نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت24 ❤ بهروز رو به من گفت : ارغوان بیا این سنگه خوشگله کنارش وایسا با بهار ازتون عکس بگیرم . رفتم وایسادم ، بهروز عکس گرفت اما دیدم که کیانم با گوشیش عکس گرفت ...

پارت24 ❤ بهروز رو به من گفت : ارغوان بیا این سنگه خوشگله کنارش وایسا با بهار ازتون عکس بگیرم . رفتم وایسادم ، بهروز عکس گرفت اما دیدم که کیانم با گوشیش عکس گرفت ‌ .پشت شهریار بود و داداشم متوجه نشد ! لعنت بهت کیان . عصبانی شده ...

۴۳ دقیقه پیش
3K
بعد از مسابقات رفتیم آبادان سمت دیار مامانم من آب ،رودخونه،دریا،کشتی،لنج،قایق رو خیلی دوست دارم واینجوری بود که عاشق وطن مامانم شدم و اصلا دلم نمیخواست از اونجا دل بکَنم اسباب بازی خاص من رباته،من ...

بعد از مسابقات رفتیم آبادان سمت دیار مامانم من آب ،رودخونه،دریا،کشتی،لنج،قایق رو خیلی دوست دارم واینجوری بود که عاشق وطن مامانم شدم و اصلا دلم نمیخواست از اونجا دل بکَنم اسباب بازی خاص من رباته،من از دیدن رباتها و بازی با اونا بسیار لذت میبرم،من ذهن رویا پردازی دارم،مامانمم همیشه ...

۱ ساعت پیش
1K
من با خوندن این متن گریه ام گرفت (کپی کردم) ♥ ♥ اکسو ال نیستید اگه بخونید و کپی نکنید ×__× کارهایی که اکسو برای ما انجام دادن: اکسوال:لی قراره مارو ترک کنه لی در ...

من با خوندن این متن گریه ام گرفت (کپی کردم) ♥ ♥ اکسو ال نیستید اگه بخونید و کپی نکنید ×__× کارهایی که اکسو برای ما انجام دادن: اکسوال:لی قراره مارو ترک کنه لی در یه مجله چینی:من اس ام و کره رو ترک نمیکنم چون به اعضا قول دادم. ...

۱۲ ساعت پیش
17K
من با خوندن این متن گریه ام گرفت (کپی کردم) ♥ ♥ اکسو ال نیستید اگه بخونید و کپی نکنید ×__× کارهایی که اکسو برای ما انجام دادن: اکسوال:لی قراره مارو ترک کنه لی در ...

من با خوندن این متن گریه ام گرفت (کپی کردم) ♥ ♥ اکسو ال نیستید اگه بخونید و کپی نکنید ×__× کارهایی که اکسو برای ما انجام دادن: اکسوال:لی قراره مارو ترک کنه لی در یه مجله چینی:من اس ام و کره رو ترک نمیکنم چون به اعضا قول دادم. ...

۱۳ ساعت پیش
13K
من دوستت دارم دیونه #پارت۳۱ # امیرم ریز ریز میخندیدومنوبه سمت بیرون ازاتاق هدایت میکرد. از اتاق بیرون رفتیم..منو هل داد وسط حال آستینای لباسشو بالا زد - که من گوریلم.. منم خواستم مثل اون ...

من دوستت دارم دیونه #پارت۳۱ # امیرم ریز ریز میخندیدومنوبه سمت بیرون ازاتاق هدایت میکرد. از اتاق بیرون رفتیم..منو هل داد وسط حال آستینای لباسشو بالا زد - که من گوریلم.. منم خواستم مثل اون آستینامو بالابزنم تای ابرومو بالا دادم .دستمو سمت آستینام بردم که دیدم...عه من که آستین ...

۱۳ ساعت پیش
16K
#دلبر #پارت_چهارم سارا_وااااای باز که تنهایی!! +اره سپیده_بدت نیاد دلبر ولی خوشم به زن بابات نمیاد سارا_اه دقیقااااا +خب چه کنم باید باهاش بسازم دیگه سارا_دللللللیییی +بسم الله چیشده؟ سارا_باز عروسک به دستی کههههه +زهرمااار ...

#دلبر #پارت_چهارم سارا_وااااای باز که تنهایی!! +اره سپیده_بدت نیاد دلبر ولی خوشم به زن بابات نمیاد سارا_اه دقیقااااا +خب چه کنم باید باهاش بسازم دیگه سارا_دللللللیییی +بسم الله چیشده؟ سارا_باز عروسک به دستی کههههه +زهرمااار ترسوندیم سپیده_وای دلی یه فیلم اوردم توپ +واقعا؟؟ سپید_بعله سارا_اسمش چیه؟؟ سپیده_وارثان +باز کره ایی ...

۱۴ ساعت پیش
3K
اندر احوالات دومین فن ساین #OBSESSION (پارت چهارم ) فن:جونگییناااا من خیلی استرس دارم و هیچی یادم نمیاد بخوام در بارش صحبت کنم کای:تو میتونی تلاش کن ☺ ️ فن:تو خیلی جذااابی (شما تلاش نکن ...

اندر احوالات دومین فن ساین #OBSESSION (پارت چهارم ) فن:جونگییناااا من خیلی استرس دارم و هیچی یادم نمیاد بخوام در بارش صحبت کنم کای:تو میتونی تلاش کن ☺ ️ فن:تو خیلی جذااابی (شما تلاش نکن لطفا 😒 ) کای خندیده و از فن تشکر کرده کای:این خیلی ارامش دهنده است ...

۱۵ ساعت پیش
11K
*ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪﺍﯼ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺶ ﻣﯿﺒﺴﺖ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﯾﻢ ! ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ، ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ...

*ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪﺍﯼ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺶ ﻣﯿﺒﺴﺖ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﯾﻢ ! ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ، ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ !* 💔 *دلهایی هستند که درد میکشند اما دم ...

۱۶ ساعت پیش
20K
به قول دوستی، همه مون عادت می کنیم..خاصیت و ویژگی انسانه،فراموشی... خدا خودش میگه ازتون قول گرفتم که منو بپرستید و شیطان رو نه ، ولی انسان فراموش کرد..دیدی گاهی یه اتفاقی میوفته یا از ...

به قول دوستی، همه مون عادت می کنیم..خاصیت و ویژگی انسانه،فراموشی... خدا خودش میگه ازتون قول گرفتم که منو بپرستید و شیطان رو نه ، ولی انسان فراموش کرد..دیدی گاهی یه اتفاقی میوفته یا از یه جایی رد میشی و صحنه ای رو میبینی میگی من مطمنم این صحنه رو ...

۱۶ ساعت پیش
12K
چه کسی گفته است که تمام زنها بعداز شکستشان در یک شب عوض میشوندو تب میکنندو می افتندگوشه ی خانه وتایک ماه ازشدت گریه چشم هایشان ورم دارد؟! وبعدش هم انتقام بی وفایی کس دیگر ...

چه کسی گفته است که تمام زنها بعداز شکستشان در یک شب عوض میشوندو تب میکنندو می افتندگوشه ی خانه وتایک ماه ازشدت گریه چشم هایشان ورم دارد؟! وبعدش هم انتقام بی وفایی کس دیگر را ازموهای نازنینشان میگیرندو آنهارا میریزند دور! و مدام ناخن هایشان را از ته میجوند ...

۱۷ ساعت پیش
14K
رمان روی دیگر زندی #پارت_بیستو_سوم خندید...خوب میدونستم خندیدنش برای چیه،چون سامیار از مخخ کردن اسمش متنفر بود و اما تنها کسی که اجازش و داشت سامی صداش کنه من بودم،یادمه همیشه واسه خر کردنش از ...

رمان روی دیگر زندی #پارت_بیستو_سوم خندید...خوب میدونستم خندیدنش برای چیه،چون سامیار از مخخ کردن اسمش متنفر بود و اما تنها کسی که اجازش و داشت سامی صداش کنه من بودم،یادمه همیشه واسه خر کردنش از مخخ اسمش استفاده میکردم. بینیم و کشید و گفت: هنوزم دلبر گونه سامی رو میگی،نمیدونی ...

۱۷ ساعت پیش
20K
کارهایی که اکسو برای ما انجام دادن: اکسوال:لی قراره مارو ترک کنه لی در یه مجله چینی:من اس ام و کره رو ترک نمیکنم چون به اعضا قول دادم. اکسوال:میخایم باهاتون حرف بزنیم اکسو:هرکدومشون یه ...

کارهایی که اکسو برای ما انجام دادن: اکسوال:لی قراره مارو ترک کنه لی در یه مجله چینی:من اس ام و کره رو ترک نمیکنم چون به اعضا قول دادم. اکسوال:میخایم باهاتون حرف بزنیم اکسو:هرکدومشون یه ساعت در سایت اکسوال با اکسوالا حرف زدن اکسوال:از سال2014 متنفریم اکسو:یه اهنگ نوشتن به ...

۱۹ ساعت پیش
14K
خداوندا.. آرامشم را میان پیچ و خم زندگیی که خود رقم زدم، گم کرده ام آرامم کن.. راهنمایم باش و ایمانم راقوی کن که دیگر لحظه ای تو را در خلوت خویش گم نکنم.. خداوندا.. ...

خداوندا.. آرامشم را میان پیچ و خم زندگیی که خود رقم زدم، گم کرده ام آرامم کن.. راهنمایم باش و ایمانم راقوی کن که دیگر لحظه ای تو را در خلوت خویش گم نکنم.. خداوندا.. اگر همه ی مردم دنیا هم مرا ، احساسم را ، مهربانی‌هایم را فراموش و ...

۲۲ ساعت پیش
8K
#تولدت_مبارک @saha.81 خب خب طبق معمول رسیدیم به روزی که همه‌ی سالو من چشم به انتظارشم و قشنگ ترین روز برای منه اونم 16 آذره 😍 😍 روزی که یه دختر صدای اوا اواااا کردناش ...

#تولدت_مبارک @saha.81 خب خب طبق معمول رسیدیم به روزی که همه‌ی سالو من چشم به انتظارشم و قشنگ ترین روز برای منه اونم 16 آذره 😍 😍 روزی که یه دختر صدای اوا اواااا کردناش در اومد وای وای وای امان از این توله 😂 👶 🍼 اسمش شد سها ...

۱ روز پیش
32K
#علی_باش_فاطمه_ات_میشوم💕 ✍ ‌ ‌چای☕ ️ را میگردانم و به تومیرسم‌‌‌‌سر به زیری☺ ️،همانطور فنجان چای را برمیداری و زیر لب تشکر‌‌‌ میکنی!آرام و باوقار شروع میکنی از خودت و تحصیلاتت🗣 میگویی،‌‌‌از خانواده ی مهربان 😍 ...

#علی_باش_فاطمه_ات_میشوم💕 ✍ ‌ ‌چای☕ ️ را میگردانم و به تومیرسم‌‌‌‌سر به زیری☺ ️،همانطور فنجان چای را برمیداری و زیر لب تشکر‌‌‌ میکنی!آرام و باوقار شروع میکنی از خودت و تحصیلاتت🗣 میگویی،‌‌‌از خانواده ی مهربان 😍 و بافرهنگت!‌‌‌ ‌‌‌از دین و ایمانت!‌👌 ‌‌‌‌‌مال و ثروتی نداری،‌‌😕 ‌‌‌یک شغل معمولی ‌‌‌و یک ...

۱ روز پیش
24K
🌹 🌹 من دوستت دارم دیونه #پارت۲۹ #رویاوقتی دیدمنوصباجعفری بهش میخندیم .اخمی کردوازاتاق بیرون رفت.صباروفرستادم ازدلش دربیاره خودمم جلوپنجره قرارگرفتم وقتی یاد قیافش افتادم که باچه مظلومیتی نگام میکرد دلم براشرضعف رفت.داشتم میخندیدم که چشمم ...

🌹 🌹 من دوستت دارم دیونه #پارت۲۹ #رویاوقتی دیدمنوصباجعفری بهش میخندیم .اخمی کردوازاتاق بیرون رفت.صباروفرستادم ازدلش دربیاره خودمم جلوپنجره قرارگرفتم وقتی یاد قیافش افتادم که باچه مظلومیتی نگام میکرد دلم براشرضعف رفت.داشتم میخندیدم که چشمم به دوتا از بیمارازداشتن دعوامیکردن ازاتاق بیرون امدموداخل حیاط شدم. -بیشعور صدبار مگه نگفتم روی ...

۱ روز پیش
25K
#پست تقدیر و تشکر همیشه شنیده بودم که بهترین دوستان آدم نقش مهمی در زندگی انسان دارند ولی با وجود تو من این شنیده را به چشم دیدم و با همه وجود باور کردم هیچ ...

#پست تقدیر و تشکر همیشه شنیده بودم که بهترین دوستان آدم نقش مهمی در زندگی انسان دارند ولی با وجود تو من این شنیده را به چشم دیدم و با همه وجود باور کردم هیچ وقت نمی‌توانم آنطور که شایسته است از تو دوست خوبم تشکر کنم خوشحالم که دوست ...

۱ روز پیش
10K
#رویای_غیرممکن #پارت21 ( ادامه داستان از زبون تهیونگ) بعد از اینکه سارا یکم حالش خوب شد به اتاقش رفت و منم تا در اتاقشون همراهیش کردم و الان توی اتاق خودمونم و دارم به این ...

#رویای_غیرممکن #پارت21 ( ادامه داستان از زبون تهیونگ) بعد از اینکه سارا یکم حالش خوب شد به اتاقش رفت و منم تا در اتاقشون همراهیش کردم و الان توی اتاق خودمونم و دارم به این فکر میکنم که شاید واقعا احساس من نسبت به سارا عشقه... دلم میخواد که با ...

۱ روز پیش
37K