نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

یک_تکه_کتاب (۱۳ تصویر)

📚 #یک_تکه_کتاب از رمانِ زیبای 📖 #بینوایان 🖊 ویکتور #هوگو ترجمه ☕️ #محسن_سلیمانی 📖📖📖 + ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است ...

📚 #یک_تکه_کتاب از رمانِ زیبای 📖 #بینوایان 🖊 ویکتور #هوگو ترجمه ☕️ #محسن_سلیمانی 📖📖📖 + ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست. اینجا سرزمینی ست که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای ...

۳۰ اردیبهشت 1396
2K
📚 #یک_تکه_کتاب از نمایشنامه ی 📖 زندگی‌گالیله 🖊 #برتولت_برشت ترجمه ☕️ #عبدالرحیم_احمدی ✍ #Fuck_The_System 📚📚📚 جامعه‌ی سوداگر در همه چیز و همه کس سودی می‌جوید و روشنفکران و مردمان اهل دانش در صورتی مزد می‌گیرند ...

📚 #یک_تکه_کتاب از نمایشنامه ی 📖 زندگی‌گالیله 🖊 #برتولت_برشت ترجمه ☕️ #عبدالرحیم_احمدی ✍ #Fuck_The_System 📚📚📚 جامعه‌ی سوداگر در همه چیز و همه کس سودی می‌جوید و روشنفکران و مردمان اهل دانش در صورتی مزد می‌گیرند که به منافعِ تجاری خدمت کنند. همه چیز کالاست، حتی اندیشه و انسان. کتاب را ...

۱۴ آذر 1395
8K
: 📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #گلوله (مجموعه داستان های مینی مال) 🖊 #ویرخیلیو_پینی_یرا ترجمه ☕️ #اسدالله_امرایی 📚📚📚 مرد به رختخواب میرود، اما خوابش نمیبرد. ملحفه ها را می اندازد. سیگاری روشن میکند.کمی مطالعه میکند. ...

: 📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #گلوله (مجموعه داستان های مینی مال) 🖊 #ویرخیلیو_پینی_یرا ترجمه ☕️ #اسدالله_امرایی 📚📚📚 مرد به رختخواب میرود، اما خوابش نمیبرد. ملحفه ها را می اندازد. سیگاری روشن میکند.کمی مطالعه میکند. دوباره چراغ را خاموش میکند اما باز نمیتواند بخوابد. ساعت سه صبح بلند میشود در ...

۹ آذر 1395
6K
: 📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #خداحافظ_گاری_کوپر 🖊 #رومن_گاری ترجمه ☕️ #سروش_حبیبی 📚📚 از همین می ترسم. به یه چیزی یا کسی عادت می کنی، اون وقت اون چیز یا کس قالت می گذاره. اون ...

: 📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #خداحافظ_گاری_کوپر 🖊 #رومن_گاری ترجمه ☕️ #سروش_حبیبی 📚📚 از همین می ترسم. به یه چیزی یا کسی عادت می کنی، اون وقت اون چیز یا کس قالت می گذاره. اون وقت دیگه چیزی برات باقی نمی مونه. می فهمی چی میخوام بگم..؟ اونایی که می ...

۹ آذر 1395
7K
📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #سینوهه 🖊 #میکا_والتاری ترجمه ☕️ #ذبیح_الله_منصوری 📚📚📚 و من آنروز فهمیدم که٬ بزرگترین شادی دسته جمعی یک ملت در این است که به حال اجتماع فریاد بزند. بدون اینکه علاقه ...

📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #سینوهه 🖊 #میکا_والتاری ترجمه ☕️ #ذبیح_الله_منصوری 📚📚📚 و من آنروز فهمیدم که٬ بزرگترین شادی دسته جمعی یک ملت در این است که به حال اجتماع فریاد بزند. بدون اینکه علاقه داشته باشد، بفهمد برای چه فریاد میزند، و در حین فریاد چه می‌گوید. زیرا وقتی ...

۲ آذر 1395
2K
📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #جاودانگی #میلان_کوندرا ترجمه ☕️ #حشمت_الله_کامرانی صفحه ی ۱۶۰ 📚📚📚 پل گفت: من ترجیح میدهم از صدای خنده کودکانه بمیرم تا از صدای مارش عزای شوپن. و این را هم به ...

📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 #جاودانگی #میلان_کوندرا ترجمه ☕️ #حشمت_الله_کامرانی صفحه ی ۱۶۰ 📚📚📚 پل گفت: من ترجیح میدهم از صدای خنده کودکانه بمیرم تا از صدای مارش عزای شوپن. و این را هم به شما بگویم: همه شر های عالم در آن مارش عزا است که تجلیل مرگ است. ...

۱ آذر 1395
5K
📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 در کافه ی جوانی گم شده 🖊 #پاتریک_مودیانو ترجمه ☕️ #ساسان_تبسمی 📚📚📚 در این زندگی که‌ گاه گداری مثل پهنه ی یک زمین بایر(زمینِ غیر قابل کِشت) فاقد هرگونه تابلوی ...

📚 #یک_تکه_کتاب از کتابِ 📚 در کافه ی جوانی گم شده 🖊 #پاتریک_مودیانو ترجمه ☕️ #ساسان_تبسمی 📚📚📚 در این زندگی که‌ گاه گداری مثل پهنه ی یک زمین بایر(زمینِ غیر قابل کِشت) فاقد هرگونه تابلوی راهنما٬ معلق بین همه ی گریزراه ها و افق های گمشده به نظرتان‌ میآید. دوست ...

۲۳ آبان 1395
3K
: 📚 #یک_تکه_کتاب از رمانِ 📖 #کافکا_در_ساحل 🖊 #هاروکی_موراکامی ترجمه ☕️ #مهدی_غبرائی 📚📚📚 هر کدام از ما چیزی را که برایش باارزش بوده از دست می‌دهد. موقعیت‌های از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم به‌دست ...

: 📚 #یک_تکه_کتاب از رمانِ 📖 #کافکا_در_ساحل 🖊 #هاروکی_موراکامی ترجمه ☕️ #مهدی_غبرائی 📚📚📚 هر کدام از ما چیزی را که برایش باارزش بوده از دست می‌دهد. موقعیت‌های از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم به‌دست بیاوریم. این بخشی از آن چیزی است که معنی‌اش زنده بودن است. اما درون سرمان ...

۲۳ آبان 1395
2K
📚 #یک_تکه_کتاب 📚 #ماهی_قرمز 🖊 #نجمه_ایزدی ماهی قرمز: من نمی خوام در حسرت معجزه باشم. حلزون:تو #نیازی_به_معجزه_نداری، اما نمی خوای بفهمی. ماهی قرمز: تو فقط می خوای به من #امید بدی. حلزون:نه دیگه امید فایده ...

📚 #یک_تکه_کتاب 📚 #ماهی_قرمز 🖊 #نجمه_ایزدی ماهی قرمز: من نمی خوام در حسرت معجزه باشم. حلزون:تو #نیازی_به_معجزه_نداری، اما نمی خوای بفهمی. ماهی قرمز: تو فقط می خوای به من #امید بدی. حلزون:نه دیگه امید فایده نداره، من می خوام ایمان ِتو بیدار کنم. ماهی قرمز:ایمان به چی؟ حلزون: #به_خودت

۱۵ آبان 1395
4K
‌ 📚 #یک_تکه_کتاب 🖊 #پائولو_کوئلیو #یازده_دقیقه برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، ۳۵۰ فرانک سوییس می‌گیرم. یک ساعت در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم, و تظاهر به محبت و ...

‌ 📚 #یک_تکه_کتاب 🖊 #پائولو_کوئلیو #یازده_دقیقه برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، ۳۵۰ فرانک سوییس می‌گیرم. یک ساعت در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم, و تظاهر به محبت و صحبت درباره‌ی مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را کنار بگذاریم، کل این مدت ...

۱ مهر 1395
3K
📚 #یک_تکه_کتاب 🖊 #اوریانا_فالاچی 📚 #یک_مرد ✍ #سیاست جوونی بدترین جای قصه ی زندگیه! تو جوونی کم کم دنیا رو می فهمی و می بینی آدما بی ارزشن! میفهمی حقیقت و آزادی و عدالت واسه ...

📚 #یک_تکه_کتاب 🖊 #اوریانا_فالاچی 📚 #یک_مرد ✍ #سیاست جوونی بدترین جای قصه ی زندگیه! تو جوونی کم کم دنیا رو می فهمی و می بینی آدما بی ارزشن! میفهمی حقیقت و آزادی و عدالت واسه هیچ کس ارزش نداره! اینا چیزای ناجوری ان و آدما با بردگی و دروغ و ...

۳۱ شهریور 1395
3K
📚 #یک_تکه_کتاب 🖊 #جواد_مجابی 📚 #باغ_گمشده + پدر گفت: تو با خودت مبارزه می‌کنی، نه با آن‌ها. اصلا داخل آدم حسابت نمی‌کنند، سه هزار سال است که این کارها را کرده اند. شاعری می‌آید در ...

📚 #یک_تکه_کتاب 🖊 #جواد_مجابی 📚 #باغ_گمشده + پدر گفت: تو با خودت مبارزه می‌کنی، نه با آن‌ها. اصلا داخل آدم حسابت نمی‌کنند، سه هزار سال است که این کارها را کرده اند. شاعری می‌آید در شب تاریک، از وسط گرداب هایل، با سبکباران ساحل‌ها حرف می‌زند، آن‌ها بزن بکوب دارند، ...

۲۵ شهریور 1395
2K
#یک_تکه_کتاب 🖊 #اریک_امانوئل_اشمیت خرده جنایت‌های زن و شوهری + لیزا : سرنوشت عشق زواله. زوال عشق! موریانه! این حشراتی که چوب و اسکلت ساختمونو می‌جون. کسی نمی‌بیندشون؛ صداشونو کسی نمی‌شنوه، آن‌قدر می‌جون تا بالاخره یک ...

#یک_تکه_کتاب 🖊 #اریک_امانوئل_اشمیت خرده جنایت‌های زن و شوهری + لیزا : سرنوشت عشق زواله. زوال عشق! موریانه! این حشراتی که چوب و اسکلت ساختمونو می‌جون. کسی نمی‌بیندشون؛ صداشونو کسی نمی‌شنوه، آن‌قدر می‌جون تا بالاخره یک روز ساختمون فرو بپاشه. بدون این‌که بفهمیم همه چیز پوک شده بود. معماری، چهارچوب، تمام ...

۲۱ شهریور 1395
2K