نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

شهزاد (۱۵۷۲ تصویر)

لحظه های بی رمق ، ثانیه ها بی حالند بُغض جُمعه هایی که، دقیقه ها یک سالند حوصله ابریست جمعه ها ، ودل غم نمناک است روز تلخ مهمانی بّغض و درد و غم و ...

لحظه های بی رمق ، ثانیه ها بی حالند بُغض جُمعه هایی که، دقیقه ها یک سالند حوصله ابریست جمعه ها ، ودل غم نمناک است روز تلخ مهمانی بّغض و درد و غم و ماتم است و جویبار اشکها جاری در این مهمانی چقدر این جمعه تنهایی................ #شهزاد

۳۵ دقیقه پیش
1K
سلامم را تو پاسخ گو هوا سرد است می دانم بیا در باز کن این سینه پُر درد است می دانی منم دربه در پاییز منم از درد و غم لبریز

سلامم را تو پاسخ گو هوا سرد است می دانم بیا در باز کن این سینه پُر درد است می دانی منم دربه در پاییز منم از درد و غم لبریز "سلامم را تو پاسخ گو" و در بگشا هوای حوصله ابری و طوفانی است دلم غمگین و بارانیست #شهزاد

۱ روز پیش
3K
منم عمق عطش در تب صحرا منم بی سایه ای تنهای تنها نه اشکی تا فرو آرد غمم را نه بارانی که سوزاند تبم را #شهزاد

منم عمق عطش در تب صحرا منم بی سایه ای تنهای تنها نه اشکی تا فرو آرد غمم را نه بارانی که سوزاند تبم را #شهزاد

۱ روز پیش
2K
بر بغض گره خورده ، تبسم کردیم پیمانه ی درد بر سر خم کردیم بر ابری آسمان غم باریدیم دل را وسط قحطی عشق گم کردیم............. #شهزاد

بر بغض گره خورده ، تبسم کردیم پیمانه ی درد بر سر خم کردیم بر ابری آسمان غم باریدیم دل را وسط قحطی عشق گم کردیم............. #شهزاد

۲ روز پیش
3K
من مدافع حریم حرم ، قبله ی مام وطنم پرچمت در احتزاز ، فدای تو جان و تنم لایق بوم و برت ، جان در کمان عشق کرد نام او آرش شد و تیرش حریم ...

من مدافع حریم حرم ، قبله ی مام وطنم پرچمت در احتزاز ، فدای تو جان و تنم لایق بوم و برت ، جان در کمان عشق کرد نام او آرش شد و تیرش حریم وطنم ..................... #شهزاد

۳ روز پیش
4K
دلم خاموش دهانم بوی نفرت می دهد هر روز زبان را نای صحبت نیستش لب دوز زمان چون باد ، آواره دل از زخم سیاه غُصه بیماره هوا ابری زمین در چرخش ِ بی رحم ...

دلم خاموش دهانم بوی نفرت می دهد هر روز زبان را نای صحبت نیستش لب دوز زمان چون باد ، آواره دل از زخم سیاه غُصه بیماره هوا ابری زمین در چرخش ِ بی رحم و بی صبری شب و روز می شود تکرار بر این آوار ِ بی پندار ...

۴ روز پیش
5K
چشمان تو آن مست ترین نوش حلال است احساس چو می نوشد ، دل مست ِ ملال است جان هستِ ِ عشق و عقل صاف و زُلال است چشمان تو میخانه ی هر گاهِ زوال ...

چشمان تو آن مست ترین نوش حلال است احساس چو می نوشد ، دل مست ِ ملال است جان هستِ ِ عشق و عقل صاف و زُلال است چشمان تو میخانه ی هر گاهِ زوال است در خواب و خیال ، گاه و بی گاه محال است رفتی و غمت ...

۴ روز پیش
10K
هوای دیده بارانی است دلم مات از پریشانی است در این ابری مات از درد وجودم کیش ویرانی است................ #شهزاد

هوای دیده بارانی است دلم مات از پریشانی است در این ابری مات از درد وجودم کیش ویرانی است................ #شهزاد

۴ روز پیش
8K
ابر بارانی تر از این درد عریانی درد طوفانی تر از این داغ ظلمانی انتظارت گشته بارانی کجائی بُغض پنهانی #شهزاد

ابر بارانی تر از این درد عریانی درد طوفانی تر از این داغ ظلمانی انتظارت گشته بارانی کجائی بُغض پنهانی #شهزاد

۴ روز پیش
7K
بی تو لبریزترین زمزمه ی بارانم بُغض پاییزی ترین پنجشنبه ی زندانم آشکارا همچو دریا بی تعلق همچو دود هیچم و در لاک تاریک خودم پنهانم................. #شهزاد

بی تو لبریزترین زمزمه ی بارانم بُغض پاییزی ترین پنجشنبه ی زندانم آشکارا همچو دریا بی تعلق همچو دود هیچم و در لاک تاریک خودم پنهانم................. #شهزاد

۴ روز پیش
7K
حال من خوب است می خندم ولی از شدت خنده سراب اشکها جاری است کنار هق هقی شاید گلوگیرم شود بُغضی ، نفس را باز می بندد ولیکن باز لبهایم به این اوضاع می خندد.......... ...

حال من خوب است می خندم ولی از شدت خنده سراب اشکها جاری است کنار هق هقی شاید گلوگیرم شود بُغضی ، نفس را باز می بندد ولیکن باز لبهایم به این اوضاع می خندد.......... #شهزاد

۴ روز پیش
3K
چشمان تو آن مست ترین نوش حلال است احساس چو می نوشد ، دل مست ِ ملال است جان هستِ ِ عشق و عقل صاف و زُلال است چشمان تو میخانه ی هر گاهِ زوال ...

چشمان تو آن مست ترین نوش حلال است احساس چو می نوشد ، دل مست ِ ملال است جان هستِ ِ عشق و عقل صاف و زُلال است چشمان تو میخانه ی هر گاهِ زوال است در خواب و خیال ، گاه و بی گاه محال است رفتی و غمت ...

۵ روز پیش
4K
دلم بی تابی ِ در تاب و تب بودن دلم بخوابی از یک واژه پیمودن دلم یک عشق دلم یک یار ِ همچو یاران درون قصه می خواهد دلم گشته ملول از دیو و دد ...

دلم بی تابی ِ در تاب و تب بودن دلم بخوابی از یک واژه پیمودن دلم یک عشق دلم یک یار ِ همچو یاران درون قصه می خواهد دلم گشته ملول از دیو و دد در حسرت انسان دلم یک آدم ِ نایاب که در مثنوی ِ باور ، نشسته ...

۵ روز پیش
4K
اگر برگی فرو افتاد در این رسوائی ِ سر ریز غروب زرد نمایان شد در این دلتنگی ِ یکریز اگر اشکی اگر بُغضی گلو گیر نگاهت شد صدای باد ِ آواره بخود پیچید و آهت ...

اگر برگی فرو افتاد در این رسوائی ِ سر ریز غروب زرد نمایان شد در این دلتنگی ِ یکریز اگر اشکی اگر بُغضی گلو گیر نگاهت شد صدای باد ِ آواره بخود پیچید و آهت شد اگر ابری ترین باران به رعدی غُرشی سر داد اگر آبان ترین غوغا خزان ...

۵ روز پیش
5K
از عدم هست شدم بر زندگی پیچیدم ظلمت حادثه را، ابر شدم ، باریدم من از عصیان لو رفته ی یک بغض و یک درد من از ابری باران خورده ی گریه ی مرد من ...

از عدم هست شدم بر زندگی پیچیدم ظلمت حادثه را، ابر شدم ، باریدم من از عصیان لو رفته ی یک بغض و یک درد من از ابری باران خورده ی گریه ی مرد من از آبی عشق من از سرخی درد من از لیزترین سمت گناه می آیم من ...

۵ روز پیش
5K
ببار باران که از یاران بجز درد و بلا چیزی نمی بارد ببار باران که خوش می باری از جان بر منِ گریان ببار باران که دیگر در دلم صبر و قراری نیست یاری نیست ...

ببار باران که از یاران بجز درد و بلا چیزی نمی بارد ببار باران که خوش می باری از جان بر منِ گریان ببار باران که دیگر در دلم صبر و قراری نیست یاری نیست بهاری نیست............... #شهزاد

۵ روز پیش
3K
نگاه شب سکوت خلوت کوچه نجوای موزون آتش در رنگدانه های بی نظیر خشم رسوائی بی تردید حنجره به گاه فریاد غوطه خوردن در ژرفای بی کسی فرو رفتن در اقیانوس وحشت و از جگر ...

نگاه شب سکوت خلوت کوچه نجوای موزون آتش در رنگدانه های بی نظیر خشم رسوائی بی تردید حنجره به گاه فریاد غوطه خوردن در ژرفای بی کسی فرو رفتن در اقیانوس وحشت و از جگر فریاد کشیدن زیر آب ناله و نعره و نجوا در گودی عمیق چاه و رسیدن ...

۵ روز پیش
6K
آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد وقتی خدا چشم تو را درمان این بیچاره کرد آندم که یوسف عشق را همگون با اعجاز کرد وقتی جنونِ طعم تو را ، با ...

آندم که مجنون از عطش با دست گریبان پاره کرد وقتی خدا چشم تو را درمان این بیچاره کرد آندم که یوسف عشق را همگون با اعجاز کرد وقتی جنونِ طعم تو را ، با اشکهایم ساز کرد من مبتلا گشتم ولی , نه عشق بود و نه دلی هر ...

۵ روز پیش
8K
وادی شعر دیار فرزانگی است رسالتش رسالت عاشقی است شعر مرا دوباره بیمار کن باز بسوزانم و بیدار کن عاشق شعله های ویرانیم چون عطشم تا که بسوزانیم با دلی آکنده ز نامردمی ساغری از ...

وادی شعر دیار فرزانگی است رسالتش رسالت عاشقی است شعر مرا دوباره بیمار کن باز بسوزانم و بیدار کن عاشق شعله های ویرانیم چون عطشم تا که بسوزانیم با دلی آکنده ز نامردمی ساغری از عشق بنوشانیم #شهزاد

۵ روز پیش
3K
بی تو لبریزترین زمزمه ی بارانم بُغض پاییزی ترین پنجشنبه ی تهرانم آشکارا همچو دریا بی تعلق همچو باد هیچم و در لاک تاریک خودم پنهانم................. #شهزاد

بی تو لبریزترین زمزمه ی بارانم بُغض پاییزی ترین پنجشنبه ی تهرانم آشکارا همچو دریا بی تعلق همچو باد هیچم و در لاک تاریک خودم پنهانم................. #شهزاد

۶ روز پیش
4K