نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۶۸<br> #رمان_شیطان_زاده 🔞 <br><br><br>دانیال گاردی گرفت و با اخمی که بین دو ابرویش نشانده بود، گفت:<br>-به نظرت زشت نیست داری مهمونت رو بیرون می‌کنی؟<br>سارا مصلحتی خندید و گفت:<br>-چه بیرون کردنی؟ وقتی نبودی مادر آیسان زنگ ...

#پارت۶۸<br> #رمان_شیطان_زاده 🔞 <br><br><br>دانیال گاردی گرفت و با اخمی که بین دو ابرویش نشانده بود، گفت:<br>-به نظرت زشت نیست داری مهمونت رو بیرون می‌کنی؟<br>سارا مصلحتی خندید و گفت:<br>-چه بیرون کردنی؟ وقتی نبودی مادر آیسان زنگ زد و ازش خواست زود برگرده خونه، ظاهراً شب قراره برن خونهٔ نامزدش!<br><br>آن‌چنان روی کلمهٔ ...

۷ روز پیش
142K
#پارت۴۲ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر حوصله‌ام سر رفته بود که گوشی‌ام را از کیفم بیرون آوردم و مشغول بازی شدم. ناگهان جمع در سکوت فرو رفت. گوشی را کمی پایین آوردم که متوجه ...

#پارت۴۲ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر حوصله‌ام سر رفته بود که گوشی‌ام را از کیفم بیرون آوردم و مشغول بازی شدم. ناگهان جمع در سکوت فرو رفت. گوشی را کمی پایین آوردم که متوجه شدم همه با تعجب نگاهم می‌کنند. نگاه پرسشگرم را به مازیار دوختم؛ با آن‌که رگه‌هایی ...

۳ هفته پیش
123K
#پارت۳۷ #رمان_شیطان_زاده بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای ۱۸ سال با غیظ دنده را عوض کرد، آرنجش را لب پنجره قرار داد و مشغول بازی با پوست لبش شد. خیلی داشت تلاش می‌کرد تا اشکی ...

#پارت۳۷ #رمان_شیطان_زاده بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای ۱۸ سال با غیظ دنده را عوض کرد، آرنجش را لب پنجره قرار داد و مشغول بازی با پوست لبش شد. خیلی داشت تلاش می‌کرد تا اشکی که در چشمش حلقه زده نچکد. دلم به حالش سوخت؛ شاید من خیلی نامرد بودم ...

۳ هفته پیش
158K
ارکا نفسش و عمیقا بیرون داد و گفت : -این‌قدر حال‌تون مساعد هست که بتونید به سؤالاتم جواب بدین؟ قبل از این‌که بتوانم جوابش را بدهم، مادرم اعتراض کرد: -چه سؤالی؟ چی می‌گید شما؟ نمی‌بینید ...

ارکا نفسش و عمیقا بیرون داد و گفت : -این‌قدر حال‌تون مساعد هست که بتونید به سؤالاتم جواب بدین؟ قبل از این‌که بتوانم جوابش را بدهم، مادرم اعتراض کرد: -چه سؤالی؟ چی می‌گید شما؟ نمی‌بینید دخترم روی تخت بیمارستانه؟ آرکا با لحنی آرام اما جدی گفت: -می‌بینم، اتفاقاً به‌خاطر مساعد ...

۲۱ مهر 1398
146K
#رمان_شیطان_زاده #پارت4 مناسب بالای ۱۸ سال ولی انگار ماجرا پیچیده‌تر بود. اخم‌هایش را درهم کشید و پرسید: -چرا کلانتری؟ هر سؤالی که هست همین جا بپرسید. پوزخند روی لب‌های مأمور نشست: -شما یک نفر رو ...

#رمان_شیطان_زاده #پارت4 مناسب بالای ۱۸ سال ولی انگار ماجرا پیچیده‌تر بود. اخم‌هایش را درهم کشید و پرسید: -چرا کلانتری؟ هر سؤالی که هست همین جا بپرسید. پوزخند روی لب‌های مأمور نشست: -شما یک نفر رو آوردین بیمارستان که سه تا گلوله توی بدنش بوده. توقع داری در حد یک پرسش ...

۱۱ مهر 1398
65K
در بیت امام‌، مهدی را دیدم و گفتم‌:

در بیت امام‌، مهدی را دیدم و گفتم‌: "آقا مهدی‌! خواب‌های خوشی برایت دیده‌اند ...‌🌹 مثل اینکه شما هم ... بله ..." ❣ تبسمی کرد و با تعجب پرسید: "چه خبر شده است‌؟" گفتم‌: همه خبرها که پیش شماست‌. یکی از فرماندهان گردان که یک ماه پیش شهید شد، خواب ...

۳۱ مرداد 1398
24K
✅ داستان تشرف ✅ 📣 ✨ امام زمان (عج) وارد مرحله قیام شده است✨ ♦ ️ میرزا ابوالفضل قهوه چی به ظاهر پیرمردی عامی و ساده اما در واقع یکی از شیفتگان و شرف یافتگان ...

✅ داستان تشرف ✅ 📣 ✨ امام زمان (عج) وارد مرحله قیام شده است✨ ♦ ️ میرزا ابوالفضل قهوه چی به ظاهر پیرمردی عامی و ساده اما در واقع یکی از شیفتگان و شرف یافتگان آستان مقدس امام زمان روحی فداه بود آن جناب نسبت به مسجد جمکران علاقه فراوان ...

۱۹ مرداد 1398
80K
#مصاحبه_باخدا 💢 خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟ پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید. خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که ...

#مصاحبه_باخدا 💢 خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟ پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید. خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟ 🔹 من سؤال کردم: چه چیزی در آدم ها شما ...

۲۸ خرداد 1398
86K
✰ #نالوطی #پارت بیست و دو #یـلدا بانــو...👩 ‍❤ ‍👩 وارد ساختمون(مردانه)ڪناری شدیم برا پرهام .. پرهام ـ گفته باشمااا من خوشم نمیاد لباسام رو کسی انتخواب کنه.. +خیلی پروی هااا ، اینقدر که تو ...

✰ #نالوطی #پارت بیست و دو #یـلدا بانــو...👩 ‍❤ ‍👩 وارد ساختمون(مردانه)ڪناری شدیم برا پرهام .. پرهام ـ گفته باشمااا من خوشم نمیاد لباسام رو کسی انتخواب کنه.. +خیلی پروی هااا ، اینقدر که تو برا همین کفشه نظر دادی هـ ـ خوب تو هم برا کفشم نظر بده،تورت و ...

۱۵ فروردین 1398
432K
#نالوطی نشستم رویه صندلی... باورم نمیشد... دوست ده ساله من که جونمونم برایه هم میدادیم و کلی برنامه ریخته بودیم برا یه عروسیمون .. اونوقت تویه عروسیه عشقم ببینم گیسو بهترین دوستم عروسه. گیسو بلند ...

#نالوطی نشستم رویه صندلی... باورم نمیشد... دوست ده ساله من که جونمونم برایه هم میدادیم و کلی برنامه ریخته بودیم برا یه عروسیمون .. اونوقت تویه عروسیه عشقم ببینم گیسو بهترین دوستم عروسه. گیسو بلند گو رو برداشت.. گیسو ـ سلام من گیسو هستم.. میخوام اعترافاتی بکنم... تویه روز ۱۱/۳/۱۳۸۷دقیقا ...

۸ فروردین 1398
335K
بانوی شهیدی که در لحظه شهادت نیز درخواست #چادر کرد. ★ اولین روز بازگشایی دانشگاه بعد از انقلاب فرهنگی است. محوطه دانشگاه شلوغ است، عده ای دور هم جمع شده اند و بحث بالا گرفته. ...

بانوی شهیدی که در لحظه شهادت نیز درخواست #چادر کرد. ★ اولین روز بازگشایی دانشگاه بعد از انقلاب فرهنگی است. محوطه دانشگاه شلوغ است، عده ای دور هم جمع شده اند و بحث بالا گرفته. خواهر محمدی گفت: باید یک اسم اسلامی، انقلابی، مردمی انتخاب کنیم. فاطمه گفت: دو ساعته ...

۸ فروردین 1398
598K
فهرست بازیکنان و تیم‌هایی که از حسین هدایتی پول گرفتند + مبلغ دریافتی ۵۰۰ میلیون تومان/ انتقال بیرانوند به پرسپولیس عابدینی: قول تامین مبلغ قرار داد را از آقای هدایتی گرفتم. ایشان گفت من قبلاً ...

فهرست بازیکنان و تیم‌هایی که از حسین هدایتی پول گرفتند + مبلغ دریافتی ۵۰۰ میلیون تومان/ انتقال بیرانوند به پرسپولیس عابدینی: قول تامین مبلغ قرار داد را از آقای هدایتی گرفتم. ایشان گفت من قبلاً هم اعلام کردم بودجه آوردن بیرانوند را تامین می‌کنم. بیرانوند رابطه چندانی با هدایتی نداشت. ...

۲۸ اسفند 1397
111K
بیانات شهید قبل از شروع عملیات بدر همه برادران تصمیم خود را گرفته‌اند، ولی من به‌خاطر سختی عملیات تأکید می‌کنم. شما باید مثل حضرت ابراهیم(علیه السلام) باشید که رحمت خدا شامل حالش شد، مثل او ...

بیانات شهید قبل از شروع عملیات بدر همه برادران تصمیم خود را گرفته‌اند، ولی من به‌خاطر سختی عملیات تأکید می‌کنم. شما باید مثل حضرت ابراهیم(علیه السلام) باشید که رحمت خدا شامل حالش شد، مثل او در آتش بروید. خداوند اگر مصلحت بداند به صفوف دشمن رخنه خواهید کرد. باید در ...

۲۵ اسفند 1397
101K
#پارت_هشتم_عشق_ممنوعه *-دانای کل-* آفرینش از گریه ی زیاد،به خواب رفته بود.ولی ادوین مغزش مشغول بود.نمیتوانست حواسش را پی کارهای شرکت جمع کند.در واقع فکرش پیش دختر چشم خاکستری بود که در اتاقش بود.در یک تصمیم ...

#پارت_هشتم_عشق_ممنوعه *-دانای کل-* آفرینش از گریه ی زیاد،به خواب رفته بود.ولی ادوین مغزش مشغول بود.نمیتوانست حواسش را پی کارهای شرکت جمع کند.در واقع فکرش پیش دختر چشم خاکستری بود که در اتاقش بود.در یک تصمیم آنی،از جا برخاست و از اتاق مطالعه خارج شد.با قدم های استوارش،به سمت اتاقش رفت.در ...

۲۴ اسفند 1397
75K
مادر شهید: در مقطع تحصیلی ابتدایی با این که همزمان با تحصیل کار هم می کرد، نمره هایش همیشه خوب بود. یک روز گفت «از فردا اجازه بدین مدرسه نرم… اون مدرسه دیگه نجس شده!» ...

مادر شهید: در مقطع تحصیلی ابتدایی با این که همزمان با تحصیل کار هم می کرد، نمره هایش همیشه خوب بود. یک روز گفت «از فردا اجازه بدین مدرسه نرم… اون مدرسه دیگه نجس شده!» علت را پرسیدیم. با غیظ گفت: دیروز این معلم طاغوتی رو با یک دختری دیدم ...

۲۳ اسفند 1397
92K
سلام رفقا✋ 🙌 من محمد ابراهیم همت هستم ازشهرضا🌹 #سال1334 به دنیاآمدم😊 🌸 چندروز به تولدم مونده بودکه ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭمﻋﺎﺯﻡ ﻛﺮﺑﻼی ﻣﻌﻠّﯽ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮﺳﺎﻻﺭﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ ↘ ️↘ ️↘ ...

سلام رفقا✋ 🙌 من محمد ابراهیم همت هستم ازشهرضا🌹 #سال1334 به دنیاآمدم😊 🌸 چندروز به تولدم مونده بودکه ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭمﻋﺎﺯﻡ ﻛﺮﺑﻼی ﻣﻌﻠّﯽ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻗﺒﺮﺳﺎﻻﺭﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﺁﻥ ﺩﯾﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ ↘ ️↘ ️↘ ️ 🍀 🍀 ‍ 🌹 #یک خانمی باردار بود! و اصرار بر سفر #کربلا... همسرش ...

۱۸ اسفند 1397
921K
‌🌺 🌺 عاشقانه های آیت الله فاطمی نیا/ کنار خانواده بخوانید ✅ ✅ آنها که آیت الله فاطمی را بیشتر می‌شناسند راز دلنشین بودن سخنان این استاد علوم دینی و معارف اسلامی را، در پیاده ...

‌🌺 🌺 عاشقانه های آیت الله فاطمی نیا/ کنار خانواده بخوانید ✅ ✅ آنها که آیت الله فاطمی را بیشتر می‌شناسند راز دلنشین بودن سخنان این استاد علوم دینی و معارف اسلامی را، در پیاده کردن اخلاق اسلامی در زندگی خانوادگی و اجتماعی‌اش می‌دانند. 👈 فرزندش «سید حسین فاطمی نیا» ...

۸ اسفند 1397
12K