نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

یک_هفته_بعد (۲ تصویر)

#خاطرات_تنهایی #پارت_۳۵ دکترا اومدن داخل و انداختم بیرون میزدم به شیشه و داد میزدم:چیشده؟آزشینم چش شد؟ توروخدا جوابمو بدین پرده رو کشیدن آرش و متین و مارتین با دو اومدن سمتم آرش محکم یقمو گرفت ...

#خاطرات_تنهایی #پارت_۳۵ دکترا اومدن داخل و انداختم بیرون میزدم به شیشه و داد میزدم:چیشده؟آزشینم چش شد؟ توروخدا جوابمو بدین پرده رو کشیدن آرش و متین و مارتین با دو اومدن سمتم آرش محکم یقمو گرفت داد زد:کی بهت گفت بیای ها؟ مگه نگفتم دو و بر آرشین نباش؟ من:دلم واسش ...

۳۱ شهریور 1398
34K
#پارت_۷۸ #رمان_سفر_عشق مامان:عزیزم الان ناراحتی یکم استراحت کن بعد راجبش فکر کن مامان فرنوش:راست میگه الهه فکر کن به بچت بچم؟ یعنی من واقعا دارم مادر میشم؟ از رسام؟ یعنی این بچه ثمره عشق من ...

#پارت_۷۸ #رمان_سفر_عشق مامان:عزیزم الان ناراحتی یکم استراحت کن بعد راجبش فکر کن مامان فرنوش:راست میگه الهه فکر کن به بچت بچم؟ یعنی من واقعا دارم مادر میشم؟ از رسام؟ یعنی این بچه ثمره عشق من و رسام؟ میوه زندگیم با این افکار ته دلم غنج رفت ولی بازم نیاز به ...

۴ شهریور 1398
50K