نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

داستان (۷۰۰ تصویر)

اگه اهل کتاب خواندنی 📚 دیدنش اصلا ضرر نداره👇 🗝 کتاب های معروف و اینجا پیدا کن. اولین کتاب و رایگان هدیه بگیر 💬 کتاب شازده کوچولو داستان کسیه که از این ماشینی شدن آدم ...

اگه اهل کتاب خواندنی 📚 دیدنش اصلا ضرر نداره👇 🗝 کتاب های معروف و اینجا پیدا کن. اولین کتاب و رایگان هدیه بگیر 💬 کتاب شازده کوچولو داستان کسیه که از این ماشینی شدن آدم ها شاخ در آورد و برگشت به سیاره خودش از لینک اختصاصی زیر جهت مشاهده ...

۱۶ ساعت پیش
5K
: #بخش2 #داستانهای_ادامه_دار #داستان10 اما یک موضوع دیگر هم بود. او می دانست که کتک خوردن بچه ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آنها را از ...

: #بخش2 #داستانهای_ادامه_دار #داستان10 اما یک موضوع دیگر هم بود. او می دانست که کتک خوردن بچه ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد. نمی دانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در ...

۱۸ ساعت پیش
16K
#حوزه #حوزه_هنری #سینما #بازیگر #کارگردان #شاعر #نقد_سینما #نویسنده #نمایشنامه_نویس #داستان #داستان_نویس #هنرمند #هنرمندان_افغانستان #فرهنگ #فرهنگیان #هنر #هنرمندان #محمد_سرور_رجایی #تینا_محمدحسینی #سرور_رجایی #تهران #ایران #انقلاب #انقلاب_اسلامی #تولد #آفرینش‌های_ادبی #خانه_ادبیات_افغانستان #جاویدرضاحسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #javidhosseini #javid_hosseini ...

#حوزه #حوزه_هنری #سینما #بازیگر #کارگردان #شاعر #نقد_سینما #نویسنده #نمایشنامه_نویس #داستان #داستان_نویس #هنرمند #هنرمندان_افغانستان #فرهنگ #فرهنگیان #هنر #هنرمندان #محمد_سرور_رجایی #تینا_محمدحسینی #سرور_رجایی #تهران #ایران #انقلاب #انقلاب_اسلامی #تولد #آفرینش‌های_ادبی #خانه_ادبیات_افغانستان #جاویدرضاحسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #javidhosseini #javid_hosseini #javidrezahosseini #javidreza_hosseini #javid_reza_hosseini #هنرمند #فرهنگی #فیلم_ساز #برنامه_ساز

۱ روز پیش
3K
طرف زنش خیلی چاق بود، بهش میگه : خاک تو سرت پشتت انگار لباسشویی پونزده کیلویه! شب که شد به زنش گفت یه حالی بده! زنه گفت شرمنده نمیتونم لباسشویی 15 کیلویی رو واس یه ...

طرف زنش خیلی چاق بود، بهش میگه : خاک تو سرت پشتت انگار لباسشویی پونزده کیلویه! شب که شد به زنش گفت یه حالی بده! زنه گفت شرمنده نمیتونم لباسشویی 15 کیلویی رو واس یه لنگه جوراب روشن کنم چاقال! #داستان

۱ روز پیش
4K
#داستان #کافه #دانشگاه مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان. اما ...

#داستان #کافه #دانشگاه مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان. اما این یکی فرق داشت وقتی بدون اینکه مِنو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم ...

۲ روز پیش
31K
#داستانهای_ادامه_دار #داستان9 داستان چه کشکی چه پشمی، داستان زیبا وخواندنی #داستان زیبای چه کشکی چه پشمی چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو ...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان9 داستان چه کشکی چه پشمی، داستان زیبا وخواندنی #داستان زیبای چه کشکی چه پشمی چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای ...

۲ روز پیش
33K
#داستانهای_ادامه_دار #داستان8 داستان خرید معجزه ، داستان کوتاه و آموزنده و خواندنی وقتی سارا دخترک هشت ساله‌ای بود ، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می‌کنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است ...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان8 داستان خرید معجزه ، داستان کوتاه و آموزنده و خواندنی وقتی سارا دخترک هشت ساله‌ای بود ، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می‌کنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده ...

۴ روز پیش
73K
#داستانهای_ادامه_دار #داستان7 داستان موسی و بد ترین بنده خدا،داستان خواندنی و کوتاه روزی حضرت موسی (ع) رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود: بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان7 داستان موسی و بد ترین بنده خدا،داستان خواندنی و کوتاه روزی حضرت موسی (ع) رو به بارگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود: بار الها، می خواهم بدترین بنده ات را ببینم. ندا آمد: صبح زود به در ورودی شهر برو. اولین کسی که از شهر ...

۷ روز پیش
42K
این #داستان #ادامه دارد.....

این #داستان #ادامه دارد.....

۱ هفته پیش
1K
#داستانهای_ادامه_دار #داستان6 داستان شخصی که فقط یک روز زندگی کرد، داستان زندگی وآموزنده دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها ...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان6 داستان شخصی که فقط یک روز زندگی کرد، داستان زندگی وآموزنده دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت ...

۱ هفته پیش
71K
#داستان_کوتاه4 #ادامه_دار داستان شکستن قلب جغد ، کوتاه و خواندنی و جالب قلب جغد پیر شکست 💠 داستان قلب جغد پیر شکست ، جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود.زندگی را تماشا میکرد.رفتن و ...

#داستان_کوتاه4 #ادامه_دار داستان شکستن قلب جغد ، کوتاه و خواندنی و جالب قلب جغد پیر شکست 💠 داستان قلب جغد پیر شکست ، جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود.زندگی را تماشا میکرد.رفتن و ردپای آن را.و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و ...

۱ هفته پیش
30K
#داستان کوتاه طنز دکترهوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که می توانی از آسایشگاه بیرون بروی، زیرا با پریدن ...

#داستان کوتاه طنز دکترهوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که می توانی از آسایشگاه بیرون بروی، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانی خود را برای واکنش ...

۴ هفته پیش
26K
من و احسان . #JRH . . #تهران #ایران #افغانستان #ورامین #مترو #پانزده_خرداد #امام_خمینی #داستان #دورهمی #شهادت #آینه #جاویدرضاحسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی ...

من و احسان . #JRH . . #تهران #ایران #افغانستان #ورامین #مترو #پانزده_خرداد #امام_خمینی #داستان #دورهمی #شهادت #آینه #جاویدرضاحسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاوید_حسینی #جاویدحسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاویدرضا_حسینی #جاوید_رضا_حسینی #جاوید_حسینی ...

۴ هفته پیش
5K
#داستان-کوتاه پشت شیشه ایستاده بود... به بارون نگاه میکرد... بی رحمانه میبارید... و بی وقفه به شیشه میکوبید... این بارون داستانی رو تو دلش داشت... حالا داشت به شکل بی رحمانه ای اونو تعریف میکرد... ...

#داستان-کوتاه پشت شیشه ایستاده بود... به بارون نگاه میکرد... بی رحمانه میبارید... و بی وقفه به شیشه میکوبید... این بارون داستانی رو تو دلش داشت... حالا داشت به شکل بی رحمانه ای اونو تعریف میکرد... به تلخ ترین شکل... تا بهش بفهومه که به بدون اون نمیتونه زندگی کنه... اشکی ...

۱۲ آبان 1398
44K
#داستان کوتاه هوا ابری بود... انگار که اون شب آسمونم دلش گرفته بود... خیلی دلتنگش بودم... زنگ زدم جواب نداد... بهش پیام دادم گفتم :دارم با ماشین میام جلو درتون... انداره یک دقیقه بیا جلو ...

#داستان کوتاه هوا ابری بود... انگار که اون شب آسمونم دلش گرفته بود... خیلی دلتنگش بودم... زنگ زدم جواب نداد... بهش پیام دادم گفتم :دارم با ماشین میام جلو درتون... انداره یک دقیقه بیا جلو پنجره تون وایسا من ببینمت دارم میمیرم از دلتنگی بی انصاف... میدونی چند وقته ندیدمت؟؟؟ ...

۶ آبان 1398
42K
#داستان روزی روباه ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶِ ﺷﯿﺮ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﯿﺮ ﻣﯿﮕﻪ

#داستان روزی روباه ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶِ ﺷﯿﺮ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﯿﺮ ﻣﯿﮕﻪ " ﮐﻮﻧﯽ " ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ، روباه گفت : ﺗﻮ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻣﺜﻼ، ﺑﺮﻭ مادرشو بگا ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﺖ ﺑﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺷﯿﺮ گفت : ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﺑﺰﻥ روز بعد روباه ﻣﯿﺎﺩ ﭘﯿﺶ ﺷﯿﺮ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺮﮔﻮش ﻣﯿﺎﺩ ...

۲۹ مهر 1398
568
یوناتان میدونست من دارم میمیرم ، فکر کنم جز خودم همه خبر داشتند. حتی بچه های مدرسه هم میدونستند دیر یا زود میمیرم. وقتی یوناتان اومد ازش پرسیدم. کمی مکث کرد، نمیخواست جواب بده، ولی ...

یوناتان میدونست من دارم میمیرم ، فکر کنم جز خودم همه خبر داشتند. حتی بچه های مدرسه هم میدونستند دیر یا زود میمیرم. وقتی یوناتان اومد ازش پرسیدم. کمی مکث کرد، نمیخواست جواب بده، ولی گفت:"آره... میدونم" جواب خیلی تلخی بود، مخصوصا برای کسی مثل من. اشک سریعا در چشم ...

۲۴ مهر 1398
148K
#داستان شاهنامه کیکاوس پس از پیروزی بر دیوان مازندران در اندیشه گشودن سرزمینهای دیگر افتاد. پس با لشکری فراوان به سوی توران و چین و مکران حرکت کرد همه را شکست داد. آنگاه کاوس به ...

#داستان شاهنامه کیکاوس پس از پیروزی بر دیوان مازندران در اندیشه گشودن سرزمینهای دیگر افتاد. پس با لشکری فراوان به سوی توران و چین و مکران حرکت کرد همه را شکست داد. آنگاه کاوس به مهمانی رستم در زابلستان رفت و در آنجا سرگرم بزم و شکا ر شد که ...

۱۹ مهر 1398
65K
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین جلسات بزرگداشت شهیدان ادامه حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است منبع (ادامه مطلب): http://qaem14.blog.ir/1398/07/07/yazahra%20salam%20allah%20alayha%20JBSHEHJVSHA%20esnhshsh #توجه: استفاده از ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین جلسات بزرگداشت شهیدان ادامه حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است منبع (ادامه مطلب): http://qaem14.blog.ir/1398/... #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه ...

۱۵ مهر 1398
41K
📚 #داستان کوتاهی از #زندگی #امام_حسن_مجتبی (ع) 🌺🍃🌺🍃🌺 روزی حسن بن علی (ع) بر تعدادی #فقیر عبور کردند که روی #زمین نشسته بودند و از تکه #نان هایی که جلوی آنها بود برمی داشتند و ...

📚 #داستان کوتاهی از #زندگی #امام_حسن_مجتبی (ع) 🌺🍃🌺🍃🌺 روزی حسن بن علی (ع) بر تعدادی #فقیر عبور کردند که روی #زمین نشسته بودند و از تکه #نان هایی که جلوی آنها بود برمی داشتند و می خوردند. آنان حضرت را #تعارف کردند و گفتند: «ای پسر دختر #رسول_خدا (ص)! بفرمایید ...

۱۴ مهر 1398
21K