ماندن همیشه خوب نیست رفتن هم همیشه بد نیست گاهی رفتن بهتر است گاهی باید رفت باید رفت تا بعضی چیزها بماند اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت اگر بروی شاید با دل پر ...

ماندن همیشه خوب نیست رفتن هم همیشه بد نیست گاهی رفتن بهتر است گاهی باید رفت باید رفت تا بعضی چیزها بماند اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند گاهی باید رفت و بعضی چیزها ...

۱۹ ساعت پیش
11K
دلتنگی یعنی ... در روزمره های زندگی ... یک لحظه ... به خودت می آیی و ماتت میبرد ... اطرافت را نگاهی میکنی و میبینی ... همه چیز آنجوری که باید باشد نیست ... انگار ...

دلتنگی یعنی ... در روزمره های زندگی ... یک لحظه ... به خودت می آیی و ماتت میبرد ... اطرافت را نگاهی میکنی و میبینی ... همه چیز آنجوری که باید باشد نیست ... انگار یک چیزی کم است ... چیزی که جزوی از وجودت بوده و قدرش را ندانسته ...

۱ روز پیش
13K
‌ تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند، یک روز یک جا یک لحظه داشتند سقوط میکردند و دستشان را به امیدِ گرفته شدن دراز کردند اما نبوده دستی نبوده تکیه گاهی و طوری با سر ...

‌ تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند، یک روز یک جا یک لحظه داشتند سقوط میکردند و دستشان را به امیدِ گرفته شدن دراز کردند اما نبوده دستی نبوده تکیه گاهی و طوری با سر زمین خوردند، که حالا از یک پله ی نیم متری هم ترس دارند! هوای این ...

۲ روز پیش
18K
آدمها فراموش نمیکنند؛ فقط یاد میگیرند گفتنِ دلتنگی،دلتنگی را رفع نمیکند، دلتنگی را کم نمیکند، دو برابرش میکند... فقط یاد میگیرند زل زدن به عکسِ یک آدمِ رفته،به عکسِ یک آدمِ فراموشکار دردی را دوا ...

آدمها فراموش نمیکنند؛ فقط یاد میگیرند گفتنِ دلتنگی،دلتنگی را رفع نمیکند، دلتنگی را کم نمیکند، دو برابرش میکند... فقط یاد میگیرند زل زدن به عکسِ یک آدمِ رفته،به عکسِ یک آدمِ فراموشکار دردی را دوا نمیکند، فقط درد روی درد میشود... فقط یاد میگیرند؛ در آوردن خاطرات از آن ته ...

۴ روز پیش
15K
در زندگی نقطه ای هست که دیگر هیچ چیز برایت ارزش قبل را ندارد دچار یک خلأ میشوی که همه چیز را برایت بی معنا میکند میشوی پرنده ای بی بال و پر میان آسمان ...

در زندگی نقطه ای هست که دیگر هیچ چیز برایت ارزش قبل را ندارد دچار یک خلأ میشوی که همه چیز را برایت بی معنا میکند میشوی پرنده ای بی بال و پر میان آسمان و زمین که بازی روزگار همچو بادی این سو و آن سویت میکند تا فقط ...

۶ روز پیش
15K
تا به حال احساس تنهایی کرده اید؟ تنهایی چیزی فراتر از تنها زندگی کردن و یا نداشتن رابطه ی عاطفی با کسی ست... تنهایی یک حس درونی ست... گاهی وسط مهمانی و در جمع به ...

تا به حال احساس تنهایی کرده اید؟ تنهایی چیزی فراتر از تنها زندگی کردن و یا نداشتن رابطه ی عاطفی با کسی ست... تنهایی یک حس درونی ست... گاهی وسط مهمانی و در جمع به سراغت می آید و گاهی در سکوت شب... چه فرقی دارد در جزیره ای دور ...

۱ هفته پیش
59K
مرد ها عاقل اند مرد ها سیگار نمی کشند دل ندارند، به کسی دل نمی بندند ... مرد ها عاشق نمی شوند ... مرد ها سبزی پاک می کنند و ظرف می شویند ... موهای ...

مرد ها عاقل اند مرد ها سیگار نمی کشند دل ندارند، به کسی دل نمی بندند ... مرد ها عاشق نمی شوند ... مرد ها سبزی پاک می کنند و ظرف می شویند ... موهای سیاه بلندی که از پشت گوش رد شوند بنشینند روی شانه ... نه مرد ها ...

۲ هفته پیش
24K
دلتنگ که میشوی فال میگیری چشمانت را میبندی ومیگویی... میشود بگویی او دلش تنگ هست یا نه..! ؟ وحافظ هم که انگار دلش به حال بیقرارت سوخته است میگوید : یوسف گمگشته باز آید به ...

دلتنگ که میشوی فال میگیری چشمانت را میبندی ومیگویی... میشود بگویی او دلش تنگ هست یا نه..! ؟ وحافظ هم که انگار دلش به حال بیقرارت سوخته است میگوید : یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم نخور.. و همان جاست که میباری و در دل میگویی یوسف من اصلا ...

۲ هفته پیش
23K
تقدیم به همه دختران سرزمینم که کمتر به خاطر «خودشان» و «بودنشان» تحسین شده اند. کسانی که حتی وقتی خواستیم تحسینشان کنیم گفتیم: «میتوانند مادران خوبی باشند و جامعه ی فردا را بسازند» و فراموش ...

تقدیم به همه دختران سرزمینم که کمتر به خاطر «خودشان» و «بودنشان» تحسین شده اند. کسانی که حتی وقتی خواستیم تحسینشان کنیم گفتیم: «میتوانند مادران خوبی باشند و جامعه ی فردا را بسازند» و فراموش کردیم که جامعه ی امروز نیز، با اشک ها و لبخندهای آنها ساخته میشود…: وقتی ...

۲ هفته پیش
33K
به ما گفتند: “مرد گریه نمی کند” و هیچ کس نفهمید که گاهی مرد ها هم نیاز دارند بغض‌شان بشکند و یک دل سیر اشک بریزند. گفتند: “زشت است که دختر در خیابان بلند بلند ...

به ما گفتند: “مرد گریه نمی کند” و هیچ کس نفهمید که گاهی مرد ها هم نیاز دارند بغض‌شان بشکند و یک دل سیر اشک بریزند. گفتند: “زشت است که دختر در خیابان بلند بلند بخندد” و هیچکس درک نکرد دخترانی که خوشحالی‌شان را فریاد می زنند بی حیا و ...

۲ هفته پیش
29K
آدما وقت دل کندن دو دسته میشن؛ دسته ی اول اونایی هستن که بعد از اختلاف،رفتن آخرین چیزی هست که به ذهنشون می رسه، پس تلاش می کنن تا همه چیز رو‌ درست کنن اما ...

آدما وقت دل کندن دو دسته میشن؛ دسته ی اول اونایی هستن که بعد از اختلاف،رفتن آخرین چیزی هست که به ذهنشون می رسه، پس تلاش می کنن تا همه چیز رو‌ درست کنن اما وقتی می بینن‌ همه چیز بینشون انقدر خراب شده که قابل تعمیر نیست کم‌ کم ...

۳ هفته پیش
23K
مُردن که حتما نباید زیر شدن توسط یک ماشین سنگین باشد یا حتی سکته ی قلبی و مغزی حتما که نباید از طبقه ی آخر یک‌برج سقوط کرد تا مُرد برای مُردن حتما نباید چاقو‌ ...

مُردن که حتما نباید زیر شدن توسط یک ماشین سنگین باشد یا حتی سکته ی قلبی و مغزی حتما که نباید از طبقه ی آخر یک‌برج سقوط کرد تا مُرد برای مُردن حتما نباید چاقو‌ خورد مُردن گاهی ساده و بی سر و صدا اتفاق می افتد آنقدر ساده که ...

۳ هفته پیش
145K
بیـــشتر آدم ها تجربه ی یک شب تا صبح نخــوابیدن رو دارند یک شب تا صبح تـــوی جا غلت زدن و چشم بـر هم نگـــذاشتن... بیـــشتر آدم ها همــان شب بین دو راهی عقـــل و ...

بیـــشتر آدم ها تجربه ی یک شب تا صبح نخــوابیدن رو دارند یک شب تا صبح تـــوی جا غلت زدن و چشم بـر هم نگـــذاشتن... بیـــشتر آدم ها همــان شب بین دو راهی عقـــل و احســاسشون به فنـــا رفتـــن و دیگر هیــــچ وقت، زندگی نــکردن... فقــط،،، زنده بــودن ...

۳ هفته پیش
12K
زن بودنت را به رخم نکش !!! اینجا در میان این همه گرگ های مرد نما، من شانه هایم را برایت کوه کرده ام. تو اشک میریزی و راحت میشوی و من،،، هر روز بغضم ...

زن بودنت را به رخم نکش !!! اینجا در میان این همه گرگ های مرد نما، من شانه هایم را برایت کوه کرده ام. تو اشک میریزی و راحت میشوی و من،،، هر روز بغضم ، پوست می اندازد. آری من مردم. من از سلاله آدمم، و چه زود تاریخ ...

۴ هفته پیش
41K
یک کشور درست کنند برای بچه‌ها، بچه‌های فلسطین، اسرائیل، سومالی، وطنمان و ...، بچه‌های آدم‌های معتاد، وحشی، روانی و ...، بچه‌های گرسنه، بچه‌های تنها، بچه‌های کار... . بعد هی همدیگر را تحریم کنند، برای هم ...

یک کشور درست کنند برای بچه‌ها، بچه‌های فلسطین، اسرائیل، سومالی، وطنمان و ...، بچه‌های آدم‌های معتاد، وحشی، روانی و ...، بچه‌های گرسنه، بچه‌های تنها، بچه‌های کار... . بعد هی همدیگر را تحریم کنند، برای هم خط و نشان بکشند، بیگناهان را زندانی کنند، بمب روی سر هم بریزند، مین روی ...

۴ هفته پیش
11K
در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکنم ، وسط همان میدان بزرگ شهر ، همیشه عادت به گرفتن دست پدر و مادر داشتم ، یکجوری که احساس میکردم وقتی ...

در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکنم ، وسط همان میدان بزرگ شهر ، همیشه عادت به گرفتن دست پدر و مادر داشتم ، یکجوری که احساس میکردم وقتی دستم در دست آنهاست از تمام خطر های دور و نزدیک ، بزرگ و کوچک ...

۴ هفته پیش
119K
یک زمانی بود که میتوانستی مرد باشی و قدِ بلند و شکم شش‌تکه نداشته باشی و همچنان جذاب باشی. رنگ کمربندت با کفشت، و رنگ فلانت با بهمانت ست نباشد ولی ازنظر جامعه خوش‌پوش باشی. ...

یک زمانی بود که میتوانستی مرد باشی و قدِ بلند و شکم شش‌تکه نداشته باشی و همچنان جذاب باشی. رنگ کمربندت با کفشت، و رنگ فلانت با بهمانت ست نباشد ولی ازنظر جامعه خوش‌پوش باشی. میتوانستی ساعت دستت نکنی و کیف دستت نگیری ولی همچنان شیک باشی. میتوانستی مثل مدلها ...

۲۸ خرداد 1398
34K
زمانِ ما اصلا اینطوری نبود ؛ ما رومون نمیشد اصلا به زبون بیاریم ، آدم اصلا خجالت میکشید ، اگه یهو توو کوچه ای جایی طرفو میدیدیم قلبمون از سینه در میومد .. دلمون ضعف ...

زمانِ ما اصلا اینطوری نبود ؛ ما رومون نمیشد اصلا به زبون بیاریم ، آدم اصلا خجالت میکشید ، اگه یهو توو کوچه ای جایی طرفو میدیدیم قلبمون از سینه در میومد .. دلمون ضعف میکرد واسه دیدنش ، ولی راه‌مونو یه طرفه دیگه میکردیم که یوقت چشم توو چشمی ...

۲۸ خرداد 1398
48K
در ابتدای راه اعتماد میکنی و دستت را با هزاران امید به دستش میدهی و با خوش خیالی، در حالی که چشم هایت را بسته ای و وجودت مملو از احساس است قدم برمیداری... نه ...

در ابتدای راه اعتماد میکنی و دستت را با هزاران امید به دستش میدهی و با خوش خیالی، در حالی که چشم هایت را بسته ای و وجودت مملو از احساس است قدم برمیداری... نه ترسِ سقوط داری و نه ترس از ارتفاع گاهی زیر چشمی آن هایی که از ...

۲۵ خرداد 1398
42K
بارها شکستم و شکستم دادند اما دوباره ایستادم در تاریکی شب خودم را محکم در آغوش گرفتم و گریه کردم و فرو ریختم اما دوباره بلند شدم بارها خاطراتم را مرور کردم وهربار سنگینی بعضی ...

بارها شکستم و شکستم دادند اما دوباره ایستادم در تاریکی شب خودم را محکم در آغوش گرفتم و گریه کردم و فرو ریختم اما دوباره بلند شدم بارها خاطراتم را مرور کردم وهربار سنگینی بعضی لحظه های متوقف شده در زمان مرا به کام خود کشاند اما از آنها هم ...

۲۰ خرداد 1398
81K