نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

غزل_معاصر (۲۶ تصویر)

بازم بسر زد امشب، ای گل هوایِ رویت پایی نمی دهد تا پر وا کنم به سویت گیرم قفس شکستم، وز دام و دانه جَستم کو بالِ آنکه خود را باز افکنم به کویت تاکی ...

بازم بسر زد امشب، ای گل هوایِ رویت پایی نمی دهد تا پر وا کنم به سویت گیرم قفس شکستم، وز دام و دانه جَستم کو بالِ آنکه خود را باز افکنم به کویت تاکی چو شمع گِریَم، ای گل درین شبِ تار؟ چون صبح، نوشخندی تا جان دهم به ...

۷ مرداد 1398
15K
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم لب باز نکردم به خروشی و فغانی ...

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم لب باز نکردم به خروشی و فغانی من محرم راز دل طوفانی خویشم یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمریست ...

۵ مرداد 1398
13K
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران ...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می بینم دیوار است ، آه این سخت سیاه آنچنان نزدیک است ...

۲۳ تیر 1398
40K
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران ...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می بینم دیوار است ، آه این سخت سیاه آنچنان نزدیک است ...

۲۳ تیر 1398
38K
کمی طولانی ولی ارزششو داره😊 بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس ...

کمی طولانی ولی ارزششو داره😊 بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای ...

۱۹ تیر 1398
55K
از باغ می برند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تو را ” ابرهای تار“ تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن ...

از باغ می برند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تو را ” ابرهای تار“ تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می برند که زندانی ات کنند ای گل گمان ...

۱۸ تیر 1398
19K
مژده بده مژده بده، یار پسندید مرا سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا جانِ دل و دیده منم، گریه ی خندیده منم یارِ پسندیده منم یار پسندید مرا 🌹🌹🌹 #هوشنگ_ابتهاج ( ه ...

مژده بده مژده بده، یار پسندید مرا سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا جانِ دل و دیده منم، گریه ی خندیده منم یارِ پسندیده منم یار پسندید مرا 🌹🌹🌹 #هوشنگ_ابتهاج ( ه الف سایه ) 🌹🌹🌹 #شعر #شاعر #شاعر_معاصر #شعر_معاصر #غزل_معاصر #غزل #عکسنوشته #عکس_نوشته #شعر_زیبا

۱۳ تیر 1398
7K
تو آمدی که بگویی: اگر... اگر می‌رفت... تو آمدی و کسی داشت سمت در می‌رفت! تو آمدی و چنان زل زدی به پوچیِ من که داشت حوصله‌ی انتظار سر می‌رفت!! . تو آمدی و کسی ...

تو آمدی که بگویی: اگر... اگر می‌رفت... تو آمدی و کسی داشت سمت در می‌رفت! تو آمدی و چنان زل زدی به پوچیِ من که داشت حوصله‌ی انتظار سر می‌رفت!! . تو آمدی و کسی گوشه‌ی غزل هی با ردیف و قافیه‌هایی عجیب، ور می‌رفت تو آمدی‌، کلماتی که مرد ...

۲۵ مهر 1396
25K
خنده هایت پرنده های منند یقه ای باز از درختان را پستچی های بی ملاحظه اند در نفسهام راه بندان را خنده هایت سپیده دم در پوست حس پرتاپ گردباد از کوه سقف این باغهای ...

خنده هایت پرنده های منند یقه ای باز از درختان را پستچی های بی ملاحظه اند در نفسهام راه بندان را خنده هایت سپیده دم در پوست حس پرتاپ گردباد از کوه سقف این باغهای بی آغوش طعم غلتیده توی گلدان را از تو تا بعدهای گریه شدن اسب هایی ...

۲۵ مهر 1396
27K
گله ای نیست منو فاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست #غزل_معاصر #محمدعلی_بهمنی #تایپوگرافی #طراح_گرافیک_شهریار_جمالی

گله ای نیست منو فاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست #غزل_معاصر #محمدعلی_بهمنی #تایپوگرافی #طراح_گرافیک_شهریار_جمالی

۱۱ تیر 1396
11K
✍ #غزل_معاصر تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داری تو سر فریب

✍ #غزل_معاصر تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داری تو سر فریب "آری!" تو سر فریب داری لب بی وفای او کی به تو شهد می چشاند چه توقعی است آخر ، که تو از طبیب داری شب دل بریدن ماست چه اتفاق خوبی چمدان ببند بی من ...

۱۸ تیر 1395
7K
بیا که چشم به راهی برید امانم را به لب رساند غم انتظار جانم را بیا و وحشتی از شب مکن که چون دو چراغ دلم به راهِ تو آویخت دیدگانم را #منزوی #حسین_منزوی #غزل ...

بیا که چشم به راهی برید امانم را به لب رساند غم انتظار جانم را بیا و وحشتی از شب مکن که چون دو چراغ دلم به راهِ تو آویخت دیدگانم را #منزوی #حسین_منزوی #غزل #غزل_معاصر #بیا_دیگه #نترس #خب؟ #آفرین

۲۸ اردیبهشت 1395
21K
چشمی به تخت و پَخت ندارم، مرا بس است یک صندلی برای نشستن کنار تو ... #منزوی #حسین_منزوی #غزل #غزل_معاصر #زندگی #شعر

چشمی به تخت و پَخت ندارم، مرا بس است یک صندلی برای نشستن کنار تو ... #منزوی #حسین_منزوی #غزل #غزل_معاصر #زندگی #شعر

۲۵ اردیبهشت 1395
20K
برابرِ منی اما مجالِ دم زدنت نیست خموشی‌ات همه فریاد و خود به لب سخنت نیست چگونه می‌سپری تن، به بوسه‌های رقیبم نشان بوسه‌ی من در کدام سوی تنت نیست؟ #منزوی #حسین_منزوی #غزل_معاصر #شعر

برابرِ منی اما مجالِ دم زدنت نیست خموشی‌ات همه فریاد و خود به لب سخنت نیست چگونه می‌سپری تن، به بوسه‌های رقیبم نشان بوسه‌ی من در کدام سوی تنت نیست؟ #منزوی #حسین_منزوی #غزل_معاصر #شعر

۲۱ اردیبهشت 1395
19K
رها ز سلطه‌ی پاییز، در بهار اتاق گلی به نام تو در بازوان من وا شد #منزوی #شعر #پاییز #بهار #غزل_معاصر #حسین_منزوی

رها ز سلطه‌ی پاییز، در بهار اتاق گلی به نام تو در بازوان من وا شد #منزوی #شعر #پاییز #بهار #غزل_معاصر #حسین_منزوی

۱۲ اردیبهشت 1395
20K
وصل تو در فصل یخبندان ، بهاران دیدن است معجزی از اصل باغ و نسل باران دیدن است #منزوی #گل #تک_بیت #غزل_معاصر

وصل تو در فصل یخبندان ، بهاران دیدن است معجزی از اصل باغ و نسل باران دیدن است #منزوی #گل #تک_بیت #غزل_معاصر

۱۲ اردیبهشت 1395
20K
به خنده گفت: ولی هیچ «خوب» مطلق نیست زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود... #منزوی #زن #غزل #شعر_خوب #غزل_معاصر

به خنده گفت: ولی هیچ «خوب» مطلق نیست زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود... #منزوی #زن #غزل #شعر_خوب #غزل_معاصر

۳ اردیبهشت 1395
20K
✍ #غزل_معاصر با منِ دردآشنا ، ناآشنایی بیش از این؟ ای وفادارِ رقیبان، بی‌وفایی بیش از این؟ گرمِ احساس منی، سرگرم یاد دیگران، من کجا از وصل خشنودم، جدایی بیش از این ؟ موجی و ...

✍ #غزل_معاصر با منِ دردآشنا ، ناآشنایی بیش از این؟ ای وفادارِ رقیبان، بی‌وفایی بیش از این؟ گرمِ احساس منی، سرگرم یاد دیگران، من کجا از وصل خشنودم، جدایی بیش از این ؟ موجی و بر تکه‌سنگی خُرد، سیلی می‌زنی با به‌خاک‌افتادگان، زورآزمایی بیش از این؟ زاهد دلسنگ را از ...

۲۷ اسفند 1394
648
دو چشم داشت، دو سبز آبی بلا تکلیف که بر دوراهی دریا-چمن مردد بود... #منزوی #شعر #غزل #غزل_معاصر

دو چشم داشت، دو سبز آبی بلا تکلیف که بر دوراهی دریا-چمن مردد بود... #منزوی #شعر #غزل #غزل_معاصر

۱۸ بهمن 1394
4K
وقتی که تو روز آفتابی را در کوچه ی پرسه های پاییزی با حس زنانه دوست میداری احساسِ غرور میکند خورشید وقتی که سحر، هنوز خواب آلود از بستر خود، کناره می گیری شب با ...

وقتی که تو روز آفتابی را در کوچه ی پرسه های پاییزی با حس زنانه دوست میداری احساسِ غرور میکند خورشید وقتی که سحر، هنوز خواب آلود از بستر خود، کناره می گیری شب با خورشید کینه می ورزد کو را ز تو دور میکند خورشید هر صبح که بار ...

۱۷ بهمن 1394
3K