم بهوش اومد.... . بدون این ...

#پارت_71 . از هر حرکتش خبر میبرد....و و و و و .... . اشغال هرزه....میدونم باهات چکار کنم... . هنوز سرم پایین بود و نگاهم خیره به پرونده...که حس کردم بهوش اومد.... . بدون این که سرم و بلند کنم گفتم:صبح بخیر ...حالتون چطوره خانوم سحر فارخ؟... . چیزی نشنیدم ...

۵ روز پیش
115K