نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

نه خوب نیستم! هر لحظه دارم سعی میکنم دوباره بسازمت تا دیگه توو این وضعیت و توو این حال نبینمت نبینم ذره ذره آب شدنتو کنجِ این خونه‌ی کوفتی و نشنوم خِس خسِ سینه‌تو وقت ...

نه خوب نیستم! هر لحظه دارم سعی میکنم دوباره بسازمت تا دیگه توو این وضعیت و توو این حال نبینمت نبینم ذره ذره آب شدنتو کنجِ این خونه‌ی کوفتی و نشنوم خِس خسِ سینه‌تو وقت کام گرفتن از سیگارتو حس نکنم دردِ قرصا رو توو مغزت تکونم نده ضربانِ نامنظمِ ...

۲ روز پیش
80K
نگاه سردمو دوخته بودم به پاکت سیگارم، فشار روحی و #روانی عجیبی روم بود از یه طرف اخراج شدنم از شرکت و بیکاری، از یه طرف ارزو که تنهام گذاشته بود. میخواستم یه کاری کنم ...

نگاه سردمو دوخته بودم به پاکت سیگارم، فشار روحی و #روانی عجیبی روم بود از یه طرف اخراج شدنم از شرکت و بیکاری، از یه طرف ارزو که تنهام گذاشته بود. میخواستم یه کاری کنم که از این بنبست بیرون بکشم خودمو هر چقدر دستوپا میزدم بیشتر تو بدبختیای زندگی ...

۱ هفته پیش
138K
پارت دوم کوکی : که اشکام گونه هام رو خیس کرد...اون فکر میکنه من عاشقشم منم ازت بدم میاد کیم تیهونگ ولی ......‌ولی نمیتونم ببینم مثل یه روانی کار دست خودت بدی ...اون ...اون خیلی ...

پارت دوم کوکی : که اشکام گونه هام رو خیس کرد...اون فکر میکنه من عاشقشم منم ازت بدم میاد کیم تیهونگ ولی ......‌ولی نمیتونم ببینم مثل یه روانی کار دست خودت بدی ...اون ...اون خیلی لوسه هیشکی هیچی بهش نگفت گذاشت رفت خودش فکر نمیکنی من چی میکشم ..هر لحظه ...

۲ هفته پیش
98K
واسه خیلیامون پیش اومده ب دلیل استفاده زیاد از گوشی روزی دو،سه بار حتی بیشتر گوشی رو اون روز زدیم شارژ تاحالا شده ب جای اینکه شارژ گوشیتو این همه تموم کنی ،این همه خودکار ...

واسه خیلیامون پیش اومده ب دلیل استفاده زیاد از گوشی روزی دو،سه بار حتی بیشتر گوشی رو اون روز زدیم شارژ تاحالا شده ب جای اینکه شارژ گوشیتو این همه تموم کنی ،این همه خودکار تموم کرده باشه توی ی روز به جای این که شارژ گوشیت صفر شه باز ...

۳ هفته پیش
64K
دانلود آهنگ جدید یاس نامه ای به فرزند ♫♫ اینا حرفای من نیست من فقط بهشون وزن میدم که شنیده شه برگرفته از یه نامه از یه غرور یه غروب ها نامه ای به فرزند ...

دانلود آهنگ جدید یاس نامه ای به فرزند ♫♫ اینا حرفای من نیست من فقط بهشون وزن میدم که شنیده شه برگرفته از یه نامه از یه غرور یه غروب ها نامه ای به فرزند به نام خدا عزیزم سلام یه کمی بی حالو مریضم الان خیلی واست نوشتم دریغ ...

۱۸ مهر 1398
210K
پارت ۹ فیک عشق بی نهایت گوشی سهون شروع کرد به زنگ خوردن . سهون که در حال عوض کردن لباسش بود همونطور که به گوشیش نگاه میکرد بولیزشو پوشید و سمت تختش رفت . ...

پارت ۹ فیک عشق بی نهایت گوشی سهون شروع کرد به زنگ خوردن . سهون که در حال عوض کردن لباسش بود همونطور که به گوشیش نگاه میکرد بولیزشو پوشید و سمت تختش رفت . گوشیشو برداشت و همزمان با این که تماسو جواب داد پرید رو تختش _بله یه ...

۳۱ شهریور 1398
176K
#همسر_اجباری #۳۱۱ واقعیتش چرا شاید هضمش واسم سخت بود و طبق معمول یکم توپ وتشر میزدم...اما تو با خیلیا واسم فرق میکنی... میدونم حتما فکر کردی مثل شاهین باهات رفتار میکنم .که ابراز عالقه اشو ...

#همسر_اجباری #۳۱۱ واقعیتش چرا شاید هضمش واسم سخت بود و طبق معمول یکم توپ وتشر میزدم...اما تو با خیلیا واسم فرق میکنی... میدونم حتما فکر کردی مثل شاهین باهات رفتار میکنم .که ابراز عالقه اشو به آذین فهمیدم...با خودت رفتیم درسی بهش دادیم که یادش بمونه. اما احسان همون شاهین ...

۲۶ شهریور 1398
38K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وپنجاه و ‌ششم آنا اگه دلتو شکستم تمروز و نگات نکردم واسه خجالت بود که نمیشد تو چشمات نگاه کنم .آخه من آدمم ها دل تور اینطوری میشکنم. آریا تا اون لحظه اشک ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وپنجاه و ‌ششم آنا اگه دلتو شکستم تمروز و نگات نکردم واسه خجالت بود که نمیشد تو چشمات نگاه کنم .آخه من آدمم ها دل تور اینطوری میشکنم. آریا تا اون لحظه اشک تو چشمش نبود.و اون لحظه گفت. بخدا آنا وقتی گریه اتو میبینم دلم آتیش میگیره.دوس ...

۲۰ شهریور 1398
48K

"شاه من میشی دوباره"؟پارت دوازدهم صدا و نوازش های مهدی بود که از کابوس زندگیم منو بیدار کرد. +بیدار شدی بلاخره؟رسیدیم بریم تو اتاقت بخواب _مهدی +جان مهدی _ساعت چنده؟ نگاهی به ساعتش انداخت و گفت +ی ربع به یک _زنگ بزن ماهان بیاد پیشم با تعجب گفت +الااااان؟ _اره ...

۱۲ شهریور 1398
87K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وهشتم این پسره کی بود. -توکالسمونه درمورد کالس حرف میزد. آنا دیگخ باهاش هیچ وقت انقد صمیمی حرف نزن نزار زیاد بهت نزدیک شه. -چرا دلیلت چیه -من نمیتونم جلو نگاه همه رو ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وهشتم این پسره کی بود. -توکالسمونه درمورد کالس حرف میزد. آنا دیگخ باهاش هیچ وقت انقد صمیمی حرف نزن نزار زیاد بهت نزدیک شه. -چرا دلیلت چیه -من نمیتونم جلو نگاه همه رو بگیرم￾چون هیچ خوب نگاهت نمیکنه.از نگاهش خوشم نمیاد. -آنا من صرفا واسه خاطر خودت میگم ...

۱۰ شهریور 1398
48K
#هویت_مخفی_عشق #پارت۱۱۹ ولی یه ربع یه بار با شیطنت میخندید و به من نگاه میکرد وقتی میدید من اصلا حواسم بهش نیست باز دوباره نگاهش میداد به رانندگی تا اینکه رسیدیم در خونه نمیدونم چرا ...

#هویت_مخفی_عشق #پارت۱۱۹ ولی یه ربع یه بار با شیطنت میخندید و به من نگاه میکرد وقتی میدید من اصلا حواسم بهش نیست باز دوباره نگاهش میداد به رانندگی تا اینکه رسیدیم در خونه نمیدونم چرا و برای چی ولی دلم میخواست محکم بغلش کنم از فکر اومدم بیرون که دیدم ...

۷ شهریور 1398
67K
#پارت_صد_بیست_دو #غریبه_آشنا تانیا: کمکش کردم بلند شد انقد گریه کرده بود واسه یه چیز الکی که حتی نمیتونست راه بره...من هیچ وقت درکش نکردم... اومد ولی نشست تو سالن انتظار +زینب لج نکن بیا بریم ...

#پارت_صد_بیست_دو #غریبه_آشنا تانیا: کمکش کردم بلند شد انقد گریه کرده بود واسه یه چیز الکی که حتی نمیتونست راه بره...من هیچ وقت درکش نکردم... اومد ولی نشست تو سالن انتظار +زینب لج نکن بیا بریم سرشو داد بالا که یعنی نه +بیا بریمممم داخل بازم سرشو داد بالا +از دست ...

۷ شهریور 1398
36K
*راز دل* مستانه: پشت میز نشستم کیانا برام غذا کشید وگفت : نوش جان همه مشغول بودن منم اروم غذا می خوردم رو میز کسی نگاه به کسی نمی کرد وساکت بودن اینجوری راحتر غذا ...

*راز دل* مستانه: پشت میز نشستم کیانا برام غذا کشید وگفت : نوش جان همه مشغول بودن منم اروم غذا می خوردم رو میز کسی نگاه به کسی نمی کرد وساکت بودن اینجوری راحتر غذا می خوردم بعد از شام کیانا دستمو گرفت وبرد خونه رو نشونم داد همه چیز ...

۱۲ مرداد 1398
90K
#رمان_گرداب #پارت_اول #نویسنده_خاموش همیشه فکر میکردم عشق فقط تو رمان هاست! اما یک نفر همه اعتقاداتم درباره عشق رو زیر رو کرد. خلاصه: من نمیخوام فراموشش کنم پس برای شما میگم که چی شد... روز ...

#رمان_گرداب #پارت_اول #نویسنده_خاموش همیشه فکر میکردم عشق فقط تو رمان هاست! اما یک نفر همه اعتقاداتم درباره عشق رو زیر رو کرد. خلاصه: من نمیخوام فراموشش کنم پس برای شما میگم که چی شد... روز های پایانی بهار سال ۹۶ بود. ۱۹:۳:۹۶ -زهرا!😃 -چته باز نیشت واسم وا کردی؟ -بیا ...

۸ مرداد 1398
52K
#لوهان رو مبل لش کرده بودم خیره بودم به دیوار رو به روییم لعنت به منی که تمام خاطراتش رو اینجا جا گذاشتم ولی لعنت به خاطراتش و لعنت به خود لعنت شده ترش... (ادمین ...

#لوهان رو مبل لش کرده بودم خیره بودم به دیوار رو به روییم لعنت به منی که تمام خاطراتش رو اینجا جا گذاشتم ولی لعنت به خاطراتش و لعنت به خود لعنت شده ترش... (ادمین رد داده دوستان😳 😂 ) لعنت به منی که حتی دیزاین خونه میتونه واسم بیادش ...

۸ مرداد 1398
73K
پارت ۱ فیک سرنوشت سورا خیلی ترسیده بود . هیچوقت این وقت شب تنها بیرون نمونده بود . همونطور که به چشم های اون مرد که نمی دونست کی بود زل زده بود سعی کرد ...

پارت ۱ فیک سرنوشت سورا خیلی ترسیده بود . هیچوقت این وقت شب تنها بیرون نمونده بود . همونطور که به چشم های اون مرد که نمی دونست کی بود زل زده بود سعی کرد که از خیابون رد بشه و پیش اون مرد بره . اون خیابونو میشناخت . ...

۵ مرداد 1398
133K
#معجزه_عشق #Prt_55 ******* نجوا: وقتی همه از ترن هوای برگشتند قیافه هاشون شبیه برق زده ها شده بود به جز هستی چون عشق ترن هوایی بود انقد بهش خوش گذشته بود چشاش برق میزد من ...

#معجزه_عشق #Prt_55 ******* نجوا: وقتی همه از ترن هوای برگشتند قیافه هاشون شبیه برق زده ها شده بود به جز هستی چون عشق ترن هوایی بود انقد بهش خوش گذشته بود چشاش برق میزد من که از قیافه مارک و بمی خنده ام میگرفت خیلی باحال شده بودن آنا:بچه ها ...

۱۶ تیر 1398
201K