نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

یه قاشق دیگه از بستنیش خورد و گفت : چقدر تو این هوای سرد بستنی میچسبه خداوکیلی ! بهش گفتم : تو پاک عقلتو از دست دادی ، کی تو این سرما بستنی میخوره آخه ...

یه قاشق دیگه از بستنیش خورد و گفت : چقدر تو این هوای سرد بستنی میچسبه خداوکیلی ! بهش گفتم : تو پاک عقلتو از دست دادی ، کی تو این سرما بستنی میخوره آخه ؟ الآن جایِ بستنی حال میده یه لیوان چایِ داغِ عطری داشته باشی بزنی تو ...

۵ ساعت پیش
8K
پارت ۳۸ آرمیتا هم که به زور لای چشماش رو باز نگه داشته بود و همین که به ماشین رسیدیم خودش رو انداخت تو ماشین و خوابید . تو راه آیدا رو هم با خودمون ...

پارت ۳۸ آرمیتا هم که به زور لای چشماش رو باز نگه داشته بود و همین که به ماشین رسیدیم خودش رو انداخت تو ماشین و خوابید . تو راه آیدا رو هم با خودمون بردیم . آرش از تو آینه زیر چشمی نگاش می کرد و آیدا هم دور ...

۸ ساعت پیش
37K
پارت ۸_فصل ۱ و بیرون رفت پوزخند زدم و بلند شدم اون بیشتر از اینها باید منو جدی بگیره بلند شدم و اون قهوه و پای سیبی رو که از کلانتر هدیه گرفته بودم رو ...

پارت ۸_فصل ۱ و بیرون رفت پوزخند زدم و بلند شدم اون بیشتر از اینها باید منو جدی بگیره بلند شدم و اون قهوه و پای سیبی رو که از کلانتر هدیه گرفته بودم رو برداشتم و بیرون زدم اگر چه یادم نمیاد آخرین بار کی و چی خوردم اما ...

۱۹ ساعت پیش
45K
#پارت سی و هشتم #برایه من وتو این اخرش نیست *بکهیون،عمارت پارک چانیول* بک اروم روتخت دراز کشیده بود... چشماش بسته بودن... جین بایه دستمال خیس کنارش نشسته بود... نمیدونست اون شب چه اتفاقی افتاد ...

#پارت سی و هشتم #برایه من وتو این اخرش نیست *بکهیون،عمارت پارک چانیول* بک اروم روتخت دراز کشیده بود... چشماش بسته بودن... جین بایه دستمال خیس کنارش نشسته بود... نمیدونست اون شب چه اتفاقی افتاد اما وقتی برگشت... بک حسابی تب کرده بود... جین خیلی تلاش کرده بودتاتبشو پایین بیاره... ...

۲۰ ساعت پیش
21K
از دیشب که گذاشتی رفتی و معلوم نشد کجا رفتی حالو روزمو بهم ریختی وقتی بودی میخندیدم حتی شدع بی دلیل من قبل تو عادم جدی بودم کلا نمیخندیدم حتی با دلیل ولی اومدی دلیل ...

از دیشب که گذاشتی رفتی و معلوم نشد کجا رفتی حالو روزمو بهم ریختی وقتی بودی میخندیدم حتی شدع بی دلیل من قبل تو عادم جدی بودم کلا نمیخندیدم حتی با دلیل ولی اومدی دلیل شدی برام نمیدونم واقعا چرا دوست دارم و الان از خودت میپرسی اصن از کجا ...

۱ روز پیش
10K
قلم خودم👇 🏻 متن واقعا زیباییه👏 🏻 اگه از من بپرسن هدف زندگی چیه؟همین جمله رو بهشون میگم. ما اغلب دنبال چیزهای اشتباهی توی این زندگی هستیم و هیچ وقت مفهوم زندگی رو درک نمی ...

قلم خودم👇 🏻 متن واقعا زیباییه👏 🏻 اگه از من بپرسن هدف زندگی چیه؟همین جمله رو بهشون میگم. ما اغلب دنبال چیزهای اشتباهی توی این زندگی هستیم و هیچ وقت مفهوم زندگی رو درک نمی کنیم.باسختی زندگی می کنیم و غالبا به همین شیوه می میریم☠ 😦 ولی غافل از ...

۱ روز پیش
45K
#the_moon_is_for_me #part_10 #سوم_شخص سهون _میدونی چقد دنبالت گشتم؟؟ جونگهو_میدونی چقد آبرومو جلو بچه ها بردی با داد زدنت؟ سهون_براچی.....براچی رفتی. الان همه استرس دارن . سوهو برگرده و تو نباشی هممونو یه جا میکشه. جونگهو_اونم ...

#the_moon_is_for_me #part_10 #سوم_شخص سهون _میدونی چقد دنبالت گشتم؟؟ جونگهو_میدونی چقد آبرومو جلو بچه ها بردی با داد زدنت؟ سهون_براچی.....براچی رفتی. الان همه استرس دارن . سوهو برگرده و تو نباشی هممونو یه جا میکشه. جونگهو_اونم اون محدثه رو ببینه دیگه منو یادش میره . جونگهو*رو به امیر*_اوپا من زشتم؟؟ +نه. ...

۱ روز پیش
69K
#the_moon_is_for_me #part_5 #سوم_شخص توی پارک نشسته بودن و حرف میزدن . امیر*ساعتشو نگاه کرد*: بپاش بریم. +کجا؟ _باید برم اداره. +خب من کجا برم؟:( _با من میای. پاشو. _بریم^^ . ساعت 3:58 . اداره (حال ...

#the_moon_is_for_me #part_5 #سوم_شخص توی پارک نشسته بودن و حرف میزدن . امیر*ساعتشو نگاه کرد*: بپاش بریم. +کجا؟ _باید برم اداره. +خب من کجا برم؟:( _با من میای. پاشو. _بریم^^ . ساعت 3:58 . اداره (حال ندارم اسمشو بنویسم) منشی : سلام بفرمایید. _سلام. با رئیس کانگ کار داشتم. منشی : ...

۱ روز پیش
37K
#پارت_82 . دهنم بسته شد و با چشم های گرد شده به سقف خیره شدم که بدون این که لباشو روی لبم تکون بده گاز ریزی از لب پایینیم گرفت و ازم جدا شد ولی ...

#پارت_82 . دهنم بسته شد و با چشم های گرد شده به سقف خیره شدم که بدون این که لباشو روی لبم تکون بده گاز ریزی از لب پایینیم گرفت و ازم جدا شد ولی هنوزم روم خم شده بود... . دردم و کامل یادم رفته بود و سرم و ...

۲ روز پیش
87K
#اشک حسرت - پارت ۱۰۸ پانیذ : لباسامو عوض کردم ورفتم رو مبل کز کردم نشستم بیرون داشت بارون میومد یه بارون بهاری قشنگ با صدای در برگشتم وگفتم : بیا تو در آروم باز ...

#اشک حسرت - پارت ۱۰۸ پانیذ : لباسامو عوض کردم ورفتم رو مبل کز کردم نشستم بیرون داشت بارون میومد یه بارون بهاری قشنگ با صدای در برگشتم وگفتم : بیا تو در آروم باز شد وسعید اومد تو اتاق دلم می خواست روزی هزار بار فداش بشم یه سینی ...

۲ روز پیش
52K
#پارت بیست نهم #برایه من وتو این اخرش نیست خونش نوشیده شد... اما زنده مونده بود... جین باید اعتراف میکرد اگه میمیرد ممکنه راحت بشه... به خودش تشر زد که این فکرارو از ذهنش بیرون ...

#پارت بیست نهم #برایه من وتو این اخرش نیست خونش نوشیده شد... اما زنده مونده بود... جین باید اعتراف میکرد اگه میمیرد ممکنه راحت بشه... به خودش تشر زد که این فکرارو از ذهنش بیرون کنه... -بکهیون،بیدار شو تروخدا باید بیدار شی... بک انگار شنیده باشه اروم چشماشو باز کرد... ...

۲ روز پیش
18K
#پارت_سی میچا اروم رفت سمت استخر و از اون ور لونا و شوگا رو دید و پوفی کرد : این دوتا هم از اخر خودشونو میکشن . هی تو . روشو به سمت دختری که ...

#پارت_سی میچا اروم رفت سمت استخر و از اون ور لونا و شوگا رو دید و پوفی کرد : این دوتا هم از اخر خودشونو میکشن . هی تو . روشو به سمت دختری که داشت اینو بهش میگفت برگردوند . سه می . دختری که به شدت جلف بود ...

۲ روز پیش
81K
#پارت_بیستو_نه لباسشو پشت در اویزون کرد و از اتاق خارج شد . چشمش فقط دنبال اون پسری بود که اون شب رو تختش خوابیده بود . نگاه جیمین به فرشته ای افتاد که داشت از ...

#پارت_بیستو_نه لباسشو پشت در اویزون کرد و از اتاق خارج شد . چشمش فقط دنبال اون پسری بود که اون شب رو تختش خوابیده بود . نگاه جیمین به فرشته ای افتاد که داشت از خونه بیرون میومد . فرشته شده بود . با اون لباس خاکستری رنگ که دورش ...

۲ روز پیش
42K
#پارت_81 . زیر لب اسمش و صدا زدم و دیگه چیزی نفهمیدم.... . ...................... با خنده داشتم لباسای عشقم و تا میکردم و داخل ساک جا میدادم... . قوربونش برم الهی...اینقدر مهربون شده که نگوووو...خیلی ...

#پارت_81 . زیر لب اسمش و صدا زدم و دیگه چیزی نفهمیدم.... . ...................... با خنده داشتم لباسای عشقم و تا میکردم و داخل ساک جا میدادم... . قوربونش برم الهی...اینقدر مهربون شده که نگوووو...خیلی عوض شده... . شبا که پیشش میخابم...جوری تو بغلم میکشتم و بوسم میکنه و به ...

۲ روز پیش
69K
اگه این راهشه با عشق زیادو کم بشم ولی تو باعث شدی با این وجودم بد بشم بشم که دیوونه ی بیقرار لعنتی که یذره آروم نمیشم حتی من بعد از این بعد از این ...

اگه این راهشه با عشق زیادو کم بشم ولی تو باعث شدی با این وجودم بد بشم بشم که دیوونه ی بیقرار لعنتی که یذره آروم نمیشم حتی من بعد از این بعد از این حرفا...بعد از این شبها...بعد از این حال خراب یه منِ بد حال... که برام فرقی ...

۲ روز پیش
9K