نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان_همیشه (۱۵ تصویر)

#رمان_همیشه فصل دوم قسمت هفتم +اما تو دیگه از حدت گذر کردی _ باور کن من هیچ................ هینامی اومد پیش کویاگا و گفت ببخشید مزاحمت شدم میگمــ _الان حوصلتو ندارم +هی بزار حال بدتو خودم ...

#رمان_همیشه فصل دوم قسمت هفتم +اما تو دیگه از حدت گذر کردی _ باور کن من هیچ................ هینامی اومد پیش کویاگا و گفت ببخشید مزاحمت شدم میگمــ _الان حوصلتو ندارم +هی بزار حال بدتو خودم خوبش کنم _ پیش تو که باشم حالم عالیه +حالا باهم آشتی کنین دیه +\ ...

۲۳ دی 1398
19K
#رمان_همیشه فصل دوم قسمت ششم😘 _راستش اون یکم به استراحت نیاز داشت منم گفتم ببرمش پیش دوستاش ولش کن دیگه +استراحت هان ببینم تو با اون رابطه داشتی نه راست بگو چند دفه _نه نه ...

#رمان_همیشه فصل دوم قسمت ششم😘 _راستش اون یکم به استراحت نیاز داشت منم گفتم ببرمش پیش دوستاش ولش کن دیگه +استراحت هان ببینم تو با اون رابطه داشتی نه راست بگو چند دفه _نه نه بخدا من تا حالا باهاش س® س نداشتم باور کن +پس چی هان ؟؟ اصلا ...

۱۶ دی 1398
17K
#رمان_همیشه فصل دوم قسمت پنجم😘 +راستش چیزی نشده _میدونم چی شده یراسا بهم گفت ولی من باید از زبون اون بشنوم😣 😤 😤 +بهت گفت😨 😱 _همچین چیزیو از من قایم کردی نه؟؟ میبینم همش ...

#رمان_همیشه فصل دوم قسمت پنجم😘 +راستش چیزی نشده _میدونم چی شده یراسا بهم گفت ولی من باید از زبون اون بشنوم😣 😤 😤 +بهت گفت😨 😱 _همچین چیزیو از من قایم کردی نه؟؟ میبینم همش دو روز نیستی +راستشو بگو کویاگا با خودش گفت پس هنوز نگفته خدا رو شکر😊 ...

۱۵ دی 1398
11K
#رمان_همیشه فصل دوم قسمت اول😘 هینامی گفت یه دختری نجاتم داد من اونو نمی شناختم کو جوش آورده بود کویاگا اومد توی سالن و با قیافه ناراحت گفت دو روز دیگه ازدواج میکنیم اشکهاش سرازیر ...

#رمان_همیشه فصل دوم قسمت اول😘 هینامی گفت یه دختری نجاتم داد من اونو نمی شناختم کو جوش آورده بود کویاگا اومد توی سالن و با قیافه ناراحت گفت دو روز دیگه ازدواج میکنیم اشکهاش سرازیر شدن روز عروسی کویاگا و ویاتو رسید کویاگا از ویاتو قول گرفت که هرگز تحت ...

۶ دی 1398
68K
#رمان_همیشه

#رمان_همیشه

۲ دی 1398
5K
#رمان_همیشه اتمام فصل اول آنچه در فصل بعد خواهید دید: +بخدا تقصیر من نبود کار من نبود _ولی تو برنامه ریزی کرده بودی می خواستی بکشیش +نمی خواستم بهش صدمه ای وارد کنم _تو برای ...

#رمان_همیشه اتمام فصل اول آنچه در فصل بعد خواهید دید: +بخدا تقصیر من نبود کار من نبود _ولی تو برنامه ریزی کرده بودی می خواستی بکشیش +نمی خواستم بهش صدمه ای وارد کنم _تو برای رسیدن به هدف دست به هرکاری میزنی +آره ولی نه کشتن رفیق بچگیامو _دروغگو +من ...

۱ دی 1398
7K
#رمان_همیشه قسمت بیست و سوم😘 ناتالی و نیکو بد جوری از خواب پریدن کو تنش لرزید ویاتو با وحشت بلند شد و به سمت اتاق یراسا رفت کویاگا بلند بلند میگفت فرار کن اگه بگیرتت ...

#رمان_همیشه قسمت بیست و سوم😘 ناتالی و نیکو بد جوری از خواب پریدن کو تنش لرزید ویاتو با وحشت بلند شد و به سمت اتاق یراسا رفت کویاگا بلند بلند میگفت فرار کن اگه بگیرتت میکشتت کویاگا یادش رفته بود یراسا نمیتونه راه بره تا به خودش اومد ویاتو رو ...

۲۹ آذر 1398
20K
#رمان_همیشه قسمت بیستم😘 ناتالی داشت غذا درست میکرد کویاگا از اتاق بیرون آمد رفت داخل حیاط روی صندلی نشست درحالی که به ماه که میدرخشید نگاه میکرد به یراسا و رفتار ویاتو فکر میکرد پنج ...

#رمان_همیشه قسمت بیستم😘 ناتالی داشت غذا درست میکرد کویاگا از اتاق بیرون آمد رفت داخل حیاط روی صندلی نشست درحالی که به ماه که میدرخشید نگاه میکرد به یراسا و رفتار ویاتو فکر میکرد پنج دقیقه ای گذشت ناگهان کویاگا محکم از روی صندلی بلند شد ماجرا رو فهمیده بود ...

۲۴ آذر 1398
25K
#رمان_همیشه قسمت چهاردهم😘 ناتالی برگشت به خونه در زد ویاتو در را باز کرد انگار ناتالی کلا عوض شده بود به ویاتو سلام نکرد نیکو رو دید ولی محل نزاشت اما نیکو تا اونو دید ...

#رمان_همیشه قسمت چهاردهم😘 ناتالی برگشت به خونه در زد ویاتو در را باز کرد انگار ناتالی کلا عوض شده بود به ویاتو سلام نکرد نیکو رو دید ولی محل نزاشت اما نیکو تا اونو دید پرید بغلش ناتالی نتونست احساساتشو مخفی کنه گریش جاری شد و فریاد زد عاشقتم یراسا ...

۲۱ آذر 1398
4K
#رمان_همیشه قسمت دوازدهم😘 ناتالی دیگه گریه نمی کرد اخه مگه با وجود هینامی چان گریه معنایی داره؟؟ کویاگا دراز کشون رو تخت افتاده بود ویاتو اروم در گوشش گفت حالت خوبه قرصاتو خوردی؟؟ کویاگا گفت ...

#رمان_همیشه قسمت دوازدهم😘 ناتالی دیگه گریه نمی کرد اخه مگه با وجود هینامی چان گریه معنایی داره؟؟ کویاگا دراز کشون رو تخت افتاده بود ویاتو اروم در گوشش گفت حالت خوبه قرصاتو خوردی؟؟ کویاگا گفت آره خوبم قرصامم خوردم یراسا کجاس ؟؟ویاتو حرصش گرفت سعی کرد اروم باشه دندان هایش ...

۲۱ آذر 1398
3K
#رمان_همیشه کو نامزد هینامی و بسیار مهربون و خوش قلب به گربه ها علاقه داره خوش خنده و مهربونه عصبانی نمیشه مگر اینکه کسی به هینامی توهین کنه اسم گربش : ام

#رمان_همیشه کو نامزد هینامی و بسیار مهربون و خوش قلب به گربه ها علاقه داره خوش خنده و مهربونه عصبانی نمیشه مگر اینکه کسی به هینامی توهین کنه اسم گربش : ام

۲۱ آذر 1398
3K
#رمان_همیشه یراسا قلبش پاکه و نمی خواد کسیو اذیت کنه اما اگه کسی فلج بودنشو مسخره کنه بشدت باهاش دعوا میکنه زورشم خیلی زیاده

#رمان_همیشه یراسا قلبش پاکه و نمی خواد کسیو اذیت کنه اما اگه کسی فلج بودنشو مسخره کنه بشدت باهاش دعوا میکنه زورشم خیلی زیاده

۲۰ آذر 1398
876
#رمان_همیشه نیکو نمی تونه جلو مسخره کردنشو بگیره خعلی مهربون نیستا حواست باشه عاشق اذیت کردن مردم😋 😋 😊

#رمان_همیشه نیکو نمی تونه جلو مسخره کردنشو بگیره خعلی مهربون نیستا حواست باشه عاشق اذیت کردن مردم😋 😋 😊

۲۰ آذر 1398
888
#رمان_همیشه ناتالی دختری مهربان و جوک اما بسیار غمگین😔 عاشق نیکوعه و به عشق عقیده نداره به گفته آون عشق وابستگی بیش نیست

#رمان_همیشه ناتالی دختری مهربان و جوک اما بسیار غمگین😔 عاشق نیکوعه و به عشق عقیده نداره به گفته آون عشق وابستگی بیش نیست

۱۹ آذر 1398
823
#رمان_همیشه قسمت چهارم😘 کویاگا داشت از تعجب شاخ در می آورد آخه ناتالی اونم یه همچین دختری عاشق یه همچین پسری میشه (یا حضرت امتحان کنکور)😊 ناتالی و کویاگا باهم میرن پیش یراسا آخه اون ...

#رمان_همیشه قسمت چهارم😘 کویاگا داشت از تعجب شاخ در می آورد آخه ناتالی اونم یه همچین دختری عاشق یه همچین پسری میشه (یا حضرت امتحان کنکور)😊 ناتالی و کویاگا باهم میرن پیش یراسا آخه اون دو نفر چهار ساله باهم آشنا شدن یراسا میگه نیکو پسری خوش قلب بود تا ...

۱۷ آذر 1398
2K