ویژه کنید
عکس و تصویر #کافه وقتی یه شاخه گل بهم داد🌹 دست🖐 و پاهام شل شد و نیشم تا ...

#کافه
وقتی یه شاخه گل بهم داد🌹 دست🖐 و پاهام شل شد و نیشم تا بناگوش باااااز 😀
دفه اولی بود که از کسی گل میگرفتم
اگه همون روز 🔅 اول خودم رو سفت تر نگه میداشتم الان نباید غرور لعنتی مو از کف کافه جمع کنم♻ ️... طرف همینجاست...همین میز کناریِ... با دلبر جدید😏 ...جفتشون زل زدند تو چشمای هم👩 👦 و لبخند میزنند...یه شاخه گل🌹 و یه فنجون قهوه ☕ ️هم روی میزه...میخوان مشترک بخورن😏 ...دقیقا مثل قصه ی من و خودش..هه...لعنتی یه کمم خلاقیت نداره!!!.... آخه این همه قصه ی تکراری!!!!...گند زد به خاطراتم...شیطونه👾 میگه پاشم فنجون رو تو سرش....لا اله الا الله...انقدر میخ 📌 دختره س که اصلا منو نمیبینه🙈 !!!!...بهتره تا قهوه شون سرد نشده زودتر برم...
کیفم رو انداختم روی دوشم
یه شاخه گل از گلدون روی میز در اوردم
صندلی رو عقب کشیدم و از جام بلند شدم
یه قدم یه متری تا میز کناری برداشتم بی مقدمه شاخه گل رو روی میز پرت کردم و گفتم:
_ببخشید مزاحم شدم...خواستم شاخه گلی که بهم دادی رو پس بدم
طرف ماتش برد 🙍 ‍چشای ریمیل زده ی دلبر جدید👸 هم عین گردو شدند🙎 ‍ پشت بهشون کردم و راه افتادم 🚶 ‍ که صدای سیلی نگهم داشت بعدم تاق تاق کفشی👠 که پاهای دلبر جدید توش بود... زودتر از من از در کافه بیرون رفت...به طرف نگاه کردم دستش رو جای سیلی گذاشته بود وجودم سراسر نفرت شد تمومش رو تُفِ کردم و رفتم ...رفتم و دیگه هیچوقت به اون کافه ی لعنتی برنگشتم

#پروانه_الف
#کافه
#نویسندگی_دردنیای_مجازی
#کافه_نویسی
#محاوره
#قهوه
#گل

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...