نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_هفتاد_و_یک (۳ تصویر)

#پارت_هفتاد_و_یک #گم_شده_ها زینب: مطمئنم مارلی دل درد نداشت... خیلی بد دروغ میگه... از خوابگاه رفت بیرونو منم رفتم دنبالشو به دیوار تکیه دادم تا حرفاشو بشنوم مارلی: مادر نیوشا نمرده... مادر... مادر... بکهیون: مادر کی؟؟ ...

#پارت_هفتاد_و_یک #گم_شده_ها زینب: مطمئنم مارلی دل درد نداشت... خیلی بد دروغ میگه... از خوابگاه رفت بیرونو منم رفتم دنبالشو به دیوار تکیه دادم تا حرفاشو بشنوم مارلی: مادر نیوشا نمرده... مادر... مادر... بکهیون: مادر کی؟؟ مارلی: مادر... زینب مرده... نگاهم به روبه رو قفل شده بود... صدای مارلی تو گوشم ...

۲۸ شهریور 1398
45K
#زوال_عشق🌹 #پارت_هفتاد_و_یک🌹 #مهدیه_عسگری🌹 باهم وارد مغازه شدیم و اهورا ژست متفکری به خودش گرفت و یهو چشمش به یه جا ثابت موند و بعد گفت:مطمعنم این خیلی بهت میاد.... بازم طبق معمول دستمو مثله کش ...

#زوال_عشق🌹 #پارت_هفتاد_و_یک🌹 #مهدیه_عسگری🌹 باهم وارد مغازه شدیم و اهورا ژست متفکری به خودش گرفت و یهو چشمش به یه جا ثابت موند و بعد گفت:مطمعنم این خیلی بهت میاد.... بازم طبق معمول دستمو مثله کش تنبون دنبال خودش کشید.... این دیگه جدیدا خیلی پرو شده.... جلوی یه مانتو بلند و ...

۲۱ تیر 1398
33K
#پارت_هفتاد_و_یک بعد از آخرین مراجعه کننده که از اتاق امیر بیرون می آید ، هر دو راهی می شویم. در ماشین را طبق معمول برایم باز می کند. لبخندی به نشانه تشکر می زنم و ...

#پارت_هفتاد_و_یک بعد از آخرین مراجعه کننده که از اتاق امیر بیرون می آید ، هر دو راهی می شویم. در ماشین را طبق معمول برایم باز می کند. لبخندی به نشانه تشکر می زنم و می نشینم. خودش هم می نشیند. _خب عزیزم . کجا بریم ؟ با تعجب نگاهش ...

۲۰ اسفند 1396
15K