نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

*مریم* ........ بعد از شام که کلی فرزام شیطنت کرد وخندیدیم قرار شدبا مهمونا عکس بگیریم عکس های اصلی رو تو باغ بردیا گرفتیم بیشتر عکس ها رو با نفس وشیرین گرفتیم وچقدر خندیدیم میز ...

*مریم* ........ بعد از شام که کلی فرزام شیطنت کرد وخندیدیم قرار شدبا مهمونا عکس بگیریم عکس های اصلی رو تو باغ بردیا گرفتیم بیشتر عکس ها رو با نفس وشیرین گرفتیم وچقدر خندیدیم میز روبه رومون شد پر کادو که فرزام می گفت مهمونها میان کادوهاشون میدن وما باز ...

۲۳ دقیقه پیش
2K
زیاد که باشی،زیادی میشی!من بدنبودم تو داری میشی،هیچوقت این احساس بهت نمی ساخت..دلم میخاستت!دلت نمی ساخت!زیادی خوبی کردنم،تهش داستانه واسه تو خوبی وبدی،همش یکسانه..بدعادتت کردم خودم،خب حقم داری!خوبی که از حدبگذره،ته داستانه!!بایدبدبشم تا دلت تنگ ...

زیاد که باشی،زیادی میشی!من بدنبودم تو داری میشی،هیچوقت این احساس بهت نمی ساخت..دلم میخاستت!دلت نمی ساخت!زیادی خوبی کردنم،تهش داستانه واسه تو خوبی وبدی،همش یکسانه..بدعادتت کردم خودم،خب حقم داری!خوبی که از حدبگذره،ته داستانه!!بایدبدبشم تا دلت تنگ شه،اما!به خودت بیای شدی تنهای تنها...بایدبدبشم بات برم از تو دنیات نبودی اصلا تو اصلا ...

۱ ساعت پیش
3K
#پارت شصت و پنج.... #جانان.... کامین: چرا فک کنم بمونن حالا شامی که درست کردی کافیه.... من: فک نکنم .... کامین: میخوای غذا سفارش بدم بیارن.... من: نه نمیخواد الان خودم به چیزی درستس میکنم.... ...

#پارت شصت و پنج.... #جانان.... کامین: چرا فک کنم بمونن حالا شامی که درست کردی کافیه.... من: فک نکنم .... کامین: میخوای غذا سفارش بدم بیارن.... من: نه نمیخواد الان خودم به چیزی درستس میکنم.... میگم به نظرت استنبولی درست کنم.... کامین: امممم زود حاضر میشه.... من: اره زود حاضر ...

۲ ساعت پیش
17K
💖 سنی اولدوزلارا اوخشادیرام . اونلار قدر چکیجی و گوزه لسن .آمما آرانیزدا تک بیر فرق وار :اونلار میلیون لارجا سن ایسه بیر دنه سن..💖 ❤ ❤ من تو رو شبیه ستاره ها میدونم،چون به ...

💖 سنی اولدوزلارا اوخشادیرام . اونلار قدر چکیجی و گوزه لسن .آمما آرانیزدا تک بیر فرق وار :اونلار میلیون لارجا سن ایسه بیر دنه سن..💖 ❤ ❤ من تو رو شبیه ستاره ها میدونم،چون به اندازه اونا زیبا هستی.ولی یه فرقی بین تو و اونا هست که : ستاره ها ...

۲ ساعت پیش
3K
ادامه پارت ۸ هر چی ازش پرسیدم فقط همین چند کلمه میگفت ، با دیدن چندتا گرگ که حمله کردن سمت بابام از خواب پریدم ، نفس نفس میزدم ، عرق نشسته بود رو پیشونیم ...

ادامه پارت ۸ هر چی ازش پرسیدم فقط همین چند کلمه میگفت ، با دیدن چندتا گرگ که حمله کردن سمت بابام از خواب پریدم ، نفس نفس میزدم ، عرق نشسته بود رو پیشونیم ، از رو تخت بلند شدم رفتم آب به صورتم زدم ، اومد نگاه ساعت ...

۳ ساعت پیش
17K
#پارت_70 . #بهت_میرسم از هم گشوده شدن که جیسون اخمی کرد و سریع پشتش کرد سمت ایزابلا و خاست از در خارج بشود ک صدای بی حس و حال ایزابلا به گوشش خورد:صبر کن... . ...

#پارت_70 . #بهت_میرسم از هم گشوده شدن که جیسون اخمی کرد و سریع پشتش کرد سمت ایزابلا و خاست از در خارج بشود ک صدای بی حس و حال ایزابلا به گوشش خورد:صبر کن... . #ایزابلا . با چشم های بی حسم به مردی که پشت به من ایستاده بود ...

۴ ساعت پیش
18K
گاهی اوقات باید تمامِ مشغله هایت را زمین بگذاری ، سراغِ بهترین آدم هایِ زندگی ات بروی و برایِ بودن و برایِ خوب بودنشان از آنها تشکر کنی . بگویی چقدر دوستشان داری و چه ...

گاهی اوقات باید تمامِ مشغله هایت را زمین بگذاری ، سراغِ بهترین آدم هایِ زندگی ات بروی و برایِ بودن و برایِ خوب بودنشان از آنها تشکر کنی . بگویی چقدر دوستشان داری و چه خوب که هستند و انگیزه ی خوشبختیِ تو اند ، چه خوب که با نگاهی ...

۴ ساعت پیش
9K
#رمان_آقای_سریع #ادامه_پارت_3 پامو روی کلاچ گذاشتم و دنده رو خلاص کردم انگشتامو دور سوییچ پیچوندم و سوییچو چرخوندم صدای کلفت ماشین بلند شد چندتا نفس عمیق کشیدم نباید به هیجانم اجازه چیره شدن به عقلمو ...

#رمان_آقای_سریع #ادامه_پارت_3 پامو روی کلاچ گذاشتم و دنده رو خلاص کردم انگشتامو دور سوییچ پیچوندم و سوییچو چرخوندم صدای کلفت ماشین بلند شد چندتا نفس عمیق کشیدم نباید به هیجانم اجازه چیره شدن به عقلمو میدادم کمربندمو بستم و مث یه راننده قانونمند بعد چک کردن آینه ها وارد جاده ...

۶ ساعت پیش
26K
#متن_دلبر گفتم پنجره رو ببین، جُمعه ست، هوا داره تاریک میشه...الان سه ساعت و بیست دو دقیقه ست سرت از روی سینم جُم نخورده من قفلم روی فیلم، تو قفلی روی بازیِ من میخوام ریز ...

#متن_دلبر گفتم پنجره رو ببین، جُمعه ست، هوا داره تاریک میشه...الان سه ساعت و بیست دو دقیقه ست سرت از روی سینم جُم نخورده من قفلم روی فیلم، تو قفلی روی بازیِ من میخوام ریز شه چشمامون گفتی من توی بازی تو روی نیمکتم...آدمی که روی نیمکته گل نمیتونه بزنه ...

۷ ساعت پیش
21K
از یک جایی به بعد یاد میگیری که دیگر خودت را درگیرِ

از یک جایی به بعد یاد میگیری که دیگر خودت را درگیرِ "دوستت دارم" های بی سرو ته هیچ آدمی نکنی، دوستت دارم هایی که مثل تکیه کلام دائما وردِ زبان اند و مخاطب هایش هر روز عوض میشوند، از یک جایی به بعد میفهمی فکر کردن به آدمی که ...

۷ ساعت پیش
14K
#کپشن تآ آخر بخون(: نیگا چه قشنگ خوابیدی. آدم دلش نمیاد چش برداره از نیگا کردن تو. الان خیلی ساله اینجا وایسادم نیگات میکنم. نیگا میکنم، خوابیدی، مژه های بلندت رو نیگا میکنم، می میره ...

#کپشن تآ آخر بخون(: نیگا چه قشنگ خوابیدی. آدم دلش نمیاد چش برداره از نیگا کردن تو. الان خیلی ساله اینجا وایسادم نیگات میکنم. نیگا میکنم، خوابیدی، مژه های بلندت رو نیگا میکنم، می میره آدم براشون. میخوام بیام پشت پلکاتو ماچ کنم، وقتی بیداری نمی بینمشون. ابروهات نزدیک شدن ...

۱۳ ساعت پیش
27K
همیشه هم نمیشود

همیشه هم نمیشود " خوب " بود ... همیشه هم نمیتوان چشم ها را به روی نامردیِ آدم ها بست و چیزی ندید ... اتفاقا باید بدانند که تو دیدی و فهمیدی که نگفتن‌ات را نگذارند پای حماقت ... نمیشود همیشه خود را به کوچه یِ چپ بزنی و تظاهر ...

۱۴ ساعت پیش
10K
تو میروی و من می مانم به گریه میرسم، میدانم نفرین نمیکنم، من عاشقم نمیتوانم خدانگهدار تمام لحظه های عاشقانه ی من خدا به همرات دلیل گریه های کودکانه ی من سفر سلامت به دل ...

تو میروی و من می مانم به گریه میرسم، میدانم نفرین نمیکنم، من عاشقم نمیتوانم خدانگهدار تمام لحظه های عاشقانه ی من خدا به همرات دلیل گریه های کودکانه ی من سفر سلامت به دل بماند امید دیدار،خدانگهدار💔 پ ن:این حجم احساساتی بودن برا خودمم عجیبه😶

۱۶ ساعت پیش
4K
🎗 انسان هاے بزرگـــ ازخودشان توقع دارند 🎗 و انسان های ڪوچڪ از دیگران...! اگر ڪسے خوبی هاے تو را فراموش ڪرد، تو خوب بودن را فراموش نکن.💖 سلام صبحتون بخیر😍 ❤

🎗 انسان هاے بزرگـــ ازخودشان توقع دارند 🎗 و انسان های ڪوچڪ از دیگران...! اگر ڪسے خوبی هاے تو را فراموش ڪرد، تو خوب بودن را فراموش نکن.💖 سلام صبحتون بخیر😍 ❤

۱۸ ساعت پیش
3K
من معتقدم اگر معمولی ترین ها برایمان اتفاق می افتد ومهمترین ها گاهی هرگز در زندگیمان رخ نمیدهد خودمان مقصریم . تقصیر خودمان است که از یکجابی به بعد به این معمولی ها عادت میکنیم ...

من معتقدم اگر معمولی ترین ها برایمان اتفاق می افتد ومهمترین ها گاهی هرگز در زندگیمان رخ نمیدهد خودمان مقصریم . تقصیر خودمان است که از یکجابی به بعد به این معمولی ها عادت میکنیم .یاد میگیریم معمولی زندگی کنیم ،معمولی بخوریم ،معمولی بپوشیم ،تفریحاتمان معمولی باشد ومعمولی عاشق شویم ...

۱۹ ساعت پیش
15K
«بسم الله الرحمن الرحیم» #پارت_1 #جدال_عشق #به_قلم_مهدیه_عسگری_و_حدیث_افشارمهر مواد و گذاشتم توی جیبم و کلاه سوییشرت مشکیم رو جلوتر کشیدم....تو آینه به چشمای آبی روشنم پوزخندی زدم... کتونی های مشکیمو پام کردم و از ویلا زدم ...

«بسم الله الرحمن الرحیم» #پارت_1 #جدال_عشق #به_قلم_مهدیه_عسگری_و_حدیث_افشارمهر مواد و گذاشتم توی جیبم و کلاه سوییشرت مشکیم رو جلوتر کشیدم....تو آینه به چشمای آبی روشنم پوزخندی زدم... کتونی های مشکیمو پام کردم و از ویلا زدم بیرون... سوار موتور شدم تا جلب توجه نکنه.... بگو آخه هیچیکی جز من نبود بفرستین ...

۱۹ ساعت پیش
17K
«بسم الله الرحمن الرحیم» #پارت_1 #جدال_عشق #به_قلم_مهدیه_عسگری_و_حدیث_افشارمهر مواد و گذاشتم توی جیبم و کلاه سوییشرت مشکیم رو جلوتر کشیدم....تو آینه به چشمای آبی روشنم پوزخندی زدم... کتونی های مشکیمو پام کردم و از ویلا زدم ...

«بسم الله الرحمن الرحیم» #پارت_1 #جدال_عشق #به_قلم_مهدیه_عسگری_و_حدیث_افشارمهر مواد و گذاشتم توی جیبم و کلاه سوییشرت مشکیم رو جلوتر کشیدم....تو آینه به چشمای آبی روشنم پوزخندی زدم... کتونی های مشکیمو پام کردم و از ویلا زدم بیرون... سوار موتور شدم تا جلب توجه نکنه.... بگو آخه هیچیکی جز من نبود بفرستین ...

۲۰ ساعت پیش
15K
فروشگاه های IKEA شبیه هزار تو ساخته شده است تا از خارج شدن مشتریان قبل از مشاهده ی تمام فروشگاه، جلوگیری کنند

فروشگاه های IKEA شبیه هزار تو ساخته شده است تا از خارج شدن مشتریان قبل از مشاهده ی تمام فروشگاه، جلوگیری کنند

۲۰ ساعت پیش
4K
«بسم الله الرحمن الرحیم» #پارت_1 #جدال_عشق #به_قلم_مهدیه_عسگری_و_حدیث_افشارمهر مواد و گذاشتم توی جیبم و کلاه سوییشرت مشکیم رو جلوتر کشیدم....تو آینه به چشمای آبی روشنم پوزخندی زدم... کتونی های مشکیمو پام کردم و از ویلا زدم ...

«بسم الله الرحمن الرحیم» #پارت_1 #جدال_عشق #به_قلم_مهدیه_عسگری_و_حدیث_افشارمهر مواد و گذاشتم توی جیبم و کلاه سوییشرت مشکیم رو جلوتر کشیدم....تو آینه به چشمای آبی روشنم پوزخندی زدم... کتونی های مشکیمو پام کردم و از ویلا زدم بیرون... سوار موتور شدم تا جلب توجه نکنه.... بگو آخه هیچیکی جز من نبود بفرستین ...

۲۰ ساعت پیش
14K