نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

عطرش خاص نبود، خیلی ها همان عطر را میزدند اما روی پیراهن او که می آمد جور دیگری میشد … مثل رنگ آبی که خیلی ها می پوشیدند اما او که می پوشید انگار خود ...

عطرش خاص نبود، خیلی ها همان عطر را میزدند اما روی پیراهن او که می آمد جور دیگری میشد … مثل رنگ آبی که خیلی ها می پوشیدند اما او که می پوشید انگار خود آسمان هم قد و قواره ی تنش شده بود… چشم ها و خنده های خیلی ...

۹ ساعت پیش
34K
سلام ای هیبت درمه! اگرازحال من پرسی ملالی نیست جزدوری دستان توازدستم توچی؟ یادی ازاین مردمجازی میکنی یانه شکستی عهدسابق رانگونه من که نشکستم کبوترهای شهرم راهزاران نامه برکردم که شایدآسمان برداردآن دردوبالم را توهم ...

سلام ای هیبت درمه! اگرازحال من پرسی ملالی نیست جزدوری دستان توازدستم توچی؟ یادی ازاین مردمجازی میکنی یانه شکستی عهدسابق رانگونه من که نشکستم کبوترهای شهرم راهزاران نامه برکردم که شایدآسمان برداردآن دردوبالم را توهم پرسیده بودی که چه خواهی کردبا دوری صبوری کن برایت مینویسم شرح حالم را نمیدانم ...

۱۷ ساعت پیش
36K
مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان. اما این یکی فرق ...

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان. اما این یکی فرق داشت وقتی بدون اینکه مِنو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم "داد ،یعنی فرق ...

۳ روز پیش
105K
به چشمهایم نگاه کن بیشتر نگاه کن ... با تمام وجود دوستت دارم با تمام وجود تو را میپرستم من که تنها تو را دارم ، جز تو کسی را نمیخواهم دلت هوای آغوشم کرده ...

به چشمهایم نگاه کن بیشتر نگاه کن ... با تمام وجود دوستت دارم با تمام وجود تو را میپرستم من که تنها تو را دارم ، جز تو کسی را نمیخواهم دلت هوای آغوشم کرده ؟ بیا که من خیلی وقت است دلم به هوای دیدنت بهانه آغوشت را کرده! ...

۷ روز پیش
48K
آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر ...

آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر دلگیر را پیاده قدم میزنم چند بار هم حماقت می کنم و یک پیغام دلم ...

۱ هفته پیش
76K
آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر ...

آخرش را برایت بگویم فوق فوقش تو رفته ای من نشسته ام همینجا روی همین صندلی خاطره مرور می کنم چند روز را به کلافگیِ ترک عادت می گذرانم چند شب بیخواب میشوم چند عصر دلگیر را پیاده قدم میزنم چند بار هم حماقت می کنم و یک پیغام دلم ...

۱ هفته پیش
85K
سال های ابتدایی باور نداشتم رفتنت را و هر روز و شبم را با خیال تو سپری میکردم، مادرم نا امید از حال من دست به دامان تمام امام زاده های شهر شده بود پنجشنبه ...

سال های ابتدایی باور نداشتم رفتنت را و هر روز و شبم را با خیال تو سپری میکردم، مادرم نا امید از حال من دست به دامان تمام امام زاده های شهر شده بود پنجشنبه ها امام زاده ای نبود که نان و پنیری که نذری مادرم بود در آن ...

۲ هفته پیش
100K
دلم گرفته . . . مثل هوای ابری شهری خاموش دلم تنگ است . . . مثل آسمان بی ستاره شبی زمستانی حال دلم خوب نیست . . . ای آرام جان لحظه لحظه های ...

دلم گرفته . . . مثل هوای ابری شهری خاموش دلم تنگ است . . . مثل آسمان بی ستاره شبی زمستانی حال دلم خوب نیست . . . ای آرام جان لحظه لحظه های تنهایی بیا تا کمی با تو صحبت کنم این روزها . . . خسته و ...

۲ هفته پیش
107K
❤ ❤ 🍃 نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که ...

❤ ❤ 🍃 نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار میشد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم میداد ...

۴ هفته پیش
147K
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟ پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم دختر گفت ...

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟ پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم ...

۴ هفته پیش
146K
جلوی آینه موهایم را شانه کنم .. روسری آبی ام را بپوشم و آرام آرام بروم توی آشپزخانه .. نگاهت کنم و بگویم : دیدی گفتم میان .. لبخند بزنی .. بگویی : چقدر قشنگ ...

جلوی آینه موهایم را شانه کنم .. روسری آبی ام را بپوشم و آرام آرام بروم توی آشپزخانه .. نگاهت کنم و بگویم : دیدی گفتم میان .. لبخند بزنی .. بگویی : چقدر قشنگ شدی .. یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم .. ناراحت شوم که پیر شده ...

۴ هفته پیش
62K
زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست ! وقتی تو باشی ؛ قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی ! وقتی تو عزیز دلم باشی ؛ همدمم باشی ؛ سر پناهم ...

زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست ! وقتی تو باشی ؛ قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی ! وقتی تو عزیز دلم باشی ؛ همدمم باشی ؛ سر پناهم باشی ؛ طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو است ! ...

۲۹ شهریور 1398
39K
کاش امروز سر یکی از چهار راه ها یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشا الله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را ...

کاش امروز سر یکی از چهار راه ها یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشا الله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را بگیرم! بعد تو هم بگویی باشد! به شرطی که حرفهای قشنگ بزنی برایم! پیر زن ...

۲۷ شهریور 1398
52K
کاش امروز سر یکی از چهار راه ها، یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت: به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشاالله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را بگیرم! ...

کاش امروز سر یکی از چهار راه ها، یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت: به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشاالله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را بگیرم! بعد تو هم بگویی باشد؛ به شرطی که حرفهای قشنگ بزنی برایم! پیر زن فالگیر ...

۲۷ شهریور 1398
40K
پارت سوم پاریس غروب افتاب برج ایفل . جین یونگ و سوزی زیر برج ایفل رو یه میز و صندلی نشسته بودن و در حال خوردن کیک و اب پرتغال بودن که جین یونگ از ...

پارت سوم پاریس غروب افتاب برج ایفل . جین یونگ و سوزی زیر برج ایفل رو یه میز و صندلی نشسته بودن و در حال خوردن کیک و اب پرتغال بودن که جین یونگ از روی صندلی بلند شد و به طرف سوزی زانو زد و حلقه ای رو در ...

۲۵ شهریور 1398
70K
ده نامه به تو که در سایه ها پنهان شده ای

ده نامه به تو که در سایه ها پنهان شده ای "نامه اول" امروز نبودی اما این جا باران می بارید ، درخت های کاج وسپیدار تکان می خوردند و صدای طوفان را شبیه فریاد های ترسناک و خصمانه یک سرکارگر عصبانی بر سر کارگر هایش از پیج و خم ...

۲۲ شهریور 1398
63K
کاش امروز سر یکی از چهار راه ها، یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت: به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشاالله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را بگیرم! ...

کاش امروز سر یکی از چهار راه ها، یکی از این فالگیر ها جلویت را میگرفت و میگفت: به به چه چشمهایی چه خانم زیبایی ماشاالله، بترکد چشم حسود! بیا... بیا بگذار فالت را بگیرم! بعد تو هم بگویی باشد؛ به شرطی که حرفهای قشنگ بزنی برایم! پیر زن فالگیر ...

۲۱ شهریور 1398
50K
#بخونید :) _چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفات رو جای دیگه زدی، واسه کسی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه رو ندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد از این همه ...

#بخونید :) _چقدر کم حرف شدی +حوصله ندارم _شایدم حرفات رو جای دیگه زدی، واسه کسی دیگه +بعد از این همه مدت همدیگه رو ندیدیم که این حرفارو بزنیم _واسه تو بعد از این همه مدته، من احمق هر روز میایستم کنج دیوارو رفت و آمدت رو نگاه میکنم +اصلا ...

۲۰ شهریور 1398
122K

"شاه من میشی دوباره"پارت چهل و سوم √ده ماه بعد√ ماهان+سلام عشقم،من اومدم. _سلام عزیزم،خوش اومدی +مرسی گلم اومد نزدیکم بوسم کرد و سراغ امیرعلی رو گرفت. _خوابه،همین تازه خوابید،پدر من و خاله ومامان رو دراورد. +خخ ای جانم،دلم براش تنگ شده. _پس من چی؟ +تو که تاج سرمی،دلم برات ...

۱۸ شهریور 1398
109K