mahbanoo❤(00=01)

mahbanoo0001


(۰۰=01)❤ عشقِ من👇

تو تنها کسي هستي که بدون اون نمیتونم زندگي کنم ..!🌍 ❌
نــفسـم تو تنها کسي هستي که با تک تک نفسایي که میکِشي بهم زندگيِ واقعي رو هدیه میدي ..!🎁 ❤
خیلي خوب حالتو میفهمم وقتي همش میخندي ولي چشمات داد میزنن که حالت خیلي بدهِ :) ..👀 💔
الهي بمیرم واسه تک تک اشـکات ..😢
بمیرم واسه هر ثانیه غصه خوردنات ..😔 💔
حاضرم بدترین اتفاقا واسم بیوفته ، حاضرم بدترین ضربه هارو بخورم ولي تو یه قطره اشک از چشمات نریزه ..👥 🌻 🌛
الهي من فدات بشم زندگیم🙂 👭 ❣
من عاشقـتـم؛ خب؟!
من خیلي دوسِت دارم طـاهره ی من ..❤
من بدون تو میمیرم بخدا ..⌛ 🍃 👧
گریه که میکني تیکه تیکه میشم :)):
نابود میشم وقتي حالت خوب نیس🙃 💔
وقتي حالِ تو بده
واقعا حس میکنم کلِ زندگیم درد میکنه🙂 ..
قشنگ ترینـم ..❤ 😍 🌻
تو زندگيت به من تکیه کن ..✋
تکیه کن..
به علاقم نسبت بهت قسم میشم مثه یه کوه محکم برات ..❤ 👐 تا ابد و یک روز ...🌍 👥
.
@sogol...g...
#MY_NafasaM :):∞
1398/1/19

با آقای ریاضی به سر میبردیم 🤐📚 #ریاضی🤓 #الف...💜

با آقای ریاضی به سر میبردیم 🤐📚 #ریاضی🤓 #الف...💜

۱۹ اردیبهشت 1398
6K
《واست دارم...🙃 💜 》 من و نفسم 💜 💜 ♡به وقت دلتنگی♡ (00:01) ❤ ❤ {@sogol...g...}••• #الف...💜

《واست دارم...🙃 💜 》 من و نفسم 💜 💜 ♡به وقت دلتنگی♡ (00:01) ❤ ❤ {@sogol...g...}••• #الف...💜

۱۹ اردیبهشت 1398
6K
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست سر عقل آماده هر بنده که دیوانه توست!❤ (۰۰:۰۱) تویی که همه جا بودی توی تک تک ثانیه هام بودی تویی که خاطراتتو نه الکل پاک میکنه نه ...

حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست سر عقل آماده هر بنده که دیوانه توست!❤ (۰۰:۰۱) تویی که همه جا بودی توی تک تک ثانیه هام بودی تویی که خاطراتتو نه الکل پاک میکنه نه اسید تویی که بند دلم بودی تو رو چجوری نداشته باشمت نباشی میخوام دنیا نباشه ...

۱۹ اردیبهشت 1398
8K
نمیدانم چرا .... وقتی دلم هوایت می کند;❤ نفس کشیدن فراموشم می شود! اِنگـــار دلــــم ..... تابِ هوایِ دیگری را ندارد ! #دوستت_دارم❤ ❤ (@sogol...g...) #الف...💜 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

نمیدانم چرا .... وقتی دلم هوایت می کند;❤ نفس کشیدن فراموشم می شود! اِنگـــار دلــــم ..... تابِ هوایِ دیگری را ندارد ! #دوستت_دارم❤ ❤ (@sogol...g...) #الف...💜 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

۱۶ اردیبهشت 1398
6K
دلم برایِ دخترکِ درونم تنگ شده ... دخترکی که بایک شکلات و عروسک ، ذوق می کرد یا دغدغه ی روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخن هایش بود همان دخترکی که خنده هایش ؛ کودکانه ...

دلم برایِ دخترکِ درونم تنگ شده ... دخترکی که بایک شکلات و عروسک ، ذوق می کرد یا دغدغه ی روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخن هایش بود همان دخترکی که خنده هایش ؛ کودکانه و نگاهش ؛ دلنشین بود دخترکی که معصومیتش را ، از راه رفتنش می شد ...

۱۴ اردیبهشت 1398
4K
بعضی ها پنجره را باز میکنند و فریاد میکشند، بعضی ها پرده ها را میکشند و گریه میکنند ...! #الف...💜

بعضی ها پنجره را باز میکنند و فریاد میکشند، بعضی ها پرده ها را میکشند و گریه میکنند ...! #الف...💜

۱۳ اردیبهشت 1398
5K
#کامنت_بزارید؟ بوی عطرش :)♡ @sogol...g... #طاء❤ #الف...💜

#کامنت_بزارید؟ بوی عطرش :)♡ @sogol...g... #طاء❤ #الف...💜

۱۱ اردیبهشت 1398
4K
تو را به جانِ عزیزت به «حالم خوب است» های من شک کن..! شک کن به این «چیزی نیست» ها «درست میشود» ها در آغوشم بگیر و بگذار تا میتوانم با خیالِ راحت خوب نباشم... ...

تو را به جانِ عزیزت به «حالم خوب است» های من شک کن..! شک کن به این «چیزی نیست» ها «درست میشود» ها در آغوشم بگیر و بگذار تا میتوانم با خیالِ راحت خوب نباشم... A:Đ #الف...💜

۱۰ اردیبهشت 1398
2K
و چشم های تو همان کافه ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد☕ ❤ ❤ اول چشماش دوم چشماش سوم چشماش💕 💫 😍 ... [@sogol...g...]♡ #الف...💜

و چشم های تو همان کافه ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد☕ ❤ ❤ اول چشماش دوم چشماش سوم چشماش💕 💫 😍 ... [@sogol...g...]♡ #الف...💜

۶ اردیبهشت 1398
13K
از قصد بود که آن دفتر برجسته قرمز رنگ انتخاب کردم که همیشه جلو چشمانم باشد عادت کردم به بودنش در کنارم اما امروز حس کردم چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده برای اینکه بنویسم ...

از قصد بود که آن دفتر برجسته قرمز رنگ انتخاب کردم که همیشه جلو چشمانم باشد عادت کردم به بودنش در کنارم اما امروز حس کردم چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده برای اینکه بنویسم و خط بزنم بنشینم و گیسوانِ کتاب های خیالیم را ببافم.. از آهنگای بی کلامی ...

۳ اردیبهشت 1398
7K
اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مُردن💜 @sogol...g... #الف...💜

اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مُردن💜 @sogol...g... #الف...💜

۳۱ فروردین 1398
7K
لحظه هایی هستند که هستیم چه تنها، چه در جمع اما خودمان نیستیم انگار روحمان می رود همانجا که می خواهد بی صدا ... بی هیاهو ... همان لحظه هایی که راننده آژانس میگوید رسیدیم ...

لحظه هایی هستند که هستیم چه تنها، چه در جمع اما خودمان نیستیم انگار روحمان می رود همانجا که می خواهد بی صدا ... بی هیاهو ... همان لحظه هایی که راننده آژانس میگوید رسیدیم فروشنده میگوید باقی پول را نمیخواهی؟ راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی؟ و ...

۳۱ فروردین 1398
5K
بُرد هواے دلبرے هم دلُ هم قرارِ من😄 ❤ #دلبرجانم [@sogol...g...] ❤ ❤ (۰۰=۰۱) #الف...💜

بُرد هواے دلبرے هم دلُ هم قرارِ من😄 ❤ #دلبرجانم [@sogol...g...] ❤ ❤ (۰۰=۰۱) #الف...💜

۳۱ فروردین 1398
5K
حالِ یک دیوانه را آلوچه بهتر میکند🙈 ❤ ای جاااااانممم😍 😋 من غش کردم😞 🙊 دلم ‌ضعف رفت 😥 کیا دهنشون آب افتاد؟😀 🙊 (00=01) #الف...💜

حالِ یک دیوانه را آلوچه بهتر میکند🙈 ❤ ای جاااااانممم😍 😋 من غش کردم😞 🙊 دلم ‌ضعف رفت 😥 کیا دهنشون آب افتاد؟😀 🙊 (00=01) #الف...💜

۲۹ فروردین 1398
6K
AREZOO+TAHELEH=❤ من دورَت نمیزنم دورَت میگردم مثل پروانه دورِ شمع مثل زمین دورِ خورشید مثل من دور ماه دورِ دنیا دور #تــــو 💕 [@sogol...g...] ❤ ❤ (00=01) #MY_NafasaM🙈 #الف...💜

AREZOO+TAHELEH=❤ من دورَت نمیزنم دورَت میگردم مثل پروانه دورِ شمع مثل زمین دورِ خورشید مثل من دور ماه دورِ دنیا دور #تــــو 💕 [@sogol...g...] ❤ ❤ (00=01) #MY_NafasaM🙈 #الف...💜

۲۸ فروردین 1398
4K
#شیطونیاشو عشقه❤ #دلبر جانم😘 (00=01) [@sogol...g...]❤ #الف...💜

#شیطونیاشو عشقه❤ #دلبر جانم😘 (00=01) [@sogol...g...]❤ #الف...💜

۲۶ فروردین 1398
4K
درد تمامِ مرا نوازش میکند، زخم ها عمیق تر میشود، به مرزه کُشتن که میکشد مرا اتاق مزه ی خفگی میدهد، به گونه ای که قرار است مرگی رخ بدهد، آنگاه میدانم که به پایان ...

درد تمامِ مرا نوازش میکند، زخم ها عمیق تر میشود، به مرزه کُشتن که میکشد مرا اتاق مزه ی خفگی میدهد، به گونه ای که قرار است مرگی رخ بدهد، آنگاه میدانم که به پایان رسیده ام. #Myヅ #الف...💜

۲۶ فروردین 1398
5K
چیپست بشم ماست م میشی ؟! 😅 ❤ (۰۰=۰۱) | @sogol...g... |• ❤ 🌍 😅 🌸 😢 #الف...💜

چیپست بشم ماست م میشی ؟! 😅 ❤ (۰۰=۰۱) | @sogol...g... |• ❤ 🌍 😅 🌸 😢 #الف...💜

۲۴ فروردین 1398
4K
وقت مناسبی پیدا نکرده اند.. بغض هایم را می گویم.. انگاری بازیِشان گرفته است.. لعنتی این دست ها چه مرگشان شده بود.. کنترل او هم سخت شده بود.. چشم هایم تار می بینند تصویر پیش ...

وقت مناسبی پیدا نکرده اند.. بغض هایم را می گویم.. انگاری بازیِشان گرفته است.. لعنتی این دست ها چه مرگشان شده بود.. کنترل او هم سخت شده بود.. چشم هایم تار می بینند تصویر پیش رو را.. الان وقتش نبود،بارها بِهِشان تذکر داده بودم.. حالا که همه چیز خوب بود.. ...

۲۳ فروردین 1398
5K
#AREZOO_TAHEREH❤ 😘 اونقد نرمی که پنبه‌ی منی^^♡-✨ (00=01)❤ •❥• @sogol...g... 🍁 🙊 ♥ ️😻 😇 #الف...💜

#AREZOO_TAHEREH❤ 😘 اونقد نرمی که پنبه‌ی منی^^♡-✨ (00=01)❤ •❥• @sogol...g... 🍁 🙊 ♥ ️😻 😇 #الف...💜

۲۱ فروردین 1398
4K