نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

قسمت_نوزدهم (۱۷ تصویر)

#داستانهای_شاهنامه #قسمت_نوزدهم پادشاهی منوچهر بعد از فریدون پس از مرگ فریدون هفت شبانه روز در سوگ او نشستند و روز هشتم منوچهر کلاه کیانی به سر نهاد و به امور کشور پرداخت. به فن افسون ...

#داستانهای_شاهنامه #قسمت_نوزدهم پادشاهی منوچهر بعد از فریدون پس از مرگ فریدون هفت شبانه روز در سوگ او نشستند و روز هشتم منوچهر کلاه کیانی به سر نهاد و به امور کشور پرداخت. به فن افسون هایی که فریدون بدو آموخته بود بساط جادوگری را برچید. جهان را به داد، دین، ...

۲۵ شهریور 1398
11K
#جبهه_اقدام #بهشت_جهنمی #قسمت_نوزدهم مریم کتاب را -که از وسط دو نیم شده- روی میز می گذارد و بروشورهای پاره شده را برمیدارد. وقتی عکس پاره شده آقا را می بیند، اندوه نگاهش چند برابر میشود. ...

#جبهه_اقدام #بهشت_جهنمی #قسمت_نوزدهم مریم کتاب را -که از وسط دو نیم شده- روی میز می گذارد و بروشورهای پاره شده را برمیدارد. وقتی عکس پاره شده آقا را می بیند، اندوه نگاهش چند برابر میشود. حق هم دارد. من هم وقتی دیدم عکس آقا پاره شده، حس کردم قلبم را ...

۲۷ شهریور 1397
6K
#قسمت_نوزدهم اون یه دختر شیطون و کله شق شده که پایه ی خرابکاری های دوستاش تو مهد کودک

#قسمت_نوزدهم اون یه دختر شیطون و کله شق شده که پایه ی خرابکاری های دوستاش تو مهد کودک

۲۳ تیر 1397
4K
🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم #بخش_چهارم ویشڪا محڪم با دو دست روے قفسہ ے سینہ ے مطهرہ میڪوبد و میگوید:آخہ دهاتے اون فندڪ بہ ڪلِ هیڪلِ تو مے ارزہ! با شڪ‌ نگاهے بہ هر دویمان ...

🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم #بخش_چهارم ویشڪا محڪم با دو دست روے قفسہ ے سینہ ے مطهرہ میڪوبد و میگوید:آخہ دهاتے اون فندڪ بہ ڪلِ هیڪلِ تو مے ارزہ! با شڪ‌ نگاهے بہ هر دویمان مے اندازد و ادامہ میدهد:نڪنہ خودتون برش داشتید پس نمیدید؟! من و متعجب با چشمان ...

۱۴ فروردین 1397
9K
🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم #بخش_سوم گونہ هایش طبق معمول سریع سرخ میشوند:خب بیچارہ ها ڪمڪ میخواستن! شمردہ شمرہ میگویم:ڪمڪ یعنے یہ جورے نذارے اشتباہ ڪنن نہ اینڪہ شریڪشون بشے! نفسے میڪشم:بیا بریم تو حیاط ...

🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم #بخش_سوم گونہ هایش طبق معمول سریع سرخ میشوند:خب بیچارہ ها ڪمڪ میخواستن! شمردہ شمرہ میگویم:ڪمڪ یعنے یہ جورے نذارے اشتباہ ڪنن نہ اینڪہ شریڪشون بشے! نفسے میڪشم:بیا بریم تو حیاط تا بهت بگم چرا نذاشتم! دستم را میگیرد،باهم از سالن طویل میگذریم و وارد حیاط ...

۱۴ فروردین 1397
8K
🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم‌ #بخش_دوم از ماشین پیادہ میشوم همانطور ڪہ در را مے بندم میگویم:بہ سلامت ڪفتراے عاشق! طاها مے خندد،نورا چشم غرہ اے نثارم میڪند. ڪمے زبانم را برایش درمے آورم:تا تو ...

🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم‌ #بخش_دوم از ماشین پیادہ میشوم همانطور ڪہ در را مے بندم میگویم:بہ سلامت ڪفتراے عاشق! طاها مے خندد،نورا چشم غرہ اے نثارم میڪند. ڪمے زبانم را برایش درمے آورم:تا تو باشے منو بہ خانوادہ ے پرندہ ها نچسبونے! دستم را بہ نشانہ ے خداحافظے برایشان ...

۱۴ فروردین 1397
8K
‌🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم #بخش_اول خمیازہ اے میڪشم و بے حوصلہ روے چهار چوب در مے نشینم. چشمانم را چند بار باز و بستہ میڪنم تا خواب از سرم بپرد! نیم‌ بوت هاے قهوہ ...

‌🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_نوزدهم #بخش_اول خمیازہ اے میڪشم و بے حوصلہ روے چهار چوب در مے نشینم. چشمانم را چند بار باز و بستہ میڪنم تا خواب از سرم بپرد! نیم‌ بوت هاے قهوہ اے تیرہ ام مقابلم قرار دارد،خواب آلود بہ سمت خودم‌ مے ڪشانمشان و مشغول بہ ...

۱۴ فروردین 1397
8K
#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂فصل اول 🌱بخش پنجم 🍁قسمت نوزدهم ▪️لطمـــــــــه لطمه زنی یعنی به خودآسیب زدن برصورت وتازگی هاعده ای ازدرمخالفت وارد شده ومیگویند: این کارحرام است وچهره تشییع راخشن نشان میدهدواهل بیت علیهم السلام راضی به ...

#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂فصل اول 🌱بخش پنجم 🍁قسمت نوزدهم ▪️لطمـــــــــه لطمه زنی یعنی به خودآسیب زدن برصورت وتازگی هاعده ای ازدرمخالفت وارد شده ومیگویند: این کارحرام است وچهره تشییع راخشن نشان میدهدواهل بیت علیهم السلام راضی به این کار نیستند. 🔹این افرادکه مصلحت اسلام را از اهل بیت علیهم السلام بیشتر میفهمندو ...

۲ مهر 1396
6K
#آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_نوزدهم یه خورده در جواب دادنم مکث کردم,سپس همانطور که به سقف خیره شده بودم با پوزخندی که میدانستم حرصش را در آورده ام گفتم: ههِ!😏دیگه چیزی هم هست که ازم نگرفتی باشی؟این بار ...

#آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_نوزدهم یه خورده در جواب دادنم مکث کردم,سپس همانطور که به سقف خیره شده بودم با پوزخندی که میدانستم حرصش را در آورده ام گفتم: ههِ!😏دیگه چیزی هم هست که ازم نگرفتی باشی؟این بار چی میخوای؟😕 _ازت میخوام بیا مشکلات قبل رو فراموش کنیم.بیا باهم ادامه بدیم! تا خواستم ...

۲۹ اسفند 1395
15K
سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_هجدهم : #جنگ_صفین #قسمت_نوزدهم : حضرت علی علیه السلام در ادامه نامه خود در پاسخ به #معاویه_ملعون و پیش از آنکه جنگ #لیلة_الهریر که آخرین جنگ صفین بود، به وقوع پیوندد نوشت: ...

سلسله پستهای #زندگی_نامه_امیرالمؤمنین_حیدر_از_ولادت_تا_شهادت #فصل_هجدهم : #جنگ_صفین #قسمت_نوزدهم : حضرت علی علیه السلام در ادامه نامه خود در پاسخ به #معاویه_ملعون و پیش از آنکه جنگ #لیلة_الهریر که آخرین جنگ صفین بود، به وقوع پیوندد نوشت: بد فرزندی باشد کسی که (مانند تو) از پدرانش که گذشته و در دوزخ افتاده‏ ...

۱۱ دی 1395
9K
✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ #قسمت_نوزدهم .. ساکش آماده بود. انگار همیشه آماده ی ماموریت بود. هر چه اصرار می کرد استراحت کنم قبول نکردم. ناهار فسنجان درست کردم. خیلی دوست داشت. به زهرا بانو و باباهم گفتم ...

✔ #رمان_عاشقانه_از_سوریه_تا_منا❣ #قسمت_نوزدهم .. ساکش آماده بود. انگار همیشه آماده ی ماموریت بود. هر چه اصرار می کرد استراحت کنم قبول نکردم. ناهار فسنجان درست کردم. خیلی دوست داشت. به زهرا بانو و باباهم گفتم بیایند. توی اتاق تنها بودیم. کیفم را آوردم و تسبیح را به او نشان دادم ...

۲۴ آذر 1395
5K
#استان_یزد و جاذبه های#گردشگری آن #قسمت_نوزدهم #زیارتگاه_ستی_پیر (قلعه اسدان): این زیارتگاه در شمال مریم آباد یزد قرار گرفته و همه ماهه به روز اشتاد ایزد بخصوص در ۲۴ خرداد ماه #زرتشتیان در این زیارتگاه حضور ...

#استان_یزد و جاذبه های#گردشگری آن #قسمت_نوزدهم #زیارتگاه_ستی_پیر (قلعه اسدان): این زیارتگاه در شمال مریم آباد یزد قرار گرفته و همه ماهه به روز اشتاد ایزد بخصوص در ۲۴ خرداد ماه #زرتشتیان در این زیارتگاه حضور می یابند و پس از نیایش خداوند با سورگ ( نان روغنی )، پشمک و ...

۱۳ خرداد 1395
1K
به نام خدا سلسله پستهای #پشت_پرده_فتنه88 به روایت سردار #مشفق از مسئولان ارشد واجا #قسمت_نوزدهم؛ این نگاه، نگاه سیستم لیبرال دموکراسی است که برای برگشت به قدرت باید از هر شیوه‌ای استفاده کرد، از ‏روشهای ...

به نام خدا سلسله پستهای #پشت_پرده_فتنه88 به روایت سردار #مشفق از مسئولان ارشد واجا #قسمت_نوزدهم؛ این نگاه، نگاه سیستم لیبرال دموکراسی است که برای برگشت به قدرت باید از هر شیوه‌ای استفاده کرد، از ‏روشهای کاملا غیراخلاقی. در کشورهای لیبرال دموکراسی دنیا نمونه‌های فراوانش را می‌بینید که شخصی که به ...

۲۱ فروردین 1395
2K
#رمان_تمنا نویسنده: #بیسان_تیته تهیه کننده:حسین حاجی جمالی #قسمت_نوزدهم قسمت بیستم رو تا دقایقی دیگه میذارمش حرفی نزدم سری تکون دادم و بعدشم رفتم سمت در یه خداحافظی زیر لب گفتم از در رفتم بیرون سوار ...

#رمان_تمنا نویسنده: #بیسان_تیته تهیه کننده:حسین حاجی جمالی #قسمت_نوزدهم قسمت بیستم رو تا دقایقی دیگه میذارمش حرفی نزدم سری تکون دادم و بعدشم رفتم سمت در یه خداحافظی زیر لب گفتم از در رفتم بیرون سوار تاکسی شدم و رفتم سمت خونه تو راه انقدر فکر کردم که چی میشه و ...

۲۷ بهمن 1394
955
به نام خدا سلسله پستهای شناخت #جریان_نفاق و #منافقین #قسمت_نوزدهم؛ #نفاق_نوین به قلم دکتر رضا سراج کارشناس مسائل سیاسی و استراتژیک . . #عنصر_وجاهت در ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت بسیار موثر می باشد. همچنانکه ...

به نام خدا سلسله پستهای شناخت #جریان_نفاق و #منافقین #قسمت_نوزدهم؛ #نفاق_نوین به قلم دکتر رضا سراج کارشناس مسائل سیاسی و استراتژیک . . #عنصر_وجاهت در ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت بسیار موثر می باشد. همچنانکه در صدر اسلام و در #فتنه_ناکثین به آن اشاره شد و در فتنه مخملین نیز ...

۲۱ بهمن 1394
1K
شیداوصوفی قسمت نوزدهم از خواب پریدم....چه خواب وحشتناکی! سریع باید به تهران برمیگشتم...علی تا حال زار مرا دید ، فهمید که چه اتفاقی افتاده است.گفت ؛ باز کابوس؟ گفتم:علی این واقعی بود!عینا جلوی چشمم اتفاق ...

شیداوصوفی قسمت نوزدهم از خواب پریدم....چه خواب وحشتناکی! سریع باید به تهران برمیگشتم...علی تا حال زار مرا دید ، فهمید که چه اتفاقی افتاده است.گفت ؛ باز کابوس؟ گفتم:علی این واقعی بود!عینا جلوی چشمم اتفاق افتاد.پدر بهار، به اون دست درازی کرده و مشکات دلش سوخته و..گفت ؛ صبر، صبر ...

۱۶ آذر 1394
2K
قسمت نوزدهم زدم بیرون! انگار از همه دنیا زدم بیرون!ازکنار گورستانی گذشتم که آنجا باهم وضو گرفته بودیم.شیرآب، همان بود.چقدر طول میکشد که یک دختر بیست و یکساله؛ هفت بار از سرگیشا تا بالای تپه ...

قسمت نوزدهم زدم بیرون! انگار از همه دنیا زدم بیرون!ازکنار گورستانی گذشتم که آنجا باهم وضو گرفته بودیم.شیرآب، همان بود.چقدر طول میکشد که یک دختر بیست و یکساله؛ هفت بار از سرگیشا تا بالای تپه های آخر را بدود و یا علی فریادکند؟تپه های گیشا، آن زمان به یک تیمارستان ...

۱۷ آبان 1394
1K