نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#حتما_بخونید سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه ...

#حتما_بخونید سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. ...

۱۸ ساعت پیش
40K
پارت هفتادو یک #چڪاوڪــ : ووووی وووی خو منم میخواسم بیام بیرون . جییییییغ وووووخ م ن م م ی خ و ا س م ب ی ا م (منم میخواسم بیام ) حالا ک ...

پارت هفتادو یک #چڪاوڪــ : ووووی وووی خو منم میخواسم بیام بیرون . جییییییغ وووووخ م ن م م ی خ و ا س م ب ی ا م (منم میخواسم بیام ) حالا ک اینطور شد منم میرم لب دریا خرررر با ذوق بلند شدم و با دو رفتم ...

۱ روز پیش
27K
#پارت_هفتاد_و_یک #میچا #جیمین دستشو روی لبش گذاشت و گفت : اصلا من چرا دارم از تو اجازه میگیرم ؟ اینو که گفت سریع منو مثل کیسه برنج زد زیر بغل و بدون توجه به داد ...

#پارت_هفتاد_و_یک #میچا #جیمین دستشو روی لبش گذاشت و گفت : اصلا من چرا دارم از تو اجازه میگیرم ؟ اینو که گفت سریع منو مثل کیسه برنج زد زیر بغل و بدون توجه به داد و بی دادام منو به سمت ماشین سیاه رنگ برد و نشوند. -- +ولم کن. ...

۱ روز پیش
61K
بهم گفت عشق مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی می بازه. بازی عشق مساوی نداره. یا می بری یا می بازی. بگو ببینم تو عاشقی بردی یا باختی؟ تو چشماش ...

بهم گفت عشق مثل بازی می مونه. تو هر بازی یکی می بره یکی می بازه. بازی عشق مساوی نداره. یا می بری یا می بازی. بگو ببینم تو عاشقی بردی یا باختی؟ تو چشماش خودم رو نگاه کردم و گفتم می دونی اولین بار کِی دستش رو گرفتم؟ تو ...

۲ روز پیش
15K
#پارت_شصت_و_نه #لونا #شوگا لبشو نزدیک گوشم کرد و گفت: من این همه سختی نکشیدم که یک جوجه جامو بگیره دستمو روی سینش گذاشتم و تلاش کردم بره کنار اما اون حتی یک تکون ارومم نخورد ...

#پارت_شصت_و_نه #لونا #شوگا لبشو نزدیک گوشم کرد و گفت: من این همه سختی نکشیدم که یک جوجه جامو بگیره دستمو روی سینش گذاشتم و تلاش کردم بره کنار اما اون حتی یک تکون ارومم نخورد . دست اخر کلافه دستاشو دو طرفم روی میز گذاشت و جلوتر اومد و گفت ...

۲ روز پیش
38K
امشب بر خلاف شب قبل هوا صاف صاف بود و ماه شب چهارده به مهتابی ترین شکل ممکن بذر نورشو روی زمین پخش میکرد تنها شباهت امشب با دیشب فقط سرمای هوا بود صدای نخراشیده ...

امشب بر خلاف شب قبل هوا صاف صاف بود و ماه شب چهارده به مهتابی ترین شکل ممکن بذر نورشو روی زمین پخش میکرد تنها شباهت امشب با دیشب فقط سرمای هوا بود صدای نخراشیده کشیده شدن جسم اهنی روی زمین منو به خودم اورد سمت چپم پیرمردی که نگهبون ...

۲ روز پیش
49K
پارت شصت و نه #چڪاوڪــ : تا چشمم به ویلا افتادجیغ زدم ک... سورن : چکاووووک کر شدم چ خبرته همش جیغ میزنی چکاوک : ووووای اخه ببین چ خوشملههههه سورن : میدونم چکاوک : ...

پارت شصت و نه #چڪاوڪــ : تا چشمم به ویلا افتادجیغ زدم ک... سورن : چکاووووک کر شدم چ خبرته همش جیغ میزنی چکاوک : ووووای اخه ببین چ خوشملههههه سورن : میدونم چکاوک : میدونم 😛 😒 سورن : هوووف سورن ولم نگرد و دوباره محکم پاهامو گرفتو رفتیم ...

۳ روز پیش
35K
این پست و تو اینستا دیدم حالا چیزایی که بود و میخوام اینجا بنویسم براتون : کپشن: *این که به نظرتون یه ایرانی میتونه ایدل شه یا نه، کاملا نظر شخصی خودتونه لطفا سعی نکنین ...

این پست و تو اینستا دیدم حالا چیزایی که بود و میخوام اینجا بنویسم براتون : کپشن: *این که به نظرتون یه ایرانی میتونه ایدل شه یا نه، کاملا نظر شخصی خودتونه لطفا سعی نکنین به بقیه تحمیلش کنین* خب این پست هم یه جورایی جنبه دیفند داره تا شاید ...

۳ روز پیش
28K
#خان_زاده #پارت218 دستامو دو طرف صورتش گذاشتم و ترسیده هق زدم _اگه بکشنت؟اگه بلایی سرت بیارن چی؟ خیره نگاهم کرد : _مهمه واست؟ بی اختیار گفتم _معلومه که مهمه. نمیخوام بلایی سرت بیارن. لبخند محوی ...

#خان_زاده #پارت218 دستامو دو طرف صورتش گذاشتم و ترسیده هق زدم _اگه بکشنت؟اگه بلایی سرت بیارن چی؟ خیره نگاهم کرد : _مهمه واست؟ بی اختیار گفتم _معلومه که مهمه. نمیخوام بلایی سرت بیارن. لبخند محوی زد و گفت _پس دوسم داری چپ چپ نگاهش کردم و گفتم _الان بحث اینه؟چی ...

۴ روز پیش
25K
به چیزهای زیادی فکر میکنی به خودت میای میبینی ساعت ها گذشته هیچی حس نکردی و حتی نمیفهمی به چی فکر میکردی.. پ.ن : پست ها و کپشن هایی ک میزارم صرفا چیزهایی هست ک ...

به چیزهای زیادی فکر میکنی به خودت میای میبینی ساعت ها گذشته هیچی حس نکردی و حتی نمیفهمی به چی فکر میکردی.. پ.ن : پست ها و کپشن هایی ک میزارم صرفا چیزهایی هست ک خوشم اومده و به دلم نشسته و چون از اول این جوری بوده همین روند ...

۴ روز پیش
7K
پارت شصت و هفت #ســـورن : یه گااااز از لپاش گرفتم که ... چکاوک : هییییع چرا دندون میگیری سورن : 😐 چکاوک : با توئماا سورن : 😐 چکاوک : اهاا ینی الان با ...

پارت شصت و هفت #ســـورن : یه گااااز از لپاش گرفتم که ... چکاوک : هییییع چرا دندون میگیری سورن : 😐 چکاوک : با توئماا سورن : 😐 چکاوک : اهاا ینی الان با زبون بی زبونی داری میگی کرم داشتم سورن : 😐 چڪاوڪــ : دیگه حرصمو در ...

۴ روز پیش
39K
#رویای_غیرممکن #پارت20 #قسمت1 بالاخره وسایلمو جمع کردم و دارم با برادرم خداحافظی میکنم. برادرم گفت: دلم برات تنگ میشه، تند تند بهم زنگ بزن باشه؟ گفتم : منم دلم برات تنگ می‌شه و حتما بهت ...

#رویای_غیرممکن #پارت20 #قسمت1 بالاخره وسایلمو جمع کردم و دارم با برادرم خداحافظی میکنم. برادرم گفت: دلم برات تنگ میشه، تند تند بهم زنگ بزن باشه؟ گفتم : منم دلم برات تنگ می‌شه و حتما بهت زنگ میزنم. بعد از یه بغل طولانی از برادرم جدا شدم و با چشم های ...

۴ روز پیش
44K
رمان: من گلابی نیستم ❤ پارت۱۲ رفتیم بخوابیم ولی مگه من بخوابم میبرد. شانس آوردم خونه بزرگ بودو به اندازه همه اتاق داشت. البته آتش و مهدیس با هم خوابیدن وگرنه یه آبروریزی میشدا. با ...

رمان: من گلابی نیستم ❤ پارت۱۲ رفتیم بخوابیم ولی مگه من بخوابم میبرد. شانس آوردم خونه بزرگ بودو به اندازه همه اتاق داشت. البته آتش و مهدیس با هم خوابیدن وگرنه یه آبروریزی میشدا. با اینکه چراغ خوابو روشن کرده بودم ولی بازم همش میترسیدم. همش احساس کردم که یه ...

۴ روز پیش
41K
رمان روی دیگر زندگی #پارت_هجدهم با بهت برگشتم سمتشو گفتم: _منظور حرفات چیه؟ یهو مثه جن زده ها برشگت سمتمو با دستاش شونه ها مو گرفت. زل زد تو چشمامو گفت: _چطوری بهت بگم دیگه ...

رمان روی دیگر زندگی #پارت_هجدهم با بهت برگشتم سمتشو گفتم: _منظور حرفات چیه؟ یهو مثه جن زده ها برشگت سمتمو با دستاش شونه ها مو گرفت. زل زد تو چشمامو گفت: _چطوری بهت بگم دیگه که بفهمی دوست دارم؟ چشمام که تا حالا بین دستاشو چشماش در حال دوران بود، ...

۴ روز پیش
44K
پارت شصت و شش #ســـورن : هوووف برنامه ها داشتم واسش . ساعت ۸:۳۰ بود . اااااه ربع ساعت دیگه بیشتر تا پرواز هواپیما نمونده بود برا همین پامو تا اخر روی گاز فشار دادم ...

پارت شصت و شش #ســـورن : هوووف برنامه ها داشتم واسش . ساعت ۸:۳۰ بود . اااااه ربع ساعت دیگه بیشتر تا پرواز هواپیما نمونده بود برا همین پامو تا اخر روی گاز فشار دادم ک ماشین پرواز کرد . چکاوک : هییییی اروممم تر سورن : میترسی کوچولو چکاوک ...

۴ روز پیش
40K
#اشک حسرت #پارت ۱۷۶ آسمان : موهام خیسه با اخم برگشت نگام کرد سعید: آسمان مگه بچه ای اگه سرما بخوری چی - موهام رو خشک کردم فقط یکم پشت موهام خیسه کاپشنشو در اورد ...

#اشک حسرت #پارت ۱۷۶ آسمان : موهام خیسه با اخم برگشت نگام کرد سعید: آسمان مگه بچه ای اگه سرما بخوری چی - موهام رو خشک کردم فقط یکم پشت موهام خیسه کاپشنشو در اورد گذاشت رو پاهام خندیدم وگفتم : چقدر با مزه شدی سعید سعید:چطور ؟ لباس با ...

۵ روز پیش
96K