نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

داداش_ابراهیم (۳ تصویر)

گفتم کلید🔑 قفل شـــ🕊ـهـادت شکسته است⁉️ یا اندر این زمانه، در🚪 بــ🌳ـاغ بسته است؟ خندید😄 و گفت: ســــاده نباش ای قفس پرست! در بسته نیست ... بــــال و پر🕊 ما شکسته است‼️ [😔] #داداش_ابراهیم😍✌️ 🌷🌷

گفتم کلید🔑 قفل شـــ🕊ـهـادت شکسته است⁉️ یا اندر این زمانه، در🚪 بــ🌳ـاغ بسته است؟ خندید😄 و گفت: ســــاده نباش ای قفس پرست! در بسته نیست ... بــــال و پر🕊 ما شکسته است‼️ [😔] #داداش_ابراهیم😍✌️ 🌷🌷

۵ آبان 1397
4K
عکس خودمه :) از شناسایی آمده بود. منطقه مثل موم توی دستش بود. با رگ و خون حسش می‌کرد. دل ‌می‌بست و بعد می‌شناختش. اصلاً به خاطر همین بود که حتی وقتی بین بچه‌ها نبود، ...

عکس خودمه :) از شناسایی آمده بود. منطقه مثل موم توی دستش بود. با رگ و خون حسش می‌کرد. دل ‌می‌بست و بعد می‌شناختش. اصلاً به خاطر همین بود که حتی وقتی بین بچه‌ها نبود، از پشت بی‌سیم جوری هدایتشان می‌کرد که انگار هست. انگار داشت آن‌جا را می‌دید. عشق ...

۱ مهر 1395
8K
کار به توهین و بد وبیراه گفتن کشیده بود حاجی خونسرد نشسته بود و بحث می کرد نیمخیز شدم که ورامینی دستم را کشید و مجبورم کرد بنشینم خودمان بودیم توی چادر و حاجی که ...

کار به توهین و بد وبیراه گفتن کشیده بود حاجی خونسرد نشسته بود و بحث می کرد نیمخیز شدم که ورامینی دستم را کشید و مجبورم کرد بنشینم خودمان بودیم توی چادر و حاجی که توی خودش بود داشتم فکر میکردم الان است که دستور اخراج آن ها را از ...

۱۴ شهریور 1395
6K