نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

قسمت (۹۹ تصویر)

#درخواستی پاول ندود؛ ستاره مو طلایی تورین! شاید یوونتوس ستاره های زیادی در خودش دیده،اما شاید هم هیچکدام به اندازه پاول ندود،دلسوز یوونتوس نیست! پاول پسر مو طلایی تورین که از لاتزیو به یووه منتقل ...

#درخواستی پاول ندود؛ ستاره مو طلایی تورین! شاید یوونتوس ستاره های زیادی در خودش دیده،اما شاید هم هیچکدام به اندازه پاول ندود،دلسوز یوونتوس نیست! پاول پسر مو طلایی تورین که از لاتزیو به یووه منتقل شد خیلی زود در دل هواداران بانوی پیر جا گرفت! پاول قبل از یووه در ...

۲۶ خرداد 1398
76K
باس همه ی چیزایی ک این کافه میزنه رو امتحان کنم #مستر تستر😂 #قسمت‌شیرموز رسید

باس همه ی چیزایی ک این کافه میزنه رو امتحان کنم #مستر تستر😂 #قسمت‌شیرموز رسید

۷ خرداد 1398
14K
#قسمت ۱۷۸ مشت شدن دستای امیر رو دیدم.. و حرفی که زیر لب زد رو شنیدم.. _ اونا غلط کردن که نگرانن.. دست مشت شده اش سرخ شده بود... چرا همچین میکنه اخه؟ آقای ستوده ...

#قسمت ۱۷۸ مشت شدن دستای امیر رو دیدم.. و حرفی که زیر لب زد رو شنیدم.. _ اونا غلط کردن که نگرانن.. دست مشت شده اش سرخ شده بود... چرا همچین میکنه اخه؟ آقای ستوده ادامه داد _ آرشیدا هم مثل دخترمه آقای حسینی.. هممون دوستش داریم.. مدتی که پیش ...

۱۵ اردیبهشت 1398
7K
#قسمت ۱۷۷ امیر سریع پشتشو به مامانش کرد و با صدای نسبتا بلندی گفت _ مامان چرا بدون در زدن اومدی تو آخه؟ مامانش با صدای پر از بهتی جواب داد _ ببخشید پسرم.. اصال ...

#قسمت ۱۷۷ امیر سریع پشتشو به مامانش کرد و با صدای نسبتا بلندی گفت _ مامان چرا بدون در زدن اومدی تو آخه؟ مامانش با صدای پر از بهتی جواب داد _ ببخشید پسرم.. اصال حواسم نبود.. وای تو رو خدا ببخشید.. شما ادامه بدید... وای نه چیزه آقای ستوده ...

۱۵ اردیبهشت 1398
3K
#قسمت ۱۷۵ یهویی ازش فاصله گرفتمو رفتم عقب ولی با صدای بلند ادامه دادم _ آره وقتی خودش زی ِپ شلوارتو باز کرد اصال یادت بود آرشیدایی هست ؟ اصال حواست بود توی خونه ی ...

#قسمت ۱۷۵ یهویی ازش فاصله گرفتمو رفتم عقب ولی با صدای بلند ادامه دادم _ آره وقتی خودش زی ِپ شلوارتو باز کرد اصال یادت بود آرشیدایی هست ؟ اصال حواست بود توی خونه ی همون آرشیدا داری چیکار میکنی؟ حاال که میخوام خودمو از کثافط کاریات راحت کنم یهو ...

۱۵ اردیبهشت 1398
7K
بیا #قسمت کنیم #دردی که داری، که #تو کوچک‌دلی طاقت نداری... 🕴 بابا طاهر

بیا #قسمت کنیم #دردی که داری، که #تو کوچک‌دلی طاقت نداری... 🕴 بابا طاهر

۲۶ بهمن 1397
9K
صداقت نعمتی بسیار ارزشمند است انتظارش را از مردم بی ارزش نداشته باش #محمد #تنهایے تان را با ڪسے #قسمت ڪنید #ڪه سال ها بعد ، #شما را همین گونه ڪه هستید #دوستـــــ بدارد #با ...

صداقت نعمتی بسیار ارزشمند است انتظارش را از مردم بی ارزش نداشته باش #محمد #تنهایے تان را با ڪسے #قسمت ڪنید #ڪه سال ها بعد ، #شما را همین گونه ڪه هستید #دوستـــــ بدارد #با موے سپیدتان #شیـار زیر چشمتـان #و لرزش دستـــــ و دلتـــانـ

۲۵ بهمن 1397
14K
#قسمت ۱۱۰ به خودم قول داده بودم هیچ وقت سر خاکش نیام ولی خب به کدوم قوالیی که به خودم دادم عمل کردم که این دومیش باشه؟ آروم آروم از روی قبر ها میگذشتم هر ...

#قسمت ۱۱۰ به خودم قول داده بودم هیچ وقت سر خاکش نیام ولی خب به کدوم قوالیی که به خودم دادم عمل کردم که این دومیش باشه؟ آروم آروم از روی قبر ها میگذشتم هر کدوم از اینا یه زندگی داشتن نه؟ باالخره پیداش کردم چمدونم و ول کردم بغل ...

۲۲ دی 1397
7K
#قسمت صدو نه از پشت پله ها بیرون اومدم و سریع از خونه رفتم بیرون یه دربست گرفتم و سوار شدم _ خانوم مقصدتون کجاست؟ کجا برم؟ کجا رو داشتم که برم؟ خونه پدری که ...

#قسمت صدو نه از پشت پله ها بیرون اومدم و سریع از خونه رفتم بیرون یه دربست گرفتم و سوار شدم _ خانوم مقصدتون کجاست؟ کجا برم؟ کجا رو داشتم که برم؟ خونه پدری که من و کت بسته تحویل شکنجه گرم میداد؟ شونه هام و بالا انداختم _ نمیدونم ...

۱۴ دی 1397
8K
#قسمت صدو هفت حتی بابام حرف دخترش و گوش نکرد و نفهمید.. باور نکرد! همش میگفت چون از اول نمیخواستیش حالا میخوای با بهونه های بیخود ازش جدا بشی! هیچ وقت دامادش رو نشناخت! دامادی ...

#قسمت صدو هفت حتی بابام حرف دخترش و گوش نکرد و نفهمید.. باور نکرد! همش میگفت چون از اول نمیخواستیش حالا میخوای با بهونه های بیخود ازش جدا بشی! هیچ وقت دامادش رو نشناخت! دامادی که خوب بلد بود نقش بازی کنه! خیلی سخت بود هم خون آدم حرفش و ...

۱۴ دی 1397
8K
#قسمت صدو دو چندمین باره از وکیلم سیلی خوردم؟ همه موکلا سیلی میخورن؟ همشون از بغض نفس کم میارن؟ دوباره تکونم داد _ خو.. بم _ چرا اینجوری میشی؟اگه آسم داری چرا اسپری نمیزنی؟ _ ...

#قسمت صدو دو چندمین باره از وکیلم سیلی خوردم؟ همه موکلا سیلی میخورن؟ همشون از بغض نفس کم میارن؟ دوباره تکونم داد _ خو.. بم _ چرا اینجوری میشی؟اگه آسم داری چرا اسپری نمیزنی؟ _ آسم..ندارم _ پس دلیلش چیه؟ _ بغض یه نگاه عمیق بهم انداخت.. حرفی نزد و ...

۲۵ آذر 1397
11K
#قسمت نودو نه نمیدونستن خنده هام حکایت همون

#قسمت نودو نه نمیدونستن خنده هام حکایت همون " خنده ام از گریه غم انگیزتر است " بعد از اپلاسیون صورت و بدنم که آرایشگره کلی غر زد که چرا پریروز که نوبتم بوده نیمدم و همه کارا رو گذاشتم هول هولکی بشه نشستم روی صندلی و کار روی صورتم ...

۲۵ آذر 1397
10K
#قسمت نودو چهار _ من وقتی پسره رو نمیخوام لزومی هم نمیبینم پاشم بیام خونشون ولی شما میخواین برید خب برید خوش بگذره! خواستم بلند بشم برم که دم آشپزخونه نگهم داشت و گفت: _ ...

#قسمت نودو چهار _ من وقتی پسره رو نمیخوام لزومی هم نمیبینم پاشم بیام خونشون ولی شما میخواین برید خب برید خوش بگذره! خواستم بلند بشم برم که دم آشپزخونه نگهم داشت و گفت: _ عزیزم زشته اگه نیای! _ خب خاله من نمیخوامش. دوستش ندارم _ تو اصلا فکر ...

۲۰ آذر 1397
11K
#قسمت نودو سه

#قسمت نودو سه

۴ آذر 1397
11K
#قسمت نودو دو

#قسمت نودو دو

۴ آذر 1397
10K
#قسمت نودو یک

#قسمت نودو یک

۴ آذر 1397
10K
#قسمت نود

#قسمت نود

۴ آذر 1397
10K
#قسمت هشتادو شیش

#قسمت هشتادو شیش

۴ آذر 1397
9K
#قسمت هشتادو پنج

#قسمت هشتادو پنج

۴ آذر 1397
9K
#قسمت هشتادو سه یعنی تا قبل از اینکه تو اون شرایط باشه فکر میکنه رفتارش یه چیزه دیگس ولی وقتی واقعا قرار میگیره کارایی که میکنه 100 درصد با اون چیزای فکرش متفاوته و عالوه ...

#قسمت هشتادو سه یعنی تا قبل از اینکه تو اون شرایط باشه فکر میکنه رفتارش یه چیزه دیگس ولی وقتی واقعا قرار میگیره کارایی که میکنه 100 درصد با اون چیزای فکرش متفاوته و عالوه بر بقیه خودشم شوکه میشه.. همه تو خونه ی ما حاضر بودیم و منتظر اینکه ...

۴ آذر 1397
9K