نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت دوم: *غریبه ی آشنا* ...حالم از این سردرگمی بهم میخورد.پس کی تموم میشه خدایا؟! داشتم فکر میکردم ک گوشیم زنگ خورد : الو _الو سلام ، چطوری چانیول؟ +سلام جونگین، بد نیستم ، تو ...

پارت دوم: *غریبه ی آشنا* ...حالم از این سردرگمی بهم میخورد.پس کی تموم میشه خدایا؟! داشتم فکر میکردم ک گوشیم زنگ خورد : الو _الو سلام ، چطوری چانیول؟ +سلام جونگین، بد نیستم ، تو خوبی؟ _ممنون ، کجایی؟ +پارک _بازم پارک ؟! لابد بازم خانوم یانگ کنارته.. +ن ، ...

۱۹ ساعت پیش
30K
#ناجی #پارت_۴۴ -امرتون؟! ×مفتشی؟! -لازم بشه مفتش هم میشم ×برو پی کارت دختر جون خانوادگیه -خانواده ای نمیبینم ×ببین عزیزم این شوهرمه پس منم میشم زنش و با هم میشه خانواده حالا هم هررری -اونی ...

#ناجی #پارت_۴۴ -امرتون؟! ×مفتشی؟! -لازم بشه مفتش هم میشم ×برو پی کارت دختر جون خانوادگیه -خانواده ای نمیبینم ×ببین عزیزم این شوهرمه پس منم میشم زنش و با هم میشه خانواده حالا هم هررری -اونی ک باید بگه هررری منم ن تو چون من شناسنامه محمد و دیدم زنی نداره ...

۲۲ ساعت پیش
34K
#ناجی #پارت_۴٣ صبح از خواب بیدار شدم نگارو بیدار کردم و سریع رفتم پایین هنوز کسی بیدار نشده بود ۵تا تخم مرغ برای صبحونه زدم میزو ک چیدم یکی در خونه رو باز کردم اولش ...

#ناجی #پارت_۴٣ صبح از خواب بیدار شدم نگارو بیدار کردم و سریع رفتم پایین هنوز کسی بیدار نشده بود ۵تا تخم مرغ برای صبحونه زدم میزو ک چیدم یکی در خونه رو باز کردم اولش ترسیدم بعد دیدم احسانه نون خریده +اععع سلام صبح بخیر فکر کردم خوابی ^سلام صبح ...

۲۲ ساعت پیش
24K
'Dream : از رو تختم بلند شدم . دوش گرفتم و لباسای همیشه گی ام رو پوشیدم . موهام رو شونه کردم و یکم هم ارایش کردم . گوشیم رو تو کیفم گذاشتم ، کیفم ...

'Dream : از رو تختم بلند شدم . دوش گرفتم و لباسای همیشه گی ام رو پوشیدم . موهام رو شونه کردم و یکم هم ارایش کردم . گوشیم رو تو کیفم گذاشتم ، کیفم رو برداشتم و کفش های ساده ام رو پوشیدم و از خونه بیرون اومدم . ...

۳ روز پیش
82K
#ناجی #پارت_٣٨ ^خیلی با امیر علی حرف زدم تو نمیتونی باهاش حرف بزنی ؟!اخه میگم شاید حرف تو نتیجه داشته باشه +باشه حرف میزنم ولی باید ی حرفی بیوفته وسط ک بتونم بگم ^امشب ک ...

#ناجی #پارت_٣٨ ^خیلی با امیر علی حرف زدم تو نمیتونی باهاش حرف بزنی ؟!اخه میگم شاید حرف تو نتیجه داشته باشه +باشه حرف میزنم ولی باید ی حرفی بیوفته وسط ک بتونم بگم ^امشب ک میریم بیرون قبلش برو جلو حرفتو بزن رک بگو من گفتم بهت +باشه چشم ^هنوزم ...

۳ روز پیش
81K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم همراهش رفتم یهو فکر نکنین که برای دیدن کسی یا کار دیگه پیشش رفته باشم. ...

۴ روز پیش
95K
#ناجی #پارت_٣١ وقتی چشمامو باز کردم نمیدونستم کجام یکم ک دقت کردم بیمارستان بودم محمد و نگار و امیر علی هم بودن اما خبری از احسان نبود نگار ک فهمید ب هوش اومدم اومد جلو ...

#ناجی #پارت_٣١ وقتی چشمامو باز کردم نمیدونستم کجام یکم ک دقت کردم بیمارستان بودم محمد و نگار و امیر علی هم بودن اما خبری از احسان نبود نگار ک فهمید ب هوش اومدم اومد جلو -دورت بگردم ب هوش اومدی امیر علی سراسیمه زد بیرون و با احسان اومد تو ...

۶ روز پیش
72K
#پارت_۵۲ نباید انقدر حساس باشم....چم شده.. براش ریخت و اومد سمت من...انگار میخواست چیزی بگه.. -چی میخوای؟؟! -امم..چیزه...نیم ساعت تا چهل دقیقه دیگه مامانم اینا میرسن...گفتم که یادتون نره... ای واای...پاک یادم رفته بود...مگه کیوان ...

#پارت_۵۲ نباید انقدر حساس باشم....چم شده.. براش ریخت و اومد سمت من...انگار میخواست چیزی بگه.. -چی میخوای؟؟! -امم..چیزه...نیم ساعت تا چهل دقیقه دیگه مامانم اینا میرسن...گفتم که یادتون نره... ای واای...پاک یادم رفته بود...مگه کیوان میزاره... -باش...اماده شو که بعد از اینکه غذامو خوردم بریم... -چشم.. و بدو بدو رفت ...

۲ هفته پیش
46K
part8* جینا: مارلی منو بزور اورده بود بیرون ک هوا بخوریم‌.برگشت سمتم و گفت

part8* جینا: مارلی منو بزور اورده بود بیرون ک هوا بخوریم‌.برگشت سمتم و گفت"بریم اونجا" با دستش ب پشتم اشاره کرد. دیدم ی فروشگاه حیوانات‌عع...واقعا؟! دستمو کشید و منو برد سمتش وقتی وارد شدیم لبخند کوچیکی زد" بیا بریم برا تی‌تی ی چیزی بگیرم" سرم و اروم تکون دادم رفتیم ...

۲ هفته پیش
38K
#ناجی #پارت١۶ باید پرده ها شسته میشد لوستر ها تمیز میشد مواد های شوینده رو لیست کردم تصمیم گرفتم ک با نگار برم خرید و بزارم برای غروب نشستم جلوی تلویزیون ک فیلم ببینم اما ...

#ناجی #پارت١۶ باید پرده ها شسته میشد لوستر ها تمیز میشد مواد های شوینده رو لیست کردم تصمیم گرفتم ک با نگار برم خرید و بزارم برای غروب نشستم جلوی تلویزیون ک فیلم ببینم اما فکرم درگیر مهمونی بود ک چی درست کنم میتونستم سوپ شیر درست کنم قرمه سبزی ...

۲ هفته پیش
49K
#ناجی #پارت_٧ قابلمه رو گزاشتم سر جاش و اومدم بیرون از اشپزخونه نمیدونستم باید چی کار کنم ی نگاه ب دارو های ارام جون کردم دو دقیقه دیگ وقت قرصاشه پس نمیشه رف سراغ کارای ...

#ناجی #پارت_٧ قابلمه رو گزاشتم سر جاش و اومدم بیرون از اشپزخونه نمیدونستم باید چی کار کنم ی نگاه ب دارو های ارام جون کردم دو دقیقه دیگ وقت قرصاشه پس نمیشه رف سراغ کارای دیگ رفتم از تو کابینتی ک قرصای ارام جون بود چند تا ک وقتش بودو ...

۲ هفته پیش
44K
#پارت_۱۴ اب قند و داد خوردم...وقتی سره حال اومدم...ن گذاشتم ن برداشتم شروع کردم ب داد و بی داد... _ مرتیکه خر...مگه سادیسم داری هااا...خوشت میاد من زجر بکشم...خب یابو علفی مثل ادم بیا برو...مجبوری ...

#پارت_۱۴ اب قند و داد خوردم...وقتی سره حال اومدم...ن گذاشتم ن برداشتم شروع کردم ب داد و بی داد... _ مرتیکه خر...مگه سادیسم داری هااا...خوشت میاد من زجر بکشم...خب یابو علفی مثل ادم بیا برو...مجبوری مثل اضراعیل بیای سر وقت ادم...گاو اونم مثل من داد زد... _ چیه هاااا...نزاشتم بمیری ...

۳ هفته پیش
63K
رمان دخترای شیطون پارت_۱۱۱ ارمان:اخه تو شیطونک منی پاشو فقط خانمی اصلا نه سمت رویال برو نه سمت اتاقت بعدشم خانمم پاشو بریم که قراره نقشمون اجرا بشه من:بریم عزیزم با هم راه افتادیم سمت ...

رمان دخترای شیطون پارت_۱۱۱ ارمان:اخه تو شیطونک منی پاشو فقط خانمی اصلا نه سمت رویال برو نه سمت اتاقت بعدشم خانمم پاشو بریم که قراره نقشمون اجرا بشه من:بریم عزیزم با هم راه افتادیم سمت ویلا ~~~ریحانه~~~ وا اینا چشونه چرا انقدر ارمان با رویال خوبه چرا اراد و رزا ...

۳ هفته پیش
75K