نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد ...

#پارت۱۶۳ از آسانسور خارج شدم، در واحد رو با کلید باز کردم و وارد شدم. همونطور که کفشام رو توی جاکفشی می‌ذاشتم بلند گفتم: ـ سلام سلام! خانم جون با لبخند از اتاق بیرون اومد و گفت: عزیز دل من اومده؟! با آغوش باز به سمتش رفتم و خودم رو ...

۱ ساعت پیش
20K
#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام ...

#پارت_81 استینای بلند پیر هنم هم مثل پاچه ی شلوارم بود و پوشیدم و روش یکی از رو مانتویی هام و پوشیدم که سفید بود و بلند و کشی و عجیب بهم میومد... . موهام و نپوشوندم چون نمیخاستم جلب توجه کنم...اصلا میترسم مثل قبل بپوشم منو بشناسن تا این ...

۲ ساعت پیش
31K
اومدم تو حیاط وای یه بوی سمبوسه ای پیچیده بود تو هوا همون موقع شکم به مغز دستور داد سریع به ثمین بگو من هوس سمبوسه کردم. منم که دیگه میشناسین. حساس. نخواستم روی شکمو ...

اومدم تو حیاط وای یه بوی سمبوسه ای پیچیده بود تو هوا همون موقع شکم به مغز دستور داد سریع به ثمین بگو من هوس سمبوسه کردم. منم که دیگه میشناسین. حساس. نخواستم روی شکمو زمین بندازم دست بکار شدم. الانم تو حیاط نشستیم منو پسری داریم میخوریم. 😉 جاتون ...

۳ ساعت پیش
5K
یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می میرم در کنارش بخدا حس عجیبی دارم بوسه موکول به فردا بکند می میرم جان من بسته به هر موی ...

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم خنده ی معجزه آسا بکند می میرم در کنارش بخدا حس عجیبی دارم بوسه موکول به فردا بکند می میرم جان من بسته به هر موی سیاهش شده است تاری از زلف، هویدا بکند می میرم دلخوشم از همه عالم به ...

۱۰ ساعت پیش
25K
آنقدر جای خالی ات اینجاست که کنارم دراز میکشد برایم قصه می گوید سر بر شانه ام میگذارد و گاه با هم گریه میکنیم ! آنقدر به نبودنت عادت کرده ام که اگر یکروز بیایی ...

آنقدر جای خالی ات اینجاست که کنارم دراز میکشد برایم قصه می گوید سر بر شانه ام میگذارد و گاه با هم گریه میکنیم ! آنقدر به نبودنت عادت کرده ام که اگر یکروز بیایی ، دلم برای جای خالی ات تنگ میشود دلم برای دلتنگی ات دلم برای آوازهایت ...

۱ روز پیش
16K
باید بنویسی جانم باید هر لحظه به زبان بیاوری

باید بنویسی جانم باید هر لحظه به زبان بیاوری " دوستت دارم " را بنویسی و بچسبانی روی تمامِ وسایلِ خانه که چشم باز کنم و بخوانم آنقدر محکم به زبان بیاوَر که از کفِ زمین جمع کنیم بازارِ تمام خواستن‌های دست دوم را که خالی کنیم هوا را از ...

۱ روز پیش
27K
خدایا دلم شکست... ارزوهایم نقش برآب شد آن خانه امیدها را که با هزار دعا بنا کرده بودم امروز فهمیدم هیچ کدام از دعاهای من مستجاب نشده ان روزها فقط فکر میکردم ارزوهایم براورده شده ...

خدایا دلم شکست... ارزوهایم نقش برآب شد آن خانه امیدها را که با هزار دعا بنا کرده بودم امروز فهمیدم هیچ کدام از دعاهای من مستجاب نشده ان روزها فقط فکر میکردم ارزوهایم براورده شده اکنون که فهمیده تر شدم دیدم،شنیدم با چشمان خود که اشتباه میکردم بیزارم از دنیای ...

۱ روز پیش
81K
💜 💜 💜 💜 عشـــــــق.... پارت 145 مهرداد: غذا که گرم شد گذاشتمش رو میز وظرف گذاشتم نیلوفر تو دریخچال وایساده بود نگاش کردم وگفتم : چی می خوای برگشت وگفت : این هه لواشک ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــق.... پارت 145 مهرداد: غذا که گرم شد گذاشتمش رو میز وظرف گذاشتم نیلوفر تو دریخچال وایساده بود نگاش کردم وگفتم : چی می خوای برگشت وگفت : این هه لواشک تو می خوری متعجب نگاش کردم ورفتم کنارش وایسادم - نه از در یخچال درشون ...

۱ روز پیش
58K
💜 💜 💜 💜 عشـــــــــق... پارت 137 نیلوفر: نمی تونستم نهار بخورم ونشسته بودم رو کاناپه وپونه رو بغل کرده بودم لیلی اومد کنارم نشست وگفت : چرا چیزی نخوردی ؟ - نمی تونستم نگاهم ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــــق... پارت 137 نیلوفر: نمی تونستم نهار بخورم ونشسته بودم رو کاناپه وپونه رو بغل کرده بودم لیلی اومد کنارم نشست وگفت : چرا چیزی نخوردی ؟ - نمی تونستم نگاهم کردوگفت : انگار به بچه خیلی علاقه داری - آره مخصوصا دختر باشه لیلی خندید ...

۱ روز پیش
52K
من یـہ سرباز تنها هستم راه رو نمــیدونــم من دارم از ارتفاعآت شرم بالآ میرم

من یـہ سرباز تنها هستم راه رو نمــیدونــم من دارم از ارتفاعآت شرم بالآ میرم

۱ روز پیش
6K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی و چهارم(۳۴) *آچا* امروز قرار بود برای عوض کردن پانسمان های این سوک و نشون دادن بخیه هاش به بیمارستان رفتیم. منم برای این که همراهش باشم و بهش کمک کنم همراهش رفتم یهو فکر نکنین که برای دیدن کسی یا کار دیگه پیشش رفته باشم. ...

۱ روز پیش
81K
دلتون بسوزه😝 خودم نه زن دارم، نه ڪادو میخرم، نه خرید عید، نه خونه تڪونی، نه سر ڪار میرم، فقط میخورم و میخوابم☺ ️😂

دلتون بسوزه😝 خودم نه زن دارم، نه ڪادو میخرم، نه خرید عید، نه خونه تڪونی، نه سر ڪار میرم، فقط میخورم و میخوابم☺ ️😂

۱ روز پیش
5K
دوسنان گل شرمنده گوشیم شکستع چند وقته گوشی بخرم حتما میام مطمعن باشید من از اوناش نیستم که فراموش کنم اول از همه چی بفکر هرکی باشم میرم سراغ اون مواظب خودتون باشین دوستون دارم ...

دوسنان گل شرمنده گوشیم شکستع چند وقته گوشی بخرم حتما میام مطمعن باشید من از اوناش نیستم که فراموش کنم اول از همه چی بفکر هرکی باشم میرم سراغ اون مواظب خودتون باشین دوستون دارم خدافظ

۱ روز پیش
5K
اخرشم با ریل راه آهنو راه پیاده یا پای پیاده روی ریل قطار باس بریم 😱 😹 😆 👐 😂 💙 😛 چه زود گذشت از اوایل تابستون امسال اومدم بعد چند سال دوری از ...

اخرشم با ریل راه آهنو راه پیاده یا پای پیاده روی ریل قطار باس بریم 😱 😹 😆 👐 😂 💙 😛 چه زود گذشت از اوایل تابستون امسال اومدم بعد چند سال دوری از ویسگون اومدم کمی با ناز اومدم اومدم مهنازه با ناز اومدم اومدم من پوسته پیاز ...

۲ روز پیش
35K
چشم هایم را که باز کردم تو را دیدم دوباره تو در آستانه قلبم ظاهر شدی دوباره تو لبخند زدی و دوباره گرمای دستان تو مرا به زندگی پیوند نمود دلبر جان از تو چه ...

چشم هایم را که باز کردم تو را دیدم دوباره تو در آستانه قلبم ظاهر شدی دوباره تو لبخند زدی و دوباره گرمای دستان تو مرا به زندگی پیوند نمود دلبر جان از تو چه پنهان است مدت هاست در دام خواستنت اسیرم و هر صبح و شام دارم سراغ ...

۲ روز پیش
50K