نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

Gharibeh_ashena (۴۳ تصویر)

#پارت_صد_سی #غریبه_آشنا زینب امشب دعوتیم خوابگاه اکسو...بازم مثل همیشه مجبور شدم بیام...تا الان فقط با سهون سلام کردم...ئونسو بخاطر اینکه کنسرت خوب گذشته همه رو به شام دعوت کرده بود اما اعضا ترجیح دادن بمونن ...

#پارت_صد_سی #غریبه_آشنا زینب امشب دعوتیم خوابگاه اکسو...بازم مثل همیشه مجبور شدم بیام...تا الان فقط با سهون سلام کردم...ئونسو بخاطر اینکه کنسرت خوب گذشته همه رو به شام دعوت کرده بود اما اعضا ترجیح دادن بمونن خونه اینجوری راحت تر بودن...همه چیز خوب پیش میرفت به جز حال دل من...سنگینی نگاه ...

۲ هفته پیش
62K
#پارت_صد_بیست_هشت #غریبه_آشتا بکهیون رفت سرمو تکیه دادم به مبل چشمامو بستم -اوپاا سهون +جان اوپا -حالت بهتره +آره خوبم -چرا اذیت شدی نگران زینبی؟ +نه بابا -راست میگی؟ +خودمم نمیدونم نگرانم یا نه اصلن نمیدونم ...

#پارت_صد_بیست_هشت #غریبه_آشتا بکهیون رفت سرمو تکیه دادم به مبل چشمامو بستم -اوپاا سهون +جان اوپا -حالت بهتره +آره خوبم -چرا اذیت شدی نگران زینبی؟ +نه بابا -راست میگی؟ +خودمم نمیدونم نگرانم یا نه اصلن نمیدونم -اووو میفهمم چشمامو باز کردم سرمو برگردوندم سمتش +چی رو میفهمی؟ -حالتو +مگه توام این ...

۲ هفته پیش
76K
#پارت_صد_بیست_هفت #غریبه_آشنا سهون نمیدونم چرا این دختره زینب انقد برام مهم شده،حس میکنم ازم فرار میکنه...وقتی که رفت دیگه حوصله خودمو هم نداشتم،سرم درد گرفته بود...بلند شدم اومدم بیرون،کمدم رو باز کردم وسایلم رو بردارم ...

#پارت_صد_بیست_هفت #غریبه_آشنا سهون نمیدونم چرا این دختره زینب انقد برام مهم شده،حس میکنم ازم فرار میکنه...وقتی که رفت دیگه حوصله خودمو هم نداشتم،سرم درد گرفته بود...بلند شدم اومدم بیرون،کمدم رو باز کردم وسایلم رو بردارم چشمم خورد به یه کاغذ...برش داشتم..."ببخشید که دیگه نمیخوام دوستت داشته باشم" یه جاده هم ...

۲ هفته پیش
54K
#پارت_صد_بیست_سه #غریبه_آشنا تانیا +چته دیوانه ی روانییی آبرومونو بردییی با این کارات -:الکییی بود آرهه؟ +نه خییر -یعنیی یعنیی این همون دی او بود؟ایینن دوکیونگسو بود؟عضو اکسو بود؟ +آرههه بوددد -نههه +آره -نههه +میگمم آرههه ...

#پارت_صد_بیست_سه #غریبه_آشنا تانیا +چته دیوانه ی روانییی آبرومونو بردییی با این کارات -:الکییی بود آرهه؟ +نه خییر -یعنیی یعنیی این همون دی او بود؟ایینن دوکیونگسو بود؟عضو اکسو بود؟ +آرههه بوددد -نههه +آره -نههه +میگمم آرههه -بگو جان لیلا +جان لیلا -مرگگگ لیلاااا خودش بود +آره -لیلااا بره زیر هیجده چرخ ...

۲ هفته پیش
35K
#پارت_صد_بیست_یک #غریبه_آشنا سهون: دختره از وقتی اومد داخل فقط سلام کرده بود...آشفتگی و دلواپسی از چهرش مشخص بود...ازش خواستم آب بیاره برام که اگه از من خجالت میکشه،خجالتش بزیزه ولی افتاد زمین...نمیدونم چرا بیخودی باهاش ...

#پارت_صد_بیست_یک #غریبه_آشنا سهون: دختره از وقتی اومد داخل فقط سلام کرده بود...آشفتگی و دلواپسی از چهرش مشخص بود...ازش خواستم آب بیاره برام که اگه از من خجالت میکشه،خجالتش بزیزه ولی افتاد زمین...نمیدونم چرا بیخودی باهاش مهربون بودم کسی دیگه بود قطعا کشته بودمش...ولی نگاهش مظلوم و معصوم بود،گریه کرد رفت ...

۲ هفته پیش
48K
#پارت_صد_بیست #غریبه_آشنا زینب تانیا:بچه ها یکیتون بیاد باهام بریم چندتا آبمیوه بگیریم بیایم لیلا:من میام بمیری لیلا خو میزاشتی من برم الان من با سهون اینجا تنهایی چیکار کنم تاینا:زود برمیگردیم سهون:باشه چند دقیقه گذشت ...

#پارت_صد_بیست #غریبه_آشنا زینب تانیا:بچه ها یکیتون بیاد باهام بریم چندتا آبمیوه بگیریم بیایم لیلا:من میام بمیری لیلا خو میزاشتی من برم الان من با سهون اینجا تنهایی چیکار کنم تاینا:زود برمیگردیم سهون:باشه چند دقیقه گذشت سهون:چرا انقد ساکتی؟ +نمیدونم همینحوری -از من خجالت میکشی؟آره؟ نگاش کردم سرمو انداختم پایین،استرس همه ...

۲ هفته پیش
31K
#پارت_صد_نوزده #غریبه_آشنا زینب: تانیا:بخورید که بریم لیلا:کجا مارو میخوای ببری تانیا:بیمارستان زینب:واسه چی تانیا:بچه ها کار دارن کسی نیست بمونه بیمارستان پیش سهون من باید برم زینب:خب ما دیگه چرا بیایم تانیا:طول نمیکشه،چند ساعت بیشتر ...

#پارت_صد_نوزده #غریبه_آشنا زینب: تانیا:بخورید که بریم لیلا:کجا مارو میخوای ببری تانیا:بیمارستان زینب:واسه چی تانیا:بچه ها کار دارن کسی نیست بمونه بیمارستان پیش سهون من باید برم زینب:خب ما دیگه چرا بیایم تانیا:طول نمیکشه،چند ساعت بیشتر نیست البته اگه اذیت میشید نیاید لیلا:بریم خونه چیکار تانیا:منم بخاطر همین گفتم،چند روز دیگه ...

۳ هفته پیش
50K
#پارت_صد_هجده #غریبه_آشنا زینب تو شک حرف های تانیا بودم،باورم نمیشه الان سهون یکی از بهترین دوستاشه...باورن نمیشه...من بال بال میزنم برا سهون،بعد تانیا اصلن اونو نشناخته،مسخره اس...اومدم تو اتاق،خوابم نمیومد ولی گفتم که میخوام بخوابم...اون ...

#پارت_صد_هجده #غریبه_آشنا زینب تو شک حرف های تانیا بودم،باورم نمیشه الان سهون یکی از بهترین دوستاشه...باورن نمیشه...من بال بال میزنم برا سهون،بعد تانیا اصلن اونو نشناخته،مسخره اس...اومدم تو اتاق،خوابم نمیومد ولی گفتم که میخوام بخوابم...اون قرار الکی بوده،یعنی سهون اصلن به یونا علاقه نداره...تصادف کرده،حالش خوب نبوده...ای وای خدا...مخم داره ...

۳ هفته پیش
49K
#پارت_صد_شانزده #غریبه_آشنا تانیا برگشتم خونه،خیالم از سهون راحت شد... +سلاممم دختراااا،کجایید زینب:سلام تان تان اومدی +نه تو راهم،میبینی که اینجام زینب:هنوزم زبونت درازه لیلا:سلام تاتیا +سلام ببشخید تنهاتون گذاشتم،مجبور بودم برم زینب:عیب نداره بابا لیلا:حالا ...

#پارت_صد_شانزده #غریبه_آشنا تانیا برگشتم خونه،خیالم از سهون راحت شد... +سلاممم دختراااا،کجایید زینب:سلام تان تان اومدی +نه تو راهم،میبینی که اینجام زینب:هنوزم زبونت درازه لیلا:سلام تاتیا +سلام ببشخید تنهاتون گذاشتم،مجبور بودم برم زینب:عیب نداره بابا لیلا:حالا بیا برامون تعریف کن ببینیم این مدت چخبر بوده +صبر کن از راه برسم،غذا خوردید؟ ...

۳ هفته پیش
26K
#پارت_صد_چهارده #غریبه آشنا ئونسو سهون به هوش اومد،همه یه نفس راحت کشیدن...حالش خوب بود سوهو و بکهیون رفتن با دکترش حرف بزنن...میخواستیم بریم داخل ببینمش،پرستار اجازه نداد +:یعنی چی آخه پرستار:بنظر خودت این همه آدم ...

#پارت_صد_چهارده #غریبه آشنا ئونسو سهون به هوش اومد،همه یه نفس راحت کشیدن...حالش خوب بود سوهو و بکهیون رفتن با دکترش حرف بزنن...میخواستیم بریم داخل ببینمش،پرستار اجازه نداد +:یعنی چی آخه پرستار:بنظر خودت این همه آدم باهم میشه برن داخل +:آره دیگه پرستار:خودتون تنها میتونید برید +نه هممون باهم پرستار:نمیشه چانیول:باید ...

۳ هفته پیش
34K
#پارت_صد_نه #غریبه_آشنا ئونسو: باورم نمیشه من باید بجای سهون برقصم،آخه اصلن من در حد اونا نیستم وای حالا چیکار کنم،بکهیون گفت یادم میده،خودمم یه چیزایی بلدم ولی اون همه رقص رو چجوری حفظ کنم...لباسمو عوض ...

#پارت_صد_نه #غریبه_آشنا ئونسو: باورم نمیشه من باید بجای سهون برقصم،آخه اصلن من در حد اونا نیستم وای حالا چیکار کنم،بکهیون گفت یادم میده،خودمم یه چیزایی بلدم ولی اون همه رقص رو چجوری حفظ کنم...لباسمو عوض کردن یه بلوز و شلوار جذب پوشیدم موهامو هام بستم بالا رفتم پیششون،یه نفس عمیق ...

۳ هفته پیش
34K
#پارت_صد_چهار #غریبه_آشنا سهون سوهو هیونگ کار های عملمو انجام داد بستریم کردن،نمیخواستم بزارم عملم کنن وقتی فهمیدم واقعا ناراحت شدم اما بخاطر بچه ها قبول کردم معلوم بود نگرانن ولی به رو خودشون نمیاوردن... حالا ...

#پارت_صد_چهار #غریبه_آشنا سهون سوهو هیونگ کار های عملمو انجام داد بستریم کردن،نمیخواستم بزارم عملم کنن وقتی فهمیدم واقعا ناراحت شدم اما بخاطر بچه ها قبول کردم معلوم بود نگرانن ولی به رو خودشون نمیاوردن... حالا کنسرت رو چیکار کنن..وای خدا...این چه بلایی بود سرم اومد...در زدن +بله بیا داخل تانیا ...

۳ هفته پیش
55K
#پارت_صد_سه #غریبه_آشنا رفتیم داخل اتاق پیشش دراز کشیده بود سرم تو دستش +سهونا بهتر شدی سهون:آره بابا چیزی نیست نترسید چانیول:ولی آخه یه چیزی هست سهون:اگه منم که میگم خوبم کای:ولی خوب نیستی سهون:یعنی چی ...

#پارت_صد_سه #غریبه_آشنا رفتیم داخل اتاق پیشش دراز کشیده بود سرم تو دستش +سهونا بهتر شدی سهون:آره بابا چیزی نیست نترسید چانیول:ولی آخه یه چیزی هست سهون:اگه منم که میگم خوبم کای:ولی خوب نیستی سهون:یعنی چی +ببین سهون،تو خوب بودی یعنی فقط استخوان جمجمه ات آسیب دیده بود برات بسته بودن ...

۴ هفته پیش
33K
#پارت_نود_نه #غریبه_آشنا سهون +سوهو هیونگ برو پیش اینا ببین چی شده چخبره خودت با دکترش حرف بزن من نمیتونم سوهو:باشه،فقط تو آروم باش بکهیون:من برم بهشون بگم تو رو منتقل کنن تو یکی از اتاقا ...

#پارت_نود_نه #غریبه_آشنا سهون +سوهو هیونگ برو پیش اینا ببین چی شده چخبره خودت با دکترش حرف بزن من نمیتونم سوهو:باشه،فقط تو آروم باش بکهیون:من برم بهشون بگم تو رو منتقل کنن تو یکی از اتاقا رو تخت های اورژانس تو دید همه اس +بکهیون من نمیخوام بخوابم بکهیون:لج بازی نکن ...

۴ هفته پیش
61K
#پارت_نود_پنج #غریبه_آشنا ئونسو به بچه هاگفتم ک سهون چی گفته...پسرا شروع کردن تمرین کردن،اما جای سهون خالی بود...همش عقب میافتادن و ریتمشون بهم میخورد... کای:بابا اینجوری نمیشه همش خراب میشه،بیشتر داریم وقط تلف میکنیم چن:نمیشه ...

#پارت_نود_پنج #غریبه_آشنا ئونسو به بچه هاگفتم ک سهون چی گفته...پسرا شروع کردن تمرین کردن،اما جای سهون خالی بود...همش عقب میافتادن و ریتمشون بهم میخورد... کای:بابا اینجوری نمیشه همش خراب میشه،بیشتر داریم وقط تلف میکنیم چن:نمیشه ک تمرین نکنیم بکهیون:بیاید یکم بشینید خستگیتون دربیاد دی او:آره حداقل فکرمون کار بیافته اومدن ...

۴ هفته پیش
14K
#پارت_نود_چهار #غریبه_آشنا سهون از ماشین پیاده شدم دوباره دوییدم سمتش...خیلی آروم از ماشین آوردمش بیرون...نشستم زمین سرشو گذاشتم رو پام...هول کرده بودم...آروم باش سهون...آروم باش...ببین نفس میکشه یا نه...دستمو گذاشتم جلو دهنش و بینیش یکم ...

#پارت_نود_چهار #غریبه_آشنا سهون از ماشین پیاده شدم دوباره دوییدم سمتش...خیلی آروم از ماشین آوردمش بیرون...نشستم زمین سرشو گذاشتم رو پام...هول کرده بودم...آروم باش سهون...آروم باش...ببین نفس میکشه یا نه...دستمو گذاشتم جلو دهنش و بینیش یکم صبر کردم یکم حرارت نفساشو حس کردم،دستشو گرفتم خواستم نبضش رو بگیرم ولی پیداش نمیکردم...نمیدونم ...

۴ هفته پیش
36K
#پارت_نود_سه #غریبه_آشنا سهون: معاون زنگ زد و قرار بعدی رو مشخص کرد،قرار توی یه رستوران...امروز برای ناهار...لباس پوشیدم رفتم بیرون،قرار بود با ماشین خودم ببرمش،با ماشین جلوی در منتظرش شدم،اومد سوار شد +سلام -سلام راه ...

#پارت_نود_سه #غریبه_آشنا سهون: معاون زنگ زد و قرار بعدی رو مشخص کرد،قرار توی یه رستوران...امروز برای ناهار...لباس پوشیدم رفتم بیرون،قرار بود با ماشین خودم ببرمش،با ماشین جلوی در منتظرش شدم،اومد سوار شد +سلام -سلام راه افتادم،هیچ حرف زده نمیشد،اینطوری هم خیلی بهتر بود،حوصله حرف زدن باهاش رو نداشتم...گوشیم زنگ زد،ئونسو ...

۴ هفته پیش
49K
#پارت_نود_دو #غریبه_آشنا تانیا چند وقت میشه دونگهه کنارمه...واسه تمرین میره ولی خیلی میاد پیشم...دیگه مثل قبلا نیستم...چند روز پیش رفتیم بازار چند دست لباس دخترونه خریدیم...گفت فقط باید از این لباسا بپوشم،ولی من هنوزم لباس ...

#پارت_نود_دو #غریبه_آشنا تانیا چند وقت میشه دونگهه کنارمه...واسه تمرین میره ولی خیلی میاد پیشم...دیگه مثل قبلا نیستم...چند روز پیش رفتیم بازار چند دست لباس دخترونه خریدیم...گفت فقط باید از این لباسا بپوشم،ولی من هنوزم لباس پسرونه میپوشم بعضی وقتا...امروز هم میخواد بیاد...موهامو خیلی دوست داره،منم موهامو خوشگل میکنم ک خوشش ...

۴ هفته پیش
90K
#پارت_نود_یک #غریبه_آشنا چانیول: شب شد،وقت خواب من داشتم به هدفم میرسیدم...ئونسو شب بخیر گفت رفت تو اتاق شمارش معکوس1،2،3.....صدای جیغش رفت رو هوا...اولین نفر بکهیون از اتاقش دویید بیرون و رفت پیشش منم پشت سرش ...

#پارت_نود_یک #غریبه_آشنا چانیول: شب شد،وقت خواب من داشتم به هدفم میرسیدم...ئونسو شب بخیر گفت رفت تو اتاق شمارش معکوس1،2،3.....صدای جیغش رفت رو هوا...اولین نفر بکهیون از اتاقش دویید بیرون و رفت پیشش منم پشت سرش رفتم بعدشم بقیه بچه ها بکهیون:چی شده عزیز دلم ئونسو:بکهیون موش،موشش بکهیون:کو؟کجا؟فرار کرد؟ ئونسو:موش مرده ...

۲۶ مرداد 1398
37K
#exo #chaneyol #kai #sehun #do #suho #chen #lay #kris #tao #luhan #xiumin #beakhyun #chan_beak #CBX ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ #edit #pic #Gharibeh_ashena #exo_my_planet #fanart هشتک های جدیدمون: #چانیول_تایم #چانیول_فن_آرت_تایم ...

#exo #chaneyol #kai #sehun #do #suho #chen #lay #kris #tao #luhan #xiumin #beakhyun #chan_beak #CBX ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ ⭐ #edit #pic #Gharibeh_ashena #exo_my_planet #fanart هشتک های جدیدمون: #چانیول_تایم #چانیول_فن_آرت_تایم #چانیول_فن_آرت_کیوت_تایم #بکهیون_تایم #بکهیون_فن_آرت_تایم #بکهیون_فن_آرت_کیوت_تایم #جونگین_تایم #جونگین_فن_آرت_تایم #جونگین_فن_آرت_کیوت_تایم #سیکس_پک_تایم #غریبه_آشنا #ادیت_خونی #ترجمه #تلفظ ⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐

۲۴ مرداد 1398
7K