نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_نود (۶ تصویر)

#پارت_نود #گم_شده_ها مارلی: -هوم؟ غزل: واسه دوس دخترش انقد غیرتی میشه؟ - برو از خودش بپرس غزل: روم نمیشه -پووووف ول کن باو غزل: خفه دارم فک میکنم -ب چی؟ غزل: هیچی... یبار دیگه با ...

#پارت_نود #گم_شده_ها مارلی: -هوم؟ غزل: واسه دوس دخترش انقد غیرتی میشه؟ - برو از خودش بپرس غزل: روم نمیشه -پووووف ول کن باو غزل: خفه دارم فک میکنم -ب چی؟ غزل: هیچی... یبار دیگه با چوب زدمش غزل: آآآآآآآخ... چته؟؟ -بد بام حرف زدی رسیدیم خونه. رفتیم داخل. غزل: آآآآآآخ... ...

۲۴ مهر 1398
35K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود وهشتم آریا قبل از اینکه پام بره رو بالکن دستم کشید سمت خودش انقدی نبودم دربرابر فشارش بتونم مقاوت کنم و افتادم دقیقا تو بغلش سرم تا روی سینه اش میرسید یه دستش ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود وهشتم آریا قبل از اینکه پام بره رو بالکن دستم کشید سمت خودش انقدی نبودم دربرابر فشارش بتونم مقاوت کنم و افتادم دقیقا تو بغلش سرم تا روی سینه اش میرسید یه دستش دور کمرم یه دستش دورشونم حلقه کرده بود.اینجا جایی بود تورویاهام میدیدمش ببین من تو ...

۱۰ شهریور 1398
20K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود وسه دلت نخواست بمونیو باهام یه حسه تازه تر بسازی دلت نخواست خطر کنی بیای همش میترسیدی ببازی دلت نخواست نگو نشد میشد اگه میخواستی اما رفتی با اینکه خستم عاشقم دلم میخواست ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود وسه دلت نخواست بمونیو باهام یه حسه تازه تر بسازی دلت نخواست خطر کنی بیای همش میترسیدی ببازی دلت نخواست نگو نشد میشد اگه میخواستی اما رفتی با اینکه خستم عاشقم دلم میخواست یه جور دیگه میشد ته مسیر زندگیمون دلم میخواست تا آخرش یه ریز ادامه داشت ...

۱۰ شهریور 1398
21K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود و یک آنا داشت سجاده رو جم میکرد منم تکیه امو از دیوار برداشتم.و پاشدم اونم ایستاد با هم بیرونو نگاه میکردیم. -باشه بریم￾آنا بریم تو هوا سرده مریض میشی رفتیم تو ودروبستم ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود و یک آنا داشت سجاده رو جم میکرد منم تکیه امو از دیوار برداشتم.و پاشدم اونم ایستاد با هم بیرونو نگاه میکردیم. -باشه بریم￾آنا بریم تو هوا سرده مریض میشی رفتیم تو ودروبستم ک بازم سوسکا نیان تو اتاقش. نمیدونم چم شده بود امشب. آنا با چادرش و ...

۷ شهریور 1398
103K
#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود .واقعا شبیه فرشته ها بود.خوشبحالش که بعد این همه سختی تودنیا بازم خدارو فراموش نکرده آنا سهمش من نبودم سهمش بهترین مرد بود نه بدترین مرد. خواستم برم تو ک مزاحم دعا کردناش ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_نود .واقعا شبیه فرشته ها بود.خوشبحالش که بعد این همه سختی تودنیا بازم خدارو فراموش نکرده آنا سهمش من نبودم سهمش بهترین مرد بود نه بدترین مرد. خواستم برم تو ک مزاحم دعا کردناش نشم اما نمیدونم چی شد که در اتاقو باز کردم آروم طوری ک شین بیدار ...

۷ شهریور 1398
71K
#زوال_عشق🌺 #پارت_نود🌺 #مهدیه_عسگری🌺 با حال خرابی با تاکسی رفتم بام تهران....پول تاکسی و دادم و بی توجه به فریادش که میگفت خانوم بقیه کرایتون به راه افتادم..... لبه بام ایستادم و بلند داد زدم: خداااااااااااااااااااا....... ...

#زوال_عشق🌺 #پارت_نود🌺 #مهدیه_عسگری🌺 با حال خرابی با تاکسی رفتم بام تهران....پول تاکسی و دادم و بی توجه به فریادش که میگفت خانوم بقیه کرایتون به راه افتادم..... لبه بام ایستادم و بلند داد زدم: خداااااااااااااااااااا....... انگار خالی نشدم که بلندتر داد زدم: خداااااااااااااااااااا خداااااااااااااااااااا خداااااااااااااااااااا..... بلند زدم زیر گریه و ...

۲۴ تیر 1398
47K