نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مرجان_شریفی (۱۱ تصویر)

آن‌قدر می‌خواهمت که تمام نمی‌شود این خواستن! یک تکرارِ به‌هم پیچیده‌ی ساده شبیه خواهش موج بر دل تنگ ساحل هرلحظه هزاربار به سینه‌ات خواستنم را موج می‌شوم دریا می‌شوم، تو ساحلی و دوباره باز می‌خواهمت...❤ ...

آن‌قدر می‌خواهمت که تمام نمی‌شود این خواستن! یک تکرارِ به‌هم پیچیده‌ی ساده شبیه خواهش موج بر دل تنگ ساحل هرلحظه هزاربار به سینه‌ات خواستنم را موج می‌شوم دریا می‌شوم، تو ساحلی و دوباره باز می‌خواهمت...❤ #مرجان_شریفی #عاشقانه_ها

۱۰ دی 1398
29K
آن‌قدر می‌خواهمت که تمام نمی‌شود این خواستن یک تکرارِ به‌هم پیچیده‌ی ساده شبیه خواهشِ موج بر دلِ تنگِ ساحل ، هرلحظه هزاربار به سینه‌ات ، خواستنم را موج می‌شوم دریا می‌شوم تو ساحلی و ، ...

آن‌قدر می‌خواهمت که تمام نمی‌شود این خواستن یک تکرارِ به‌هم پیچیده‌ی ساده شبیه خواهشِ موج بر دلِ تنگِ ساحل ، هرلحظه هزاربار به سینه‌ات ، خواستنم را موج می‌شوم دریا می‌شوم تو ساحلی و ، دوباره باز می‌خواهمت.... #مرجان_شریفی

۲۶ مرداد 1397
25
قهوه‌ی هیچ کافه‌ای ، تلخ‌تَر از ... جای خالیِ وجودت ، روبرویِ نگاهم نیست .... تلخ شدم از نبودنی که ، هیچ اُمیدی ، به آمدنَش نیست ... #مرجان_شریفی

قهوه‌ی هیچ کافه‌ای ، تلخ‌تَر از ... جای خالیِ وجودت ، روبرویِ نگاهم نیست .... تلخ شدم از نبودنی که ، هیچ اُمیدی ، به آمدنَش نیست ... #مرجان_شریفی

۴ شهریور 1396
24
تعطیل است مثلِ جمعه ، تمامِ حوصلــه‌ام ... #مرجان_شریفی

تعطیل است مثلِ جمعه ، تمامِ حوصلــه‌ام ... #مرجان_شریفی

۴ خرداد 1396
20
تعطیل است مثلِ جمعه ، تمامِ حوصلــه‌ام #مرجان_شریفی

تعطیل است مثلِ جمعه ، تمامِ حوصلــه‌ام #مرجان_شریفی

۲۲ اردیبهشت 1396
23
تقصیر غروب نیست اگر دل‌گیر و خسته‌ایم... اگر لب به سخن دوخته‌ایم اگر شعرِ جمعه را بارها زیسته‌ایم... در ما کسی هست که نیست. هزار روز جمعه‌ایم و دل‌گیر از هرچه هست و نیست. بر ...

تقصیر غروب نیست اگر دل‌گیر و خسته‌ایم... اگر لب به سخن دوخته‌ایم اگر شعرِ جمعه را بارها زیسته‌ایم... در ما کسی هست که نیست. هزار روز جمعه‌ایم و دل‌گیر از هرچه هست و نیست. بر گردنِ غروب نیست ، این جمعه‌های خیس ! او که باید هست باشد نیست که ...

۲ مهر 1395
24
#مرجان_شریفی

#مرجان_شریفی

۲۰ اسفند 1394
20
آرزویم لبخندی‌ست روبروی نگاهت حرفی‌ست نه از دهان ، که از چشمانم دوستت دارمی‌ست نه به زبان ، که به آغوشم و انگار ،به این‌جای آرزو که می‌رسم ، هیچ‌وقت نمی‌رسم غمی وجودم را می‌لرزاند ...

آرزویم لبخندی‌ست روبروی نگاهت حرفی‌ست نه از دهان ، که از چشمانم دوستت دارمی‌ست نه به زبان ، که به آغوشم و انگار ،به این‌جای آرزو که می‌رسم ، هیچ‌وقت نمی‌رسم غمی وجودم را می‌لرزاند و ، یخ می‌زند لبانِ سرخ شده‌ام فریادی می‌کشد اشک‌های ریخته‌ام لبخندِ من به هیچ ...

۲۲ بهمن 1394
22
به آب زده‌ام دستانم را به زلالِ نوازشِ رودی دخیل بسته‌ام مگر آرامش ، چیزی جز امنِ پناهِ توست به زخم‌های دلم قسم که هیچ رودی نبُرد احساسِ دستانت را از لابلایِ واژگانِ دستانم از ...

به آب زده‌ام دستانم را به زلالِ نوازشِ رودی دخیل بسته‌ام مگر آرامش ، چیزی جز امنِ پناهِ توست به زخم‌های دلم قسم که هیچ رودی نبُرد احساسِ دستانت را از لابلایِ واژگانِ دستانم از میانِ شعرم از نقطه تا ته خط ، تمام تویی تمام نمی‌شوی به دریا ریخته‌ای ...

۲۹ مهر 1394
28
قهوه‌ی هیچ کافه‌ای ، تلخ‌تَر از ، جای خالیِ وجودت ، روبرویِ نگاهم نیست تلخ شدم از نبودنی که ، هیچ اُمیدی ، به آمدنَش نیست #مرجان_شریفی #شعر_معاصر #شعر

قهوه‌ی هیچ کافه‌ای ، تلخ‌تَر از ، جای خالیِ وجودت ، روبرویِ نگاهم نیست تلخ شدم از نبودنی که ، هیچ اُمیدی ، به آمدنَش نیست #مرجان_شریفی #شعر_معاصر #شعر

۱۳ مهر 1394
30
قهوه ی هیچ کافه ای تلخ تر از جای خالی وجودت رو به روی نگاهم نیست ... تلخ شدم از نبودنی که هیچ امیدی به آمدنش نیست ... #مرجان_شریفی

قهوه ی هیچ کافه ای تلخ تر از جای خالی وجودت رو به روی نگاهم نیست ... تلخ شدم از نبودنی که هیچ امیدی به آمدنش نیست ... #مرجان_شریفی

۱۲ مهر 1394
120