#

macan.A.R

#بیا_فضولی_کن_فضول_خآن
👇 👇 👇

بهـ نام خدا👐
#دختری_هستم_در_سرزمین_عجایب_👧


یِ دُختَرِ دِی مآهـی💫 🌙
...
اَهوآزی_عَرَب👸 🌴
...
شِیطون_مِهرَبون_مَغرور_رَوآنـی😜 🎈
...
عآشق←موزیک🎶 _پیتزآ🍕 _شُکُلآت🍫 _شنآ🏊
...

هشتگ👇
#عاشقانه_های_من ❤
🌵 # ...

اینستا😐 ↓
@asmaxz__
...
بهترینم_همه_کسم_همیشگیم∞💜 ↓
@Asallllll_banOoOo
...
پاندا_مهربونــــ😉 ↓ 💙 خواهریم
@ameneh.lov
...
😞 لعنتـی دلتنگشمـ💖 دیوونهـ👀
@mylove...R...
...
جوجوی منی ک😂 ↓🐣 💕
@mahtab.hpoor
...
هنرمند چشم سبزمـ👌 ↓ 💚
@08hastii
...

عــِشقِ بـے پآیآنَمـــــــ∞H∞💋 👫
مُعتآد بِـ بودَنِت😻
خَستهـِ اَز نَبودَنِت😿
اکسیژن بهونس لازمه ی حیآت تویی^^ ❤

_جهنم؟عذاب نبودن توست جانانم♡

[لایک و فالو مهم نی//:فقط امیدوارمـ از پستامون خوشتون بیاد...]👀 💗
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
{با تچکر دوست دارتان اسما ^^💋}

♡♡♡♡♡
♡♡♡♡
♡♡♡
♡♡



یتیم‌خانه همیشه صبح یکشنبه‌ها ساکت و خالی بود. بیشتر بچه‌ها که باید بگویم ‌اکثراً سال‌ها از من کوچک‌تر بودند، همراه با مسئولان روز‌های یکشنبه به کلیسا می‌رفتند. مسئولین اینجا به تو حق انتخاب می‌دادند که ...

یتیم‌خانه همیشه صبح یکشنبه‌ها ساکت و خالی بود. بیشتر بچه‌ها که باید بگویم ‌اکثراً سال‌ها از من کوچک‌تر بودند، همراه با مسئولان روز‌های یکشنبه به کلیسا می‌رفتند. مسئولین اینجا به تو حق انتخاب می‌دادند که اگر دلت بخواهد همراهشان بروی؛ ولی از آنجایی که من آن‌چنان مذهبی نبودم، خودشان هم ...

۲۰ مهر 1398
136K
زانوانم درحالی‌که خودم را به نوک صخره نزدیک‌‌تر می‌کردم سنگین و سنگین‌‌تر می‌شدند. نفسی عمیق کشیدم و تلاش کردم لرزش دستانم را درحالی‌که هر لحظه به نوک صخره نزدیک‌‌تر می‌شدم نادیده بگیرم. قلبم درحالی‌که به ...

زانوانم درحالی‌که خودم را به نوک صخره نزدیک‌‌تر می‌کردم سنگین و سنگین‌‌تر می‌شدند. نفسی عمیق کشیدم و تلاش کردم لرزش دستانم را درحالی‌که هر لحظه به نوک صخره نزدیک‌‌تر می‌شدم نادیده بگیرم. قلبم درحالی‌که به پایین نگاه می‌کردم محکم‌‌تر از چیزی که فکر می‌کردم امکان داشته باشد، در سـ*ـینه‌‌‌ام می‌کوبید. ...

۱۸ مهر 1398
203K
اینو بزارم یا نه؟ #رمان:(ده دلیل برای نمردن) خلاصه:این رمان درمورد دختری به نام رمی ویلیامز است که تصمیم می‌گیرد خودش را از صخره به پایین پرت کند؛ ولی توسط پسری به نام ایوان وودز ...

اینو بزارم یا نه؟ #رمان:(ده دلیل برای نمردن) خلاصه:این رمان درمورد دختری به نام رمی ویلیامز است که تصمیم می‌گیرد خودش را از صخره به پایین پرت کند؛ ولی توسط پسری به نام ایوان وودز متوقف می‌شود. ایوان از رمی می‌خواهد که ده روز به او وقت بدهد تا ده ...

۱۵ مهر 1398
11K
#🌵

#🌵

۲۷ شهریور 1398
5K
؟/:

؟/:

۲۶ شهریور 1398
5K
💋 🙈 #مرسی_دلبر @asallllll_banOoOo #اول_صبح_آیس_پک

💋 🙈 #مرسی_دلبر @asallllll_banOoOo #اول_صبح_آیس_پک

۲۳ شهریور 1398
5K
#عاشقانه_های_من 🌵❤

#عاشقانه_های_من 🌵❤

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من ❤🌵

#عاشقانه_های_من ❤🌵

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
6K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
5K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
5K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
5K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
5K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
5K
#عاشقانه_های_من

#عاشقانه_های_من

۲۲ شهریور 1398
5K