نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دخترپاییز (۴۸ تصویر)

. گفتم دلبر فلسفه ی این عشق و عاشقی‌ها چیه؟ نگام کرد و لبخندش رو تثبیت کرد، گفت: ما که ازاین حرفای قلمبه سلنبه سردرنمیاریم اما برای من یعنی عدسی چشمات وقتی زل میزنی و ...

. گفتم دلبر فلسفه ی این عشق و عاشقی‌ها چیه؟ نگام کرد و لبخندش رو تثبیت کرد، گفت: ما که ازاین حرفای قلمبه سلنبه سردرنمیاریم اما برای من یعنی عدسی چشمات وقتی زل میزنی و دوست داشتن رو تکرار میکنی یا اون منحنی لبخندت که آدمو مست میکنه سرم رو ...

۲۵ آذر 1398
13K
. میدانی دلبر بساط دلبرانه ایی زیبا پهن کرده ام در غروبی پاییزی زیربام عاشقی با منحنی‌های نامتناهی گونه‌هایت که ختم می شود به بوسه‌های شیرین و خنده های سرمستانه‌ات و من اینجا کنار روزهای ...

. میدانی دلبر بساط دلبرانه ایی زیبا پهن کرده ام در غروبی پاییزی زیربام عاشقی با منحنی‌های نامتناهی گونه‌هایت که ختم می شود به بوسه‌های شیرین و خنده های سرمستانه‌ات و من اینجا کنار روزهای باتو بودن خنده هایت را ثبت می کنم و تو با چشمک هایت تثبیت می ...

۲۵ آذر 1398
9K
. تو که نمیدانی دلبرجان دنیا را از پشت لنز دوربین تو دیدن چقدر به جانم میچسبد . #سولماز_بختیاری #دخترپاییز

. تو که نمیدانی دلبرجان دنیا را از پشت لنز دوربین تو دیدن چقدر به جانم میچسبد . #سولماز_بختیاری #دخترپاییز

۱۵ آذر 1398
2K
. ❤گفتم دلبر فلسفه ی این عشق و عاشقی‌ها چیه؟ نگام کرد و لبخندش رو تثبیت کرد، گفت: ما که ازاین حرفای قلمبه سلنبه سردرنمیاریم اما برای من یعنی عدسی چشمات وقتی زل میزنی و ...

. ❤گفتم دلبر فلسفه ی این عشق و عاشقی‌ها چیه؟ نگام کرد و لبخندش رو تثبیت کرد، گفت: ما که ازاین حرفای قلمبه سلنبه سردرنمیاریم اما برای من یعنی عدسی چشمات وقتی زل میزنی و دوست داشتن رو تکرار میکنی یا اون منحنی لبخندت که آدمو مست میکنه سرم رو ...

۱۵ آذر 1398
3K
شدم بی‌حواس‌ترین‌دخترِ این‌ِشهر! که‌یادش‌میره‌صبحا توچاییش‌شکربریزه نه‌ نمک! که‌یادش‌میره‌‌‌ پاییزه‌و‌ لباس‌گرم‌بپوشه! یادش‌میره‌امروز‌پنجشنبه‌ست‌وازدانشگاه‌ خبری‌نیست‌‌‌‌... شدم‌ بی‌حواس‌ترین... گوشیموجا گزاشتم توتاکسی! کتابامو‌ تو کافه ! کیفمو تو سوپری‌محله ! خودمو رونیمکتِ پارک • دلمو پیشِ تـــو... • دلمو پیشِ ...

شدم بی‌حواس‌ترین‌دخترِ این‌ِشهر! که‌یادش‌میره‌صبحا توچاییش‌شکربریزه نه‌ نمک! که‌یادش‌میره‌‌‌ پاییزه‌و‌ لباس‌گرم‌بپوشه! یادش‌میره‌امروز‌پنجشنبه‌ست‌وازدانشگاه‌ خبری‌نیست‌‌‌‌... شدم‌ بی‌حواس‌ترین... گوشیموجا گزاشتم توتاکسی! کتابامو‌ تو کافه ! کیفمو تو سوپری‌محله ! خودمو رونیمکتِ پارک • دلمو پیشِ تـــو... • دلمو پیشِ تـــو... #دخترپاییز ❣ ┅┄ ❥❤❥ ┄┅┄

۵ آذر 1398
144
. همیشه که نباید همه چیز را گفت... گاهی دلت میخواهد حرفهایت را از چشمانت بخوانند... بغض درونت را از صدایت بشنوند.... همیشه که نباید لبخند زد.... گاهی دلت میخواهد نقابت را از صورت خسته ...

. همیشه که نباید همه چیز را گفت... گاهی دلت میخواهد حرفهایت را از چشمانت بخوانند... بغض درونت را از صدایت بشنوند.... همیشه که نباید لبخند زد.... گاهی دلت میخواهد نقابت را از صورت خسته ات برداری و آنگاه با چشمان واقعی ات به رویشان بخندی.... همانقدر خسته... همانقدر واقعی... ...

۵ آذر 1398
110
. نمیدونم به خاطر چی بود؟ اینکه قشنگ میخندید یا اینکه بلد بود حالمو خوب کنه! یا اینکه وقتی حافظ میخوند من دوست داشتم دیگه همه صداها قطع بشن و فقط اون بگه و من ...

. نمیدونم به خاطر چی بود؟ اینکه قشنگ میخندید یا اینکه بلد بود حالمو خوب کنه! یا اینکه وقتی حافظ میخوند من دوست داشتم دیگه همه صداها قطع بشن و فقط اون بگه و من گوش بشمو بشنومو بمیرم از خوشی! نمیدونم بخاطرِ کدومِمون بود! بخاطر خودم که خوش بودم ...

۲۲ آبان 1398
371
. اگه دنیا رو یه پازل فرض کنیم، و آدمها رو قطعات اون پازل! اونوقته که باید، هر کسی درست سرجای خودش قرار بگیره. تا پازل دنیا کامل و جفت و جور شه. مثلا آیدا، ...

. اگه دنیا رو یه پازل فرض کنیم، و آدمها رو قطعات اون پازل! اونوقته که باید، هر کسی درست سرجای خودش قرار بگیره. تا پازل دنیا کامل و جفت و جور شه. مثلا آیدا، کنار شاملو باشه. شیرین، کنار فرهاد. و من، کنار تو. #سولماز_بختیاری #دخترپاییز . #photography #photo ...

۱۹ آبان 1398
377
. در آرزوی خط نگاهت جان می دهم به خط صدایم و آنچنان بی تاب دیده ات می شوم که ندانم چیست این گذر ساعت و ثانیه ها و بی هیاهو دل میسپارم به خنده ...

. در آرزوی خط نگاهت جان می دهم به خط صدایم و آنچنان بی تاب دیده ات می شوم که ندانم چیست این گذر ساعت و ثانیه ها و بی هیاهو دل میسپارم به خنده ی تو که شورمندانه ترین شور جهان است #مینا_صوفی #دخترپاییز

۱۶ آبان 1398
126
. تماما مشکی پوش بود به گفته خودش لباس های رنگی و زرق و برق دار دلخوشی میخواهد خیلی وقت پیش بارها و بارها دیده بودمش ولی چه کم توجه بودم اما آن روز نمیدانم ...

. تماما مشکی پوش بود به گفته خودش لباس های رنگی و زرق و برق دار دلخوشی میخواهد خیلی وقت پیش بارها و بارها دیده بودمش ولی چه کم توجه بودم اما آن روز نمیدانم اسمش تقدیر بود یا قسمت دیدمش که خیره به دوربین لبخند میزند حالم عوض شد ...

۱۱ آبان 1398
127
. گاه از چشمانم اشک میریزد گاه لبریز از ذوق تو می شود گاه از لبانم خنده می ریزد گاه سرشار از ماتم بی تو می شود اینک من در این آشفته حال مانده ام ...

. گاه از چشمانم اشک میریزد گاه لبریز از ذوق تو می شود گاه از لبانم خنده می ریزد گاه سرشار از ماتم بی تو می شود اینک من در این آشفته حال مانده ام لیکن تو همچنان سنگ مانده ایی #مینا_صوفی #دخترپاییز . . . #photography #photo #picture #beautiful ...

۸ آبان 1398
277
سیاهی چشمان تو رقیب نمی طلبد... معشوق این قصه تویی، چه میخواهی دگر؟ #سمانه_صالحی #دخترپاییز

سیاهی چشمان تو رقیب نمی طلبد... معشوق این قصه تویی، چه میخواهی دگر؟ #سمانه_صالحی #دخترپاییز

۲۶ مهر 1398
92
. خوب بودن آنقدرها هم سخت نیست فقط کافیست با جان و دل و بدون چشمداشت برای هر آفریده ای چه انسان و یا هر جاندار دیگری فقط یک قدم برداری باران شوی برای گلها ...

. خوب بودن آنقدرها هم سخت نیست فقط کافیست با جان و دل و بدون چشمداشت برای هر آفریده ای چه انسان و یا هر جاندار دیگری فقط یک قدم برداری باران شوی برای گلها و درختان فرشته شوی برای آفریده های بی زبان و بی پناه و از خود ...

۲۲ مهر 1398
366
. گاهی آنقدر عذاب می کشی و آنقدر به نقطه ی ذوب و انجمادِ مداوم می رسی ؛ که سنگِ صبر و طاقتت می شکند ، ناگهان قیدِ همه چیز را می زنی و بی ...

. گاهی آنقدر عذاب می کشی و آنقدر به نقطه ی ذوب و انجمادِ مداوم می رسی ؛ که سنگِ صبر و طاقتت می شکند ، ناگهان قیدِ همه چیز را می زنی و بی خیالِ خواستن ها ، داشتن ها و رسیدن ها می شوی ... از این نقطه ...

۲۲ مهر 1398
663
. همیشه که نباید همه چیز را گفت... گاهی دلت میخواهد حرفهایت را از چشمانت بخوانند... بغض درونت را از صدایت بشنوند.... همیشه که نباید لبخند زد.... گاهی دلت میخواهد نقابت را از صورت خسته ...

. همیشه که نباید همه چیز را گفت... گاهی دلت میخواهد حرفهایت را از چشمانت بخوانند... بغض درونت را از صدایت بشنوند.... همیشه که نباید لبخند زد.... گاهی دلت میخواهد نقابت را از صورت خسته ات برداری و آنگاه با چشمان واقعی ات به رویشان بخندی.... همانقدر خسته... همانقدر واقعی... ...

۱۸ مهر 1398
108
. پاییز، نم عاشقی و کوچه خیابان.. پاییز تن لاغر و بی برگ درختان پاییز ، هوای خنک و جادّه پر رنگ... پاییز، رسیدی؟ قدمت روی دو چشمان... #دخترپاییز

. پاییز، نم عاشقی و کوچه خیابان.. پاییز تن لاغر و بی برگ درختان پاییز ، هوای خنک و جادّه پر رنگ... پاییز، رسیدی؟ قدمت روی دو چشمان... #دخترپاییز

۱۸ مهر 1398
124
. همیشه که نباید همه چیز را گفت... گاهی دلت میخواهد حرفهایت را از چشمانت بخوانند... بغض درونت را از صدایت بشنوند.... همیشه که نباید لبخند زد.... گاهی دلت میخواهد نقابت را از صورت خسته ...

. همیشه که نباید همه چیز را گفت... گاهی دلت میخواهد حرفهایت را از چشمانت بخوانند... بغض درونت را از صدایت بشنوند.... همیشه که نباید لبخند زد.... گاهی دلت میخواهد نقابت را از صورت خسته ات برداری و آنگاه با چشمان واقعی ات به رویشان بخندی.... همانقدر خسته... همانقدر واقعی... ...

۷ مهر 1398
87
. دست هایم را مبادا رها کنی بی تو همه ی ترانه ها بد آهنگ اند هیچ قراری بی تو برقرار نمیشود و هیچ گرمایی دلم را گرم نگه نمی دارد سکوت را تجربه کردم ...

. دست هایم را مبادا رها کنی بی تو همه ی ترانه ها بد آهنگ اند هیچ قراری بی تو برقرار نمیشود و هیچ گرمایی دلم را گرم نگه نمی دارد سکوت را تجربه کردم اما بعد از تو جز فریاد محال است مگر میشود تو را دوست داشت و ...

۲ مهر 1398
54
می‌گویند به کدام معجزه مسلمان گشته ای در این وادی ِ حیران؟ چشمانَت را مثال بزنم یا لبخندت را؟ خودت که نمی‌دانی! پیام آور ِ عشق شده ای! میان ِ جمع کافری که مَستُ و ...

می‌گویند به کدام معجزه مسلمان گشته ای در این وادی ِ حیران؟ چشمانَت را مثال بزنم یا لبخندت را؟ خودت که نمی‌دانی! پیام آور ِ عشق شده ای! میان ِ جمع کافری که مَستُ و مَدهوششان،خودم بوده ام جانم! #زهرانقابی #دخترپاییز

۲۷ مرداد 1398
56
ما شعارمون خنده و دیوانگیست ما تا ته ته دنیا با همیم اگه به ما باشه دلمون میخواد 24 ساعته کنارِ هم باشیم ما دو تا رفیق، خوب همو میفهمیم رفاقتمون سال هاست به هم ...

ما شعارمون خنده و دیوانگیست ما تا ته ته دنیا با همیم اگه به ما باشه دلمون میخواد 24 ساعته کنارِ هم باشیم ما دو تا رفیق، خوب همو میفهمیم رفاقتمون سال هاست به هم گره خورده از اون گره هایی که تا ابد میمونه ما مثلِ لورل و هاردی ...

۳ مرداد 1398
210