نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#همسر_اجباری #۲۹۰ باالخره دهن باز کردم...آنی میدونی بی معرفت چی کشیدم میدونی چکارم کردی میدونی ....دلم هربار میمردو زنده میشد...نمیدونی چقدر دلتنگت بودم نمیدونی چقدر واسه چشات واسه حرف زدنت دلتنگ بودم.ممنون که موندی قلبم ...

#همسر_اجباری #۲۹۰ باالخره دهن باز کردم...آنی میدونی بی معرفت چی کشیدم میدونی چکارم کردی میدونی ....دلم هربار میمردو زنده میشد...نمیدونی چقدر دلتنگت بودم نمیدونی چقدر واسه چشات واسه حرف زدنت دلتنگ بودم.ممنون که موندی قلبم ...ممنون که تنهام نزاشتی نفسم. اگه منتظرم بودی پس چرا رفتی... چرا به هوش اومدم ...

۱۱ ساعت پیش
24K
#همسر_اجباری #۲۷۷ سالم بر نوازندگان گمنام... واسش دارم یه بشقاب کوچیک که یکمی گود بود و عسل داخلش ریخته بودن و گذاشتم رو تنها جای خالی که کنارم بودو مال احسان میشد احسان از گاز ...

#همسر_اجباری #۲۷۷ سالم بر نوازندگان گمنام... واسش دارم یه بشقاب کوچیک که یکمی گود بود و عسل داخلش ریخته بودن و گذاشتم رو تنها جای خالی که کنارم بودو مال احسان میشد احسان از گاز فاصله گرفت و چایی واسه خودش ریخته بود و اومد و کامال عادی نشست رو ...

۱۴ ساعت پیش
28K
#همسر_اجباری #۲۷۳ بعد یه لقمه واسش گرفتمو بردم نزدیک دهنش که بعد دهنشو باز کردو لقمه رو گذاشتم دهنش .. ای جونم -بخور جون بگیری خانمی اگه دوست نداری با نون نخور گلم. وسطای صبحونه ...

#همسر_اجباری #۲۷۳ بعد یه لقمه واسش گرفتمو بردم نزدیک دهنش که بعد دهنشو باز کردو لقمه رو گذاشتم دهنش .. ای جونم -بخور جون بگیری خانمی اگه دوست نداری با نون نخور گلم. وسطای صبحونه بودیم که صمد درو باز کرد نگاه هر دومون رو در ثابت موند خودشون بودن ...

۱۴ ساعت پیش
20K
#چالش متولد چه ماهی ؟ آبان احساسات در چه حد ؟؟ زیاد ترسویی ؟؟ نه زیاد بزرگترین ضعفت ؟؟ اعتماد به همه آدما رو زود میشناسی؟؟ بگی نگی بزرگترین آرزوت ؟؟ انیمیشن ساز حرفه ای ...

#چالش متولد چه ماهی ؟ آبان احساسات در چه حد ؟؟ زیاد ترسویی ؟؟ نه زیاد بزرگترین ضعفت ؟؟ اعتماد به همه آدما رو زود میشناسی؟؟ بگی نگی بزرگترین آرزوت ؟؟ انیمیشن ساز حرفه ای ، خوشبختی ، صد البته درمان بیماران به ویژه بیمارانی که متابولیسم دارند. تا حالا ...

۱۶ ساعت پیش
16K
رمان ←تولد عشـق→پآرت سیزدهم: کلاس بعدی هم ب خوبی تموم شد دیگ کلاس نداشتم با ثنا از دانشگاه زدیم بیرون سوار ماشین شدیم ک راه بیافتیم ثنا رو رسوندم خونشون رفتم سمت خونمون تا رسیدم ...

رمان ←تولد عشـق→پآرت سیزدهم: کلاس بعدی هم ب خوبی تموم شد دیگ کلاس نداشتم با ثنا از دانشگاه زدیم بیرون سوار ماشین شدیم ک راه بیافتیم ثنا رو رسوندم خونشون رفتم سمت خونمون تا رسیدم خونه دیدم ک برای خونه رو ب روییمون صاحب جدید پیدا شده و الان دارن ...

۲۰ ساعت پیش
30K
#پارت۲۶ لبخند تلخی زد و گفت: یه جایی دور از این دنیا، جایی که دیگه خبری از طمع آدما نیست، جایی که دیگه نه فریب هست و نه نیرنگ یه جای خوب و آروم. حرفاش ...

#پارت۲۶ لبخند تلخی زد و گفت: یه جایی دور از این دنیا، جایی که دیگه خبری از طمع آدما نیست، جایی که دیگه نه فریب هست و نه نیرنگ یه جای خوب و آروم. حرفاش سوز داشت، مخلوطی از غم و حرص، سعی کردم متعجب خودم رو نشون بدم. ـ ...

۲۱ ساعت پیش
36K
انتقام عروس مرده نمیدونم به چه سبکی خواستی انتقام روح خستت رو بگیری . تو کلوب مجازی باهاش آشنا شدم. دختری که با روح بزرگ این روزها با عروس مرده شناسونده میشه روشی برای انتقام ...

انتقام عروس مرده نمیدونم به چه سبکی خواستی انتقام روح خستت رو بگیری . تو کلوب مجازی باهاش آشنا شدم. دختری که با روح بزرگ این روزها با عروس مرده شناسونده میشه روشی برای انتقام گرفتن پیدا کرد. تصویری که هر روز جلوی کسی که رهاش به یادگار بمونه... سحر ...

۲۲ ساعت پیش
36K
#رمان_گرداب بچه ها یه کپی از یسری پیامای خودمو میلاد اوردم براتون:) _بلاکم کرد 😁 😂 خل شدم بجا گریه میخندم +کی 🤔 🤔 _همون ک دیوونش بودم 🙂 😊 😊 + _من بیشعور ترین ...

#رمان_گرداب بچه ها یه کپی از یسری پیامای خودمو میلاد اوردم براتون:) _بلاکم کرد 😁 😂 خل شدم بجا گریه میخندم +کی 🤔 🤔 _همون ک دیوونش بودم 🙂 😊 😊 + _من بیشعور ترین موجود خلق شده ام 😎 تحقیقات ثابت کردن 😐 😐 😐 + 😔 _ _مگه ...

۱ روز پیش
25K
تصادم دوسال پیش بود در روزهای گرم تابستان با معلمی دینی آشنا شدم که دچار مشکلات روحی شده بود که لب وا نمیکرد . هرچی بهش گفتم مشکلت چیه خواهرم گفت هیچی و هیچی لب ...

تصادم دوسال پیش بود در روزهای گرم تابستان با معلمی دینی آشنا شدم که دچار مشکلات روحی شده بود که لب وا نمیکرد . هرچی بهش گفتم مشکلت چیه خواهرم گفت هیچی و هیچی لب وا نکرد که نکرد. شمارش رو گرفتم جهت بررسی بیشتر مشکلاتش، بهش زنگ زدم و ...

۱ روز پیش
51K
پارت ۷ فیک عشق بی نهایت نیارا توی کلاس درسش نشسته بود و منتظر معلم بود . به سمت چپش نگاه کرد . نیا و دوستاش داشتن بهش نگاه میکردن و پچ پچ میکردن . ...

پارت ۷ فیک عشق بی نهایت نیارا توی کلاس درسش نشسته بود و منتظر معلم بود . به سمت چپش نگاه کرد . نیا و دوستاش داشتن بهش نگاه میکردن و پچ پچ میکردن . نیارا با نگاه مظلومانه ای بهشون خیره شد . اون برای اینکه از دبیرستان اخراج ...

۱ روز پیش
43K
16-از این ادکلن یا اسپری های حشرکشی نزنید سعی کنید یه رایحه ملایم و دلپذیر و دخترونه داشته باشه... 17-هر یک هفته یه بار مانتوتونو بشورید بعضیا میگن سه چار روز یه بار تند تند ...

16-از این ادکلن یا اسپری های حشرکشی نزنید سعی کنید یه رایحه ملایم و دلپذیر و دخترونه داشته باشه... 17-هر یک هفته یه بار مانتوتونو بشورید بعضیا میگن سه چار روز یه بار تند تند بشورید هم بور میشه هم کهنه میشه و هم رنگش میره حالا نیاید یه ماه ...

۱ روز پیش
44K
مهدخت گلدون توی دستم گرفتم شروع کردم به حرف زدن سلام داداش خوبی ☺ منم خوبم داداشی باهام قهر نکن بخدا نمی خواستم دیر بیام 😭 اخ که چقدر دل تنگتم کجا رفتی یهو مگه ...

مهدخت گلدون توی دستم گرفتم شروع کردم به حرف زدن سلام داداش خوبی ☺ منم خوبم داداشی باهام قهر نکن بخدا نمی خواستم دیر بیام 😭 اخ که چقدر دل تنگتم کجا رفتی یهو مگه نگفته بودی تا ابد پیشم می مونی زدی زیر قولت نه مگه مامان گلی نمی ...

۱ روز پیش
25K
#همسر_اجباری #۲۶۷ آریا دیوونه شدی... -مگه شما عقل وهوش واسه ما گذاشتی خانم.؟ رو به آنا گفتم تو واسه من انتخاب کن منم واسه تو... تنها خرید عمرم بود که خیلی دوست داشتمو بهم چسبید. ...

#همسر_اجباری #۲۶۷ آریا دیوونه شدی... -مگه شما عقل وهوش واسه ما گذاشتی خانم.؟ رو به آنا گفتم تو واسه من انتخاب کن منم واسه تو... تنها خرید عمرم بود که خیلی دوست داشتمو بهم چسبید. آنا با گفتن این جمله گر گرفت. خجالت کشید خخخخ. چه بامزه میشد قیافش دستش ...

۱ روز پیش
48K
#همسر_اجباری #۲۶۵ یکم جلو اتاق موندم که از آنا خبری نشد راستش دلم یکم نگران شد ویالنو اوردم پایین و در اتاقو به شدت باز کردم .... آا داشت صورتشو با حوله پاک میکرد خدایا ...

#همسر_اجباری #۲۶۵ یکم جلو اتاق موندم که از آنا خبری نشد راستش دلم یکم نگران شد ویالنو اوردم پایین و در اتاقو به شدت باز کردم .... آا داشت صورتشو با حوله پاک میکرد خدایا شکرت .... یه نفس راحت کشیدم که با حال بدش جواب داد چیزی شده... -نه ...

۱ روز پیش
56K
#همسر_اجباری #۲۶۲ چرا دروغ منم مردم دوست دارم زنم تو خونه واسم لباسهایی که دوست دارم بپوشه.مثل بقیه زنا که دوست دارن توجه مردشونو به خودشون جلب کنن.اما تو اینطوری نیستی این واسم سواله اصال ...

#همسر_اجباری #۲۶۲ چرا دروغ منم مردم دوست دارم زنم تو خونه واسم لباسهایی که دوست دارم بپوشه.مثل بقیه زنا که دوست دارن توجه مردشونو به خودشون جلب کنن.اما تو اینطوری نیستی این واسم سواله اصال تو به من حسی داری؟ آریا راست میگفت .از اتاق با هیچ حرفی رفتم بیرون ...

۱ روز پیش
51K
#همسر_اجباری #۲۶۱ دیگه از این تعارفا نشنوم ها.من کمکت نمیکردم پس کی کمکت میکرد ها.خیر سرم شوهرتم. الهی درت به سرم عشقم. -میشه بگی من باید چکار کنم کجا بخوابم.و آشپز خونه وبقیه مواردم نشونم ...

#همسر_اجباری #۲۶۱ دیگه از این تعارفا نشنوم ها.من کمکت نمیکردم پس کی کمکت میکرد ها.خیر سرم شوهرتم. الهی درت به سرم عشقم. -میشه بگی من باید چکار کنم کجا بخوابم.و آشپز خونه وبقیه مواردم نشونم بدی. -اوال کجا بخوابم نه دوما اون اتاق باالیی که دو نفره هست مال منو ...

۱ روز پیش
46K
#همسر_اجباری #۲۶۰ تموم زندگیت باشم و دیگه یه لحظه هم بدون من نتونی... ♫♫ رامین بی باک ..عاشقونه دوست دارم -چرا ساکتی جوجه؟ -هیچی.همین جوری -نکنه بازم دلت درد میکنه. ای خدا این بازم رنگ ...

#همسر_اجباری #۲۶۰ تموم زندگیت باشم و دیگه یه لحظه هم بدون من نتونی... ♫♫ رامین بی باک ..عاشقونه دوست دارم -چرا ساکتی جوجه؟ -هیچی.همین جوری -نکنه بازم دلت درد میکنه. ای خدا این بازم رنگ به رنگ شد. -آنا من چه نصبتی با تو دارم -ا...آریا -نه جان من جوابمو ...

۱ روز پیش
57K
مقاله ای که قولشو داده بودیم خیلی خب دوستان ، برای شروع می خوام ریشه اصلی داستان رو براتون روشن کنم : خانواده میثم نه اولی بودند نه اخری ، خیلی ها در این جاده ...

مقاله ای که قولشو داده بودیم خیلی خب دوستان ، برای شروع می خوام ریشه اصلی داستان رو براتون روشن کنم : خانواده میثم نه اولی بودند نه اخری ، خیلی ها در این جاده به شکل های مختلف و عجیبی جان باختند ، برای همین همونطور که ذکر شده ...

۱ روز پیش
40K
#پارت۲۵ حق دخالت توی اموری که به شما مربوط نمیشه رو ندارید، اجازهٔ فضولی و سرک کشیدن در همه جای عمارت رو ندارید و اینکه برای صرف سه وعدهٔ غذایی شما جدا از خدمتکارا و ...

#پارت۲۵ حق دخالت توی اموری که به شما مربوط نمیشه رو ندارید، اجازهٔ فضولی و سرک کشیدن در همه جای عمارت رو ندارید و اینکه برای صرف سه وعدهٔ غذایی شما جدا از خدمتکارا و با خانم‌بزرگ غذاتون رو صرف می‌کنید و هرگز نباید خانم‌بزرگ رو تنها بزارید نکتهٔ آخر ...

۱ روز پیش
48K