ویژه کنید
عکس و تصویر گاهی هم دلم میخواد مثل جودی آبوت یک بابالنگ دراز پشت پرچین تخیلاتم داشته باشم ...

گاهی هم دلم میخواد مثل جودی آبوت یک بابالنگ دراز پشت پرچین تخیلاتم داشته باشم او را نشناسم و فقط برایش بنویسم از روز هایی که شیطنتم تبدیل به بی حواسی هایی شده که خنده آور است یا شب هایی که به عینک حجیم مجری تلویزیون خیره میشوم بدون آن که چیزی از حرف هایش بفهمم مدام جلیقه ی بافتنیِ سبزی را که پوشیده تحلیل میکنم و شباهتش به هندوانه ای که عینک زده کشف میکنم...
انگار فکر و دلم دارد از چیزی فرار میکند...از حرف های جدی و منطقی اصلا آدم های جدی و منطقی باید بروند و در جزیره ای جدا با خودشان زندگی کنند مگر میشود در بستنی لیوانی ای را که میخرند لیس نزنند یا بدون نگاه کردن به ویترین اسباب بازی فروشی و هلیکوپتر و عروسک دامن ارغوانی از کنارش رد شوند...
نمیدانم از چه حرف میزنم و برای چه حرف میزنم...دارم از حادثه ای فرار میکنم که باورش مثل قورت دادن یه مارمولک قهوه ای با خال های سیاه است...
راستی مارمولک ها هم کسی را دارند که برایش وراجی کنند؟
یا از دلتنگیشان میان دنیای مدرن بگویند؟
مثلا برای معشوقه اش بنویسد آه مارمولک بانو ی من امروز در میان جیغ های زنی که ترسانده بودمش این تصویر تو بود که به من سرعت بیشتری برای فرار میداد...
کاش بابالنگ دراز بودن یک شغل بود و یک موسسه بابالنگ دراز ها راه می افتاد...کسانی که در ازای حرفای توی دلت هیچی نمیگویند و فقط شنونده اند...
#سارا_کلامی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...