نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ناردونه (۱۴ تصویر)

آدم وقتی دستش به جایی بند نیست سراغ آرزوها می‌رود، و آرزوهایش که محال شد، غرق می‌شود در خاطراتش ... #میلان_کوندرا #ناردونه ی دونه کبود...

آدم وقتی دستش به جایی بند نیست سراغ آرزوها می‌رود، و آرزوهایش که محال شد، غرق می‌شود در خاطراتش ... #میلان_کوندرا #ناردونه ی دونه کبود...

۱ بهمن 1397
5K
از صبح که در قوطی ابی را باز کردم همینطور داری مقدمه میچینی،رنگ را رقیق کردم، آستر دست اول را زدم . اصلا از نوع محجوبِ ادای کلماتت میفهمم قرار است چه بگویی هی رشته ...

از صبح که در قوطی ابی را باز کردم همینطور داری مقدمه میچینی،رنگ را رقیق کردم، آستر دست اول را زدم . اصلا از نوع محجوبِ ادای کلماتت میفهمم قرار است چه بگویی هی رشته کلامت را پاره میکنم که حرفت ناگفته بماند -اصلا دوست نداشتم اینطوری بشه،همین الان رضایت ...

۸ تیر 1396
11K
‍ ✍🏻 لطفا بیا چند لحظه فقط بیا بنشینیم مثل آدم بزرگ هامنطقی و بدون شکایت و دادگاه و پاسگاه و بقول قدیمی ها کَد خدا مَنِشی قضیه را حل کنیم ، بیا و خودت ...

‍ ✍🏻 لطفا بیا چند لحظه فقط بیا بنشینیم مثل آدم بزرگ هامنطقی و بدون شکایت و دادگاه و پاسگاه و بقول قدیمی ها کَد خدا مَنِشی قضیه را حل کنیم ، بیا و خودت اعتراف کن.. اقرار کن.. بیا خودت بگو موقع رفتنت از این خانه دقیقا چه چیزهایی ...

۱۵ فروردین 1396
19K
‍ قبلا تر ها یک خانه ای قدیمی در محله مان بود،از آنهایی که شاخه های یاس🍃 از بالای دیوار هایش آویزان میشد و تابستان ها توت و گیلاس درخت های حیاطش همه محله را ...

‍ قبلا تر ها یک خانه ای قدیمی در محله مان بود،از آنهایی که شاخه های یاس🍃 از بالای دیوار هایش آویزان میشد و تابستان ها توت و گیلاس درخت های حیاطش همه محله را مهمان میکرد🍒 از آنهایی که پرده های گل گلی اویزان پنجره هایش بود🖼 از همان ...

۴ فروردین 1396
37K
شرط را باخته ای؟ حد اقل بیا و ادای دِین کن مسلمان! یادت می اید؟ اواسط اسفند ماه بود،دوتا ماهی گلی 🐠🐠که از بازار خریده بودیم توی پلاستیک دستم بود،داشتم بحث میکردم که ببین#جانِ_دلم -اینکه ...

شرط را باخته ای؟ حد اقل بیا و ادای دِین کن مسلمان! یادت می اید؟ اواسط اسفند ماه بود،دوتا ماهی گلی 🐠🐠که از بازار خریده بودیم توی پلاستیک دستم بود،داشتم بحث میکردم که ببین#جانِ_دلم -اینکه بزرگترِ،لکه های سیاه داره،و زشت تره تویی🙈 اونکه ریزِ میزِترِ و فسقلیه،و یدست نارنجیه منم😎 ...

۱۸ اسفند 1395
10K
ما که مادر نداشتیم چشم باز کردیم

ما که مادر نداشتیم چشم باز کردیم"سودابه" بالای َسرمان بود به سر و وضعمان میرسید،به درس و مشقمان،گاهی هم که شیطنت هامان زیاد میشد به حسابمان... اما خب حقیقت این بود که با همان سن ندارش، برایمان مادری میکرد یادم میاید حوالی سال 59بود عروس عمه ام شد،آن روز ها ...

۲۳ دی 1395
10K
سایت تفریحی فاندل:در برنامه ویژه شب یلدا احسان کرمی مجری این برنامه به خاطر حضور محمدرضا گلزار در این برنامه از اجرای برنامه انصراف داد.برای آگاهی از ماجرای قهر کردن احسان کرمی در برنامه شب ...

سایت تفریحی فاندل:در برنامه ویژه شب یلدا احسان کرمی مجری این برنامه به خاطر حضور محمدرضا گلزار در این برنامه از اجرای برنامه انصراف داد.برای آگاهی از ماجرای قهر کردن احسان کرمی در برنامه شب یلدا به خاطر محمدرضا گلزار با ما باشید. http://www.fundel.ir/1290/s... #احسان_کرمی #شب_یلدا #ناردونه

۱ دی 1395
9K
🍂🍁ادم ها همیشه یک چیزی مثل همزاد برای شخصیتشان دارند... هر کسی یک چیزی🐙🐉🐢🐣🐳🐞🐌 به نظرم تنوع 'همزاد شخصیت' ها به اندازه تعدد نوع شخصیت دربین ادم هاست یکی همزاد دلتنگی هاست... یکی مثلا همزادش ...

🍂🍁ادم ها همیشه یک چیزی مثل همزاد برای شخصیتشان دارند... هر کسی یک چیزی🐙🐉🐢🐣🐳🐞🐌 به نظرم تنوع 'همزاد شخصیت' ها به اندازه تعدد نوع شخصیت دربین ادم هاست یکی همزاد دلتنگی هاست... یکی مثلا همزادش تنهاییست یکی هم خوشبختی یکی همزادخاطره هاست و خلاصه هر کسی خودش داند و خدای ...

۲۰ آذر 1395
6K
🍂مثلا دم غروبی که نم خورده از باران پاییزی میرسیدی به خانه با دست های یخ زده، کلید می انداختی توی سوراخ در و اغلب باید در را به سمت خودت میکشیدی تا باز شود... ...

🍂مثلا دم غروبی که نم خورده از باران پاییزی میرسیدی به خانه با دست های یخ زده، کلید می انداختی توی سوراخ در و اغلب باید در را به سمت خودت میکشیدی تا باز شود... خانه ها حیاط داشت که پاییزها پر میشد از برگ های قهوه ای و خشک ...

۴ آذر 1395
6K
اولین روز برفی سال بود،هوا رو به تاریکی میرفت... از ماشین که پیاده شدم ،گردنم رو توی،یقه ی پالتوم فرو کردم و فورا دستکش هامو بالا کشیدم و دستامو تو جیبام فرو بردم... کف کفشایی ...

اولین روز برفی سال بود،هوا رو به تاریکی میرفت... از ماشین که پیاده شدم ،گردنم رو توی،یقه ی پالتوم فرو کردم و فورا دستکش هامو بالا کشیدم و دستامو تو جیبام فرو بردم... کف کفشایی ک اون روز پام بود بشدت لیز بود و من با وسواس تمام قدم های ...

۲ آذر 1395
7K
از روضه که بر میگردیم یک راست میروم سراغ اشپزخانه و زیر قابلمه را که اگر ۱۰دیقه دیرتر رسیده بودیم تمام آبش بخارشده بود و بر حسب تجربیات قبلی عرض میکنم که سیاه مایعی سفت ...

از روضه که بر میگردیم یک راست میروم سراغ اشپزخانه و زیر قابلمه را که اگر ۱۰دیقه دیرتر رسیده بودیم تمام آبش بخارشده بود و بر حسب تجربیات قبلی عرض میکنم که سیاه مایعی سفت و شیره مانند کف قابلمه مسی نقلیمان تشکیل میشد را خاموش میکنم چادرم را ک ...

۱۵ آبان 1395
6K
#کپشن_مطالعه_بشه.روزی شیخ و مریدان پی مقصدی حجره ترک گفتند و به راه افتادند قدری از مسیر که طی کردند مریدان را حوصله سر رفت و یکی را مسئله ای پیش امد پس رو کرد به ...

#کپشن_مطالعه_بشه.روزی شیخ و مریدان پی مقصدی حجره ترک گفتند و به راه افتادند قدری از مسیر که طی کردند مریدان را حوصله سر رفت و یکی را مسئله ای پیش امد پس رو کرد به شیخ و پرسید یا ایها الشیخ من باب بریدن سر نادان مرا سوال افتادست... شیخ ...

۲۴ مهر 1395
7K
#کپشن_مطالعه_بشه/شما را یاد نیست، راستش خودمان هم ب نیکویی یاد نداریم اما خب اینطور گمان میبریم که در سنوات پیشین چنانچه ب سمعمان میرسید ک فلانی از طبخ فلان خوراک عاجز است یا مطبخ خانه ...

#کپشن_مطالعه_بشه/شما را یاد نیست، راستش خودمان هم ب نیکویی یاد نداریم اما خب اینطور گمان میبریم که در سنوات پیشین چنانچه ب سمعمان میرسید ک فلانی از طبخ فلان خوراک عاجز است یا مطبخ خانه اش بی رونق از خنده گریبان میدریدیم و سینه چاک میکردیم و گاها جبین بر ...

۲۳ مهر 1395
6K
مردم چه خوش خیالند...😔😔 رَد شُدی و مَن چَشم دوختم به اخرین داشته ام از تو به`ردپایت`👣 و مردم مُهر محجوبی زدندَم ... #ناردونه #سر_به_زیر https://telegram.me/merajeasman @merajeasman

مردم چه خوش خیالند...😔😔 رَد شُدی و مَن چَشم دوختم به اخرین داشته ام از تو به`ردپایت`👣 و مردم مُهر محجوبی زدندَم ... #ناردونه #سر_به_زیر https://telegram.me/merajea... @merajeasman

۱۶ مرداد 1395
9K