نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت_پنجاه_و_ششم #من_و_تنهایی میترا : میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم ؟ ارسلان : اره چرا که نه... میترا : بچه ها یه لحظه مارو تنها میذارین ؟ مارال و امیر : باشه.... میترا : ممنون من ...

#پارت_پنجاه_و_ششم #من_و_تنهایی میترا : میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم ؟ ارسلان : اره چرا که نه... میترا : بچه ها یه لحظه مارو تنها میذارین ؟ مارال و امیر : باشه.... میترا : ممنون من و امیر از ارسلان و میترا دور شدیم... تو حیاط دانشگاه قدم میزدیم... هیچ حرفی ...

۴ ساعت پیش
20K
#دوقلوهای_شیطون #پارت15 جونیور(جینیونگ) به مصاحبش از پشت صحنه نگاه میکردم چرا اینقدر.این بچه اس20 سالشه اما مثل دخترایی18ساله بهش میخوره واستا گفت ده سالش.بوده مادرش مرده پس ممکن اون پسره برادر خوندش باشه آره جکسون:خیلی ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت15 جونیور(جینیونگ) به مصاحبش از پشت صحنه نگاه میکردم چرا اینقدر.این بچه اس20 سالشه اما مثل دخترایی18ساله بهش میخوره واستا گفت ده سالش.بوده مادرش مرده پس ممکن اون پسره برادر خوندش باشه آره جکسون:خیلی خنده داره این دختر مارک:فک نمیکردم دختری بتونه.تو سن 14سالگی از پدرومادرش جدا بشه یونگیوم:دقیقا ...

۱۰ ساعت پیش
24K
-پیام زیبای یکی از الف ها (Suju.E.L.F) خطاب به مونببه ها:

-پیام زیبای یکی از الف ها (Suju.E.L.F) خطاب به مونببه ها: "سلام مونببه های عزیزم~ من یه الفم. الف به کسایی میگن که طرفدار سوپر جونیورن... دلم میخواست یکم باهاتون حرف بزنم اگه بشه کاش همتون بخونید... الف چهارده ساله طرفدار سوپر جونیوره طرفدار گروهی که ۱۵ نفرن عین حقیقته ...

۱ روز پیش
52K
روزگار بدی برای دخترهاست ... ریشو می بینی، می ترسی ... لباس روی شلوار می بینی، می ترسی ... ژیگول می بینی، می ترسی ... ماشین مدل بالا از کنارت رد می شه تو خیابون، ...

روزگار بدی برای دخترهاست ... ریشو می بینی، می ترسی ... لباس روی شلوار می بینی، می ترسی ... ژیگول می بینی، می ترسی ... ماشین مدل بالا از کنارت رد می شه تو خیابون، می ترسی ... ماشین قراضه رد می شه، می ترسی ... موتوری با اون نگاه ...

۱ روز پیش
45K
#دوقلوهای_شیطون #پارت12 آنیسا من:وای چان توروخدا بزن کنار من باید برم سرکار چان:نوچ خانوم تا شما جیره امروزمو ندی عمرا من:جون.هرکی دوس.داری مدیر میکشتم امروز شرط میبندم.توروخدا چان نگه داشت وبرزخی نگام کرد هیچی دیگه ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت12 آنیسا من:وای چان توروخدا بزن کنار من باید برم سرکار چان:نوچ خانوم تا شما جیره امروزمو ندی عمرا من:جون.هرکی دوس.داری مدیر میکشتم امروز شرط میبندم.توروخدا چان نگه داشت وبرزخی نگام کرد هیچی دیگه واسه خودم نذریم دادم که اون دنیا زیاد اعذاب نکشم چان:آنیسا دفعه اخرت باشه جون ...

۱ روز پیش
62K
#اشک حسرت #پارت ۹۴ سعید : پانیذ رو تختی که تو اتاق بود خوابید دایی ام نتونست زیاد زیر آرامبخش دوام بیاره وخوابش برد از اتاق اومدم بیرون وتو راه رو بخش نشستم دیدم وکیل ...

#اشک حسرت #پارت ۹۴ سعید : پانیذ رو تختی که تو اتاق بود خوابید دایی ام نتونست زیاد زیر آرامبخش دوام بیاره وخوابش برد از اتاق اومدم بیرون وتو راه رو بخش نشستم دیدم وکیل دایی داره میاد با دیدنم گفت : سعید دایی ات چی شد ؟ - گفت ...

۱ روز پیش
63K
#اشک حسرت #پارت ۹۲ سعید : برگشتیم خونه خیلی خسته بودم می خواستم برم بخوابم مادر صدام زد رفتم اتاقش داشت آماده می شد بخوابه - جونم مادر کارم داشتی مادر : می دونم مشکل ...

#اشک حسرت #پارت ۹۲ سعید : برگشتیم خونه خیلی خسته بودم می خواستم برم بخوابم مادر صدام زد رفتم اتاقش داشت آماده می شد بخوابه - جونم مادر کارم داشتی مادر : می دونم مشکل داری پسرم ولی داری خودتو نابود می کنی دستی دستی خودتو نابود کردی یه عشق ...

۱ روز پیش
48K
پارت چهاردهم●■□ قسمت دوم: لرزش گوشی ام رو روی شیشه ها که رو زمین ریخته بودن حس کردم ...خم شدم و گوشیم رو تو یه دستم و یه تیکه شیشه رو تو دست دیگم گرفتم ...

پارت چهاردهم●■□ قسمت دوم: لرزش گوشی ام رو روی شیشه ها که رو زمین ریخته بودن حس کردم ...خم شدم و گوشیم رو تو یه دستم و یه تیکه شیشه رو تو دست دیگم گرفتم و دستم و مش تک کردم و شیشه رو تو مشتم فشار دادم ....قطره های ...

۱ روز پیش
53K
پارت چهارده □■ قسمت اول جین : باید به کوکی خبر بدیم نامجون : نه دیگه کوکی رو وسط نکش یونگی: حالا از کجا بفهمیم کجاست ؟ نامجون : نمیدونم. ...... مدیر هم اونقدر اعصبانی ...

پارت چهارده □■ قسمت اول جین : باید به کوکی خبر بدیم نامجون : نه دیگه کوکی رو وسط نکش یونگی: حالا از کجا بفهمیم کجاست ؟ نامجون : نمیدونم. ...... مدیر هم اونقدر اعصبانی شد که آموزش ما رو هم لغو کرد ...حا لا اون مهم نیست.....الان تیهونگ مهمه ...

۱ روز پیش
60K
#دوقلوهای_شیطون #پارت10 جینیونگ از اعصبانیت نمیدونستم چیکار کنم خیلی دلم میخواست بدونم این دختره کیه که اینقدر راحت باهام کل کل میکرد جکسون:چیشده جونی فکرت درگیرع من:بیینم این دختره جدید کیه؟ جکسون:نمیدونم ولی فک کنم ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت10 جینیونگ از اعصبانیت نمیدونستم چیکار کنم خیلی دلم میخواست بدونم این دختره کیه که اینقدر راحت باهام کل کل میکرد جکسون:چیشده جونی فکرت درگیرع من:بیینم این دختره جدید کیه؟ جکسون:نمیدونم ولی فک کنم مدل جدید باشه مدیر راجبش گفته بود یه چیزایی من:خیلی پرو تشریف داره بم بم:اوهوک ...

۱ روز پیش
54K
پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود ...

پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود و شکمش همش صدا میداد و سهون میخندید . دوباره شکمش صدا داد که باعث ...

۱ روز پیش
102K
من سیـبزمینی هستم #پارت_سوم از اتاقم امدم بیرون و بالای پله ها واستادم.میدونید خونمون دوبلکسه ولی این پله هاش یه جوره که نمیشه روش سر خورد. خیلی دوس داشتم عینهو رمانا از پله ها سر ...

من سیـبزمینی هستم #پارت_سوم از اتاقم امدم بیرون و بالای پله ها واستادم.میدونید خونمون دوبلکسه ولی این پله هاش یه جوره که نمیشه روش سر خورد. خیلی دوس داشتم عینهو رمانا از پله ها سر بخورم ولی به این موضوع اگاهم که این کار مساوی با کله پا شدنمه😐 برای ...

۲ روز پیش
81K
#بخونید :) بهم گفت عشق مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی می بازه. بازی عشق مساوی نداره. یا می بری یا می بازی. بگو ببینم تو عاشقی بردی یا باختی؟ ...

#بخونید :) بهم گفت عشق مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی می بازه. بازی عشق مساوی نداره. یا می بری یا می بازی. بگو ببینم تو عاشقی بردی یا باختی؟ تو چشماش خودم رو نگاه کردم و گفتم می دونی اولین بار کِی دستش رو ...

۲ روز پیش
62K
#رمان_ماهک #پارت_49 با ابروهای بالارفته نگاهش کردم ک گفت +بدت میاد؟ _از چی؟ +اینکه کسی به بالشتت دس بزنه _نه بابا منو چه به این سوسول بازیا راحت باش +همین اخلاقاته که حرفشو خورد شیطنتم ...

#رمان_ماهک #پارت_49 با ابروهای بالارفته نگاهش کردم ک گفت +بدت میاد؟ _از چی؟ +اینکه کسی به بالشتت دس بزنه _نه بابا منو چه به این سوسول بازیا راحت باش +همین اخلاقاته که حرفشو خورد شیطنتم گل کرده بود منتظر نگاهش کردم و گفتم _که چی خودشو جمع و جور کرد ...

۲ روز پیش
79K
#دوقلوهای_شیطون #پارت9 آیسان ای ننه ای ننه مو دیگه شور نمیخوام من یه شور کره ای میخوام دیش درن دیش درن نیناینا نیناینا هو هو چه روز خوبی بود هرچند مسخره بازی هایی موزیک ویدیو ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت9 آیسان ای ننه ای ننه مو دیگه شور نمیخوام من یه شور کره ای میخوام دیش درن دیش درن نیناینا نیناینا هو هو چه روز خوبی بود هرچند مسخره بازی هایی موزیک ویدیو هم عالی از آب دراومد خخ چقدر حرص میخوردن بووم من:آخ خدا دماغم له شد ...

۲ روز پیش
69K
پارت سیزدهم ●○•° ادامه نامه کوکی ) یادت باشه من همیشه به یادتم تو هم به یادم باش ..... دوست دارم خیلی زیاد ♡♡♡ از طرف جونگ کوک :) *وی : نامه رو به قلبم ...

پارت سیزدهم ●○•° ادامه نامه کوکی ) یادت باشه من همیشه به یادتم تو هم به یادم باش ..... دوست دارم خیلی زیاد ♡♡♡ از طرف جونگ کوک :) *وی : نامه رو به قلبم چسبوندم و گریه کردم دلم میخواست داد بزنم ..... همش ...همش تقصیر اون جیمین عوضیه ...

۲ روز پیش
58K
(پارت2) تو کسری از ثانیه شاید هزاران فکر و خیال از بستر خاکستری ذهنم گذشت و رفت افکاری که حتی بعضیاشون میتونستن آرامش و لذت رو هم برام به ارمغان بیارن اما از میون همه ...

(پارت2) تو کسری از ثانیه شاید هزاران فکر و خیال از بستر خاکستری ذهنم گذشت و رفت افکاری که حتی بعضیاشون میتونستن آرامش و لذت رو هم برام به ارمغان بیارن اما از میون همه اون افکارر جور واجور، اونی که بیشتر از همه ذهنمو بخودش مشغول کرده بود این ...

۲ روز پیش
98K
#پارت #دهم♥ #برایه من وتو این اخرش نیست یکیشون به راحتی لوهانو بایه دست روشونش انداخته بود... -شما کی هستین باخشم زمزمه کرد یکیشون رویه زانوش نشست -اینش مهم نیست که ما کی هستیم، مهم ...

#پارت #دهم♥ #برایه من وتو این اخرش نیست یکیشون به راحتی لوهانو بایه دست روشونش انداخته بود... -شما کی هستین باخشم زمزمه کرد یکیشون رویه زانوش نشست -اینش مهم نیست که ما کی هستیم، مهم اینه جایی که قراره برین اصلا خوشت نیاد. صدایه بم وخشنی داشت تن بک رو ...

۲ روز پیش
42K
#پارت_75 . وایسا...به من میگن تپش... . صدای همهمه میومد که انگار با ترس دنبالم میگشتن...تعدادشون باید زیاد باشه چون صدای چند تا دخترم اومد...یعنی اینجا بمونم‌؟...ولی تا کی اخه میفهمن خا... . یکم صبر ...

#پارت_75 . وایسا...به من میگن تپش... . صدای همهمه میومد که انگار با ترس دنبالم میگشتن...تعدادشون باید زیاد باشه چون صدای چند تا دخترم اومد...یعنی اینجا بمونم‌؟...ولی تا کی اخه میفهمن خا... . یکم صبر کردم...بعد اروم در کابینت و باز کردم و نگاهی به اطراف انداختم...سالن خالی به نظر ...

۲ روز پیش
66K