نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

تاریخچهء ترک ها-11 _________________________________________ در سال 484 ز. {زادروزی}(میلادی) ، گرچه «بهرام» ، بزرگترین ارتشبد «ایران ساسانی» ، آغاز سومین جنگ ایران با ترکان هپتالی را درست نمی دانست ؛ شاهنشاه ایران ساسانی ، «پیروز ...

تاریخچهء ترک ها-11 _________________________________________ در سال 484 ز. {زادروزی}(میلادی) ، گرچه «بهرام» ، بزرگترین ارتشبد «ایران ساسانی» ، آغاز سومین جنگ ایران با ترکان هپتالی را درست نمی دانست ؛ شاهنشاه ایران ساسانی ، «پیروز یکم» ، کمی پس از آزاد شدن پسرش «کاوهء یکم» از دست ترک های هپتالی ...

۷ ساعت پیش
9K
#انگیزشی وقتی که در شرایط تنش سخت قرار گرفتیم و فعلا هیچ راه چاره به فکر مون نمیاد و حس بد داریم و واقعا دیگه ذهن مون قفل شده بهترین_کار این هست که سکوت کنیم ...

#انگیزشی وقتی که در شرایط تنش سخت قرار گرفتیم و فعلا هیچ راه چاره به فکر مون نمیاد و حس بد داریم و واقعا دیگه ذهن مون قفل شده بهترین_کار این هست که سکوت کنیم سکوت کامل زبانی و کلامی... سکوت باعث میشه یکی از ورودی های انرژی بسته بمونه ...

۱۲ ساعت پیش
19K
https://m.soundcloud.com/radiochehrazi/radio-chehrazi-18-khodahafez جوون اول آسایشگاه بودیم،تا دلبر اومد... گفتیم خب منطقیه دیگه،یه خانومی با این کمالات، بافتنی، لاک قرمز، خوشگل عین ماه، مام که اونجور، باید عاشقش شیم دیگه، اومد قبل اینکه سلام کنه، گفتیم شمایلت ...

https://m.soundcloud.com/ra... جوون اول آسایشگاه بودیم،تا دلبر اومد... گفتیم خب منطقیه دیگه،یه خانومی با این کمالات، بافتنی، لاک قرمز، خوشگل عین ماه، مام که اونجور، باید عاشقش شیم دیگه، اومد قبل اینکه سلام کنه، گفتیم شمایلت چه نیکوست. خندید گفت مال شما بیتره ، رفت... هفته بعد باز دیدیمش گفتیم اسمت ...

۲۰ ساعت پیش
81K
. #داستان های شاهنامه #سیاوش شاه همه را متفرق کرد و به سیاوش گفت : ماجرا را بازگو.سیاوش هرچه گذشته بود بازگفت اما سودابه میمی گفت : او به من نظر بد داشته و لباسم ...

. #داستان های شاهنامه #سیاوش شاه همه را متفرق کرد و به سیاوش گفت : ماجرا را بازگو.سیاوش هرچه گذشته بود بازگفت اما سودابه میمی گفت : او به من نظر بد داشته و لباسم را درید . پس بر و بالای سیاوش را بویید اما بوی مشکی که از ...

۲۰ ساعت پیش
63K
#پارت۴۲ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر حوصله‌ام سر رفته بود که گوشی‌ام را از کیفم بیرون آوردم و مشغول بازی شدم. ناگهان جمع در سکوت فرو رفت. گوشی را کمی پایین آوردم که متوجه ...

#پارت۴۲ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر حوصله‌ام سر رفته بود که گوشی‌ام را از کیفم بیرون آوردم و مشغول بازی شدم. ناگهان جمع در سکوت فرو رفت. گوشی را کمی پایین آوردم که متوجه شدم همه با تعجب نگاهم می‌کنند. نگاه پرسشگرم را به مازیار دوختم؛ با آن‌که رگه‌هایی ...

۲۳ ساعت پیش
66K
تاریخچهء ترک ها-6 (ویرایش 2) _________________________________________ در سال 420 ز. {زادروزی}(میلادی) ، در شهر «هرمزد اردشیر» جایداشته در خوزستان ، یک اسقف مسیحی بنام «آبداسِ شوش» (1) ، پس از یک «ستیزی گفتگو» (مشاجره) با ...

تاریخچهء ترک ها-6 (ویرایش 2) _________________________________________ در سال 420 ز. {زادروزی}(میلادی) ، در شهر «هرمزد اردشیر» جایداشته در خوزستان ، یک اسقف مسیحی بنام «آبداسِ شوش» (1) ، پس از یک «ستیزی گفتگو» (مشاجره) با موبدان زرتشتی ، یکی از پرستشگاه های زرتشتی را به آتش کشید (1)(2) . در ...

۱ روز پیش
21K
#موج_انرژی_مثبت | عشق همیشه خوب است اما نه تـوهم اش، امید همیشه خوب است اما نه واهی اش! من اما به اراده، به تـلاش معتقدم. به یک شروع تــازه! حال دلت را به دست آدم ...

#موج_انرژی_مثبت | عشق همیشه خوب است اما نه تـوهم اش، امید همیشه خوب است اما نه واهی اش! من اما به اراده، به تـلاش معتقدم. به یک شروع تــازه! حال دلت را به دست آدم ها نسپار نگذار افسار به دستشان به هرکجا کشانده شوی. اجازه نده رفت و آمدشان ...

۱ روز پیش
26K
روز اول خیلی اتفاقی دیدمت... روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالهاست یواشکی دوست دارم

روز اول خیلی اتفاقی دیدمت... روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالهاست یواشکی دوست دارم

۱ روز پیش
4K
چند روزی بود بدجور لنز چشمای مبارک خانجانم روی قد و شکل و قیافه من زوم شده بود، و هرچند دقیقه یکبار صدایش بلند میشد که دخترجان این چه طرز راه رفتن است ، حرف ...

چند روزی بود بدجور لنز چشمای مبارک خانجانم روی قد و شکل و قیافه من زوم شده بود، و هرچند دقیقه یکبار صدایش بلند میشد که دخترجان این چه طرز راه رفتن است ، حرف زدنت چرا اینقدر ناز دارد و ... و وای به روزی که خانجانم روی یکی ...

۱ روز پیش
59K
مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سر و پایت مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش هایت مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت مرا رودی بدان ...

مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سر و پایت مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش هایت مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت مرا رودی بدان و یاری ام کن تا درآویزم به شوق جذبه وارت تا فرو ریزم به دریایت ...

۱ روز پیش
41K
آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن... بی نهایت لبخند می زنن.. این لبخند شاید تو نگاه اول حسِ گذشت بده.. اینکه «هر زخمی زدی، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت.. من فراموش می کنم ...

آدم های صبور یه خصوصیت عجیب دارن... بی نهایت لبخند می زنن.. این لبخند شاید تو نگاه اول حسِ گذشت بده.. اینکه «هر زخمی زدی، هر‌ چیزی که گفتی فدای سرت.. من فراموش می کنم ».. ولی آدم های صبور هیچوقت هیچ چیزی رو فراموش نمی کنن.. زخمارو می شمارن.. ...

۱ روز پیش
17K
#پارت۷۸ ـ شوخی می‌کنی اره؟! اهورا کلافه گفت: چرا باید شوخی کنم؟ ـ آخه، آخه... اهورا: گوش کن ماهرخ، تا امروز هیچکس به جز فراز که همکارم بوده از این جریان خبر نداشته اگر کسی ...

#پارت۷۸ ـ شوخی می‌کنی اره؟! اهورا کلافه گفت: چرا باید شوخی کنم؟ ـ آخه، آخه... اهورا: گوش کن ماهرخ، تا امروز هیچکس به جز فراز که همکارم بوده از این جریان خبر نداشته اگر کسی بفهمه اونوقت من نمی‌تونم مراقبت باشم، نمی‌تونم دیقه به دیقه حواسم بهت باشه که کجا ...

۲ روز پیش
84K
#موقت فکرکنم دیدین دوتا تصویر گذاشته بودم، #برادرانه... http://wisgoon.com/pin/26549425/ http://wisgoon.com/pin/26549430/ یادم نمیره اون روز رو...روزی که دستش رو گرفتم و به‌زور بلندش کردم و نگذاشتم واسه آزمون قلم‌چی بخونه، آخه اون امسال کنکور داشت و ...

#موقت فکرکنم دیدین دوتا تصویر گذاشته بودم، #برادرانه... http://wisgoon.com/pin/2654...http://wisgoon.com/pin/2654... یادم نمیره اون روز رو...روزی که دستش رو گرفتم و به‌زور بلندش کردم و نگذاشتم واسه آزمون قلم‌چی بخونه، آخه اون امسال کنکور داشت و تمام تلاشش رو میکرد تا رتبه عالے بیاره اونم با داد و خنده می‌خواست دستش ...

۲ روز پیش
91K
اون از بازی رئال تو لیگ قهرمانان جلو زسکامسکو و کلاب بروژ و بچه های دبیرستانی آژاکس، اینم از بازیش جلو مایورکا..... درسته زیزو برگشت ولی وقتی برگشت که دیگه var اومده بود:(( 😂

اون از بازی رئال تو لیگ قهرمانان جلو زسکامسکو و کلاب بروژ و بچه های دبیرستانی آژاکس، اینم از بازیش جلو مایورکا..... درسته زیزو برگشت ولی وقتی برگشت که دیگه var اومده بود:(( 😂

۲ روز پیش
5K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 #واجب_فراموش_شده 🔴 من و شمای بچه مسلمون اصول و فروع دین‌مون رو یاد داریم 🔴 واجبات‌مون رو میشناسیم و سعی میکنیم انجام بدیم. 🔴 همه‌ی پدر ها و مادر های ما ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 #واجب_فراموش_شده 🔴 من و شمای بچه مسلمون اصول و فروع دین‌مون رو یاد داریم 🔴 واجبات‌مون رو میشناسیم و سعی میکنیم انجام بدیم. 🔴 همه‌ی پدر ها و مادر های ما از ابتدای سن تکلیف به ما یاد دادن چطور نماز بخونیم ,چطور روزه بگیریم و. ...

۲ روز پیش
18K
بال و کتف مرغ به میزان لازم پودر پیاز ۲ ق چ پودر سیر ۲ ق چ پودر پاپریکا ۲ ق چ نوک ق چ فلفل قرمز آرد سفید یک تا دو پیمانه . . ...

بال و کتف مرغ به میزان لازم پودر پیاز ۲ ق چ پودر سیر ۲ ق چ پودر پاپریکا ۲ ق چ نوک ق چ فلفل قرمز آرد سفید یک تا دو پیمانه . . ابتدا یک عدد پیاز درشت را خلالی کنید و بهش یک ق نمک اضافه کنید ...

۲ روز پیش
13K
#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_هشتم ✅ سوم 👈 🍃 وَ التَّزَوُّدَ لِسُکْنَی الْقُبُورِ🍃 توشه برداشتن برای شب اول قبر کی آماده است برای شب اول قبر ⁉ ️ خوش بحال شمایی که آماده اید‼ ️ اما منه بیچاره دستم ...

#شرح_زیارت_اربعین_قسمت_هشتم ✅ سوم 👈 🍃 وَ التَّزَوُّدَ لِسُکْنَی الْقُبُورِ🍃 توشه برداشتن برای شب اول قبر کی آماده است برای شب اول قبر ⁉ ️ خوش بحال شمایی که آماده اید‼ ️ اما منه بیچاره دستم خالیه😔 شب اول قبر توشه میخواد آذوقه میخواد چی آماده کردی برا شب اول قبر ...

۲ روز پیش
20K
بیاید فراموش نکنیم که چقدر توایس رو از اول دبیو بخاطر هیکل ، صدا ، رقصشون و ... مسخره میکردن و بهشون هیت میدادن...اما امروز اونا تبدیل به یکی از بزرگترین گروه های دختر جهان ...

بیاید فراموش نکنیم که چقدر توایس رو از اول دبیو بخاطر هیکل ، صدا ، رقصشون و ... مسخره میکردن و بهشون هیت میدادن...اما امروز اونا تبدیل به یکی از بزرگترین گروه های دختر جهان شدن ؛ گروه دختری که هر روز بیشتر از روز قبل رکورد های بیشتری رو ...

۲ روز پیش
7K
#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه 🌾 در دو هفته ی ابتدائی محرم سال ۱۱ هجری قمری، چه اتفاقی افتاد؟ 🌙 ..در این ماه، در چنین ایامی بعد از #غدیر، از گوشه و کنار مدینه، خبرهایی به گوش می رسد ...

#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه 🌾 در دو هفته ی ابتدائی محرم سال ۱۱ هجری قمری، چه اتفاقی افتاد؟ 🌙 ..در این ماه، در چنین ایامی بعد از #غدیر، از گوشه و کنار مدینه، خبرهایی به گوش می رسد که نشان می‌دهد، سکوت فعلی شهر، حکایتِ آرامش پیش از طوفان را دارد... ⚠ ️ ...

۲ روز پیش
50K