نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

متن_ادبی (۴۶ تصویر)

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ‌، پرشی دارد اندازه عشق‌.❤ زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت، از یاد من و تو برود.🍃 🌹 🍃 زندگی آب تنی کردن در حوضچه «اکنون» ...

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ‌، پرشی دارد اندازه عشق‌.❤ زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه عادت، از یاد من و تو برود.🍃 🌹 🍃 زندگی آب تنی کردن در حوضچه «اکنون» است‌ . . بهترین لحظه ها را می توان "اکنون" زندگی کرد ؛ نه لای ...

۲ هفته پیش
20K
نماهنگ قوربان بایرامی متن و دکلمه : استاد غلامی سرای کاری از: مرکز فرهنگی شهید جدیری کهنموئی دانلود نماهنگ: https://www.aparat.com/v/vcIRP #متن_ادبی #عید_قربان #استاد_غلامی_سرای #مرکز_فرهنگی_شهید_جدیری_کهنموئی

نماهنگ قوربان بایرامی متن و دکلمه : استاد غلامی سرای کاری از: مرکز فرهنگی شهید جدیری کهنموئی دانلود نماهنگ: https://www.aparat.com/v/vcIRP #متن_ادبی #عید_قربان #استاد_غلامی_سرای #مرکز_فرهنگی_شهید_جدیری_کهنموئی

۲۱ مرداد 1398
5K
سلام بر ولایت به قلم : استاد غلامی سرای شاید ندانیم اما امام رضا علیه السلام با تمام قدرت و صلابت، ولایت اهل بیت را در میان سفّاکان و قداره بندان فریاد می دارد.همان زمانی ...

سلام بر ولایت به قلم : استاد غلامی سرای شاید ندانیم اما امام رضا علیه السلام با تمام قدرت و صلابت، ولایت اهل بیت را در میان سفّاکان و قداره بندان فریاد می دارد.همان زمانی که حدیث (سلسه الذهب ) را فرمودند .و شرط رهایی از عذاب دوزخ را بعد ...

۲۳ تیر 1398
26K
بانوی مهربان به قلم: استاد غلامی سرای دانلود پادکست قیزیم: https://bit.ly/2L1a8IO 🔹چه راه های دشواری را برای دیدن برادر پیمودی و چه رنج ها کشیدی تا یکبار دیگر برادر و امام زمانت را در آغوش ...

بانوی مهربان به قلم: استاد غلامی سرای دانلود پادکست قیزیم: https://bit.ly/2L1a8IO 🔹چه راه های دشواری را برای دیدن برادر پیمودی و چه رنج ها کشیدی تا یکبار دیگر برادر و امام زمانت را در آغوش بکشی. 🔹 زیبا زیستی تا زینب وار باردیگر از قعر تاریخ سر برآوری و برای ...

۱۳ تیر 1398
17K
متن ادبی شهادت امام جعفر صادق (ع) به قلم : استاد غلامی سرای ای مولای من ! مسیری را که شما گشودید تا قیامت گمگشتگان طریق را کفایت می کند تا خود را از طوفان ...

متن ادبی شهادت امام جعفر صادق (ع) به قلم : استاد غلامی سرای ای مولای من ! مسیری را که شما گشودید تا قیامت گمگشتگان طریق را کفایت می کند تا خود را از طوفان های سهمگین به ساحل حقیقت برسانند. مولای من ! چه هدیه ی نفیسی ست کلامتان ...

۷ تیر 1398
20K
حشمتِ این عشق از فرزانگی ست عشقِ بی فرزانگی، دیوانگی ست دل چو با عشق و خرد همره شود دستِ نومیدی ازو کوته شود گر درین راه طلب دستم تهی ست عشقِ من پیشِ خرد ...

حشمتِ این عشق از فرزانگی ست عشقِ بی فرزانگی، دیوانگی ست دل چو با عشق و خرد همره شود دستِ نومیدی ازو کوته شود گر درین راه طلب دستم تهی ست عشقِ من پیشِ خرد شرمنده نیست 🌹🌹🌹 #هوشنگ_ابتهاج 🌹🌹🌹 #شعر #شاعر #ادبیات_معاصر #شعر_عاشقانه #عاشقانه #متن_ادبی #عکسنوشته #عکس_نوشته #انیمه

۲ تیر 1398
10K
بزرگ بانوی بی همتا به قلم: استاد غلامی سرای ▪️وقتی همگان به خاطر وجود نازنین پیامبر ترکش می کردند؛ ▪️وقتی زنان اشراف و زنان شهر دوروبرش را خالی می کردند به خاطر پیوستن به عرش؛ ...

بزرگ بانوی بی همتا به قلم: استاد غلامی سرای ▪️وقتی همگان به خاطر وجود نازنین پیامبر ترکش می کردند؛ ▪️وقتی زنان اشراف و زنان شهر دوروبرش را خالی می کردند به خاطر پیوستن به عرش؛ ▪️وقتی تنهایش گذاشتند حتی در سخت ترین شرایط با وجودی که نازدانه ای در بطنش ...

۲۶ اردیبهشت 1398
7K
باز هم من و این شعر میرزاده عشقی if life this!!i am do not want!! ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود؟ خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود من که خود راضی ...

باز هم من و این شعر میرزاده عشقی if life this!!i am do not want!! ای فلک گر من نمیزادی اجاقت کور بود؟ خلقت من در جهان یک وصله ناجور بود من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود خلق از من در عذاب و من خود از ...

۱۲ اردیبهشت 1398
7K
می گویند وقتی #ظهور اتفاق بیفتد خیلی دیده ها به جمال #شهیدان روشن خواهد شد واین یعنی

می گویند وقتی #ظهور اتفاق بیفتد خیلی دیده ها به جمال #شهیدان روشن خواهد شد واین یعنی " رجعت" خوشا به حال مان اگر این لحظات را به تماشا بنشینیم . زیبایی و #شکوه لحظات ظهور چشم ها را خیره خواهد ساخت و چه حلاوتی شیرین تر از دیدار آخرین ...

۱ اردیبهشت 1398
8K
متن ادبی مبعث پیامبر اکرم (ص) به قلم : استاد غلامی سرای قبل از آن که خداوند عالم و آسمان های هفتگانه را بیافریند ،خلقت را به پیرایه ی وجود پیامبر و اهل بیت آراست. ...

متن ادبی مبعث پیامبر اکرم (ص) به قلم : استاد غلامی سرای قبل از آن که خداوند عالم و آسمان های هفتگانه را بیافریند ،خلقت را به پیرایه ی وجود پیامبر و اهل بیت آراست. روزگاری بود که زندگی در میان آداب خشن و متعصب اعراب رنگ خون گرفته بود ...

۱۴ فروردین 1398
9K
متن ادبی ولادت امام محمد باقر (ع) به قلم» استاد غلامی سرای زیبایی های عالم را باید در گل افشانی خلقت تماشا کنی . وقتی آسمان نوید تولد والاترین آفریده های الهی را می دهد ...

متن ادبی ولادت امام محمد باقر (ع) به قلم» استاد غلامی سرای زیبایی های عالم را باید در گل افشانی خلقت تماشا کنی . وقتی آسمان نوید تولد والاترین آفریده های الهی را می دهد ، غرق در زیبایی و نور می گردد. ما میهمان سفره ی عرشیم .چون امام ...

۱۷ اسفند 1397
10K
متن ادبی وفات حضرت ام البنین (س) به قلم استاد غلامی سرای یلی برخاک افتاد؛مادرش آه نگفت دستانش را بریدند ؛ مادرش آخ نگفت برچشمانش تیرزدند ؛ مادرش درد نکشید. حسین را لب تشنه به ...

متن ادبی وفات حضرت ام البنین (س) به قلم استاد غلامی سرای یلی برخاک افتاد؛مادرش آه نگفت دستانش را بریدند ؛ مادرش آخ نگفت برچشمانش تیرزدند ؛ مادرش درد نکشید. حسین را لب تشنه به مسلخ بردند ؛ ولی ام البنین کمرش شکست . واین است معنی ولایت مداری ؛که ...

۳۰ بهمن 1397
7K
‌ میلان کوندرا زندگی جای دیگری است ______ #دلنوشته#عکس_نوشته#عاشقانه#عشق #خاطرات#خاطره#شعر#متن_ادبی#خاطرهها #عاشقانه_های_من#دل_من#زندگی_من

‌ میلان کوندرا زندگی جای دیگری است ______ #دلنوشته#عکس_نوشته#عاشقانه#عشق #خاطرات#خاطره#شعر#متن_ادبی#خاطرهها #عاشقانه_های_من#دل_من#زندگی_من

۱۱ بهمن 1397
39K
این روزها آدم ها !!!!! #عکس_نوشته#دلنوشته#دلنوشته_ها#متن_زیبا #حرف_حساب#عاشقانه#شعر#متن_ادبی#خاطره #عاشقانه_غمگین#خاطرات_غمگین#خاطرات_ما #دل_من#دلهای_ما#خاطرات_ما#حرف_دل

این روزها آدم ها !!!!! #عکس_نوشته#دلنوشته#دلنوشته_ها#متن_زیبا #حرف_حساب#عاشقانه#شعر#متن_ادبی#خاطره #عاشقانه_غمگین#خاطرات_غمگین#خاطرات_ما #دل_من#دلهای_ما#خاطرات_ما#حرف_دل

۲۶ دی 1397
23K
متن ادبی ویژه ی ولادت امام حسن عسکری (ع) به قلم : استاد غلامی سرای امام نازنین مبارکباد روز آمدنت ای امام نازنینم ای روح زندگی و آرامش روزمیلادت فرخنده ای فخر آفرینش که زیستن ...

متن ادبی ویژه ی ولادت امام حسن عسکری (ع) به قلم : استاد غلامی سرای امام نازنین مبارکباد روز آمدنت ای امام نازنینم ای روح زندگی و آرامش روزمیلادت فرخنده ای فخر آفرینش که زیستن وامدار نگاه کریمانه ی شماست. قیام و قعودتان تا عرش شعاعش می تافت زمانی که ...

۲۵ آذر 1397
8K
#حکایتی_آموزنده ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻭﻓﺎﺕ ﺍﻋﻼم ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ کسی را ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﻢ ، که ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻭﻓﺎﺕ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻗﺒﺮی که برای من آماده ...

#حکایتی_آموزنده ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻭﻓﺎﺕ ﺍﻋﻼم ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ کسی را ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﻢ ، که ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻭﻓﺎﺕ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻗﺒﺮی که برای من آماده کرده اند ﺑﺨﻮﺍبد ! ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ مرﺩ ﻓﻘﯿﺮی ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ اﯾﻦ ﻗﺒﺮ ...

۹ آبان 1397
12K
#اثر_دعای_مادر از #ابوسعید_ابوالخیر سوال کردند: این #حسن_شهرت را از کجا آوردی؟ او گفت شبی مادرم از من آب خواست، دقایقی طول کشید تا آب بیاورم؛ وقتی به کنارش رفتم خواب او را گرفته بود! دلم ...

#اثر_دعای_مادر از #ابوسعید_ابوالخیر سوال کردند: این #حسن_شهرت را از کجا آوردی؟ او گفت شبی مادرم از من آب خواست، دقایقی طول کشید تا آب بیاورم؛ وقتی به کنارش رفتم خواب او را گرفته بود! دلم نیامد که بیدارش کنم، بکنارش نشستم تا پگاه، مادر چشمانش را باز کرد و کاسه ...

۹ آبان 1397
12K
#حکایت_وحدت_درعشق #عاشقی بر در خانه یارش رفت و درب کوبید. #معشوق پرسید : کیست؟ #عاشق گفت: من هستم « عاشق شما» معشوق گفت: برو، هنوز زمان ورود #خامان_و_ناپختگان_عشق به این خانه نرسیده است. تو خام ...

#حکایت_وحدت_درعشق #عاشقی بر در خانه یارش رفت و درب کوبید. #معشوق پرسید : کیست؟ #عاشق گفت: من هستم « عاشق شما» معشوق گفت: برو، هنوز زمان ورود #خامان_و_ناپختگان_عشق به این خانه نرسیده است. تو خام هستی. باید مدتی در #آتش_جدایی بسوزی تا پخته شوی، هنوز آمادگی عشق را نداری. عاشق ...

۷ آبان 1397
13K
#قطار دلش به رفتن نبود... خودم چمدان دستش دادم... نشاندمش در کوپه ی قطار... شبنم بود که روی گلبرگ صورتش می دوید.... لحظه ی آخر دستم را گرفت... خواست چیزی بگوید که انگشتم را روی ...

#قطار دلش به رفتن نبود... خودم چمدان دستش دادم... نشاندمش در کوپه ی قطار... شبنم بود که روی گلبرگ صورتش می دوید.... لحظه ی آخر دستم را گرفت... خواست چیزی بگوید که انگشتم را روی لبهایش گذاشتم... _هیسسسسس.... چشمانم را از نگاه ملتمسش گرفتم و از پنجره بیرون انداختم... دستش ...

۲۷ شهریور 1397
14K
آسمون چهره در هم کشیده بود و خیال باریدن داشت . بی توجه به سوز سردی که می اومد چند پله پایین تر از پاییز ، سرِ جای همیشگی مون اتراق کردیم. سرشو گذاشت رو ...

آسمون چهره در هم کشیده بود و خیال باریدن داشت . بی توجه به سوز سردی که می اومد چند پله پایین تر از پاییز ، سرِ جای همیشگی مون اتراق کردیم. سرشو گذاشت رو شونمو دستمو محکم تو دستاش گرفت. داشتم دونه دونه مژه های بلند و برگشته شو ...

۳ اسفند 1396
12K