نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

loverstars (۵۸ تصویر)

اینم قسمت آخر دیگه رمان تموم شد:)) ممنونم از دوستانی که این رمانو دنبال کردنو با نظراتشون بهم دلگرمی دادن کوماسمیدااااا چینگووووووو^ــــــ^ امیدوارم خوشتون اومده باشه وبازم ممنون چرت و پرتای منو خوندین ✿ستارگان عاشق✿ ...

اینم قسمت آخر دیگه رمان تموم شد:)) ممنونم از دوستانی که این رمانو دنبال کردنو با نظراتشون بهم دلگرمی دادن کوماسمیدااااا چینگووووووو^ــــــ^ امیدوارم خوشتون اومده باشه وبازم ممنون چرت و پرتای منو خوندین ✿ستارگان عاشق✿ پارت③⑥↩end ❅سویونگ❅ خل بلند شد رفت.حلقه رو کردم تو دستم وای چقد نانازی بود.بلند شدم ...

۲۶ بهمن 1394
14K
سیلام اومدم با رمان ✮ستارگان عاشق✮ پارت②⑥ ❈هیومین❈ خیلی خوشحال به بکهیون نگاه کردم.لبخند زد.تند تند کفشامو در اوردمو رفتم تو. همگی گفتن:سلام هیومین. خندیدمو بهشون نگاه کردم دخترا نشسته بودن زمین.چون تعداد مبلا کم ...

سیلام اومدم با رمان ✮ستارگان عاشق✮ پارت②⑥ ❈هیومین❈ خیلی خوشحال به بکهیون نگاه کردم.لبخند زد.تند تند کفشامو در اوردمو رفتم تو. همگی گفتن:سلام هیومین. خندیدمو بهشون نگاه کردم دخترا نشسته بودن زمین.چون تعداد مبلا کم بود.رو یه مبل ۴ نفر بازور خودشونو جا کرده بودن.جیونو بورام با دمشون گردو میشکستن.جیون ...

۲۶ بهمن 1394
14K
خوب یه پارت بیشتر نمونده فردا قسمت آخرو میزارم:'( ✿ستارگان عاشق✿ پارت①⑥ ✸هیومین✸ دونه به دونه زنگ درخونه ها رو میزدم.۱ هفته کارم کلا همین بود.زمان مثل بادوبرق میگذشت.هفته ی دیگه عروسیم بود.گروه اکسو تو ...

خوب یه پارت بیشتر نمونده فردا قسمت آخرو میزارم:'( ✿ستارگان عاشق✿ پارت①⑥ ✸هیومین✸ دونه به دونه زنگ درخونه ها رو میزدم.۱ هفته کارم کلا همین بود.زمان مثل بادوبرق میگذشت.هفته ی دیگه عروسیم بود.گروه اکسو تو آمریکا بودن،بعد ۱ ماهی که برگشتیم.اونا همش اینورواونور بودن.فقط میتونستم سهونو تو تلویزیون یا موبایلم ...

۲۴ بهمن 1394
6K
من چقد با این پارته گریه کردم عـــخـــی :'( خوب خوب ^ـــــ^ ❄ستارگان عاشق❄ پارت《60》 ✧هیومین✧ از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف ناراحت.به سهون گفتم که خوابم درست بوده.خیلی خوشحال شده بود.۳ روز ...
عکس بلند

من چقد با این پارته گریه کردم عـــخـــی :'( خوب خوب ^ـــــ^ ❄ستارگان عاشق❄ پارت《60》 ✧هیومین✧ از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف ناراحت.به سهون گفتم که خوابم درست بوده.خیلی خوشحال شده بود.۳ روز تو دهکده های بوسان ول میچرخیدم.هرچیم از مردم میپرسیدم هیچی نمیگفتن.انگار اصن اهل تلویزیون نبودن. ...

۲۴ بهمن 1394
7K
بچه ها چندتا پارت بیشتر نمونده بزودی رمانم تموم میشه ^ـــــ^ نظرم یادتون نره دیگه آخراشه@ـــ@ ✿ستارگان عاشق✿ پارت➒➎ ❅سهون❅ با عصبانیت رفتم سمت دوتاشون.دست هیو رو محکم گرفتمو نگاش کردم.تعجب کرده بود.شی وون لبخند ...

بچه ها چندتا پارت بیشتر نمونده بزودی رمانم تموم میشه ^ـــــ^ نظرم یادتون نره دیگه آخراشه@ـــ@ ✿ستارگان عاشق✿ پارت➒➎ ❅سهون❅ با عصبانیت رفتم سمت دوتاشون.دست هیو رو محکم گرفتمو نگاش کردم.تعجب کرده بود.شی وون لبخند گوشه لبش بود.انگار داشت به حال و روزم میخندید. دست هیو رو کشیدمو با خودم ...

۲۳ بهمن 1394
6K
✫ستارگان عاشق✫ پارت⑧⑤ ◈سهون◈ هنوز تو هنگ بودم.آخه چرا هیومین باید رضایت بده شی وون بیاد بیرون.با عصبانیت رفتم بیرون.باید یه کاری میکردم دیگه شی وون نیاد نزدیک هیومین.از خوابگاه اومدم بیرون توراه خوابگاه گرلز ...

✫ستارگان عاشق✫ پارت⑧⑤ ◈سهون◈ هنوز تو هنگ بودم.آخه چرا هیومین باید رضایت بده شی وون بیاد بیرون.با عصبانیت رفتم بیرون.باید یه کاری میکردم دیگه شی وون نیاد نزدیک هیومین.از خوابگاه اومدم بیرون توراه خوابگاه گرلز جنریشن بودم که صدای خنده ی یه دخترو شنیدم.یکم رفتم نزدیکتر هیومین میخندید و شی ...

۲۳ بهمن 1394
10K
✭ستارگان عاشق✭ پارت⑦⑤ ❅یونا❅ بک ولم کرد.زیر بارون دوتامون خیس شده بودیم.احساس میکردم الان از شدت هیجان سکته میکنم.نمیفهمم چرا منو بوسید. آروم گفت:کریسمس مبارک بعدش رفت.زبونم بنداومده بود تا زمانی که بره سوار ماشین ...

✭ستارگان عاشق✭ پارت⑦⑤ ❅یونا❅ بک ولم کرد.زیر بارون دوتامون خیس شده بودیم.احساس میکردم الان از شدت هیجان سکته میکنم.نمیفهمم چرا منو بوسید. آروم گفت:کریسمس مبارک بعدش رفت.زبونم بنداومده بود تا زمانی که بره سوار ماشین شه نگاش کردم.از اون یکی در رفتم داخل اون یکی به خوابگاه نزدیکتر بود.زمین سرتر ...

۲۳ بهمن 1394
7K
نظر پیلیییییز ✽ستارگان عاشق✻ پارت ⑥⑤ ★ته یون★ یونا رفت بیرون.سویونگ:کجا رفت؟ سئوهیون:بدبخت خیلی هیجان زده شد. دینگ دینگ برام پیام اومد.پاپیونو گذاشتم زمینو به گوشیم نگاه کردم بک بود*فقط به این خواسته م عمل ...

نظر پیلیییییز ✽ستارگان عاشق✻ پارت ⑥⑤ ★ته یون★ یونا رفت بیرون.سویونگ:کجا رفت؟ سئوهیون:بدبخت خیلی هیجان زده شد. دینگ دینگ برام پیام اومد.پاپیونو گذاشتم زمینو به گوشیم نگاه کردم بک بود*فقط به این خواسته م عمل کن دیگه چیزی ازت نمیخوام.بیا جلوی در خروجی مدرسه.پیامشو پاک کردم و روبانو برداشتم تا ...

۲۲ بهمن 1394
8K
شماکه cm نمیزارید ولی خوب من میخوام این رمانو تموم کنم از ویسگون برم اون یکی رمانمو تا پارت ۲۰ نوشته بودم ولی خوب نمیزارمش چون رمانام طرفدار نداره حالا همینو تموم کنم میرم دیه ...

شماکه cm نمیزارید ولی خوب من میخوام این رمانو تموم کنم از ویسگون برم اون یکی رمانمو تا پارت ۲۰ نوشته بودم ولی خوب نمیزارمش چون رمانام طرفدار نداره حالا همینو تموم کنم میرم دیه ✮ستارگان عاشق✮ پارت➍➎ ✿سوهو✿ چانیول خیلی بهم ریخته اومد تو اتاق.داد زد:پااااااشیییین برید اتاقتووووون بک ...

۲۰ بهمن 1394
6K
❂ستارگان عاشق❂ پارت➎➎ ❄هیومین❄ ناچار سوار ماشین بابام شدم.چندتا جعبه رو تو ماشین گرفت جلوم با تعجب نگاش کردم &فردا کریسمسه مادرت و من برات اینارو گرفتیم.مدرستون مهمونی داره هیچکی نمیتونه بره خونه ش.بخاطر همین ...

❂ستارگان عاشق❂ پارت➎➎ ❄هیومین❄ ناچار سوار ماشین بابام شدم.چندتا جعبه رو تو ماشین گرفت جلوم با تعجب نگاش کردم &فردا کریسمسه مادرت و من برات اینارو گرفتیم.مدرستون مهمونی داره هیچکی نمیتونه بره خونه ش.بخاطر همین مادرت اینارو داد. ماشین نگه داشت.اومدم دروباز کنم که دیدم جلوی اداره پلیس نگه داشته_من ...

۲۰ بهمن 1394
7K
عاقا عاقاااااا صد درصد این آهنگو بگیرید بعد رمانو بخونید بدون این آهنگه نمیشه اصن تازه کامنتام کم بود باهاتون قهرم-______- ✧ستارگان عاشق✧ پارت➌➎ ❅ته یون❅ 〖لطفا برای این قسمت آهنگ maybe از sunye رو ...

عاقا عاقاااااا صد درصد این آهنگو بگیرید بعد رمانو بخونید بدون این آهنگه نمیشه اصن تازه کامنتام کم بود باهاتون قهرم-______- ✧ستارگان عاشق✧ پارت➌➎ ❅ته یون❅ 〖لطفا برای این قسمت آهنگ maybe از sunye رو گوش بدین http://www.mediafire.com/?h... 〗 برف زمینو پوشونده بود.باد میوزید.هیچکی تو حیاط نبود،سوییشرتمو دراوردمو انداختمش زمین.به ...

۱۸ بهمن 1394
6K
❤ستارگان عاشق❤ پارت②⑤ ✌سویونگ✌ هنوزم ازش خجالت میکشیدم قلبم دوپ دوپ میزد عین باد از اونجا دور شدم. به دیوار تکیه دادم،چشامو بستم. دستمو گذاشتم رو قلبم_آخیییییییش. چشامو باز کردم چشمای بزرگش روبروی چشام بود ...

❤ستارگان عاشق❤ پارت②⑤ ✌سویونگ✌ هنوزم ازش خجالت میکشیدم قلبم دوپ دوپ میزد عین باد از اونجا دور شدم. به دیوار تکیه دادم،چشامو بستم. دستمو گذاشتم رو قلبم_آخیییییییش. چشامو باز کردم چشمای بزرگش روبروی چشام بود ترسیدم و جیغ بلندی کشیدم.&هیییییییییس! لگد زدم به پاش.&آخخخخخ'با دوتا دستش پاشو گرفت.از کنارش رد ...

۱۸ بهمن 1394
7K
✾ستارگان عاشق✾ پارت①⑤ ❂هیومین❂ _من خوبم جیون #مطمئنی؟جاییت آسیب ندیده؟آخه چقد تو بی فکری دخترررر لبخند زدم_من کاملا سالمم #حالا اون شی وون عوضی دیگه نمیتونه باهات ازدواج کنه.باز یاد تعهد افتادم نشستم رو تختم.#هیچوقت ...

✾ستارگان عاشق✾ پارت①⑤ ❂هیومین❂ _من خوبم جیون #مطمئنی؟جاییت آسیب ندیده؟آخه چقد تو بی فکری دخترررر لبخند زدم_من کاملا سالمم #حالا اون شی وون عوضی دیگه نمیتونه باهات ازدواج کنه.باز یاد تعهد افتادم نشستم رو تختم.#هیچوقت از سهون جدا نشو اوکی؟ کشومو باز کردم کپی تعهدو در اوردم._بیا اینو ببین. چند ...

۱۸ بهمن 1394
8K
لطفا آهنگ sing for you از گروه exo رو برای این قسمت گوش بدبن ولی باید باید گوش بدین ✿ستارگان عاشق✿ پارت〔۵۰〕 ✬ته یون✬ جلو در مدرسه ماشینو نگه داشتم.هنوز درتعجب بودم چرا هیومین نخواس ...

لطفا آهنگ sing for you از گروه exo رو برای این قسمت گوش بدبن ولی باید باید گوش بدین ✿ستارگان عاشق✿ پارت〔۵۰〕 ✬ته یون✬ جلو در مدرسه ماشینو نگه داشتم.هنوز درتعجب بودم چرا هیومین نخواس خونوادشو ببینه.هردوتاشون پکر بودن.وااا خوب همو پیدا کردن باید خوشحال باشن.خداروشکر شی وونم هیچ آسیبی ...

۱۸ بهمن 1394
6K
امشب میخوام زیاد رمان بزارم البته اگه ویسگون یاری کنه:)) و نظرهم میخوام اونم زیاااااد ♣ستارگان عاشق♣ پارت➒➍ ✫یونا✫ تو حیاط مدرسه قدم میزدم. رفتم اونجایی که بک منو بغل کرد.خیلی جالب بود.همونجا واستاده بود.برگشتو ...

امشب میخوام زیاد رمان بزارم البته اگه ویسگون یاری کنه:)) و نظرهم میخوام اونم زیاااااد ♣ستارگان عاشق♣ پارت➒➍ ✫یونا✫ تو حیاط مدرسه قدم میزدم. رفتم اونجایی که بک منو بغل کرد.خیلی جالب بود.همونجا واستاده بود.برگشتو بهم نگاه کرد.رومو برگردوندم.&ایم یونا بهش نگاه کردم،_هوم؟ اومد جلوم واستاد&قضیه ی اونشبو فراموش کن،خواهش ...

۱۸ بهمن 1394
10K
❤ــــ❤ با این ادیتم جیگرم حال آمد ژاااان ژاااان نظر پیلیییز واس رمان ♥ستارگان عاشق♥ پارت➑➍ ☆دی او☆ ساعت۳۰: ۴ بلاخره رسیدیم سئول.لوهان که خوابیده بود.سهون یه لحظه ام چششو از رو هیومین برنداشت.جلو یه ...

❤ــــ❤ با این ادیتم جیگرم حال آمد ژاااان ژاااان نظر پیلیییز واس رمان ♥ستارگان عاشق♥ پارت➑➍ ☆دی او☆ ساعت۳۰: ۴ بلاخره رسیدیم سئول.لوهان که خوابیده بود.سهون یه لحظه ام چششو از رو هیومین برنداشت.جلو یه بیمارستان نگه داشتم.ماشین ته یونم پشتم توقف کرد.کم کم هوا داشت روشن میشد. در ماشینو ...

۱۱ بهمن 1394
19K
امشب اومدم با رمان هوراااا ✿ستارگان عاشق✿ پارت➐➍ ❧ته یون❧ داشتم از سرما یخ میزدم.کریستال نشسته بود تو ماشین.من که آروم قرار نداشتم.شی وون با افسر کیم اومد.با چشمای گرد شده نگاشون کردم.شی وونو انداختن ...

امشب اومدم با رمان هوراااا ✿ستارگان عاشق✿ پارت➐➍ ❧ته یون❧ داشتم از سرما یخ میزدم.کریستال نشسته بود تو ماشین.من که آروم قرار نداشتم.شی وون با افسر کیم اومد.با چشمای گرد شده نگاشون کردم.شی وونو انداختن تو ماشین.کیم:راهو که بلدین.ما باید بریم. _آه باشه.چند قدم رفتم جلو سهون و هیومینم اومدن.دونه ...

۱۱ بهمن 1394
18K
اینم پارت چهارمی گفتمااا نظر بدییین ❄ستارگان عاشق❄ پارت➏➍ ✮سهون✮ ساعت ۱۱ شده بود هنوز نرسیده بودیم.صدای گوشیه جسی در اومد.به کریستال نگاه کردم.*شی وونه ییم شی وووووون اون پیام داده._بده ببینم.دی او:مطمئنی راهو داریم ...

اینم پارت چهارمی گفتمااا نظر بدییین ❄ستارگان عاشق❄ پارت➏➍ ✮سهون✮ ساعت ۱۱ شده بود هنوز نرسیده بودیم.صدای گوشیه جسی در اومد.به کریستال نگاه کردم.*شی وونه ییم شی وووووون اون پیام داده._بده ببینم.دی او:مطمئنی راهو داریم درست میریم؟ *آره,نوشته مشروب چیشد.بده من جوابشو میدم.نوشتم:پیکه گم شده شمارشو میدم آدرسو براش بفرست ...

۳ بهمن 1394
17K
^ــــ^ ★ستارگان عاشق★ پارت➍➍ ✾سهون✾ جلو در بیمارستان وایستاده بودیم.به ساعتم نگاه کردم ۱ ساعته که هنوز نیومده.لوهان:کسی شمارشو نداره؟ _من پاک کردم.میتونی از بورام بگیری؟ *باشه بزار زنگ بزنم بهش.ساعت ۳ بعد از ظهر ...

^ــــ^ ★ستارگان عاشق★ پارت➍➍ ✾سهون✾ جلو در بیمارستان وایستاده بودیم.به ساعتم نگاه کردم ۱ ساعته که هنوز نیومده.لوهان:کسی شمارشو نداره؟ _من پاک کردم.میتونی از بورام بگیری؟ *باشه بزار زنگ بزنم بهش.ساعت ۳ بعد از ظهر بود.دی او تو ماشینش نشسته بود و آهنگ گوش میداد ریلکس به این میگن.*شمارشو گرفتم ...

۳ بهمن 1394
18K
^ــــ^ ❧ستارگان عاشق❧ پارت ➎➍ ✧سهون✧ به دسته کلید تو دستم نگاه کردم.دی او داشت با پلیسه حرف میزد.لوهان:پلیسه میگه این کلیده تو دستش بوده.یوری ناراحت اون گوشه واستاده بود رفتم سمتش._ببخشید تو دوست صمیمیشی؟ ...

^ــــ^ ❧ستارگان عاشق❧ پارت ➎➍ ✧سهون✧ به دسته کلید تو دستم نگاه کردم.دی او داشت با پلیسه حرف میزد.لوهان:پلیسه میگه این کلیده تو دستش بوده.یوری ناراحت اون گوشه واستاده بود رفتم سمتش._ببخشید تو دوست صمیمیشی؟ سرشو تکون داد$آره .کلیدو نشونش دادم._میدونی برای کجاس؟ $نه ولی وقتی اومد این کلیدو برداشت ...

۳ بهمن 1394
20K