نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

‏۱۸ سالم بود که عمه ام متوجه شد شوهرش با یک زن دیگه رابطه داره آبروریزی به پا کرد بعد فهمید فقط رابطه نیست زنک را عقد هم کرده و حامله است. مدتی دعوا و ...

‏۱۸ سالم بود که عمه ام متوجه شد شوهرش با یک زن دیگه رابطه داره آبروریزی به پا کرد بعد فهمید فقط رابطه نیست زنک را عقد هم کرده و حامله است. مدتی دعوا و جار و جنجال کرد. ۲۰ سالم که بود از هم جدا شدند. عمه ام ۵۶ ...

۱ ساعت پیش
9K
بخشی از جمعیت پیاده مردمی در #کربلا #اربعین_98 صد فتنه در عراق و یمن هم به پا شود ما را، حسین دور خودش جمع میکند

بخشی از جمعیت پیاده مردمی در #کربلا #اربعین_98 صد فتنه در عراق و یمن هم به پا شود ما را، حسین دور خودش جمع میکند

۱ ساعت پیش
2K
پ ن : از خوشمزه های این فصل بدونِ شما از گلومون پایین نمیرفت بفرمایید 😄 حدود ساعتای دَه اومدم خونه یهو ابر شد بارون شد بهشت شد آخـــیش بعد از مدت ها از ته ...

پ ن : از خوشمزه های این فصل بدونِ شما از گلومون پایین نمیرفت بفرمایید 😄 حدود ساعتای دَه اومدم خونه یهو ابر شد بارون شد بهشت شد آخـــیش بعد از مدت ها از ته دل یه لحظه گفتم آخیش کاش خوشی بباره براتون از دَر و دیوار ،پَسِ ذهنتونم ...

۴ ساعت پیش
6K
رفتم جلو گفتم «ببخشید خانوم آتیش داری؟» تعجب کرد، گفت «واسه چی میخوای؟» گفتم «میخوام تکلیفمو با چشات روشن کنم» خندید ، خندیدم... گفتم «شالت آبیه ، مثه دریاس ، موج داره دریات». گفت «ینی ...

رفتم جلو گفتم «ببخشید خانوم آتیش داری؟» تعجب کرد، گفت «واسه چی میخوای؟» گفتم «میخوام تکلیفمو با چشات روشن کنم» خندید ، خندیدم... گفتم «شالت آبیه ، مثه دریاس ، موج داره دریات». گفت «ینی چی؟» گفتم « پیچ پیچی » خندید ، خندیدم... نشستم کنارش ، لش رو نیمکت. ...

۶ ساعت پیش
11K
دیگه اینکار خوب نیس کار بجای خودش گوشی بجای خودش خانواده هم همینطور خانواده مهمتره وقت بیکاری خوبه آدم خودشو مشغول کنه اما اینکه دمادم سرت تو گوشی باشه قابل قبول نیس🍃 🌹 راهکار که ...

دیگه اینکار خوب نیس کار بجای خودش گوشی بجای خودش خانواده هم همینطور خانواده مهمتره وقت بیکاری خوبه آدم خودشو مشغول کنه اما اینکه دمادم سرت تو گوشی باشه قابل قبول نیس🍃 🌹 راهکار که زیاده 😅 آخه سوال کننده رو نمیشناسم که تکی جواب بدم مجبورم کلی بزارم اینجا🍃 ...

۶ ساعت پیش
3K
درست مثل یک لیوان آب که به مرور زمان خودش رو با دمای محیط یکسان می‌کنه، دوستان و همنشینان هم شما رو به مرور - از نظر روحیه، افکار و اعمال - تا سطح خودشون ...

درست مثل یک لیوان آب که به مرور زمان خودش رو با دمای محیط یکسان می‌کنه، دوستان و همنشینان هم شما رو به مرور - از نظر روحیه، افکار و اعمال - تا سطح خودشون بالا/پایین می‌آورند. بدون اینکه خودتون متوجه بشید. .

۶ ساعت پیش
5K
▒▒▒░░▓▓▓▒▒▒▒░░░▓▓▓▓ 👀 🚗 دیدین پشت بعضی ماشین ها می نویسن فروشی؟ پشت ماشینش زده بود (فروشی) ..... ⁉ هرکسی که می دید می گفت ؟چند؟؟ فرقیم نمی کرد 💰 پول داشته باشد یا نه اصلا ...

▒▒▒░░▓▓▓▒▒▒▒░░░▓▓▓▓ 👀 🚗 دیدین پشت بعضی ماشین ها می نویسن فروشی؟ پشت ماشینش زده بود (فروشی) ..... ⁉ هرکسی که می دید می گفت ؟چند؟؟ فرقیم نمی کرد 💰 پول داشته باشد یا نه اصلا برای خنده هم که شده باشد می پرسیدند ⁉ همه به خودشان اجازه می دادن ...

۷ ساعت پیش
7K
باران.... نام دخترک گمشده ایست که به شوق پنجره از دریا گریخته و به هر دری میزند تا معشوقه اش را در آغوش گیرد راهی نمیابد در شهر سرگردان میشود هوا را آشفته میکند، شخص ...

باران.... نام دخترک گمشده ایست که به شوق پنجره از دریا گریخته و به هر دری میزند تا معشوقه اش را در آغوش گیرد راهی نمیابد در شهر سرگردان میشود هوا را آشفته میکند، شخص عاشق را بی قرار! و تمام آن هایی که بدون چتر پا به پای باران ...

۸ ساعت پیش
19K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑤② ولی من بهشون می گفتم لنز زدم شهاب تو بخش بود حالش زیاد خوب نبود و من همراهش بودم اونم چه همراهی حالا که فکر می کنم خوبه که نمی خوابم چون اونوقت ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑤② ولی من بهشون می گفتم لنز زدم شهاب تو بخش بود حالش زیاد خوب نبود و من همراهش بودم اونم چه همراهی حالا که فکر می کنم خوبه که نمی خوابم چون اونوقت دیقه به دیقه خوابم می برد دکتر گفته بود خیلی مراقبش باشم چون تبش بالاس ...

۹ ساعت پیش
32K
پاییز فصل قدم زدنه.🍁 🍂 تموم اِلِمان های یک قدم زدن دلچسب رو با خودش داره. هوا نه اون قدر گرمه که آدم با دو دقیقه قدم زدن زیر آفتاب ذوب شه، نه اون قدر ...

پاییز فصل قدم زدنه.🍁 🍂 تموم اِلِمان های یک قدم زدن دلچسب رو با خودش داره. هوا نه اون قدر گرمه که آدم با دو دقیقه قدم زدن زیر آفتاب ذوب شه، نه اون قدر سرده که از شدت سرما و لرزش نتونه قدم از قدم برداره و قندیل ببنده. ...

۱۱ ساعت پیش
16K
سختی‌ها را جدی نگیر...! اصلا بگذار از این همه خونسردی‌ات تعجب کند. بگذار بداند تو بیدی نیستی که با این بادها بلرزی! اصلا تا بوده این چنین بوده، سختی‌ها همین را می‌خواهند؛ می‌خواهند جدی بگیریشان، ...

سختی‌ها را جدی نگیر...! اصلا بگذار از این همه خونسردی‌ات تعجب کند. بگذار بداند تو بیدی نیستی که با این بادها بلرزی! اصلا تا بوده این چنین بوده، سختی‌ها همین را می‌خواهند؛ می‌خواهند جدی بگیریشان، آن‌وقت دست بگذارند بیخ گلویت و نگذارند آب خوش از گلویت پایین برود! اما تو ...

۱۱ ساعت پیش
9K
مردی شب هنگام، موقعِ برگشتن از دهِشون، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد برادرش افتاده که می گفت: جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه! خودش این‌طوری تعریف می‌کنه ...

مردی شب هنگام، موقعِ برگشتن از دهِشون، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد برادرش افتاده که می گفت: جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه! خودش این‌طوری تعریف می‌کنه که: من احمق حرف برادرمو رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از ...

۱۲ ساعت پیش
39K
متن تصویر ⬇ . . پیرمرد شیک و کراوات‌زده‌ای می‌گفت: «برای شفای فرزندم به مشهد رفتیم. وارد صحن که شدیم، خانمم با بچه رفت داخل و من بیرون ماندم.» . یک ملای پیر توجه من ...

متن تصویر ⬇ . . پیرمرد شیک و کراوات‌زده‌ای می‌گفت: «برای شفای فرزندم به مشهد رفتیم. وارد صحن که شدیم، خانمم با بچه رفت داخل و من بیرون ماندم.» . یک ملای پیر توجه من را به خودش جلب کرد. روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر ...

۱۲ ساعت پیش
16K
#رمان_نه‌نگونمیشه‌باتوپارت‌هفدهم *********** نه نگو نمیشه با تو******* پونی: ماماااااننننم پپپشششمممااااامممم من:ههیییییعععععع یووونننگگگییییییی و تا خواستم بپرم بغل یونگی ..جونیور گرفتتم جونیور:به اندازه کافی سسانگ فن دورش هست تو دیگه با کارت تو دردسر بیشتری نندازش ...

#رمان_نه‌نگونمیشه‌باتوپارت‌هفدهم *********** نه نگو نمیشه با تو******* پونی: ماماااااننننم پپپشششمممااااامممم من:ههیییییعععععع یووونننگگگییییییی و تا خواستم بپرم بغل یونگی ..جونیور گرفتتم جونیور:به اندازه کافی سسانگ فن دورش هست تو دیگه با کارت تو دردسر بیشتری نندازش سریع از در کنار رفتم و گذاشتم بیان تو و بعدش با ذوق از پشت ...

۱۵ ساعت پیش
37K
#پارت سه نه من به این کار نیاز داشتم حتی با فکر اینکه به خونه برگردم و منو به اون پست فطرت بفروشن به لرزه می افتم پس سعی کردم برای اولین بار کوتاه بیام ...

#پارت سه نه من به این کار نیاز داشتم حتی با فکر اینکه به خونه برگردم و منو به اون پست فطرت بفروشن به لرزه می افتم پس سعی کردم برای اولین بار کوتاه بیام وبا بغض سنگینی که خیلی وقته باهامه کاری که گفت رو انجام بدم معلوم می ...

۱۶ ساعت پیش
53K
به چشم هایم ڪه چشم می دوخت نفسم می بُرید

به چشم هایم ڪه چشم می دوخت نفسم می بُرید " بعدها فهمیدم " عشق " خودش می بُرد و می دوزد " گوشش هم به هیچ چیز و هیچ ڪس بدهڪار نیست

۱۶ ساعت پیش
3K