ویژه کنید
عکس و تصویر #قطار دلش به رفتن نبود... خودم چمدان دستش دادم... نشاندمش در کوپه ی قطار... شبنم ...

#قطار
دلش به رفتن نبود...
خودم چمدان دستش دادم...
نشاندمش در کوپه ی قطار...
شبنم بود که روی گلبرگ صورتش می دوید....
لحظه ی آخر دستم را گرفت...
خواست چیزی بگوید که انگشتم را روی لبهایش گذاشتم...
_هیسسسسس....
چشمانم را از نگاه ملتمسش گرفتم و از پنجره بیرون انداختم...
دستش را پس دادم...
پایم را از کف مَکَنده ی قطار کَندم
و تا توانستم از هوایی که از عطرش اشباع شده بود دور شدم....
◾ ️
چه خیال خامی بود!!!....
....فاصله....
چیزی از عشق کم نمی کند...
....فاصله...
آدم را عاشقتر می کند!

#پروانه_الف
#عاشقانه
#شعر
#قطار
#کارگاه_نویسندگی
#متن_ادبی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...