نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

149 به حالت قهر بهش پشت کردم و ازش جدا شدم. از پشت بغلم کرد و دستش رو دور شکمم حلقه کرد و پشت گردنم گفت : آخ من قربون اون قیافه خوشگلت!!!! من می ...

149 به حالت قهر بهش پشت کردم و ازش جدا شدم. از پشت بغلم کرد و دستش رو دور شکمم حلقه کرد و پشت گردنم گفت : آخ من قربون اون قیافه خوشگلت!!!! من می خوام بدونم تو که انقدر شیرینی ، انقدر دوست داشتنت قشنگه ، چرا منو دوست ...

۱ ساعت پیش
20K
کیان با تن صدای آروم ولی عصبانی می گفت: ول کن دستمو !حالیت نیست انگار !!اونی که بالاست ، زنمه !!! عشقمه!!! سونیای مارمولک بود که دوباره چسبیده بود به کیان. اون هم آروم گفت ...

کیان با تن صدای آروم ولی عصبانی می گفت: ول کن دستمو !حالیت نیست انگار !!اونی که بالاست ، زنمه !!! عشقمه!!! سونیای مارمولک بود که دوباره چسبیده بود به کیان. اون هم آروم گفت : تا ببینم از این یکی کی طلاق میگیری!!! اون موقع که بهت ثابت کردم ...

۱ ساعت پیش
24K
شهریار خون ،خونش رو میخورد!کنار یاشار نشسته بود و بهش گفت: غذات سرد میشه یاشار جان. یاشار که انگار این مسئله براش حیاتی شده بود لجوجانه گفت: باشه میخورم! نگفتی ارغوان!!! چند سالته؟؟؟ استغفرالله!!!! پسره ...

شهریار خون ،خونش رو میخورد!کنار یاشار نشسته بود و بهش گفت: غذات سرد میشه یاشار جان. یاشار که انگار این مسئله براش حیاتی شده بود لجوجانه گفت: باشه میخورم! نگفتی ارغوان!!! چند سالته؟؟؟ استغفرالله!!!! پسره ی تو مخ! سعی کردم آرامشم رو حفظ کنم و گفتم: دو ماه دیگه بیست ...

۱ ساعت پیش
24K
شهریار هم که فقط از دست یاشار حرص خورد. اونو گرفته بود به حرف که به من و بهار کار نداشته باشه. میخواستم برم بگم جیران جون هیچ برای این دو تا زرافه وقت نذاشتیا! ...

شهریار هم که فقط از دست یاشار حرص خورد. اونو گرفته بود به حرف که به من و بهار کار نداشته باشه. میخواستم برم بگم جیران جون هیچ برای این دو تا زرافه وقت نذاشتیا! خودشون دراز شدن! آخه آدم انقدر هَوَل!؟ انقدر چشم دریده!؟ اون از دخترت که از ...

۱ ساعت پیش
27K
یکم که بگذره آدم خود به خود بدون اینکه خودش بفهمه میبینه چقدر بزرگ شده.‌ناخودآگاه آهنگ غمگین که میشنوه خیلی خسته عوضش میکنه و میگه:بسه دیگه... بزرگ شدن هر آدمی فرق میکنه، یکبار که قلبت ...

یکم که بگذره آدم خود به خود بدون اینکه خودش بفهمه میبینه چقدر بزرگ شده.‌ناخودآگاه آهنگ غمگین که میشنوه خیلی خسته عوضش میکنه و میگه:بسه دیگه... بزرگ شدن هر آدمی فرق میکنه، یکبار که قلبت بشکنه و خنده بماسه روی لبت و مجبور بشی عینک واقعیت رو بزنی؛ یهو به ...

۲ ساعت پیش
11K
دلبری دارم خیالی که دلم را میخرد پا به پای من مرا بر شهر دلها میبرد بال پروازم شده تا پر کشم بر آسمان در کنارم هر کجا باشم کنارم میپرد مست آغوشش منم او ...

دلبری دارم خیالی که دلم را میخرد پا به پای من مرا بر شهر دلها میبرد بال پروازم شده تا پر کشم بر آسمان در کنارم هر کجا باشم کنارم میپرد مست آغوشش منم او مست تر از من گهی گوشه ای خلوت بروی بازوانم میخزد میدهد باصوت ارامی به ...

۱۱ ساعت پیش
32K

"یه رقصنده دوبار میمیره - یکبارش وقتیه که از رقصیدن دست بکشه و این مرگ دردناک تر از مرگ اصلیه." - قویِ سیاه برگرفته از گفته ی رقصنده مارت گراهامه و یه جور الهام بخش این رقص بوده .. ««یک رقصنده اولین مرگشو وقتی دست از رقصیدن بکشه ، تجربه ...

۱۲ ساعت پیش
24K
#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم ...

#رویای_غیرممکن #پارت28 تموم اون خاطرات داشتن مثل یه فیلم از جلوی چشمام می‌گذشتن. بدنم مثل همون روز شروع کرده بود به لرزیدن و تقریبا نمیتونستم بفهمم داره چه اتفاقی واسم میفته. تنها چیزی که میتونستم بفهمم این بود که اون مرد سعی می‌کرد شلوارمو با زانوش بکشه پایین ولی از ...

۱۲ ساعت پیش
78K
جدال اینستاگرامی سیروان خسروی و مهراب قاسمخانی

جدال اینستاگرامی سیروان خسروی و مهراب قاسمخانی "مهراب جان قطعا به یاد داری که در ایام انتخابات پیشین با من تماس گرفتی و گفتی از طرف تیم آقای روحانی پیشنهاد شده که من(سیروان خسروی) در ازای دریافت دستمزد ٣ سانس کنسرت تهران، سه چهار آهنگ در تجمع هوادارهای ایشون در ...

۱۳ ساعت پیش
85K

"Part10" گیلدا(طبیب کوچک) برگشتـــم که دیدم افراد کیارش آهو رو گرفتن و به زور روی زمین میکشنش تا همراهــشون بره . حشمتـی: لعنت به منننننننننننن ارباببببببببببب لعنت به مننننننن دستم روی شونه اش گذاشتم و یه مشت دیگه حواله صورتش کردم و گفتم : هر چی تو اون دل بی ...

۱۳ ساعت پیش
69K
part6* مارلی: بلاخره هوای ازاد...موبایلمو در اوردم و از خودم عکس گرفتم و برا جینا فرستادم اون نتونست بیاد اخه دکتر گفته بود باید استراحت کنه. لبخندی زدم، ک میونگ کی رو دیدم مارلی: اوه ...

part6* مارلی: بلاخره هوای ازاد...موبایلمو در اوردم و از خودم عکس گرفتم و برا جینا فرستادم اون نتونست بیاد اخه دکتر گفته بود باید استراحت کنه. لبخندی زدم، ک میونگ کی رو دیدم مارلی: اوه میونی... میونگ کی منو دید و برام دست تکون داد داشت با چندتا از بچه ...

۱۳ ساعت پیش
49K
رمان شاه قلب..عاشقانه.درام.پلیسی.. رمان درمورد یه دختر شیطونو نترسه ..تودانشگاه بخاطرزبون درازش همه ازش فرارین..باامدن پسرداستانمون اتفاقاتی میفته که... خودتون بخونید.. نظریادتون نره😊 😊 هرگاه تورامیبینم انگارڪسی زمان رابرایم متوقف میکند تا ازتماشایت به نحواحسنت ...

رمان شاه قلب..عاشقانه.درام.پلیسی.. رمان درمورد یه دختر شیطونو نترسه ..تودانشگاه بخاطرزبون درازش همه ازش فرارین..باامدن پسرداستانمون اتفاقاتی میفته که... خودتون بخونید.. نظریادتون نره😊 😊 هرگاه تورامیبینم انگارڪسی زمان رابرایم متوقف میکند تا ازتماشایت به نحواحسنت لذت ببرم ..داشتنت برایم یعنی داشتن همه ای نداشته هایم.. ❤ ❤ ❤ ❤ ای ...

۱۳ ساعت پیش
54K
دکتر با هر قدمی که بر میداشت، آمپول و تست میکرد تا ببینه درسته یا نه؟ خوبی گفت و نزدیک دختر رفت. آمپول و روی میز عسلی کوچیک کنار تخت گذاشت و خودش ایستاد و ...

دکتر با هر قدمی که بر میداشت، آمپول و تست میکرد تا ببینه درسته یا نه؟ خوبی گفت و نزدیک دختر رفت. آمپول و روی میز عسلی کوچیک کنار تخت گذاشت و خودش ایستاد و محکم تر دستای دختر و بست. طناب رو محکم تر دور پاش پیچید. همه ی ...

۱۴ ساعت پیش
66K
در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای رنگو برداشتم. بازش کردم و سریع قرصی رو از توش برداشتم و همین که خواستم نزدیک دهنم ببرم صدایی باعث ...

در حین راه دستمو گذاشتم رو سرم و با دست راستم بسته ی سورمه ای رنگو برداشتم. بازش کردم و سریع قرصی رو از توش برداشتم و همین که خواستم نزدیک دهنم ببرم صدایی باعث شد مکث کنم: اگه خیلی اون قرصو بخوری...معتادش میشی. میدونستی؟ خیره نگاهش کردم. اون چی ...

۱۴ ساعت پیش
66K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💙 دوستان اینم بگم نگار دانشجو شهرستانی بوده و توی خابگاه بوده و محمود ساکن همون شهره چون توی خاطرات اینا نبوده لازم دیدم ک بگم 🙊 به روزهای ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💙 دوستان اینم بگم نگار دانشجو شهرستانی بوده و توی خابگاه بوده و محمود ساکن همون شهره چون توی خاطرات اینا نبوده لازم دیدم ک بگم 🙊 به روزهای اخری دانشجویم داشتم نزدیک میشدم و به جدایی به محمود فکر میکردم واقعا گریه ام ...

۱۴ ساعت پیش
38K
نفس عمیقمو به بیرون فوت کردم +همه ی اینارو گفتم تا بدونی یک ، خودتو انگشت اشاره امو طرفش نشونه رفتم + بی منت بی احساس عذاب وجدان در قبالت...میخوامت چون تو ارزشمندی برام...معتقدم سهم ...

نفس عمیقمو به بیرون فوت کردم +همه ی اینارو گفتم تا بدونی یک ، خودتو انگشت اشاره امو طرفش نشونه رفتم + بی منت بی احساس عذاب وجدان در قبالت...میخوامت چون تو ارزشمندی برام...معتقدم سهم تو خیلی بیشتر از ایناس تو زندگی دوم خودم با چرخوندن مچ دستم جهت انگشتمو ...

۱۴ ساعت پیش
72K
رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 هفته ها می‌گذشت و من همچنان با ترانه قهر بودم موقع امتحانا شده بود از سالن امتحان اومدم بیرون و فرداش امتحان اخریمون بود توی حیاط دانشگاهمون بودم ...

رفت اما کاش باورامو نابود نمیکرد نگار💛 هفته ها می‌گذشت و من همچنان با ترانه قهر بودم موقع امتحانا شده بود از سالن امتحان اومدم بیرون و فرداش امتحان اخریمون بود توی حیاط دانشگاهمون بودم ک محمود صدام زد _خانم محمدیان _سلام بله _شما جزوه فردا رو دارین _بله دارم ...

۱۴ ساعت پیش
51K
رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ...

رمان تاوان دروغ #پارت_سی_وچهارم _ سلام مرسی بدنیستم . خودت چطوری ؟ به دیقه ای نکشیده که جواب داد : خب خداروشکر . منم خوبم _ راستی مگه تو رانندگی نمیکردی ؟ چطو اینقد پیگیری ؟ _ خب راستش من که نه _ وا !!! پس تو کجا بودی ؟ ...

۱۴ ساعت پیش
74K