izeinabii

izeinabii

روزای خوب برای ت شبای بد برای من دستای گرم برای ت هوای سرد برای من الان بهتره برای ت ،فردا چ سختع برای من نداره فرق برای ت نداره فرق برای من!


دچاریه‌پسر‌قدبلندباچشمایی‌قهوه‌ای‌و‌خمار👁 🍁

#آخرین_تکه_قلبم

عاشق نوشتن..🚶 🏻 ‍♀️مینویسم مبهم و عمیق.. از ته دل..!

#پارت_۶۷ #آخرین_تکه_قلبم نیاز: دوییدم و اومدم اینور تر .. اما متوجه ی این نبودم که زیپ کیفم رو نبستم. رژم افتاد روی زمین و خودش یه طدف و درش هم یه طرف دیگه. هیعی کشیدم ...

#پارت_۶۷ #آخرین_تکه_قلبم نیاز: دوییدم و اومدم اینور تر .. اما متوجه ی این نبودم که زیپ کیفم رو نبستم. رژم افتاد روی زمین و خودش یه طدف و درش هم یه طرف دیگه. هیعی کشیدم و به پشت سرم نگاه کردم. ماشین همون لحظه از روش رد شد و صدای ...

۴۴ دقیقه پیش
4K
#پارت_۶۶ #آخرین_تکه_قلبم (پلی بک به گذشته ) هات چاکلت هارو که رفیق امیر برامون‌آورد،یکم ازش نوشیدم..سرد بود ،به روی خودم نیاوردم. بعد از اینکه همه هات چاکلت هاشون رو نوشیدن. به آرزو اشاره کردم . ...

#پارت_۶۶ #آخرین_تکه_قلبم (پلی بک به گذشته ) هات چاکلت هارو که رفیق امیر برامون‌آورد،یکم ازش نوشیدم..سرد بود ،به روی خودم نیاوردم. بعد از اینکه همه هات چاکلت هاشون رو نوشیدن. به آرزو اشاره کردم . _بریم. ما بلند شدیم اونا هم مجبوری بلند شدن. نیما و امیر که رفتن واسه ...

۱ ساعت پیش
8K
به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید… دلبری برای یکدیگر را… بگذارند به وقت تنهاییشان! خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو… سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست… شاید یک ...

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید… دلبری برای یکدیگر را… بگذارند به وقت تنهاییشان! خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو… سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست… شاید یک نفر چشمانش را بست… شاید یک نفر خاطرش پر کشید… شاید یک نفر دلش رفت… ...

۱ روز پیش
5K
ملوانی شوریده خلبانی سر به هوا شاعری عاشق قصابی دل رحم کارگری ساده… آدم‌های زیادی در من هستند که عاشق هیچ کدامشان نیستی..:)🍂 #جلیل_صفر_بیگی 💕 🍁 🍂 🚶 🏻 ‍♀️ پ.ن:یهویی📸

ملوانی شوریده خلبانی سر به هوا شاعری عاشق قصابی دل رحم کارگری ساده… آدم‌های زیادی در من هستند که عاشق هیچ کدامشان نیستی..:)🍂 #جلیل_صفر_بیگی 💕 🍁 🍂 🚶 🏻 ‍♀️ پ.ن:یهویی📸

۱ روز پیش
3K
در خاطرم روانه شد و شب بخیر گفت گفتم که در نبود تو شبها بخیر نیست{:🚶 🏻 ‍♀️🌚 🌜 هوای امشب بسی سرد اما بدون برف تا ااان که برفی نباریده.. 🤔

در خاطرم روانه شد و شب بخیر گفت گفتم که در نبود تو شبها بخیر نیست{:🚶 🏻 ‍♀️🌚 🌜 هوای امشب بسی سرد اما بدون برف تا ااان که برفی نباریده.. 🤔

۱ روز پیش
6K
همگان به جست‌ و جوی خانه می‌گردند من کوچه‌ خلوتی را می‌خواهم بی‌ انتها برای رفتن بی‌ واژه برای سرودن و آسمانی برای پرواز کردن عاشقانه اوج گرفتن رها شدن #سیدعلی_صالحی ❤ 🕊 _یه نوشته ...

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌گردند من کوچه‌ خلوتی را می‌خواهم بی‌ انتها برای رفتن بی‌ واژه برای سرودن و آسمانی برای پرواز کردن عاشقانه اوج گرفتن رها شدن #سیدعلی_صالحی ❤ 🕊 _یه نوشته ی دلی کامنت کنید♡!

۲ روز پیش
7K
مبار ای برف جه میباری بر این دنیای نا پاکی..؟! ❄💎 مبار ای برف ❄❄❄ قصه ی مهر تو اونجوری که بخوای دل بکنی نیست حس قلبم به تو انقدره که نابود شدنی نیست بایدم ...

مبار ای برف جه میباری بر این دنیای نا پاکی..؟! ❄💎 مبار ای برف ❄❄❄ قصه ی مهر تو اونجوری که بخوای دل بکنی نیست حس قلبم به تو انقدره که نابود شدنی نیست بایدم نفس کشید تو آسمون پرستارت ریشه های این دیوونه جون بگیره زیر سایت فرق تو ...

۲ روز پیش
19K
همین الان یهویییی 😍 ❄ #برف #شهر_من #امتحان_تاریخ #ایشالله_که_تعطیلیم 💃 🏻 🙊

همین الان یهویییی 😍 ❄ #برف #شهر_من #امتحان_تاریخ #ایشالله_که_تعطیلیم 💃 🏻 🙊

۲ روز پیش
4K
#پارت_۶5 #آخرین_تکه_قلبم عرفان: چشمامو بستم و سرم و تکیه دادم به فرمون ماشین. زیر چشمی نگاش کردم. رفت سمت تناب.. چشمامو محکم بستم .. نمیتونم اون صحنه روببینم ..اگه ببینم دیوونه میشم و میرم بغلش ...

#پارت_۶5 #آخرین_تکه_قلبم عرفان: چشمامو بستم و سرم و تکیه دادم به فرمون ماشین. زیر چشمی نگاش کردم. رفت سمت تناب.. چشمامو محکم بستم .. نمیتونم اون صحنه روببینم ..اگه ببینم دیوونه میشم و میرم بغلش میکنم. تنها چیزی که مونده برام غرورمه .. اگه از دستش بدم هست و نیستم ...

۳ روز پیش
43K
#پارت_۶۴ #آخرین_تکه_قلبم سحر: عرفان برگشت سمتم .. با دیدنم لبخند زد و گفت : _خوابالو چپ چپ نگاش کردم. _خوابیدم با خفه ام کرد یکی؟ _خودت خسته بودی وگرنه من فقط کمکت کردم ! پسره ...

#پارت_۶۴ #آخرین_تکه_قلبم سحر: عرفان برگشت سمتم .. با دیدنم لبخند زد و گفت : _خوابالو چپ چپ نگاش کردم. _خوابیدم با خفه ام کرد یکی؟ _خودت خسته بودی وگرنه من فقط کمکت کردم ! پسره ی پررو‌.. _الان فقط اسپرسو میچسبه! _اینجا چایی ام غنیمته سحر خانم! _از بوی چایی ...

۴ روز پیش
36K
ما می وریم کنج یک جای دور ، رویا هایمان را یواشکی برای هم شبیه یک ترانه میخوانیم! شبخبری🌟

ما می وریم کنج یک جای دور ، رویا هایمان را یواشکی برای هم شبیه یک ترانه میخوانیم! شبخبری🌟

۴ روز پیش
4K
#پارت_۶۳ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii عرفان : دستی کشیدم روی لبم .. باورم نمیشد.. دیوونگی کردم و دچار تزلزل شدم ! بوسه باید دوطرفه باشه .. نه وقتی که دلش با من نیست.. از عصبانیت به ...

#پارت_۶۳ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii عرفان : دستی کشیدم روی لبم .. باورم نمیشد.. دیوونگی کردم و دچار تزلزل شدم ! بوسه باید دوطرفه باشه .. نه وقتی که دلش با من نیست.. از عصبانیت به خودم لعنت فرستادم. همچنان بیهوش بود.. معاینه اش کردمو نفسی از سر آسودگی کشیدم . ...

۴ روز پیش
80K
#پارت_۶۲ #آخرین_تکه_قلبم آهو: روزنامه هارو از توی کوله پشتی نویی که سیا برای خودش خریده بود درآوردم. به نوشته هاش دقت کردم،چه شد که آقای..به یک زن سیاه پوست تبدیل شد! هیعی کشیدم وگفتم: _اینجارونیگا ...

#پارت_۶۲ #آخرین_تکه_قلبم آهو: روزنامه هارو از توی کوله پشتی نویی که سیا برای خودش خریده بود درآوردم. به نوشته هاش دقت کردم،چه شد که آقای..به یک زن سیاه پوست تبدیل شد! هیعی کشیدم وگفتم: _اینجارونیگا برگشت سمتم: _چیه؟ _اینو بخون‌،این مردسفیدوبوره؟ _خب؟ _شده این زن سیاه پوستِ ابرویی بالا داد ...

۷ روز پیش
97K
#پارت_۶۱ #آخرین_تکه_قلبم بافت بادمجونی رنگمو پوشیدم و از سوراخی ک روش پنبه گذاشته بودم ، پشت در رو تماشا کردم. با رخ پریشون سیاوش رو به رو شدم..قلبم آروم گرفت و انگار امنیت به دنیا ...

#پارت_۶۱ #آخرین_تکه_قلبم بافت بادمجونی رنگمو پوشیدم و از سوراخی ک روش پنبه گذاشته بودم ، پشت در رو تماشا کردم. با رخ پریشون سیاوش رو به رو شدم..قلبم آروم گرفت و انگار امنیت به دنیا برگشت.. در رو بازکردم . یک دقیقه موکر مانند همو نگاه کردیم.. بدون اینکه سلام ...

۱ هفته پیش
90K
#پارت_۶۰ #آخرین_تکه_قلبم دختر مجهول و گمنام (همونی که توی مهمونی نیما و عرفان سرش دعوا کردن) : صدای پارس بیسکیت(سگم) به گوشم خورد ، برگشتم سمتش.. اومد کنارم .. دستی روش کشیدم و گفتم: _رفیق ...

#پارت_۶۰ #آخرین_تکه_قلبم دختر مجهول و گمنام (همونی که توی مهمونی نیما و عرفان سرش دعوا کردن) : صدای پارس بیسکیت(سگم) به گوشم خورد ، برگشتم سمتش.. اومد کنارم .. دستی روش کشیدم و گفتم: _رفیق روزهای سخت .. زبونشو درآورد و خودشو برام لوس کرد... قربون صدش رفتم. صدای موج ...

۱ هفته پیش
44K
#پارت_۵۹ #آخرین_تکه_قلبم باشنیدن صدای سعید دنیا رو سرم خراب شد .. لعنتی.. _الو ؟ _االو بله ؟ _سلام چطوری _ممنون _میشناسی _آره سعید _خوب شناختی _صدای آدما توی خاطرم می مونه! _چه شگفت انگیز! چرت ...

#پارت_۵۹ #آخرین_تکه_قلبم باشنیدن صدای سعید دنیا رو سرم خراب شد .. لعنتی.. _الو ؟ _االو بله ؟ _سلام چطوری _ممنون _میشناسی _آره سعید _خوب شناختی _صدای آدما توی خاطرم می مونه! _چه شگفت انگیز! چرت نگو پسره ی چاپلوس.. _آره خیلی! _میشه ببینمت؟ _نه با دوستم اومدم بیرون. _باشه عزیزم ...

۱ هفته پیش
98K
#پارت_۵۸ #آخرین_تکه_قلبم دستی روی غبار ماشین کشیدم .. عرفان با موهای حالت داده نشست توی ماشین و گفت: _چقدر آرایش کردی تو .. براش شکلک درآوردم و گفتم: _ریمل زدن و رژ ساده کشیدن رو ...

#پارت_۵۸ #آخرین_تکه_قلبم دستی روی غبار ماشین کشیدم .. عرفان با موهای حالت داده نشست توی ماشین و گفت: _چقدر آرایش کردی تو .. براش شکلک درآوردم و گفتم: _ریمل زدن و رژ ساده کشیدن رو لب، میگی آرایش زیاد؟؟ _آخه تو تا چند وقت پیش همینم نمیزدی.. نفس عمیقی کشیدم: ...

۱ هفته پیش
158K
تُ. . .❤ 👫 🏻 🍁

تُ. . .❤ 👫 🏻 🍁

۱ هفته پیش
5K
#پارت_۵۷ #آخرین_تکه_قلبم با شنیدن آدرس ، از بغلش درومدم بیرون و گفتم: _ببینم چی میشه.. با چشمای سبزش بهم زل زد و گفت: _منتظر جوابت میمونم.. سری تکون دادم و از پله ها پایین رفتم ...

#پارت_۵۷ #آخرین_تکه_قلبم با شنیدن آدرس ، از بغلش درومدم بیرون و گفتم: _ببینم چی میشه.. با چشمای سبزش بهم زل زد و گفت: _منتظر جوابت میمونم.. سری تکون دادم و از پله ها پایین رفتم ، برای خودم کف زدم.. خیلی خوب آدسو از چنگ سعید درآوردم بیرون! عرفان رو ...

۱ هفته پیش
49K
#پارت_۵۶ #آخرین_تکه_قلبم (بازگشت به زمان حال ) سحر: لبخند دلبری زدم و رو به سعید گفتم: _خب،دیگه چی؟؟ _دیگه همین کلی این روزا دارم پیشرفت میکنم ، سرم به کارای خودم گرمه .. چشمکی زد ...

#پارت_۵۶ #آخرین_تکه_قلبم (بازگشت به زمان حال ) سحر: لبخند دلبری زدم و رو به سعید گفتم: _خب،دیگه چی؟؟ _دیگه همین کلی این روزا دارم پیشرفت میکنم ، سرم به کارای خودم گرمه .. چشمکی زد و ادامه داد: _دختر بازی ام نمیکنم. خندیدم..لوندانه..! دستشو آورد سمت دستم ، دستمو کشیدم ...

۱ هفته پیش
68K