نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

قسمت_ششم (۵۴ تصویر)

#داستانهای_شاهنامه #قسمت_ششم فریدون_ ضحاک پدر فریدون، آبتین بود که از دست ماموران ضحاک در حال فرار بود ولی به دست ضحاک کشته شد. مادر فریدون که فرانک نام داشت چون از حال شوهر خود آگاه ...

#داستانهای_شاهنامه #قسمت_ششم فریدون_ ضحاک پدر فریدون، آبتین بود که از دست ماموران ضحاک در حال فرار بود ولی به دست ضحاک کشته شد. مادر فریدون که فرانک نام داشت چون از حال شوهر خود آگاه شد فرزندش را به نگهبان مرغزار سپرد و گاوی به او داد تا فرزندش را ...

۲ هفته پیش
87K
•●❥ ❥●• #جبهه_اقدام #قسمت_ششم افشین به من علاقه مند شده بود،چند باری بهم گفت.حتی اگه نمیگفتم با اون همه قربون صدقه رفتن و دلبری مشخص بود دوسم داره!هر چی بهش میگفتم قرارمون این نبود! میگفت ...

•●❥ ❥●• #جبهه_اقدام #قسمت_ششم افشین به من علاقه مند شده بود،چند باری بهم گفت.حتی اگه نمیگفتم با اون همه قربون صدقه رفتن و دلبری مشخص بود دوسم داره!هر چی بهش میگفتم قرارمون این نبود! میگفت گور بابای قرار و مدار.. دل که این حرفا رو نمیفهمه!!! من آدم محکمی بودم،همه ...

۱۹ مهر 1397
11K
#قسمت_ششم😢 وقتی اون مریض میشه و تو تاصبح بالای سرش بیدار میمونی و با تمام وجودت از خدا میخوای حالش خوب بشه

#قسمت_ششم😢 وقتی اون مریض میشه و تو تاصبح بالای سرش بیدار میمونی و با تمام وجودت از خدا میخوای حالش خوب بشه

۲۳ تیر 1397
2K
●○• 🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_ششم #بخش_دوم بلند گفتم:روسرے مو بدہ عوضے! آرام خندید و گفت:نترس موهاتو نمیخورم! آرام گفتم:باشہ جیغ نمیڪشم فقط ڪاریم نداشتہ باش! یڪ قطرہ اشڪ از گوشہ چشم چپم چڪید. از ...

●○• 🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_ششم #بخش_دوم بلند گفتم:روسرے مو بدہ عوضے! آرام خندید و گفت:نترس موهاتو نمیخورم! آرام گفتم:باشہ جیغ نمیڪشم فقط ڪاریم نداشتہ باش! یڪ قطرہ اشڪ از گوشہ چشم چپم چڪید. از ڪنارم بلند شد و گفت:چیز دیگہ ندارے دهنتو ببندم؟! بہ تو اعتمادے نیس! از اینڪہ ...

۲۹ اسفند 1396
6K
●○• 🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_ششم‌ #بخش_اول نفسم بند آمدہ بود،با چشمان گشاد شدہ بہ چشمانش چشم دوختم. ڪمے دستش را روے دهانم فشار داد. طور عجیبے بہ چشمانم نگاہ میڪرد! آب دهانش را با ...

●○• 🌹نـــ✒ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_ششم‌ #بخش_اول نفسم بند آمدہ بود،با چشمان گشاد شدہ بہ چشمانش چشم دوختم. ڪمے دستش را روے دهانم فشار داد. طور عجیبے بہ چشمانم نگاہ میڪرد! آب دهانش را با شدت قورت داد و گفت:تو اینجا چے ڪار میڪنے؟! سرش را بہ سمت در برگرداند،پوفے ...

۲۹ اسفند 1396
5K
دانلود #رایگان #قسمت_ششم #فصل_سوم #شهرزاد دانلود : https://goo.gl/aTt1Ve

دانلود #رایگان #قسمت_ششم #فصل_سوم #شهرزاد دانلود : https://goo.gl/aTt1Ve

۱۴ اسفند 1396
9K
#آشنایی_با_یاران_امام_حسین 💢یکی دیگر از آن ۷۲ نفر #اسیر_شهید ✅سوار بن ابی حمیر #قسمت_ششم او نیز قبل از #شروع جنگ به امام و یارانش ملحق شد، و در حمله اول مجروح گردید. او را #سپاه کوفه ...

#آشنایی_با_یاران_امام_حسین 💢یکی دیگر از آن ۷۲ نفر #اسیر_شهید ✅سوار بن ابی حمیر #قسمت_ششم او نیز قبل از #شروع جنگ به امام و یارانش ملحق شد، و در حمله اول مجروح گردید. او را #سپاه کوفه اسیر کرده و نزد عمربن سعد بردند، عمربن سعد خواست او را به قتل برساند، ...

۴ مهر 1396
8K
#آشنایی_با_یاران_امام_حسین 💢یکی دیگر از آن ۷۲ نفر #اسیر_شهید ✅سوار بن ابی حمیر #قسمت_ششم او نیز قبل از #شروع جنگ به امام و یارانش ملحق شد، و در حمله اول مجروح گردید. او را #سپاه کوفه ...

#آشنایی_با_یاران_امام_حسین 💢یکی دیگر از آن ۷۲ نفر #اسیر_شهید ✅سوار بن ابی حمیر #قسمت_ششم او نیز قبل از #شروع جنگ به امام و یارانش ملحق شد، و در حمله اول مجروح گردید. او را #سپاه کوفه اسیر کرده و نزد عمربن سعد بردند، عمربن سعد خواست او را به قتل برساند، ...

۲ مهر 1396
6K
#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂فصل اول 🌱بخش اول 🍁قسمت ششم 🔸ﮔﺮﻳﻪ ﺑﺮ ﻣﺼﺎﺋﺐ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺍﺯ ﺍﻋﻈﻢ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﺍﺳﺖ ﻳﻜﻲ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻳﻪ ﺑﺮ ﻣﺼﺎﺋﺐ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺍﺯ ﺍﻋﻈﻢ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺍﺿﻤﺤﻠﺎﻝ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ...

#حی_علی_العزا_فی_ماتم_الحسین 🍂فصل اول 🌱بخش اول 🍁قسمت ششم 🔸ﮔﺮﻳﻪ ﺑﺮ ﻣﺼﺎﺋﺐ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺍﺯ ﺍﻋﻈﻢ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﺍﺳﺖ ﻳﻜﻲ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻳﻪ ﺑﺮ ﻣﺼﺎﺋﺐ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺍﺯ ﺍﻋﻈﻢ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺍﺿﻤﺤﻠﺎﻝ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ، ﺳﻮﻡ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺑﺸﺮﻳﻪ ﺧﺎﻟﻲ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﮔﺮﺳﻨﮕﻲ ﻭ ﺗﺸﻨﮕﻲ ﻭﺧﺴﺘﮕﻲ ...

۳۰ شهریور 1396
10K
#تقوا_در_فضای_مجازی #قسمت_ششم منبع پست های تقوا در فضای مجازی : 👇🏻👇🏻👇🏻 https://www.instagram.com/taghvamajazi/

#تقوا_در_فضای_مجازی #قسمت_ششم منبع پست های تقوا در فضای مجازی : 👇🏻👇🏻👇🏻 https://www.instagram.com/t...

۱۰ شهریور 1396
4K
‍ 🌹گفت وگو با فرزندان شهید حاج سیدرضا مراثی: 💫بابت شهادت پدرم همه به من تبریک بگویید علی مراثی فرزند شهید بابیان اینکه از دست رفتن پدرم هرچند مصیبتی بزرگ است، گفت: اما در مقابل ...

‍ 🌹گفت وگو با فرزندان شهید حاج سیدرضا مراثی: 💫بابت شهادت پدرم همه به من تبریک بگویید علی مراثی فرزند شهید بابیان اینکه از دست رفتن پدرم هرچند مصیبتی بزرگ است، گفت: اما در مقابل مصیبتی که خانم حضرت زینب(س) متحمل شده‌اند چندین برابر از آن کمتر است و این ...

۲۹ تیر 1396
4K
#جهاد_شناسی #قسمت_ششم

#جهاد_شناسی #قسمت_ششم

۲۷ تیر 1396
4K
‍ 🌹جزئیات شهادت #شهید_حسان_اللقیس 🌹 نیمه شب سه شنبه 12 آذر 1392 دیر وقت به خانه اش در سن تریز جنوب بیروت نزدیک منطقه ضاحیه برمی گشت از جلسات مهمی برای تقویت مقاومت می آمد ...

‍ 🌹جزئیات شهادت #شهید_حسان_اللقیس 🌹 نیمه شب سه شنبه 12 آذر 1392 دیر وقت به خانه اش در سن تریز جنوب بیروت نزدیک منطقه ضاحیه برمی گشت از جلسات مهمی برای تقویت مقاومت می آمد .مدتها از شهادت شهید حاج عماد مغنیه فرمانده عملیات حزب الله می گذشت و حاج ...

۲۲ تیر 1396
731
راهنمای خرید کاکتوس... #قسمت_ششم... اگر به رنگارنگ بودن علاقه دارید، کاکتوس گل دار بخریدبیشتر کاکتوس‌ها از زبان مادر شوهر گرفته تا بندانگشتی گل می‌دهند، اما گل دادن‌شان زمان و صبر ایوب می‌خواهد. 🌵 اگر به ...

راهنمای خرید کاکتوس... #قسمت_ششم... اگر به رنگارنگ بودن علاقه دارید، کاکتوس گل دار بخریدبیشتر کاکتوس‌ها از زبان مادر شوهر گرفته تا بندانگشتی گل می‌دهند، اما گل دادن‌شان زمان و صبر ایوب می‌خواهد. 🌵 اگر به کاکتوس سبز قانع نیستید و دل‌تان کاکتوس گل‌دار می‌خواهد یا باید کاکتوسی را بخرید که ...

۹ تیر 1396
23K
💕💕💕 🌺🌺#قسمت_ششم🌺🌺 #چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن چتونه دخترها؟! 😯خانم های دیگه خوابن...یه ذره آروم تر..😑 من یه چشم غره بهش زدم😒 سمانه هم سریع گفت چشم چشم حواسمون نبود😕😟 بعد از اینکه رفت پرسیدم: -این زهرا خانمتون اصلا ...

💕💕💕 🌺🌺#قسمت_ششم🌺🌺 #چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن چتونه دخترها؟! 😯خانم های دیگه خوابن...یه ذره آروم تر..😑 من یه چشم غره بهش زدم😒 سمانه هم سریع گفت چشم چشم حواسمون نبود😕😟 بعد از اینکه رفت پرسیدم: -این زهرا خانمتون اصلا چیکاره هست؟😑 -ایشون مسول بسیج خواهرانه دیگه☺ -اااا...خوب به سلامتی😐 و تو دلم گفتم خوب ...

۲۸ خرداد 1396
12K
#قسمت_ششم درباره اظهارات آقای زاکانی در صورت صحت مستند و منبع مطالب که سایت فیلتر شده و نامعتبر میباشد. ۱_آیا این اظهارات که انتخابات به دور دوم میکشد دلیل بر تقلب۸۸است؟با توجه به نظر سنجی ...

#قسمت_ششم درباره اظهارات آقای زاکانی در صورت صحت مستند و منبع مطالب که سایت فیلتر شده و نامعتبر میباشد. ۱_آیا این اظهارات که انتخابات به دور دوم میکشد دلیل بر تقلب۸۸است؟با توجه به نظر سنجی برخی نهادها،باید این انتخابات۹۶هم به دور دوم میکشید،پس تقلب شده... ۲_با توجه به ادعای سایت ...

۱۵ خرداد 1396
5K
#رمان_پستچی #قسمت_ششم #چیستا_یثربی ﭼﺮاﻏﻬﺎی اﻣﺎﻣﺰاده، از دور در ﺗﺎرﯾﮑﯽ ؛ ﻣﺜﻞ ﭼﺮاغ ﺧﺎﻧﻪ ای ﺑﻮد ﮐﻪ ﺗﻮ را ﻣﯿﺨﻮاﻫﺪ.ﮔﺮم، روﺷﻦ و ﻣﻨﺘﻈﺮ. ﺳﺮم را ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪم.ﺳﻼم آﻗﺎ. دوﺳﺶ دارم از ﺑﯿﻦ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ آدم ...

#رمان_پستچی #قسمت_ششم #چیستا_یثربی ﭼﺮاﻏﻬﺎی اﻣﺎﻣﺰاده، از دور در ﺗﺎرﯾﮑﯽ ؛ ﻣﺜﻞ ﭼﺮاغ ﺧﺎﻧﻪ ای ﺑﻮد ﮐﻪ ﺗﻮ را ﻣﯿﺨﻮاﻫﺪ.ﮔﺮم، روﺷﻦ و ﻣﻨﺘﻈﺮ. ﺳﺮم را ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪم.ﺳﻼم آﻗﺎ. دوﺳﺶ دارم از ﺑﯿﻦ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ آدم ، ﻓﻘﻂ اون! ﺷﺎﯾﺪ ﺑﭽﮕﯽﻫﺎم ﻓﻘﻂ ﺑﺮای ﻇﺎﻫﺮش ﺑﻮد ،اﻣﺎ روزی ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ...

۱۲ خرداد 1396
11K
#آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_ششم بلندشدیم و باهاشون در عرض ۵ دقیقه آشنا شدیم.دخترای باحالے بودن,آزارشون به کسے نمیرسید. درحال گفتگو با همدیگه بودیم و همه از اینکه چرا اومدیم خونشون حرف میزدیم. مارال میگفت:به نظر من شاید ...

#آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_ششم بلندشدیم و باهاشون در عرض ۵ دقیقه آشنا شدیم.دخترای باحالے بودن,آزارشون به کسے نمیرسید. درحال گفتگو با همدیگه بودیم و همه از اینکه چرا اومدیم خونشون حرف میزدیم. مارال میگفت:به نظر من شاید دلش برای دوستاش تنگ شده و خواسته یه دورهمی داشته باشه. فاطیما پرید وسط حرفش ...

۱۵ اسفند 1395
5K
#آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_ششم بلندشدیم و باهاشون در عرض ۵ دقیقه آشنا شدیم.دخترای باحالے بودن,آزارشون به کسے نمیرسید. درحال گفتگو با همدیگه بودیم و همه از اینکه چرا اومدیم خونشون حرف میزدیم. مارال میگفت:به نظر من شاید ...

#آوارگان_در_راه_آمریکا #قسمت_ششم بلندشدیم و باهاشون در عرض ۵ دقیقه آشنا شدیم.دخترای باحالے بودن,آزارشون به کسے نمیرسید. درحال گفتگو با همدیگه بودیم و همه از اینکه چرا اومدیم خونشون حرف میزدیم. مارال میگفت:به نظر من شاید دلش برای دوستاش تنگ شده و خواسته یه دورهمی داشته باشه. فاطیما پرید وسط حرفش ...

۱۹ بهمن 1395
4K
#یواشکی_دوستت_خواهم_داشت #فاطمه_سودی

#یواشکی_دوستت_خواهم_داشت #فاطمه_سودی "آسمان" #قسمت_ششم اونروز در میان شوخیها و خنده های بلند پویا که پراز شوق و خواستن بود و نگاههایی که هرلحظه پراز عشق بصورتم مینداخت، با دعواها و حرفهای هزاررنگ من که همه شو بجوون میخرید مقابل دانشگاه پیاده شدم که محکم گفتم: ببین پویا، من نه زن ...

۱۸ بهمن 1395
3K