نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت هفتادو چهار - لعنت بهش چون پولی که اون سگا میخواستنوبهشون نداد، اگه میداد الان بابای بیچاره من زنده بود بلاخره بغضم ترکیدو گریم‌ گرفت که دارا جعبه دستمال کاغذیو داد دستمو گفت : ...

پارت هفتادو چهار - لعنت بهش چون پولی که اون سگا میخواستنوبهشون نداد، اگه میداد الان بابای بیچاره من زنده بود بلاخره بغضم ترکیدو گریم‌ گرفت که دارا جعبه دستمال کاغذیو داد دستمو گفت : + میدونی با پولی که اون بهشون میداد چند صد نفر از بین میرفتن؟ با ...

۱۱ فروردین 1398
364K
هیچکسان ۳ امروز آخرین روز ساله.مثه قدیما دیگه برای عید ذوق و شوقی ندارم ولی از حال و هواش خوشم میاد.خوشحالم از اینکه هنوز تو خونه ی بابام زندگی نمی کنم.یکی از جنبه های مثبت ...

هیچکسان ۳ امروز آخرین روز ساله.مثه قدیما دیگه برای عید ذوق و شوقی ندارم ولی از حال و هواش خوشم میاد.خوشحالم از اینکه هنوز تو خونه ی بابام زندگی نمی کنم.یکی از جنبه های مثبت زندگی م همینه.آزادی ای که الان دارم رو به هیچ وجه تو خونه ی پدر ...

۲۲ آذر 1397
1M
صدای نفسی که شایان بخاطر آسودگی کشید باعث شد سرم روبلند کنم وبهش بخندم...وقتی خنده منو دید اونم شروع کرد به خندیدن... با برخورد چیزی با کف پارکت های راهرو خندمون متوقف شد...صدای اهنگ متوقف ...

صدای نفسی که شایان بخاطر آسودگی کشید باعث شد سرم روبلند کنم وبهش بخندم...وقتی خنده منو دید اونم شروع کرد به خندیدن... با برخورد چیزی با کف پارکت های راهرو خندمون متوقف شد...صدای اهنگ متوقف شده بود وهمه یکصدا درخواست کیک میکردن...شایان دستشو روی کمرم گذاشت ومنوبه سمت در خروجی ...

۱۰ آذر 1397
2M
متعجبرسیدم: -این...این چیه آقا؟ --باز کن خودت میفهمی! پاکتا رو تو دستم گرفتم...اولیش بلیط دوسره شیراز بود!خدای من!شیراز؟!یعنی... خدایا اینهمه شادی واسه یه روز؟نمیگی من جنبه ندارم؟اشک تو چشمام حلقه زده بود.پاکت دوم رو هم ...

متعجبرسیدم: -این...این چیه آقا؟ --باز کن خودت میفهمی! پاکتا رو تو دستم گرفتم...اولیش بلیط دوسره شیراز بود!خدای من!شیراز؟!یعنی... خدایا اینهمه شادی واسه یه روز؟نمیگی من جنبه ندارم؟اشک تو چشمام حلقه زده بود.پاکت دوم رو هم باز کردم.بلیط کنسرتش بود... نگاه شادمو بهش دوختم و گفتم: -آقانیما من...من نمیدونم چی باید ...

۹ آذر 1397
2M
8ماه ازروزی که من وارد این خونه شدم میگذشت.مدتی که برام بعضی وقتا سخت و گاهی اوقات شیرین و لذت بخش بود... صبح زود از خواب بیدارشدم تا برای صبحانه همه چیز آماده باشه...نیما رو ...

8ماه ازروزی که من وارد این خونه شدم میگذشت.مدتی که برام بعضی وقتا سخت و گاهی اوقات شیرین و لذت بخش بود... صبح زود از خواب بیدارشدم تا برای صبحانه همه چیز آماده باشه...نیما رو هم بیدارکردم چون باید دنبال خانوادش میرفت... ستایشم بعد صبحانه بهم زنگ زد وگفت اونام ...

۸ آذر 1397
2M
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 با شرم بازوش رو رها کردم وهمراه خدمتکار از اونجا دور شدم...راهروی باریکی کنار در بزرگی قرار داشت...خدمتکار به داخل راهرو ...

👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 با شرم بازوش رو رها کردم وهمراه خدمتکار از اونجا دور شدم...راهروی باریکی کنار در بزرگی قرار داشت...خدمتکار به داخل راهرو رفت...منم همراهش طوطی وار حرکت می کردم...برعکس عمارت،اینجا زیاد اشیای قیمتی نداشت و در حد ...

۲ آذر 1397
2M
با شنیدن صدای نیما که تو چارچوب در ایستاده بود شوکه شدم،از چشماش شیطنت میبارید: -هیشکی آقا...بخدا داشتم با خودم حرف می زدم! نیما مشکوک جلو اومد و پلاستیک سفید رنگی رو روی میز گذاشت: ...

با شنیدن صدای نیما که تو چارچوب در ایستاده بود شوکه شدم،از چشماش شیطنت میبارید: -هیشکی آقا...بخدا داشتم با خودم حرف می زدم! نیما مشکوک جلو اومد و پلاستیک سفید رنگی رو روی میز گذاشت: -این عسل رو بذار تو یخچال...میرم استراحت کنم....واسه عصرونه بیدارم کن...راستی امشب همکارام میان...تمرین داریم...نمیخواد ...

۳۰ آبان 1397
2M
هیچکسان ۱ وسط اتاق دراز کشیده بودم و داشتم به پنکه سقفی نگاه می کردم.بچه که بودم همیشه می ترسیدم پنکه بیفته روی کله م و مغزم متلاشی بشه...یادش بخیر.الان فکر می کنم که عجب ...

هیچکسان ۱ وسط اتاق دراز کشیده بودم و داشتم به پنکه سقفی نگاه می کردم.بچه که بودم همیشه می ترسیدم پنکه بیفته روی کله م و مغزم متلاشی بشه...یادش بخیر.الان فکر می کنم که عجب خری بودم! منتظر سورن بودم تا بیاد مثلا با هم درس بخونیم.البته نزدیکای عید نمیشه ...

۲۵ آبان 1397
600K
ستایش غلتی روی تخت زد و با لبخندی که روی لب داشت بهم خیره شد: -میدونم اگه بخوای میتونی از پسش برمیای اما یادت نره که نیما خیلی سختگیره،شخصیت مغروری داره،بشدت مقرراتیه و چیزه که ...

ستایش غلتی روی تخت زد و با لبخندی که روی لب داشت بهم خیره شد: -میدونم اگه بخوای میتونی از پسش برمیای اما یادت نره که نیما خیلی سختگیره،شخصیت مغروری داره،بشدت مقرراتیه و چیزه که خیلی مهمه بهت بگم اینه که تا دلت بخواد وسواسیه،این یعنی کــــــارت دراومـــــده است،رو مسایلی ...

۲۵ آبان 1397
2M
ترک #طهرون از #داریوش #ملتفت منتشر شد پ.ن: انتظار بیشتری از داریوش داشتیم ولی به گفته خودش این یکی از ترکای البومی ه که آینده نزدیک منتشر خواهد شد. __________________________________________ شبای تهرون چه شبای مرموز ...

ترک #طهرون از #داریوش #ملتفت منتشر شد پ.ن: انتظار بیشتری از داریوش داشتیم ولی به گفته خودش این یکی از ترکای البومی ه که آینده نزدیک منتشر خواهد شد. __________________________________________ شبای تهرون چه شبای مرموز میریم دور دور عین گشتای مامور شبای تهرون عواطف یخ بندون مطبوعاتی که ندارن هوای ...

۱۴ آبان 1397
12K
یه ترک قوی و عالی از #علی_قاف به اسم #خفه #پیشنهادی اصن نمیشه از کنار این ترک عالی گذشت! ________________________________________________ هواتو هواتو هواتو ندارن پ خفه زور نداره حنجره گوش نداره اسلحه پ خفه پ ...

یه ترک قوی و عالی از #علی_قاف به اسم #خفه #پیشنهادی اصن نمیشه از کنار این ترک عالی گذشت! ________________________________________________ هواتو هواتو هواتو ندارن پ خفه زور نداره حنجره گوش نداره اسلحه پ خفه پ خفه هواتو ندارن پ خفه من داره هر منطقه نون نداره فلسفه پ خفه پ ...

۱۲ آبان 1397
31K
اصن تعریفی نمیشه کرد واسه این ترک محشر از #علی_اوج به اسم #از_خودمون_شروع_کنیم #پیشنهادی ! حتما گوش کنین.بیاین از خودمون شروع کنیم:) ________________________________________________ کتابارو باز میکنه تاریخو میخونه میبینه تاثیر آدمای خالی و دیوونه نتیجش ...

اصن تعریفی نمیشه کرد واسه این ترک محشر از #علی_اوج به اسم #از_خودمون_شروع_کنیم #پیشنهادی ! حتما گوش کنین.بیاین از خودمون شروع کنیم:) ________________________________________________ کتابارو باز میکنه تاریخو میخونه میبینه تاثیر آدمای خالی و دیوونه نتیجش شده همین حال بدش با اینکه کارش سره ولی میگن راهش کجه با خودش میگه ...

۱۲ آبان 1397
32K
یه ترک خَفن ِ، مشتی و سیاسی از #شاه #تهران #رضا_پیشرو به اسم #گلادیاتور پیشنهادی حتما گوش کنین و لذت ببرین =) ________________________________________________ چیزی به دادم نمیرسه غیر از ادبیات ک انتقاممو بگیرم از این ...

یه ترک خَفن ِ، مشتی و سیاسی از #شاه #تهران #رضا_پیشرو به اسم #گلادیاتور پیشنهادی حتما گوش کنین و لذت ببرین =) ________________________________________________ چیزی به دادم نمیرسه غیر از ادبیات ک انتقاممو بگیرم از این عوضیا میگن اونور بری میشی شبیه فرنگیا نمیدونن چیزی تو خونم نیست قوی تر از ...

۱۲ آبان 1397
12K
در همسایگی گودزیلا 3 آرتان نگاهی به اون همه جینگیل بینگیل کردوبا اخمای درهم گفت:همه اونارو؟!ارغوان باجدیت گفت:بعله!همشون و !لخبندخبیثی زدوبه ساعت نگاه کردوگفت:ازالانم تایم می گیرم!تا 20دیقه دیگه باید تموم شده باشه!آرتان گردنش کج ...

در همسایگی گودزیلا 3 آرتان نگاهی به اون همه جینگیل بینگیل کردوبا اخمای درهم گفت:همه اونارو؟!ارغوان باجدیت گفت:بعله!همشون و !لخبندخبیثی زدوبه ساعت نگاه کردوگفت:ازالانم تایم می گیرم!تا 20دیقه دیگه باید تموم شده باشه!آرتان گردنش کج کردوخواست جواب ارغوان بده که سارا ازآشپزخونه اومد بیرون.با دیدن آرتان لبخندی زدوبهش نردیک شد.بالحن ...

۹ شهریور 1397
454K
در همسایگی گودزیلا 2 خندیدم و گفتم:بعله دیگه.تواز خودت تعریف نکنی،کی تعریف کنه؟!ارغوان خنده ای کردو گفت:چه خبرا منگول جون؟!- هیچ،جز دوری ز یار ودل تنگی های شبانه!ارغوان باخنده گفت:اوهو...چه ادبی!حالا چرا دل تنگیای شبانه؟!نمیشه ...

در همسایگی گودزیلا 2 خندیدم و گفتم:بعله دیگه.تواز خودت تعریف نکنی،کی تعریف کنه؟!ارغوان خنده ای کردو گفت:چه خبرا منگول جون؟!- هیچ،جز دوری ز یار ودل تنگی های شبانه!ارغوان باخنده گفت:اوهو...چه ادبی!حالا چرا دل تنگیای شبانه؟!نمیشه روزانه باشه؟!خندیدم و بالحن لاتی مخصوص به خودم گفتم:دِ نَ دِ نمیشه!من کلاً با روز ...

۵ شهریور 1397
551K
در همسایگی گودزیلا 1 خب دوستای گلم،اینم ازمقدمه رمان : یکی تویی و یکی من... با این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل می کند... همین سه تا بس است.. حتی اگر ماه ...

در همسایگی گودزیلا 1 خب دوستای گلم،اینم ازمقدمه رمان : یکی تویی و یکی من... با این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل می کند... همین سه تا بس است.. حتی اگر ماه هم نبود... من قانعم... به یک تو و یک من.. مگر میان تو و ماه ...

۵ شهریور 1397
676K