Ali AKbar

mrMohammadreza20

‌ چقدر اين متن رو دوست دارم :

ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ...!!!😘
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ ...
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﺑﻮﺩ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ !!!
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ...!!!
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ...
گل بود،،،،،
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ...
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ...
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود!!!!!!
آنکه تو را میخواهد!!!!
به هر بهانه ای میماند!!!!!!

‌ باز ‎عاشقت شدم؛ داشتم آهنگی گوش می‌‌دادم که شبیه موهای تو بود.

‌ باز ‎عاشقت شدم؛ داشتم آهنگی گوش می‌‌دادم که شبیه موهای تو بود.

محبوب من! عاشقی تعطیلی ندارد و تا دنیا دنیاست، عاشق عاشق است و شما محبوب من‌اید و غریب کسی است که محبوبی ندارد. ‌

محبوب من! عاشقی تعطیلی ندارد و تا دنیا دنیاست، عاشق عاشق است و شما محبوب من‌اید و غریب کسی است که محبوبی ندارد. ‌

بِگو به تمامِ مردمِ شهر که همه باهم دست به کار شوند...

بِگو به تمامِ مردمِ شهر که همه باهم دست به کار شوند... " اسپند دود کنند " " وَ إِن یَکاد بخوانند " تا چشمانِ بد و شور به دور بماند از عاشقانه هایِ من و تو

دیشب خواستم نام تو را در گوش بادها بگویم تا تک تک سلولهای زمین تورا نفس بکشند عاشق بشوند سرخ بشوند... هنوز چیزی به بادها نگفته ام اما امشب همه جای زمین رنگ گلهای مریم ...

دیشب خواستم نام تو را در گوش بادها بگویم تا تک تک سلولهای زمین تورا نفس بکشند عاشق بشوند سرخ بشوند... هنوز چیزی به بادها نگفته ام اما امشب همه جای زمین رنگ گلهای مریم گرفته است...

از روزی که گلهای سرخ دوست داشتنت بر سرزمین دلم روییده دیگر هیچ باد و بارانی و هیچ پاییزی غمگینم نمیکند … و قسم، به تمام درخت های عاشقی که یک روز بی صبرانه پیشانی ...

از روزی که گلهای سرخ دوست داشتنت بر سرزمین دلم روییده دیگر هیچ باد و بارانی و هیچ پاییزی غمگینم نمیکند … و قسم، به تمام درخت های عاشقی که یک روز بی صبرانه پیشانی بهار را میبوسند با چشمهایم به راهت … با قلبم به نامت … و با ...

میخواهـم ؛ ڪمی در فنجانت شعـر بریزم بنوش و عاشق‌تر شو بهانہ نڪَیـر دوستم بـدار من در معبد چشم‌هایت عشــق را ستایش میڪنم هر روز ..!!

میخواهـم ؛ ڪمی در فنجانت شعـر بریزم بنوش و عاشق‌تر شو بهانہ نڪَیـر دوستم بـدار من در معبد چشم‌هایت عشــق را ستایش میڪنم هر روز ..!!

میانِ این هَمهِ هیاهو

میانِ این هَمهِ هیاهو "تو" آن آرامشی باش که یک‌باره نازل می‌شود...!

بامن حرف بزن ؛ موسیقی صدای تو در من دلتنگی را خواب میکند... بخوان عاشقانه ی

بامن حرف بزن ؛ موسیقی صدای تو در من دلتنگی را خواب میکند... بخوان عاشقانه ی "دوستت دارم" را تا بر روی لبهای تو "دوستت دارم" را نت به نت گام به گام لب خوانی کنم... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

تجسم تمام سمفونی ها رویایی ست بی نظیر .. ببین چگونه تو را در تمام ملودے ها به رقص در می آورم دست در دست من بگذار و برقص بیاور نت به نت سلول هاے ...

تجسم تمام سمفونی ها رویایی ست بی نظیر .. ببین چگونه تو را در تمام ملودے ها به رقص در می آورم دست در دست من بگذار و برقص بیاور نت به نت سلول هاے تنم را ڪه من در تماشاے تو .. لذت تمام موسیقی هاے دنیا را خواهم ...

تو بهاری ؟! عقربه های جهان روی تار و پود شفاف تو کوک می شوند پیراهن سبز دکمه به دکمه ، به گردنبند آبی تو می رسد . آسمان بیدار می شود و باران ، ...

تو بهاری ؟! عقربه های جهان روی تار و پود شفاف تو کوک می شوند پیراهن سبز دکمه به دکمه ، به گردنبند آبی تو می رسد . آسمان بیدار می شود و باران ، دوباره شعرهای خیس می خواند .

«عَیناکِ حُلوتان وحزینتان عَیناکِ رصیفُ وداعٍ مُبلَّل..» چشم‌هایت زیبا و غمینند، چشم‌هایت، پیاده‌روی باران‌خورده‌ی وداع‌اند! #عدنان_الصائغ

«عَیناکِ حُلوتان وحزینتان عَیناکِ رصیفُ وداعٍ مُبلَّل..» چشم‌هایت زیبا و غمینند، چشم‌هایت، پیاده‌روی باران‌خورده‌ی وداع‌اند! #عدنان_الصائغ

دنبال بهانه ام برای دوست داشتنت..! در تک تک روزهای #خرداد و عشقی که، باید برایش جان داد

دنبال بهانه ام برای دوست داشتنت..! در تک تک روزهای #خرداد و عشقی که، باید برایش جان داد

من برای تُ شاعر شده ام چشمانت را مثنوی عالم کنم لب هایت را از نظر شاملو جهانی کنم گونه هایت را ز بیان حافظ به غوغا کشم در لا به لای گیسوانت سعدی را ...

من برای تُ شاعر شده ام چشمانت را مثنوی عالم کنم لب هایت را از نظر شاملو جهانی کنم گونه هایت را ز بیان حافظ به غوغا کشم در لا به لای گیسوانت سعدی را خواب کنم دستانت را حدیث شعر مولانا کنم ز برق چشمانت شهریار به فکر رود ...

« تو » باشی ، خرداد پایان بهار نیست ؛ آغاز دوست داشتن است.

« تو » باشی ، خرداد پایان بهار نیست ؛ آغاز دوست داشتن است.

خدا عمری به من بدهد ... پیر شدنت را نظاره کنم ... غر زدنت را ... موهای کم پشت سپیدت را ... نگاه مهربانِ از پشتِ عینکت را ... چالِ گم شده ... زیرِ چین ...

خدا عمری به من بدهد ... پیر شدنت را نظاره کنم ... غر زدنت را ... موهای کم پشت سپیدت را ... نگاه مهربانِ از پشتِ عینکت را ... چالِ گم شده ... زیرِ چین و چروکِ صورتت را میبینی...؟ من تا کجا خودم را ... با تو تصور می ...

دیگران دل میدهند من به تو جان داده ام… هر روز بیشتر از دیروز دوستت دارم

دیگران دل میدهند من به تو جان داده ام… هر روز بیشتر از دیروز دوستت دارم

ای عشقِ من دستانِ خود واڪن من را بہ آغـوشِ خودت جا ڪن در چشم هایم زل بزن یڪ دم آرامشــت را ســاده پیــدا ڪڹ وانگاه این احســاسِ پاڪت را ازدستِ مَــردم ڪمترحاشا ڪڹ

ای عشقِ من دستانِ خود واڪن من را بہ آغـوشِ خودت جا ڪن در چشم هایم زل بزن یڪ دم آرامشــت را ســاده پیــدا ڪڹ وانگاه این احســاسِ پاڪت را ازدستِ مَــردم ڪمترحاشا ڪڹ

نگاهت راربودن کیف دارد عزیزم باتوبودن کیف دارد کنم سراین غزل رادرهوایت غزل برتوسرودن کیف دارد تویےجانم به احساس وبه فکرم به احساس توبودن کیف دارد ❤️

نگاهت راربودن کیف دارد عزیزم باتوبودن کیف دارد کنم سراین غزل رادرهوایت غزل برتوسرودن کیف دارد تویےجانم به احساس وبه فکرم به احساس توبودن کیف دارد ❤️

ریاضی آنقدر توان ندارد که من دارم برای دوست داشتنت

ریاضی آنقدر توان ندارد که من دارم برای دوست داشتنت