نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

نرگس_بنار (۴۰ تصویر)

خیابان ها همه فریاد دوری از تو را میزنند کل شهر میخندند به منی که با تو از هر کدامشان گذشتم #نرگس_بنار 🍂

خیابان ها همه فریاد دوری از تو را میزنند کل شهر میخندند به منی که با تو از هر کدامشان گذشتم #نرگس_بنار 🍂

۱ هفته پیش
3K
🍂ما امیدمان به آدم هایی بود که برایشان همه کار کردیم اما خوب از آب در نیامدند! فدای سرت اگر اشتباه انتخاب کردی. هیچ کسی نیست که در طول زندگی اش آدم نادرستی را وارد ...

🍂ما امیدمان به آدم هایی بود که برایشان همه کار کردیم اما خوب از آب در نیامدند! فدای سرت اگر اشتباه انتخاب کردی. هیچ کسی نیست که در طول زندگی اش آدم نادرستی را وارد زندگی اش نکرده باشد. نگذار کارهای اشتباهت جزوی از زندگی یا گذشته ات شود! #نرگس_بنار

۲ هفته پیش
5K
خیابان ها همه فریاد دوری از تو را میزنند کل شهر میخندند به منی که با تو از هر کدامشان گذشتم #نرگس_بنار 🍂

خیابان ها همه فریاد دوری از تو را میزنند کل شهر میخندند به منی که با تو از هر کدامشان گذشتم #نرگس_بنار 🍂

۲ هفته پیش
4K
💭می شود یکهو آدم با همه قهر شود می شود گاهی سکوتی عظیم را قورت داد و اندکی حرف نزد حتی گاهی می شود کسی را داشت اما دوست نداشت من شک ندارم آن زمان،روح ...

💭می شود یکهو آدم با همه قهر شود می شود گاهی سکوتی عظیم را قورت داد و اندکی حرف نزد حتی گاهی می شود کسی را داشت اما دوست نداشت من شک ندارم آن زمان،روح انسان خسته است #نرگس_بنار

۳ هفته پیش
6K
🍁🍃باید نان خشکی بیاید دم در کیسه کیسه،ناخوشی تحویل دهم و از آن دوره گرد کوچه که خنده حراج کرده است مثقالی دل‌ خوش بخرم و یقینا قبلش میگویم دلخوشی سیری چند؟ #نرگس_بنار

🍁🍃باید نان خشکی بیاید دم در کیسه کیسه،ناخوشی تحویل دهم و از آن دوره گرد کوچه که خنده حراج کرده است مثقالی دل‌ خوش بخرم و یقینا قبلش میگویم دلخوشی سیری چند؟ #نرگس_بنار

۲۴ مهر 1398
3K
ماه من در تمام شب های غمم همچو یک نور روی تیرگی ام تابید و خدا میداند چقدر از غصه دلم میگیرد که شبی در تنهایی بی یار بمیرم و همان شب ماه بر پیکرم ...

ماه من در تمام شب های غمم همچو یک نور روی تیرگی ام تابید و خدا میداند چقدر از غصه دلم میگیرد که شبی در تنهایی بی یار بمیرم و همان شب ماه بر پیکرم جور دیگری میتابد #نرگس_بنار

۲۰ مهر 1398
4K
زیر همین آسمان صد ها بار دعا کردم صد ها بار بیهوده وقتی از دور تو را دیدم،خندیدم من میدانم زیر همین آسمان دستانت را میگیرم مگر دنیا چقدر حسود است که نتواند گره ی ...

زیر همین آسمان صد ها بار دعا کردم صد ها بار بیهوده وقتی از دور تو را دیدم،خندیدم من میدانم زیر همین آسمان دستانت را میگیرم مگر دنیا چقدر حسود است که نتواند گره ی انگشتانمان را ببیند #نرگس_بنار

۲۰ مهر 1398
5K
دیروز عصر نوزادی را در آغوش گرفته بودم! چند روزی بود که به این دنیا آمده بود! از همه جا بی خبر می خندید! دلم می خواست می توانست حرف هایم را بفهمد تا به ...

دیروز عصر نوزادی را در آغوش گرفته بودم! چند روزی بود که به این دنیا آمده بود! از همه جا بی خبر می خندید! دلم می خواست می توانست حرف هایم را بفهمد تا به او از این دنیا بگویم. به او توضیح بدهم هر کسی که می خندد،خوشحال نیست. ...

۲۰ مهر 1398
21K
شهر غرق آدم های جالبیست آدم هایی با احساس های عاشقانه آدم هایی با زندگی خسته کننده آدم هایی با تصمیمات عاقلانه آدم هایی با روحیات کودکانه این شهر غرق آدم های جالبیست و زندگانی ...

شهر غرق آدم های جالبیست آدم هایی با احساس های عاشقانه آدم هایی با زندگی خسته کننده آدم هایی با تصمیمات عاقلانه آدم هایی با روحیات کودکانه این شهر غرق آدم های جالبیست و زندگانی های زیبا و زشت شهرِ من پُر شده از حسرت های غم انگیز و یا ...

۲۰ مهر 1398
12K
دوره گرد کوچه مان گر گذشت بارش عالی بود و ارزان می گذشت گویید ایست کند تا سبدی بردارم بارش غم نباشد دلخوشی می خوام ... پی نوشت:یاد آن سهراب بخیر آن سپهری که میگفت ...

دوره گرد کوچه مان گر گذشت بارش عالی بود و ارزان می گذشت گویید ایست کند تا سبدی بردارم بارش غم نباشد دلخوشی می خوام ... پی نوشت:یاد آن سهراب بخیر آن سپهری که میگفت دلخوشی سیری چند؟ احوالش را کمی حس کردم و شعری سرودم یادت ماندگار و روحت ...

۲۰ مهر 1398
4K
قدم قدم در پیاده رو های این شهر کسی دیگر این آدم را نمیشناسد راه میرود و نمیداند مقصدش کجاست شاید او را در جایی از این شهر ببیند شاید از همان حوالی گذشته باشد ...

قدم قدم در پیاده رو های این شهر کسی دیگر این آدم را نمیشناسد راه میرود و نمیداند مقصدش کجاست شاید او را در جایی از این شهر ببیند شاید از همان حوالی گذشته باشد چیزی نیست فقط کمی دیوانه است و ذره ای عاشق #نرگس_بنار

۲۰ مهر 1398
5K
مثلا پنج سال بگذرد ولابه لای کتاب های دوره ی دبیرستانت عکسی بیوفتد و تو را ببرد به سال هایی دور یا شاید هم از کنار کسی بگذری و بوی عطری آشنا به مشامت بخورد ...

مثلا پنج سال بگذرد ولابه لای کتاب های دوره ی دبیرستانت عکسی بیوفتد و تو را ببرد به سال هایی دور یا شاید هم از کنار کسی بگذری و بوی عطری آشنا به مشامت بخورد و کسی شبیه او بلند بخندد و تو فقط حسرت نوش جان کنی حالا که ...

۲۰ مهر 1398
7K
دستاتو بگیر سمت خدا باهاش حرف بزن یادت نره اونه که معشوق واقعی همه ی ماست یادت نره که اون منتظره صداش بزنی از اتفاقای روزمره ات بگو از اومدنا و رفتنا هر چند اون،از ...

دستاتو بگیر سمت خدا باهاش حرف بزن یادت نره اونه که معشوق واقعی همه ی ماست یادت نره که اون منتظره صداش بزنی از اتفاقای روزمره ات بگو از اومدنا و رفتنا هر چند اون،از قبل دیده و شنیده اما تو بگو خدا رو بخندون ببین بعدش چقدر حال دلت ...

۲۰ مهر 1398
7K
پدر در اتاق خروپوف میکرد و بیرون سوز عجیبی داشت دیوار های اتاق سیاه شده بود وباید رنگ میشد اما عزیز میگفت ننه خرج الکیه مهم اینه دل آدم سیاه نشه آن شب رویاهایم را ...

پدر در اتاق خروپوف میکرد و بیرون سوز عجیبی داشت دیوار های اتاق سیاه شده بود وباید رنگ میشد اما عزیز میگفت ننه خرج الکیه مهم اینه دل آدم سیاه نشه آن شب رویاهایم را روی بخاری نفتی گرم نگه داشتم و دلم را با وجود پدر که در اتاق ...

۲۰ مهر 1398
7K
خندید و گفت:سیب زمینی بدون سس که اصلا سیب زمینی سرخ کرده به حساب نمیاد. نگاش کرد و گفت:باشه فقط یه کم بریز. بی حواس همه جای سیب زمینی تنوری رو سس زد. اخم کرد ...

خندید و گفت:سیب زمینی بدون سس که اصلا سیب زمینی سرخ کرده به حساب نمیاد. نگاش کرد و گفت:باشه فقط یه کم بریز. بی حواس همه جای سیب زمینی تنوری رو سس زد. اخم کرد و گفت:هیچ وقت معنی یه کم و نفهمیدی. نگاش کرد،فکر کرد،سکوت کرد اما تهش در ...

۲۰ مهر 1398
16K
دستانت را به اندازه ی یک چای خوردن به من قرض بده. درست است عضوی جدا هستند،اما از نگرفتن

دستانت را به اندازه ی یک چای خوردن به من قرض بده. درست است عضوی جدا هستند،اما از نگرفتن "دست" هایت از "پا" در می آیم. دستانت را به من قرض بده. #نرگس_بنار #عاشقانه

۱۹ مهر 1398
5K
تنهایی اگر دست و پا داشت،یقینا شبیه من میشد من بی قرارم و یقین دارم،درمان تمام آشفتگی هایم در نگاه توست در نگاهی که میشود از آن معجزه ساخت یقه ی چه کسی را میچسبند ...

تنهایی اگر دست و پا داشت،یقینا شبیه من میشد من بی قرارم و یقین دارم،درمان تمام آشفتگی هایم در نگاه توست در نگاهی که میشود از آن معجزه ساخت یقه ی چه کسی را میچسبند یک شب از نبودن آرامش،جان از بدنم فرار کند؟ نگاهم کن معجزه بساز و آرامشی ...

۱۹ مهر 1398
7K
🍁🍃دست هایم را داخل پالتو گذاشتم. روی پیاده رو های پاییزی قدم بر میداشتم. فصل دلبرانه ی خدا بود. خیابان از اشک دیشب خدا خیس بود. درخت ها هم از برگ های قرمز و نارنجیشان ...

🍁🍃دست هایم را داخل پالتو گذاشتم. روی پیاده رو های پاییزی قدم بر میداشتم. فصل دلبرانه ی خدا بود. خیابان از اشک دیشب خدا خیس بود. درخت ها هم از برگ های قرمز و نارنجیشان دل کندند و آن ها را در خیابان رها کردند. بیچاره برگ... همچنان که قدم ...

۱۹ مهر 1398
8K
🍁🍃گل می فروخت. حتی اگر پڗمرده هم میشد،گل میفروخت. کار سالیان سالش بود. از همه کس درمانده بود،بازنشسته شده بود،اما گل میفروخت. هنوز هم برایش زیبا بود که معشوقه برای عشقش گل میخرد. هنوز هم ...

🍁🍃گل می فروخت. حتی اگر پڗمرده هم میشد،گل میفروخت. کار سالیان سالش بود. از همه کس درمانده بود،بازنشسته شده بود،اما گل میفروخت. هنوز هم برایش زیبا بود که معشوقه برای عشقش گل میخرد. هنوز هم خوشحال بود که کسی ازدواج میکند و ماشینش را با گل آذین میبندد. تنهای تنها ...

۱۷ مهر 1398
14K
بیا قدم بزنیم در این هوا این حوالی یک تو میخواهد یک من یک پاییز که آمد یک تو که نیستی اما تو بیا این هوا تو را می خواهد #نرگس_بنار #عاشقانه

بیا قدم بزنیم در این هوا این حوالی یک تو میخواهد یک من یک پاییز که آمد یک تو که نیستی اما تو بیا این هوا تو را می خواهد #نرگس_بنار #عاشقانه

۱۴ مهر 1398
4K