نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

نخند جانم... نخند... آدم دست و پایِ دلش میانِ چالِ گونه ات میشکند... تو نخند... میترسم نقاش ها لبخندت را نقاشی کنند... عکاس ها لبخندت را ثبت کنند... شاعرها از لبخندت غزل بگویند... نویسنده ها ...

نخند جانم... نخند... آدم دست و پایِ دلش میانِ چالِ گونه ات میشکند... تو نخند... میترسم نقاش ها لبخندت را نقاشی کنند... عکاس ها لبخندت را ثبت کنند... شاعرها از لبخندت غزل بگویند... نویسنده ها کتابت کنند... بعد منِ دست و پا شکسته چطور با یک شهر رو به رو ...

۱ ساعت پیش
4K
وقتی #آفتاب #غروب میکنه انگار که خودم نیستم وقتی #ماه میره بالاخره خودمو میشناسم #imansi #rap #hiphop #disslove #استدیو_وایت_بند #ایمان_اس_آی #imansi #studio_whiteband #imansi #ایمان_اس_آی #ایمانSI #ایمان‌اس‌آی #اس‌_آی #دیسلاو #disslove #radio_javan #wantons #rap #hiphop #si #funny ...

وقتی #آفتاب #غروب میکنه انگار که خودم نیستم وقتی #ماه میره بالاخره خودمو میشناسم #imansi #rap #hiphop #disslove #استدیو_وایت_بند #ایمان_اس_آی #imansi #studio_whiteband #imansi #ایمان_اس_آی #ایمانSI #ایمان‌اس‌آی #اس‌_آی #دیسلاو #disslove #radio_javan #wantons #rap #hiphop #si #funny #fun #iran #tagsuplikes #aks #khande #tehran #jok #troll #tehranpic #top #dokhtar #music #عشق #دختر #زیبا ...

۱ ساعت پیش
4K
از من نپرس کی و کجا یا با چی میام دنبالت،اما یه روز با یکی از این موتور گازی های خوش رنگ که چراغ گرد داره و آینه هاش از دو طرف زده بیرون، از ...

از من نپرس کی و کجا یا با چی میام دنبالت،اما یه روز با یکی از این موتور گازی های خوش رنگ که چراغ گرد داره و آینه هاش از دو طرف زده بیرون، از همینایی که تا تو خیابون میبینی دوست داری باهاشون عکس بگیری و شهر و کوچه ...

۲ ساعت پیش
9K
#پـارت_سی_و_دو

#پـارت_سی_و_دو " با یه دست اشکـام و پاک کردم و ادامه دادم: ت..تو فقـد بخاطر گناهی که مامانم کرده بود با من سرد شدی و اذیتم کردی شوگا:یونـا..گفتـم بسه.. حرفشو قطع کردم و گفتم: بزار بگـم.. تو حال بد مـن و بدتر میکنـی.. تو باعث میشـی فکر کنم تنها ترین ...

۳ ساعت پیش
21K
نور آفتاب چشمم رو زد که از خواب بیدار شدم ! نگاهی به بدن برهنه ام و لباس خوابی که گوشه ی تخت افتاده بود انداختم ! تمام لحظات شیرین دیشب جلوی چشمم اومد . ...

نور آفتاب چشمم رو زد که از خواب بیدار شدم ! نگاهی به بدن برهنه ام و لباس خوابی که گوشه ی تخت افتاده بود انداختم ! تمام لحظات شیرین دیشب جلوی چشمم اومد . چشمامو با لذت بستم و کش و قوسی اومدم . برگشتم سمت برومند ! اما ...

۶ ساعت پیش
41K
خیلی راه رفته بودم و دیگه نا نداشتم وایسم. به محض وصل شدن اینترنت گوشیم زنگایی که مامانم زده بود ، مسیجاش برام اومد . به مامان زنگ زدم و کلی حرف زدم . لباسمو ...

خیلی راه رفته بودم و دیگه نا نداشتم وایسم. به محض وصل شدن اینترنت گوشیم زنگایی که مامانم زده بود ، مسیجاش برام اومد . به مامان زنگ زدم و کلی حرف زدم . لباسمو عوض کردم و خوابیدم رو تخت ‌ . برومند سرش تو گوشیش بود . ظهر ...

۶ ساعت پیش
38K
می نشینم در خانه، نه غمگین، نه شاد. نه خودم، نه هیچ کسِ دیگر. روزنامه های پاره. رُزهای توی گلدان مرا به یاد او که آن ها را برایم چید نمی اندازد. امروز، روز تعطیلِ ...

می نشینم در خانه، نه غمگین، نه شاد. نه خودم، نه هیچ کسِ دیگر. روزنامه های پاره. رُزهای توی گلدان مرا به یاد او که آن ها را برایم چید نمی اندازد. امروز، روز تعطیلِ خاطره است. تعطیلِ همه چیز. امروز، جمعه است.

۶ ساعت پیش
6K
رمان تاوان دروغ #پارت_اول _خوب داداش دیگه بای طاها : باش نازی برو بای _ بای دانی دانیال : بای عزیز دلم و به دنیای واقعی خودم برگشتم. درک نمیکردم که دارم به دو تا ...

رمان تاوان دروغ #پارت_اول _خوب داداش دیگه بای طاها : باش نازی برو بای _ بای دانی دانیال : بای عزیز دلم و به دنیای واقعی خودم برگشتم. درک نمیکردم که دارم به دو تا پسر دروغ میگم و از خودم داستان میبافم . واقعا از خودم متنفرم .با صدای ...

۱۷ ساعت پیش
55K
پارت ۵۶ : نوشته بود سلام فردا ساعت یازده شب راه میوفتیم . خیالم راحت شد تلویزیون رو خاموش کردم . گوشیمو روی مبل گذاشتم و بلند شدم . روبه رو نایکا وایستادم . ایششش ...

پارت ۵۶ : نوشته بود سلام فردا ساعت یازده شب راه میوفتیم . خیالم راحت شد تلویزیون رو خاموش کردم . گوشیمو روی مبل گذاشتم و بلند شدم . روبه رو نایکا وایستادم . ایششش دلم نیومد بیدارش کنم . بلند شد و گفت : چیه چیزی شده ؟؟؟؟؟. لبخندی ...

۱۸ ساعت پیش
57K
رمان عروس استاد پارت_19 _اونم یه موردش،تا کی باید منتظر بمونم تا کنار بیای؟هوم؟ فکر کن ازدواج کردیم.منم صیغه ت می کنم اوکی؟ _یعنی من تا آخر عمرم باید تو رو تمکین کنم؟ _نه،تو با ...

رمان عروس استاد پارت_19 _اونم یه موردش،تا کی باید منتظر بمونم تا کنار بیای؟هوم؟ فکر کن ازدواج کردیم.منم صیغه ت می کنم اوکی؟ _یعنی من تا آخر عمرم باید تو رو تمکین کنم؟ _نه،تو با آشپزی و باقی مسائل کم کم بدهیت رو به من پرداخت می کنی. پوزخندی زدم: ...

۱ روز پیش
76K
#کپشن_ناب 💕 توی ماشین، منتظرم نشسته بود تا دیدمش، خنده روی لبانم نشست و قدم هایم را تندتر کردم از سرما لپم گل انداخته بود نشستم توی ماشین با ذوقی که از دیدنش بود، سلام ...

#کپشن_ناب 💕 توی ماشین، منتظرم نشسته بود تا دیدمش، خنده روی لبانم نشست و قدم هایم را تندتر کردم از سرما لپم گل انداخته بود نشستم توی ماشین با ذوقی که از دیدنش بود، سلام بلندی کردم نگاهش سمت دستانم رفت که دستکش نداشتم و از سرما سرخ شده بود ...

۱ روز پیش
27K
❤ 🍃 من به شهری ترین شکلِ ممکن تنها شده ام... وَ به هر دری که می زنم بسته است ! باید خودم را بردارم و راه بیفتم ؛ شاید در گوشه ی این شهر ...

❤ 🍃 من به شهری ترین شکلِ ممکن تنها شده ام... وَ به هر دری که می زنم بسته است ! باید خودم را بردارم و راه بیفتم ؛ شاید در گوشه ی این شهر شلوغ آغوشی هنوز برای من ، باز مانده باشد ... #مینا_آقازاده

۱ روز پیش
6K
سر آغاز هر نامه نام خداست ❤ 🌺 که بی نام او نامه یکسر خطاست 🌺 بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِیم🌺 #نیایش_صبحگاهی 💟 خدایا امروز بسیار شادمانم، زیرا : آگاهانه و عاشقانه زندگی میکنم! شادمانم که ...

سر آغاز هر نامه نام خداست ❤ 🌺 که بی نام او نامه یکسر خطاست 🌺 بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِیم🌺 #نیایش_صبحگاهی 💟 خدایا امروز بسیار شادمانم، زیرا : آگاهانه و عاشقانه زندگی میکنم! شادمانم که شادی را درون خود، جستجو میکنم! شادمانم که خیر و برکت خویش را از جهان ...

۱ روز پیش
9K
اینم از شکار امشبم عکاس خودم اووووفففف😁

اینم از شکار امشبم عکاس خودم اووووفففف😁

۱ روز پیش
6K
پارت عروس استاد پارت_14 بی توجه به حرفم برم گردوند،نگاهی به اشکام انداخت و دستاش رو دو طرف یقه م گذاشت و با یه حرکت مانتوم رو توی تنم جر داد . از شانس گندم ...

پارت عروس استاد پارت_14 بی توجه به حرفم برم گردوند،نگاهی به اشکام انداخت و دستاش رو دو طرف یقه م گذاشت و با یه حرکت مانتوم رو توی تنم جر داد . از شانس گندم به خاطر گرمای هوا زیر مانتوم هیچی نپوشیدم.کلا عادت نداشتم. نگاهی به بالا تنه م ...

۱ روز پیش
83K
رمان عروس استاد پارت_13 _فکر کردی می تونی از دست من فرار کنی؟چنان بلایی امروز به سرت بیارم که به گه خوردن بیوفتی هانا.مثل سگ باید سرویس بدی مثل سگ گریه و التماس فایده نداشت ...

رمان عروس استاد پارت_13 _فکر کردی می تونی از دست من فرار کنی؟چنان بلایی امروز به سرت بیارم که به گه خوردن بیوفتی هانا.مثل سگ باید سرویس بدی مثل سگ گریه و التماس فایده نداشت وقتی خون جلوی چشماشو گرفته بود. این بار به زور سوار ماشینم کرد و خودشم ...

۱ روز پیش
46K
رمان عروس استاد پارت_12 سریع برشون داشتم و دوباره به اتاقم برگشتم.مانتو و شالمو پوشیدم و چند دست لباس توی کیفم گذاشتم و از خونه بیرون زدم. سر خیابون دستمو برای اولین تاکسی بلند کردم ...

رمان عروس استاد پارت_12 سریع برشون داشتم و دوباره به اتاقم برگشتم.مانتو و شالمو پوشیدم و چند دست لباس توی کیفم گذاشتم و از خونه بیرون زدم. سر خیابون دستمو برای اولین تاکسی بلند کردم و سوار شدم.چون برای همیشه میخواستم برم نمیشد که برم خارج کشور مجبور بودم یه ...

۱ روز پیش
33K
🎂 پست ویژه تولد 🎂 سلام دوستان عزیز و بزرگوار صبحتون بخیر و خوشی امیدوارم روز خوبی داشته باشید امروز تولد یه دوست قدیمی ,,,,یکی از پیر مردای ویس 😂 میدونم که اکثریت دوستان ایشون ...

🎂 پست ویژه تولد 🎂 سلام دوستان عزیز و بزرگوار صبحتون بخیر و خوشی امیدوارم روز خوبی داشته باشید امروز تولد یه دوست قدیمی ,,,,یکی از پیر مردای ویس 😂 میدونم که اکثریت دوستان ایشون رو میشناسند علی آقای الکس بزرگوار عکاس ؛ هنرمند و طناز با اون پستا و ...

۲ روز پیش
14K
#عشق‌و‌دوستی پارت سوم♡ ۲ ساعت گذشت و ساعت شد ۲ ظهر و تقریبا مدرسه تعطیل شده و بود و ماهک توی پارک بود!...شالم رو گرفتم جلوی سرتم و ادامه دادم ب راه رفتن...تا اینک ماهک ...

#عشق‌و‌دوستی پارت سوم♡ ۲ ساعت گذشت و ساعت شد ۲ ظهر و تقریبا مدرسه تعطیل شده و بود و ماهک توی پارک بود!...شالم رو گرفتم جلوی سرتم و ادامه دادم ب راه رفتن...تا اینک ماهک چشمم ب من و افتاد و باز سیگار ت دستش دیدم!...چشمم گرد شد و شالم ...

۲ روز پیش
10K
چراغا رو خاموش کردم اومدم اتاق دارم فیلم میبینم،مامانم فک میکنه خوابم😹 خدمه گلو حتمااااا ببینید عالیه،من خودم همین امروز شروعش کردم الان قسمت ۱۱عم،جالبیشم اینجاست ک تمام مدتی ک تو اتاق فیلم میدیدم همه ...

چراغا رو خاموش کردم اومدم اتاق دارم فیلم میبینم،مامانم فک میکنه خوابم😹 خدمه گلو حتمااااا ببینید عالیه،من خودم همین امروز شروعش کردم الان قسمت ۱۱عم،جالبیشم اینجاست ک تمام مدتی ک تو اتاق فیلم میدیدم همه فک میکردن دارم درس میخونم،چقدم خوراکی دادن شارژ شم بهتر درس بخونم،نمیدونن من لای کتابم ...

۲ روز پیش
794