نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_سه (۳ تصویر)

#طوفان_عشق🍁 #پارت_سه🍁 #مهدیه_عسگری🍁 بازم داد زدم:من اومدماااااا...بابا از روی مبل بلند شد که با دو به سمتش رفتم و خودمو تو بغلش پرت کردم و بوسش کردم و پر انرژی گفتم:سلااااااام بابای خوشگلم.... پیشونیمو بوسید ...

#طوفان_عشق🍁 #پارت_سه🍁 #مهدیه_عسگری🍁 بازم داد زدم:من اومدماااااا...بابا از روی مبل بلند شد که با دو به سمتش رفتم و خودمو تو بغلش پرت کردم و بوسش کردم و پر انرژی گفتم:سلااااااام بابای خوشگلم.... پیشونیمو بوسید و با صدای آرامش بخشش گفت:سلام دختر قشنگم....خسته نباشی.... با نیش باز گفتم:سلامت باشی.... _من ...

۲۵ تیر 1398
36K
#زوال_عشق #پارت_سه #مهدیه_عسگری همونطور که میومد سمتم کمربندشو هم باز میکرد... با لکنت گفتم:ت.توضیح میدم باب...حرفم نصفه موند و ضربه کمربند بابا انقدر محکم بود که پرت شد رو زمین و بلند جیغ کشیدم...ضربه دوم ...

#زوال_عشق #پارت_سه #مهدیه_عسگری همونطور که میومد سمتم کمربندشو هم باز میکرد... با لکنت گفتم:ت.توضیح میدم باب...حرفم نصفه موند و ضربه کمربند بابا انقدر محکم بود که پرت شد رو زمین و بلند جیغ کشیدم...ضربه دوم و محکم تر زد که بلند زدم زیر گریه...مامان صدای عربده های بابا و جیغای ...

۳ تیر 1398
27K
#بگو_سیب #پارت_سه چشم غره ی کم رنگی بابت حرفی که زده بودم بهم رفت و جواب داد: گفت بعد شام میا م که شبم بمونم... با نگاهم برای نگاه شیطون پولاد خط و نشونی کشیدم ...

#بگو_سیب #پارت_سه چشم غره ی کم رنگی بابت حرفی که زده بودم بهم رفت و جواب داد: گفت بعد شام میا م که شبم بمونم... با نگاهم برای نگاه شیطون پولاد خط و نشونی کشیدم و یه قاشق پر از غذام خوردم..مامان روی طرز صحبتمون خیلی حساس بود و اصلا ...

۱۷ دی 1396
2K