نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

حکایت (۱۷۲ تصویر)

موتور هواپیما خاموش شده بود هواپیما در حال سقوط بود خلبان سراسیمه پرسید: کسی دعا کردن بلده؟ آخوند با افتخار گفت: من کارم دعا کردنه خلبان گفت: پس شما برای خودت دعا کن، ما به ...

موتور هواپیما خاموش شده بود هواپیما در حال سقوط بود خلبان سراسیمه پرسید: کسی دعا کردن بلده؟ آخوند با افتخار گفت: من کارم دعا کردنه خلبان گفت: پس شما برای خودت دعا کن، ما به بقیه چتر نجات میدیم، چون یه چتر کم داریم!! #حکایت

۲ هفته پیش
8K
#حکایت یک ماهه!!! 🖌طراحی و اجرا: سید محمدحسین هاشمی کانال طنز «دکترسلام»: https://telegram.me/joinchat/AfOYATwalJHDL-s8hkMSQw

#حکایت یک ماهه!!! 🖌طراحی و اجرا: سید محمدحسین هاشمی کانال طنز «دکترسلام»: https://telegram.me/joincha...

۲ هفته پیش
9K
#حکایت خوبان

#حکایت خوبان

۳ هفته پیش
3K
#حکایت «آورده اند روزی حاکم شهر بغداد از بهلول پرسید: آیا دوست داری که همیشه سلامت و تن درست باشی؟ بهلول گفت: خیر زیرا اگر همیشه در آسایش به سر برم، آرزو و خواهش های ...

#حکایت «آورده اند روزی حاکم شهر بغداد از بهلول پرسید: آیا دوست داری که همیشه سلامت و تن درست باشی؟ بهلول گفت: خیر زیرا اگر همیشه در آسایش به سر برم، آرزو و خواهش های نفسانی در من قوت می گیرد و در نتیجه، از یاد خدا غافل می مانم. ...

۳۱ فروردین 1398
6K
✅ لطفا بخوانید! بسیار بسیار پیشنهادی 🐳 نهنگ تنها تنهاترین نهنگ دنیا عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یک نهنگ داد! قضیه از این قرار بود که تنهاترین نهنگ، نهنگی بود که ...

✅ لطفا بخوانید! بسیار بسیار پیشنهادی 🐳 نهنگ تنها تنهاترین نهنگ دنیا عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یک نهنگ داد! قضیه از این قرار بود که تنهاترین نهنگ، نهنگی بود که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهایی‌اش را کشف ...

۱۸ فروردین 1398
18K
🌷 داستان کوتاه پس گردنی(عاااالیه😂 ) یکی از اساتید حوزه نقل میکرد میگفت:روزی یکی از شاگرداش بهش زنگ میزنه که فورا استاد واسش یه استخاره بگیره استاد هم استخاره میگیره وبهش میگه:بسیار خوبه معطلش نکن ...

🌷 داستان کوتاه پس گردنی(عاااالیه😂 ) یکی از اساتید حوزه نقل میکرد میگفت:روزی یکی از شاگرداش بهش زنگ میزنه که فورا استاد واسش یه استخاره بگیره استاد هم استخاره میگیره وبهش میگه:بسیار خوبه معطلش نکن و سریع انجام بده. چند روز بعد شاگرد اومد پیش استاد وگفت: میدونید استخاره رو ...

۱۶ فروردین 1398
6K
🌷 داستان کوتاه پس گردنی(عاااالیه😂 ) یکی از اساتید حوزه نقل میکرد میگفت:روزی یکی از شاگرداش بهش زنگ میزنه که فورا استاد واسش یه استخاره بگیره استاد هم استخاره میگیره وبهش میگه:بسیار خوبه معطلش نکن ...

🌷 داستان کوتاه پس گردنی(عاااالیه😂 ) یکی از اساتید حوزه نقل میکرد میگفت:روزی یکی از شاگرداش بهش زنگ میزنه که فورا استاد واسش یه استخاره بگیره استاد هم استخاره میگیره وبهش میگه:بسیار خوبه معطلش نکن و سریع انجام بده. چند روز بعد شاگرد اومد پیش استاد وگفت: میدونید استخاره رو ...

۱۴ فروردین 1398
12K
#حکایت روزی که محمد ماهاتیر به ایران آمد گفتند شما هم آمریکا را بد می دانید اما چرا شما روابط و تعامل با آنان دارید؟ جواب داد : آمریکا یک گاو است شما ایرانی ها ...

#حکایت روزی که محمد ماهاتیر به ایران آمد گفتند شما هم آمریکا را بد می دانید اما چرا شما روابط و تعامل با آنان دارید؟ جواب داد : آمریکا یک گاو است شما ایرانی ها با شاخش درگیر شدید و ما آن را می دوشیم.

۱۳ فروردین 1398
5K
حکایت گره زدن سبزه چیست؟ در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و ...

حکایت گره زدن سبزه چیست؟ در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته‌های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار ...

۱۲ فروردین 1398
10K
روستایی فقیری که از تنگ‌دستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده‌ام. از روی ...

روستایی فقیری که از تنگ‌دستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده‌ام. از روی زن و بچه‌هایم خجالت می‌کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم. ...

۹ فروردین 1398
32K
روزی یک زرتشتی و یک مسلمان از مسیری در حال عبور بودند....در حین مسیر دختر بچه ای 12 ساله را دیدند که با سبد پر از میوه می خواهد از رودخانه عبور کند .آن مرد ...

روزی یک زرتشتی و یک مسلمان از مسیری در حال عبور بودند....در حین مسیر دختر بچه ای 12 ساله را دیدند که با سبد پر از میوه می خواهد از رودخانه عبور کند .آن مرد زرتشتی سبد میوه را بر دوش و دست دخترک را در دست گرفت و از ...

۲۵ اسفند 1397
4K
#حکایت!

#حکایت!

۱۹ اسفند 1397
12K
گرگ هر شب به شکار می‌رفت و بی آنکه چیزی #شکار کند برمی‌گشت. شبی #گرگ را ناراحت دیدم... با لاشه یک #آهو به دهان به گله آمد. گرگ‌های گله شاد از شکار او پرسیدند: چرا ...

گرگ هر شب به شکار می‌رفت و بی آنکه چیزی #شکار کند برمی‌گشت. شبی #گرگ را ناراحت دیدم... با لاشه یک #آهو به دهان به گله آمد. گرگ‌های گله شاد از شکار او پرسیدند: چرا ناراحتی گرگ؟ گفت: شبی در سیاهی بیابان، چشمانش را دیدم، دلم را ربود. هر شب ...

۱۸ بهمن 1397
15K
#حکایت 😂😂 فغت 😂 نَ😞 فقت 😆 برای😅 خندع😃 😂

#حکایت 😂😂 فغت 😂 نَ😞 فقت 😆 برای😅 خندع😃 😂

۲ بهمن 1397
7K
#حکایت

#حکایت

۳۰ دی 1397
9K
#حکایت

#حکایت "ابن هرمه" به نزد منصور(خلیفه عباسی) آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد و پرسید؛ چیزی از من بخواه! گفت؛ به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند، مرا حد نزنند! منصور گفت؛ "ابطال حدود" را راهی نیست، چیز دیگری بخواه و اصرار کرد. ...

۱ دی 1397
12K
#حکایت‌آشنا خر و آموزش زبان انگلیسی

#حکایت‌آشنا خر و آموزش زبان انگلیسی "ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﭘﯿﺮ" ﻋﺎﺷﻖ "ﺧﺮِ ﭘﯿﺮﺵ" ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻫﻮﺱِ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﺵ ﮐﺮﺩ! ﺟﺎﯾﺰﮤ کلانی ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ زبان ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺮﺵ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﻋﻼﻡ نمود ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ...

۲۳ آذر 1397
10K
#حکایت#دارا#سارا....

#حکایت#دارا#سارا....

۱۹ آذر 1397
11K
🍃 #حکایت شخصی را قرض بسیار آمده بود. تاجری کریم را در بازار به او نشان دادند که احسان می کند آن شخص، تاجر سخاوتمند را در بازار یافت و دید که به معامله مشغول ...

🍃 #حکایت شخصی را قرض بسیار آمده بود. تاجری کریم را در بازار به او نشان دادند که احسان می کند آن شخص، تاجر سخاوتمند را در بازار یافت و دید که به معامله مشغول است و بر سر ریالی چانه می زند ، آن صحنه را دید پشیمان شد ...

۱۷ آذر 1397
8K
꧁Sᬼ̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬ᝪᬼSᬼ̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬ᗅᬼ̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬Ŋᬼ꧂: #تشکر از #مدیر ویسگون آقای جلالی بابت همچین برنامه ای #حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله … اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛ اما ...

꧁Sᬼ̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬ᝪᬼSᬼ̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬ᗅᬼ̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬̬Ŋᬼ꧂: #تشکر از #مدیر ویسگون آقای جلالی بابت همچین برنامه ای #حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله … اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛ اما بعضی وقتها سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی … ممنون بابت ...

۱۵ آذر 1397
9K