نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت_نوزدهم قسمت نوزدهم دست سیمینو گرفتم و به علی لبخند زدم و به راهمون ادامه دادیم . تمام طول مسیر با سیمین راجب علی حرف میزدیم و ریز ریز میخندیدیم . سیمین هم میگفت آفرین ...

#پارت_نوزدهم قسمت نوزدهم دست سیمینو گرفتم و به علی لبخند زدم و به راهمون ادامه دادیم . تمام طول مسیر با سیمین راجب علی حرف میزدیم و ریز ریز میخندیدیم . سیمین هم میگفت آفرین مریم عجب تیکه ای تور زدی . منم همش میگفتم من تور نزدم که خودش ...

۵ دقیقه پیش
1K
ثانیه اخر روحت وقتی ادمی رو جلوی صورتت به سختی برای آخرین لحظاتش تلاش میکنه و تو فقط وعده های دروغ بهش میدی اخرش میشی روح مرده من. همیشه بهترین لحظه های زندگی هر فردی ...

ثانیه اخر روحت وقتی ادمی رو جلوی صورتت به سختی برای آخرین لحظاتش تلاش میکنه و تو فقط وعده های دروغ بهش میدی اخرش میشی روح مرده من. همیشه بهترین لحظه های زندگی هر فردی لحظه سال تحویل ولی خاطره سال تحویل من دیگر همیشه با درد ها و زجر ...

۱۱ دقیقه پیش
1K
چرا عقب مانده ایم؟ در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه‌ای بسیار شلوغ می‌کرد... خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد ...

چرا عقب مانده ایم؟ در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه‌ای بسیار شلوغ می‌کرد... خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده ...

۵۱ دقیقه پیش
6K
✿ کپشن خاص ✿ نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که که این جماعت مردادی ...

✿ کپشن خاص ✿ نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که که این جماعت مردادی وفادار هستند... جذاب ترین غرور را مردادی ها دارند میدانی چرا؟؟ زیرا کوه غرورند ولیکن ...

۱ ساعت پیش
5K
#پارت_بیست_نه #غریبه_آشنا بکهیون: دکتر اومد دوباره چک کنه وضعیتشو گفت که خوبه و میتونه ماسک رو برداره ولی گفت بهتره که یه کپسول اکسیژن و یه اسپره تنفسی براش بگیرم که وقتی حالش بد شد ...

#پارت_بیست_نه #غریبه_آشنا بکهیون: دکتر اومد دوباره چک کنه وضعیتشو گفت که خوبه و میتونه ماسک رو برداره ولی گفت بهتره که یه کپسول اکسیژن و یه اسپره تنفسی براش بگیرم که وقتی حالش بد شد ازش استفاده کنه...از دکترش تشکر کردم مین وو گفت ما بریم خودش کپسول اکسیژن و ...

۱ ساعت پیش
9K
پارت_بیست_شش #غریبه_آشنا -خانم لی ئونسو بفرماید اینجا لطفا خودش رفت و به مسئول اونجا یه چیزی گفت و برگشت نشست رو به روی من +کارتونو بفرماید -تو بکهیونو دوست داری؟ +آره دوسش دارم -از اول ...

پارت_بیست_شش #غریبه_آشنا -خانم لی ئونسو بفرماید اینجا لطفا خودش رفت و به مسئول اونجا یه چیزی گفت و برگشت نشست رو به روی من +کارتونو بفرماید -تو بکهیونو دوست داری؟ +آره دوسش دارم -از اول که قبول کردی باهاش باشی همه شرایطش رو میدونستی،مگه نه؟ +بله میدونستم اخم کرد و ...

۱ ساعت پیش
9K
عادت های عجیبی داشت. نه از آن ها که دلِ آدم را بزند. یا فکر کنی که اگر موقعیتش پیش بیاید چه ها که نخواهد شد .. نه ! عجیب بودنش به ملموس بودنش بود ...

عادت های عجیبی داشت. نه از آن ها که دلِ آدم را بزند. یا فکر کنی که اگر موقعیتش پیش بیاید چه ها که نخواهد شد .. نه ! عجیب بودنش به ملموس بودنش بود .. واقعی بودنش. ناراحت که می‌شد یا دلش را که می‌شکستند یک دستمال نَم‌دار برمی‌داشت ...

۱ ساعت پیش
10K
#چله_ترک_گناه بیایید از امروز با هم به استقبال #محرم برویم. آیت الله بهجت میفرمود: ۴۰ روز مانده به محرم #چله_ترک_گناه بگیرید چشمی که به خاطر حسین گناه نکرده باشد خوب گریه میکند... بیاییم با خود ...

#چله_ترک_گناه بیایید از امروز با هم به استقبال #محرم برویم. آیت الله بهجت میفرمود: ۴۰ روز مانده به محرم #چله_ترک_گناه بگیرید چشمی که به خاطر حسین گناه نکرده باشد خوب گریه میکند... بیاییم با خود عهد کنیم از امروز تا چهل روز دروغ نگوییم، غیبت نکنیم، به نامحرم نگاه نکنیم، ...

۱ ساعت پیش
5K
‌نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که این جماعت مردادی وفادار هستند... جذاب ترین غرور ...

‌نوبت به عزیز دردانه های تابستان مردادی های مهربان رسید... جذاب ترین ویژگی شان وفاداری شان است زبانم قاصر است از گفتن وفاداری شان از بس که این جماعت مردادی وفادار هستند... جذاب ترین غرور را مردادی ها دارند میدانی چرا؟؟ زیرا کوه غرورند ولیکن هیچوقت برای کسی که دوستش ...

۲ ساعت پیش
6K
*گل یخ* *محمد* فرشته داشت از درد تو خودش می پیچید زیر پاش پر خون بود مامانم عکس ها رو گرفت وپرت کرد وگفت : داره می میره محمد - اون حامله بود ...مگه نگفتین ...

*گل یخ* *محمد* فرشته داشت از درد تو خودش می پیچید زیر پاش پر خون بود مامانم عکس ها رو گرفت وپرت کرد وگفت : داره می میره محمد - اون حامله بود ...مگه نگفتین من پدر نمیشم ...مگه نگفتی بابا بابا کنارم زد یه پتو آورد فرشته رو بغل ...

۲ ساعت پیش
15K
*گل یخ* *فرشته* وکیلی که مامان گرفت زود کارامو انجام داد برای طلاق فقط منتظر جواب پزشک قانونی محمد بودیم که ببینن بچه مال اون بوده یا نه اون می تونه پدر بشه یا نه ...

*گل یخ* *فرشته* وکیلی که مامان گرفت زود کارامو انجام داد برای طلاق فقط منتظر جواب پزشک قانونی محمد بودیم که ببینن بچه مال اون بوده یا نه اون می تونه پدر بشه یا نه امروزم اخرین روز بود حتا دوست نداشتم نگاش کنم جواب رو میز قاضی بود مادرم ...

۲ ساعت پیش
15K
#بسم_الله #چله_نوکری .چهل روز مانده بود، و او روزی چهل بار یادمان می‌انداخت که از کاروان عقب نمانیم. مثل این پدرهایی که از چند روز مانده به مسافرت، تدارک‌دیدنشان را شروع می‌کنند و هر بار ...

#بسم_الله #چله_نوکری .چهل روز مانده بود، و او روزی چهل بار یادمان می‌انداخت که از کاروان عقب نمانیم. مثل این پدرهایی که از چند روز مانده به مسافرت، تدارک‌دیدنشان را شروع می‌کنند و هر بار یک چیز را در چمدان می‌گذارند و هر بار یک چیز را یادآوری می‌کنند و ...

۲ ساعت پیش
9K
#چله_ترک_گناه بیایید از امروز با هم به استقبال #محرم برویم. آیت الله بهجت میفرمود: ۴۰ روز مانده به محرم #چله_ترک_گناه بگیرید چشمی که به خاطر #حسین گناه نکرده باشد خوب گریه میکند... بیاییم با خود ...

#چله_ترک_گناه بیایید از امروز با هم به استقبال #محرم برویم. آیت الله بهجت میفرمود: ۴۰ روز مانده به محرم #چله_ترک_گناه بگیرید چشمی که به خاطر #حسین گناه نکرده باشد خوب گریه میکند... بیاییم با خود عهد کنیم از امروز تا چهل روز #دروغ نگوییم، #غیبت نکنیم، به #نامحرم نگاه نکنیم، ...

۳ ساعت پیش
5K
شما می توانید هر روز یک سلفی خوش رنگ آپلود کنید می توانید از منظره های جلوی چشمتان زیباترین ویدیوها و عکس ها را نشان بدهید می توانید چهار اثر از اسکاول شین بخوانید و ...

شما می توانید هر روز یک سلفی خوش رنگ آپلود کنید می توانید از منظره های جلوی چشمتان زیباترین ویدیوها و عکس ها را نشان بدهید می توانید چهار اثر از اسکاول شین بخوانید و انرژی مثبت جذب و پخش کنید می توانید از شکست هایتان بگویید و عقده های ...

۸ ساعت پیش
22K
.میگفت رابطه ی ما خیلی هیجان انگیز بود، از ساعت گذاشتن و بیدار شدنم صبح زود برای بدرقه اش بگیر تا چت کردنمان که بی وقفه بود و حرف پشت حرف فدای هم میشدیم. میگفت ...

.میگفت رابطه ی ما خیلی هیجان انگیز بود، از ساعت گذاشتن و بیدار شدنم صبح زود برای بدرقه اش بگیر تا چت کردنمان که بی وقفه بود و حرف پشت حرف فدای هم میشدیم. میگفت لا به لای این چت کردنمان حرف هایی میزدیم که اگر به گوش شاعرها میرسید... ...

۱۱ ساعت پیش
51K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 58* سرم رو بلند کردم نگاه به پنجره کنم که کامیار رو دیدم که با صـــورت قرمز کنار پنجر ایستاده ، ترجیح دادم سکوت کنم شـــونه های روژان رو اروم ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 58* سرم رو بلند کردم نگاه به پنجره کنم که کامیار رو دیدم که با صـــورت قرمز کنار پنجر ایستاده ، ترجیح دادم سکوت کنم شـــونه های روژان رو اروم اروم ماساژ دادم تا یه کم آروم بشه ولی بی فایده بود ادامه داد : ...

۱۳ ساعت پیش
38K
هر چه کتاب میخواندم جلوی پنجره میچیدم روز به روز اتاقم تاریک میشد و فکرم روشن فقر شب را بی غذا سر کردن نیست ، فقد همان گرد و خاکی است که بر روی کتاب ...

هر چه کتاب میخواندم جلوی پنجره میچیدم روز به روز اتاقم تاریک میشد و فکرم روشن فقر شب را بی غذا سر کردن نیست ، فقد همان گرد و خاکی است که بر روی کتاب های فروش نرفته یک کتابفروشی مینشیند . برای نابودی یک فرهنگ نیازی به سوزاندن کتاب ...

۱۳ ساعت پیش
13K
#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 3 💉 ⛓ 🎭 شب بیست و سوم (فصل سوم) این داستان: اتاق0 🎻 صدای خدمتکار ها ملانیا را لرزاند آن ها پشت در سردخانه بودند و در مورد دریچه افتاده شده حرف ...

#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 3 💉 ⛓ 🎭 شب بیست و سوم (فصل سوم) این داستان: اتاق0 🎻 صدای خدمتکار ها ملانیا را لرزاند آن ها پشت در سردخانه بودند و در مورد دریچه افتاده شده حرف می زدند.....ملانیا هراسان چراغ اتاق را خاموش کرد و در اتاق را چفت کرد و ...

۱۴ ساعت پیش
38K
•°•°•°[قصه ی دو تا بسیجی]•°•°• یه روزی روزگاری دو تا بچه بسیجی نمی دونم کجا بود تو فکه یا دوعیجی تو فاو یا شلمچه تو کرخه یا موسیان مهران یا دهلران تو تنگه حاجیان تو ...

•°•°•°[قصه ی دو تا بسیجی]•°•°• یه روزی روزگاری دو تا بچه بسیجی نمی دونم کجا بود تو فکه یا دوعیجی تو فاو یا شلمچه تو کرخه یا موسیان مهران یا دهلران تو تنگه حاجیان تو اون گلوله باران کنار هم نشستند دستا توی پشت هم با هم جناق شکستند با ...

۱۴ ساعت پیش
49K
مانند اوپال دریایی به این سنگ ارادت خاصی دارم عمو جان چون نمیشه مصنوعی تولیدش کرد،درسته تو یک دختر بچه پانزده شایدم شانزده ساله باشی ولی در دنبال ندانسته هات میدوی تا به فهمشون برسی. ...

مانند اوپال دریایی به این سنگ ارادت خاصی دارم عمو جان چون نمیشه مصنوعی تولیدش کرد،درسته تو یک دختر بچه پانزده شایدم شانزده ساله باشی ولی در دنبال ندانسته هات میدوی تا به فهمشون برسی. اوپال دریایی سنگیه که تمام زیبایی دریا رو داخل خودش محصور کرده اره عموی عزیز ...

۱۵ ساعت پیش
28K