۳۰ آبان 1398
1K
۲۱ آبان 1398
1K
😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐

😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐😑😐

۸ آبان 1398
1K
۲ آبان 1398
1K
pt2

pt2

۲۸ مهر 1398
1K
pt1

pt1

۲۸ مهر 1398
1K
نامجون : برای بازسازی خوابگاه ایده ای ندارین ؟ * تهیونگ مبتکرابه جواب میده * تهیونگ : به نظرم بهتره دستشویی توی اتاق من باشه ؟ جین : ولی به نظرم خوب نیست محل خواب ...

نامجون : برای بازسازی خوابگاه ایده ای ندارین ؟ * تهیونگ مبتکرابه جواب میده * تهیونگ : به نظرم بهتره دستشویی توی اتاق من باشه ؟ جین : ولی به نظرم خوب نیست محل خواب و غذاخوریت یکی باشه ؟ تهیونگ :

۲۷ مهر 1398
1K
😐😑😐😑😐😑😐😑😐

😐😑😐😑😐😑😐😑😐

۵ مهر 1398
1K
V نامجون: مسئولیتی که ما در قبال خرگوش ها داریم اینه که اونهارو در طبیعت به حال خودشون رها نکنیم *تهیونگ جونگو رو محکم گرفته و فشارش میده طوریکه درحال خفه شدنه * جونگکوک: فکر ...

V نامجون: مسئولیتی که ما در قبال خرگوش ها داریم اینه که اونهارو در طبیعت به حال خودشون رها نکنیم *تهیونگ جونگو رو محکم گرفته و فشارش میده طوریکه درحال خفه شدنه * جونگکوک: فکر کنم خرگوش ها بیشتر به آزادی نیاز دارن

۲۸ شهریور 1398
1K
نی نی😍😍😍😍😍😍 یونگی : اون چه کاری بود تو عروسی کردی؟ نگفتی خیلی احمقانه اس؟ تهیونگ : خب تو هر عروسی پرنده رها میکنن *--* یونگی : یونگی : پرنده رها میکنن نه شتر مرغ! ...

نی نی😍😍😍😍😍😍 یونگی : اون چه کاری بود تو عروسی کردی؟ نگفتی خیلی احمقانه اس؟ تهیونگ : خب تو هر عروسی پرنده رها میکنن *--* یونگی : یونگی : پرنده رها میکنن نه شتر مرغ! تهیونگ : .....

۲۶ شهریور 1398
1K
bts RM jungkook یونگی * جلوی رستوران ترمز میکنه * : برو یه میز بگیر بیا! هوسوک : حتما! * چند دقیقه بعد * هوسوک * با یه میز توی دستش برمیگرده و سوار ماشین ...

bts RM jungkook یونگی * جلوی رستوران ترمز میکنه * : برو یه میز بگیر بیا! هوسوک : حتما! * چند دقیقه بعد * هوسوک * با یه میز توی دستش برمیگرده و سوار ماشین میشه * : خب، میز گرفتم. میتونیم بریم. یونگی :

۲۵ شهریور 1398
1K
bt21 جونگکوک: ته.. بدون تو نمیتونم زندگی کنم تو زندگیه منی تهیونگ: کوک توعم همینطور زندگیو عشق من توی تو خلاصه میشه جونگکوک:uwu . جیمین:یونگی.. من بدون تو نمیتونم زندگی کنم یونگی: اوکی یونگی : ...

bt21 جونگکوک: ته.. بدون تو نمیتونم زندگی کنم تو زندگیه منی تهیونگ: کوک توعم همینطور زندگیو عشق من توی تو خلاصه میشه جونگکوک:uwu . جیمین:یونگی.. من بدون تو نمیتونم زندگی کنم یونگی: اوکی یونگی : پس بمیر جیمین: جیمین: این مکالمه قطعا نباید اینجوری تموم میشد

۱۶ شهریور 1398
1K
*تهکوک توی غار* تهیونگ: هی کوک صدامو میشنوی؟ جونگکوک: ن-نه اینجا خیلی تاریکه تهیونگ:😐😐😐 تهیونگ:حق با توعه

*تهکوک توی غار* تهیونگ: هی کوک صدامو میشنوی؟ جونگکوک: ن-نه اینجا خیلی تاریکه تهیونگ:😐😐😐 تهیونگ:حق با توعه

۱۲ شهریور 1398
1K
bts suga *یونمین نشستن و دارن درامای تاریخی میبینن* جین*در حال رد شدن*: ولی میدونین کی لیاقت اینو داره که بهش بگین سرورم؟ یونگی: باز شروع شد😒 جیمین: آرمی...؟😇 جین*خنده شیشه پاک کنی*: کسی که ...

bts suga *یونمین نشستن و دارن درامای تاریخی میبینن* جین*در حال رد شدن*: ولی میدونین کی لیاقت اینو داره که بهش بگین سرورم؟ یونگی: باز شروع شد😒 جیمین: آرمی...؟😇 جین*خنده شیشه پاک کنی*: کسی که سرش ورم داره...

۱۲ شهریور 1398
2K
bts suga هوسوک : واقعا نامجون دستگیر شده؟ تهیونگ : آره، برای اینکه کاری رو کرد که نباید میکرد ، منم ازش شکایت کردم هوسوک : خدای من، چه کاری؟ تهیونگ : به جیمین گفت ...

bts suga هوسوک : واقعا نامجون دستگیر شده؟ تهیونگ : آره، برای اینکه کاری رو کرد که نباید میکرد ، منم ازش شکایت کردم هوسوک : خدای من، چه کاری؟ تهیونگ : به جیمین گفت زشت هوسوک :

۱۲ شهریور 1398
1K
bts jungkook جونگکوک: دیشب خواب دیدم یکی همه دونات هامو خورده. خیلی وحشتناک بود. خیلی! تهیونگ* پودر شکر گوشه لبش رو پاک میکنه*: فقط یه یه خواب بوده. زیاد بهش فکر نکن.

bts jungkook جونگکوک: دیشب خواب دیدم یکی همه دونات هامو خورده. خیلی وحشتناک بود. خیلی! تهیونگ* پودر شکر گوشه لبش رو پاک میکنه*: فقط یه یه خواب بوده. زیاد بهش فکر نکن.

۱۰ شهریور 1398
1K
bts jungkook تهیونگ : همین الان یه رابطه رو تموم کردم جونگ کوک : اوه ، حالت خوبه هیونگ ؟ جیمین : متاسفم ته تهیونگ : مال خودم نبود تهیونگ :به جین هیونگ گفتم نامجون ...

bts jungkook تهیونگ : همین الان یه رابطه رو تموم کردم جونگ کوک : اوه ، حالت خوبه هیونگ ؟ جیمین : متاسفم ته تهیونگ : مال خودم نبود تهیونگ :به جین هیونگ گفتم نامجون هیونگ بهش گفته پرحرف جونگ کوک : جیمین :

۱۰ شهریور 1398
1K
bts jungkook جونگکوک: بابام داشت طالع بینی ماه تولدم رو از مجله برامون میخوند رسید به جذاب ، زیبا و سخت کوش یهو یه نگاه به من کرد و مجله رو پرت کرد گفت: اینا ...

bts jungkook جونگکوک: بابام داشت طالع بینی ماه تولدم رو از مجله برامون میخوند رسید به جذاب ، زیبا و سخت کوش یهو یه نگاه به من کرد و مجله رو پرت کرد گفت: اینا همه ش چرته😐 تولدت مبارک 😍😍😍😍💗💗💗💗 ‌‌‌‌‌

۱۰ شهریور 1398
1K
bts jungkook *جین پشت تلفن* جین: به اون نمجون لعنتی بگو همین الان بیاد جونگکوک: *به نمجون نگا میکنه* نمجون: بهش بگو نمجون مرده جونگکوک: هیونگ، نمجون هیونگ گفت بهت بگم که اون مرده جین: ...

bts jungkook *جین پشت تلفن* جین: به اون نمجون لعنتی بگو همین الان بیاد جونگکوک: *به نمجون نگا میکنه* نمجون: بهش بگو نمجون مرده جونگکوک: هیونگ، نمجون هیونگ گفت بهت بگم که اون مرده جین: نمجون: نه احمق نه این شکلی نه جونگکوک: اول بهم گفت بعد مرد. نمجون:

۹ شهریور 1398
1K
bts jungkook *تهکوک در حال تکست دادن* جونگ‌کوک: <3 جونگ‌کوک: صبر کن..چجوری باید 3 رو برعکس کنم؟ تهیونگ: فاک..فقط یه ذره فکر کن- جونگ‌کوک: نمیخواد بگی، خودم فهمیدم جونگ‌کوک: <Ɛ تهیونگ: *در حالی که پشماش ...

bts jungkook *تهکوک در حال تکست دادن* جونگ‌کوک: <3 جونگ‌کوک: صبر کن..چجوری باید 3 رو برعکس کنم؟ تهیونگ: فاک..فقط یه ذره فکر کن- جونگ‌کوک: نمیخواد بگی، خودم فهمیدم جونگ‌کوک: <Ɛ تهیونگ: *در حالی که پشماش ریخته* وات د فاک

۷ شهریور 1398
2K