نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ماکانی (۱۲۷ تصویر)

دو عدد عشق⁦❤ ️⁩ #ماکان_بند #ماکان #رهام #رهام_هادیان #هادیان #امیر #امیر_مقاره #مقاره #ماکانی #یاشار #یاشار_خسروی #کیوت #خواننده #عشق #فالو #امیر_میلاد #امیر_میلاد_نیکزاد #نیکزاد #کماکان_با_ماکان #آوازی_نو #مقادیان #برادرانه #کنسرت #رهام_امیر #امیر_رهام #هادیان_مقاره #مقاره_هادیان #خسروی #فالو_بک #فالوکن #جدید ...

دو عدد عشق⁦❤ ️⁩ #ماکان_بند #ماکان #رهام #رهام_هادیان #هادیان #امیر #امیر_مقاره #مقاره #ماکانی #یاشار #یاشار_خسروی #کیوت #خواننده #عشق #فالو #امیر_میلاد #امیر_میلاد_نیکزاد #نیکزاد #کماکان_با_ماکان #آوازی_نو #مقادیان #برادرانه #کنسرت #رهام_امیر #امیر_رهام #هادیان_مقاره #مقاره_هادیان #خسروی #فالو_بک #فالوکن #جدید #استوری #پست #روبیکا #اینستاگرام #عکس #رهامیر #ارتیست #مگاارتیست

۷ روز پیش
6K
#ماکانی-ام-تا-ابد

#ماکانی-ام-تا-ابد

۲ هفته پیش
3K
سر تو بالا بگیر 👦❤ فرمانده 💜😻 #ماکانی #رهامیر

سر تو بالا بگیر 👦❤ فرمانده 💜😻 #ماکانی #رهامیر

۲۴ شهریور 1398
4K
بدنو ببین جون بابا😍😍😍 ' #amir #macan #macan_band #macani #امیر #ماکان #ماکان_بند #ماکانی @macanjisoo

بدنو ببین جون بابا😍😍😍 ' #amir #macan #macan_band #macani #امیر #ماکان #ماکان_بند #ماکانی @macanjisoo

۲۲ شهریور 1398
8K
#amir #macan_band #امیر #ماکان_بند #ماکانی

#amir #macan_band #امیر #ماکان_بند #ماکانی

۲۱ شهریور 1398
11K
من =فوش میدم 😐✌️😹 #شاخ #لاکچری #دخترانه #پسرانه #دخی #عشق #ماکانی #رهامیر #عاشقانه #عشقولی #عکس_نوشته #سیاه_سفید #تیکه

من =فوش میدم 😐✌️😹 #شاخ #لاکچری #دخترانه #پسرانه #دخی #عشق #ماکانی #رهامیر #عاشقانه #عشقولی #عکس_نوشته #سیاه_سفید #تیکه

۱۱ شهریور 1398
15K
#ویسگون #رهامیر #عشق #ماکانی #ماکان بند دو عدد عشقولی😍😍

#ویسگون #رهامیر #عشق #ماکانی #ماکان بند دو عدد عشقولی😍😍

۸ شهریور 1398
3K
پارت ۱۰۴ ☆ داشت جونم در میومد که بالاخره تموم شد پیاده شدیم پرهام از بس خندیده بود اشکش دراومده بود درحالیکه اشکشو پاک میکرد -وایی ترکیدم از خنده من -ولی من تا مرز سکته ...

پارت ۱۰۴ ☆ داشت جونم در میومد که بالاخره تموم شد پیاده شدیم پرهام از بس خندیده بود اشکش دراومده بود درحالیکه اشکشو پاک میکرد -وایی ترکیدم از خنده من -ولی من تا مرز سکته زدن رو رفتم 😒 رادین -خب من گشنمه بری یه چیزی بخوریم پرهام :تو که ...

۳۰ مرداد 1398
57K
پارت ۱۰۳☆ از زبون بیتا ....... بعد از خوردن صبونه قرار شد باهم بریم بیرون یه لی جذب و مانتو سفید پوشیدم در حد یکم کرم و ریمل و رژ آرایش کردم یه شال آبی ...

پارت ۱۰۳☆ از زبون بیتا ....... بعد از خوردن صبونه قرار شد باهم بریم بیرون یه لی جذب و مانتو سفید پوشیدم در حد یکم کرم و ریمل و رژ آرایش کردم یه شال آبی کم رنگ انداختم سرم و کیف کفش ست رو برداشتم و از اتاق اومدم بیرون ...

۲۹ مرداد 1398
99K
پارت ۱۰۲ ☆ پرهام :رادین کو ؟! -تو اتاقه پرهام :بگو بیا بریم -کجا برین !رادین پیش رها میخوابه تو هم میتونی بمونی ! پرهام :چه زود صمیمی شدن ! -رها عادت داشت قبلا که ...

پارت ۱۰۲ ☆ پرهام :رادین کو ؟! -تو اتاقه پرهام :بگو بیا بریم -کجا برین !رادین پیش رها میخوابه تو هم میتونی بمونی ! پرهام :چه زود صمیمی شدن ! -رها عادت داشت قبلا که سینا بود هفته ای یبار میومد اینجا میخوابید پرهام :بعله بعله پس ماهم بریم بخوابیم ...

۲۹ مرداد 1398
65K
پارت ۹۹ ☆ رادین :اینقدر دیوونه بازی درنیار !زشته جلو دوتا سینگل عاشقانه بازی دربیارین ! پرهام :نزار دهنمو باز کنم بگم سینگل نیستی با این حرف پرهام رادین از جاش بلند شد و اومد ...

پارت ۹۹ ☆ رادین :اینقدر دیوونه بازی درنیار !زشته جلو دوتا سینگل عاشقانه بازی دربیارین ! پرهام :نزار دهنمو باز کنم بگم سینگل نیستی با این حرف پرهام رادین از جاش بلند شد و اومد سمت پرهام ! رادین :اینجا جاش نیت بهت بفهمونم اون دختره ی عوضی دوس دخترم ...

۲۹ مرداد 1398
51K
پارت ۹۸ ☆ که یهو عکسشونو دیدم تفنگ بدست زیرشم نوشته بود ۳ تفنگدار ترسناک 😈 😈 💀 💀 -واییی چه ناز شده فداش شم رها :کییییی ؟ -پرهام دیگه رها :آهان ببینم عکسو -بیا ...

پارت ۹۸ ☆ که یهو عکسشونو دیدم تفنگ بدست زیرشم نوشته بود ۳ تفنگدار ترسناک 😈 😈 💀 💀 -واییی چه ناز شده فداش شم رها :کییییی ؟ -پرهام دیگه رها :آهان ببینم عکسو -بیا اینم عکسشون رها داشت عکس رو آنالیز میکرد که اشاره به عکس رادین :هه رنگ ...

۲۸ مرداد 1398
96K
پارت ۹۵ ☆ رها :بیتا من نبودم چیکار کردی ؟! -زندگی میکردم رها:نه منظورم با پرهام چیکار کردی ؟! -حرف میزدیم کار میکردیم اینا دیگه رها :عه دروغ نگو دیگه چی شده تو بهش اجازه ...

پارت ۹۵ ☆ رها :بیتا من نبودم چیکار کردی ؟! -زندگی میکردم رها:نه منظورم با پرهام چیکار کردی ؟! -حرف میزدیم کار میکردیم اینا دیگه رها :عه دروغ نگو دیگه چی شده تو بهش اجازه دادی اینقدر باهات صمیمی بشه ؟! از دعوامون به خاطر کامیار تا شبی که اومد ...

۲۸ مرداد 1398
49K
پارت ۹۴ ☆ با نگاهم دنبال رها میگشتم که پیداش کردم دوییدم سمتش و محکم بغلش کردم ......... رها:آخ آروم تر اشتباه داری میکنی من پرهام نیستم اینقدر محکم بغلم میکنی !!!!!!! اخم کردم و ...

پارت ۹۴ ☆ با نگاهم دنبال رها میگشتم که پیداش کردم دوییدم سمتش و محکم بغلش کردم ......... رها:آخ آروم تر اشتباه داری میکنی من پرهام نیستم اینقدر محکم بغلم میکنی !!!!!!! اخم کردم و از بغلم بیرون کردم و گفتم :بیشعور من فقط تورو اینقدر محکم بغل میکنم رها ...

۲۷ مرداد 1398
54K
پارت ۹۳ ☆ گوشیمو برداشتم و رفتم تو اینستا .....پیج پرهامو آوردم چندتا پست بیشتر نداشت همه رو نگاه کردم .....من چقدر عوض شدم .....قبلا از پسرا بدم میومد حالا به جایی رسیدم که دیشب ...

پارت ۹۳ ☆ گوشیمو برداشتم و رفتم تو اینستا .....پیج پرهامو آوردم چندتا پست بیشتر نداشت همه رو نگاه کردم .....من چقدر عوض شدم .....قبلا از پسرا بدم میومد حالا به جایی رسیدم که دیشب پرهامو آوردم اینجا تازه شبم بزور نگهش داشتم ......بماند که پیش از حد بهش نزدیک ...

۲۷ مرداد 1398
73K
پارت ۹۲ ☆ آهسته داشتم میرفتم که پام به فرش گیر کردو ...... با کله افتادم رو تخت !!!!!!!!! -آخخخخخخخ پرهام :آروم تر دختر جان الان جفتمونو فرستاده بودی اون دنیا پرهام چراغ قوه گوشیشو ...

پارت ۹۲ ☆ آهسته داشتم میرفتم که پام به فرش گیر کردو ...... با کله افتادم رو تخت !!!!!!!!! -آخخخخخخخ پرهام :آروم تر دختر جان الان جفتمونو فرستاده بودی اون دنیا پرهام چراغ قوه گوشیشو روشن کرد و دیدم بعله قشنگ یکم اونطرف تر افتاده بودم کله م تو شکم ...

۲۷ مرداد 1398
81K
پارا ۹۱ ☆ یه لبخند بزرگ و یه چشمک زد و گفت :میگن دوتا چیز همیشه یاد آدما میمونه اولیش اولین عشقه دومی اولین بوسه من امشب تا عمر دارم یادم نمیره تو هم قول ...

پارا ۹۱ ☆ یه لبخند بزرگ و یه چشمک زد و گفت :میگن دوتا چیز همیشه یاد آدما میمونه اولیش اولین عشقه دومی اولین بوسه من امشب تا عمر دارم یادم نمیره تو هم قول بده همیشه یادت باشه امشب چه حسی داشتی ...... حرفایی که میزد بوی عشق میداد ...

۲۷ مرداد 1398
79K
پارت ۸۸ ☆ با بچه ها خدافظی کردیم و را افتادیم سمت داروخونه ......از پرهام خواهش کردم که با ماشین من بیاد و بزار پریا و پیام با ماشینشو بیارن ...... اینبار بدون استرس آهنگو ...

پارت ۸۸ ☆ با بچه ها خدافظی کردیم و را افتادیم سمت داروخونه ......از پرهام خواهش کردم که با ماشین من بیاد و بزار پریا و پیام با ماشینشو بیارن ...... اینبار بدون استرس آهنگو پلی کردم ...... با تو هیجانی ترم یه نمه روانی ترم دیوونگی محضه اون روزایی ...

۲۶ مرداد 1398
32K
پارت ۸۷ ☆ درست دوساعت داشتن بازی میکردن که نفهمیدم چی شد کم کم خوابم برد چشامو بستم .... یهو حس کردم تو هوا معلقم!!!!!!! چشامو باز کردم دیدم تو بغل پرهامم😳 -چیکار میکنی !!!!!! ...

پارت ۸۷ ☆ درست دوساعت داشتن بازی میکردن که نفهمیدم چی شد کم کم خوابم برد چشامو بستم .... یهو حس کردم تو هوا معلقم!!!!!!! چشامو باز کردم دیدم تو بغل پرهامم😳 -چیکار میکنی !!!!!! پرهام :خوابت برده بود دارم میبرم بزارم رو تخت راحت بخوابی -خودم میتونم برم پرهام ...

۲۶ مرداد 1398
51K
پارت ۸۳ ☆ پیام :خب معلومه دیگه ....منو لیندا از بچگی همو دوست داشتیم پرهامم شاهده مگه نه پرهام :ار اره یادمه ی دفعه بچه مدرسه ایی که بودن واسه هم نامه نوشته بودن من ...

پارت ۸۳ ☆ پیام :خب معلومه دیگه ....منو لیندا از بچگی همو دوست داشتیم پرهامم شاهده مگه نه پرهام :ار اره یادمه ی دفعه بچه مدرسه ایی که بودن واسه هم نامه نوشته بودن من پیدا کردم ریختن سرم که چیزی به بقیه نگم 😉 و خب منم تا الان ...

۲۶ مرداد 1398
28K